تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۳۲۰۸۹

چارچوب‌های سیاست آمریکا درباره آفریقا

سیدامیر مرتضوی مقدمه: دولتمردان آمریکایی اعتقاد دارند که در قاره آفریقا فرصتها و چالشها عملاً در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. به عبارت دیگر، راهها برای ورود به هر فرصتی اعم از فرصتهای اقتصادی، تجاری، سیاسی و فرهنگی کاملاً باز است و بهره‌برداری از تمامی موقعیتهای موجود به راحتی امکانپذیر است،‌لیکن نباید عوامل بازدارنده مانند امراض و اپیدمی‌های خطرناک، جنگ، فقر، احتمال کودتا و از این قبیل را از نظر دور داست، لذا دولت ایالات متحده از دهه‌های پیش همواره سعی داشته است با در نظر گرفتن اولویتهای استراتژیک خود، در لوای سیمایی موجه‌تر و اغلب به عنوان حافظ ارزشهای انسانی و یا کشور کمک‌کننده به حل معضلاتی که به برخی از آنها اشاره شد، منویات و اهداف مدنظر خود را در قاره آفریقا دنبال کند. گرچه آمریکایی‌ها اغلب برای پیشبرد اهداف سیاسی و استراتژیک خود با اشکال پیچیده‌‌تری به این قاره وارد شده‌اند که در این خصوص باید جداگانه به بحث نشست.

در حال حاضر یکی از اولویتهای مهم و استراتژیک دولت ایالات متحده آمریکا، مقابله و رویارویی با ریشه‌های تروریسم جهان در قاره آفریقاست.
بر طبق اظهار نظرهای مقامات و مسئولان مختلف سیاسی در دولت فعلی ایالات متحده، منافع آمریکا به موازات اعمال اصول سیاسی و استراتژیک باید در یک بستر و تواماً به سمت جلو حرکت کند.
در اصل آمریکاییان سعی دارند اصول و مشی سیاسی و اعتقادی خود را که در قالب ایده‌هایی همچون، ایجاد یک آفریقای آزاد، کمک به استقرار صلح و دمکراسی در سراسر قاره سیاه و در نهایت عینیت بخشیدن به تحقق آرمان سعادت روزافزون برای سکنه این قاره به عنوان سرفصلهای سیاست خارجی خود به مردم قاره تفهیم کنند.
دولت آمریکا در تعیین چارچوب سیاستهای عملی تازه و نوین، به عوامل خود در سراسر این قاره تاکید کرده است که با مساعدت دوستان و همیپمانان آمریکایی باید به تقویت دولتهای شکننده آفریقایی (البته آن دسته که با اهداف و آرمانهای آمریکایی در این قاره مخالفت و یا معاضدت ندارند) کمک کرد. در این دستورالعمل موضوعاتی مانند:
ـ کمک به توان بومیان و سکنه اصلی برای ارتقای امنیت مرزهای خود
ـ ‌مساعدت به وضع قوانین و مقررات به روزتر توسط دولتهای آفریقایی، تربیت و آموزش نیروهای نظامی و انتظامی کارآ و همچنین ایجاد زیرساختهای اطلاعاتی و امنیتی برای از میان بردن محیط امن کنونی برای سرکردگان و عوامل تروریست
ـ کمک به ایجاد و استقرار صلح و آرامش در محیطهای پرتنش فعلی در قاره آفریقا. مساعدت و ارائه طریق به حل و فصل جنگهای داخلی که به طور سنتی و به دلایل قومی و قبیله‌ای به بیرون مرزهای یک کشور کشانده می‌شود و در کوتاه‌مدت به مناقشات منطقه‌ای مبدل می‌گردند.
ـ ایجاد ائتلافهای مصمم به همکاری با دولت ایالات متحده آمریکا در جهت برقراری ترتیبات امنیتی منسجم به عنوان یک اقدام کلیدی در جهت مقابله با بروز تهدیدهای فرامنطقه‌ای علیه منافع ایالات متحده در این قاره.
آفریقا:‌ استراتژی امنیت ملی
در نظر آمریکاییان، قاره آفریقا به دلیل وسعت، برخورداری از تنوع و گوناگونی جغرافیایی، قومی، فرهنگی و مذهبی، تعیین و تعریف یک استراتژی امنیتی متکی بر همکاری دوجانبه با تک‌تک کشورهای قاره را می‌طلبد تا در نهایت به ایجاد یک ائتلاف بزرگ‌تر و مصمم‌تر منتهی شود.
دولت ایالات متحده در نهایت به دنبال ایجاد پیوند سه حلقه استراتژیک مهم و محوری برای قاره آفریقا است:
1ـ توجه متمرکز و مدام به کشورهای تاثیرگذار بر همسایگان خود همچون آفریقای جنوبی، نیجریه، کنیا و اتیوپی به عنوان لنگرگاهها و یا تکیه‌گاههای اصلی منطقه‌ای در جلب این همکاری
2ـ‌ همکاری با همپیمانان، دولتهای دوست و موسسات بین‌المللی برای میانجیگری سازنده و انجام عملیات و یا مذاکرات موفقیت‌آمیز منجر به برقراری صلح و پایان بخشیدن به منازعات و مناقشات آفریقایی
3ـ تقویت توانایی‌های دولتها و سازمانهای منطقه‌ای اصلاحگرای آفریقایی به عنوان اولویتهای اصلی برای مقابله با تهدیدهای فرامنطقه‌ای با اتکا بر اصول پایدار.
در نهایت دولت ایالات متحده بر این اعتقاد است که باید آفریقاییان را وادار کرد تا در راه ایجاد و استقرار بسترهای مبتنی بر اصول سیاست و اقتصاد آزاد حرکت کنند. در نظر آمریکاییان مطمئن‌ترین راه برای پایان دادن به منازعات فعلی به ویژه در مناطق زیر صحرا (که ظاهراً بر سر منابع و ذخائر مادی و یا اختلافات سیاسی آغاز شده است، ولی در اصل ریشه در اختلافات قومی، نژادی و مذهبی دارند) سوق دادن ملل آفریقایی به سمت و سوی نظام آزاد اقتصادی و به اصطلاح دمکراسی است.
دولتمردان آمریکایی بر این عقیده‌‌اند که در تغییر سازمان وحدت آفریقا به اتحادیه آفریقا در سال 2003، عملاً بستری تازه برای پایبند کردن رهبران آفریقایی به تعهدات گذشته دولتهای خود فراهم کرد. از این گذشته راه برای رسیدن به اهداف موردنظر آمریکایی‌ها از جمله استقرار و شکل‌گیری نظامهای مبتنی بر مدیریت صالح، تقویت و القای حس مسئولیت مشترک برای ایجاد نظامهای سیاسی دمکراتیک هموارتر شد، در نتیجه استفاده از فرصتهای آینده به منظور تقویت ارکان متکی بر دمکراسی در قاره در عمل فراهم شده است.
محورهای سه‌گانه در سیاستهای آفریقایی دولت بوش
1ـ‌گرایش استراتژیک
ـ کار با کشورهای تکیه‌گاه و کلیدی در هر یک از برنامه‌ها
ـ حمایت از سازمانهای زیرمنطقه‌ای
ـ درگیر کردن بیشتر اتحادیه آفریقا در مسائل و معضلات قاره
2ـ‌ اولویتهای سیاسی روشن
ـ‌ مقابله با بیماری مهلک ایدز
ـ پیشبرد آزادیهای فردی، سیاسی و اقتصادی از طریق فرهنگ آمریکایی
ـ ارتقای سطح ثبات منطقه‌ای و صلح و آرامش در قاره
3ـ اصول همکاریهای دوجانبه مبتنی بر:
ـ‌ مدیریت خوب (صالح)
ـ‌ اصلاحات اقتصادی
ـ بهبود وضع بهداشت، سلامتی و آموزش
قانون رشد و ایجاد فرصت برای آفریقا موسوم به AGOA
البته مشروح این قانون در سایتهای مختلف اینترنتی قابل دسترسی است. ولی رئوس موردنظر این گزارش عبارتند از:
ـ این اجلاس در روزهای 29 و 30 اکتبر سال 2001 تشکیل شد.
ـ بوش، وزیر امور خارجه وقت،‌ وزیر خزانه‌داری، وزیر بازرگانی، وزیر کشاورزی، مشاور امنیت ملی، مدیر تشکیلات یو.اس‌اید و وزرای همتا از 35 کشور آفریقایی، در این اجلاس شرکت کردند.
ـ‌ راههای مربوط به ایجاد یک ساختار توانمند تجاری با کشورهای آفریقایی با اجرای مقررات کامل AGOA مورد بحث و تبادل‌نظر قرار گرفت.
مقابله با بیماری ایدز
ـ بیماری مهلک ایدز به تنهایی در سراسر قاره آفریقا 11 میلیون یتیم و بی‌سرپرست بر جای گذاشته است.
ـ به زعم بسیاری دولت بوش با ایجاد یک صندوق جهانی کمک به بیماران ایدز و اختصاص 200 میلیون دلار نقدینگی برای مقابله با بیماری ایدز قدم مهمی در این راه برداشته است.
گرچه این صندوق‌ تاکنون بیش از 500 میلیون دلار (در سراسر جهان به ویژه در آفریقا) در جهت درمان، پیشگیری، تحقیقات و آموزش هزینه کرده است.
ـ در برنامه‌های آینده دولت بوش برای مقابله با این بیماری مهلک تا یک میلیارد دلار بودجه پیش‌بینی شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات