اصول انسانشناسی اسلامی
اصول اساسی انسان شناسی اسلامی را می توان به اختصار در موارد زیر ترسیم کرد :
الف انسان موجودی آگاه است به این معنی که جوهر ذات انسان « آگاهی » است . برهمین اساس علم و دانایی به عنوان معیاری در تفاوت گذاری میان انسان ها قلمداد شده است . امتیاز و برتری انسان ها ذاتا تا به آن حد است که دانایی در قرآن معادل بصیرت و روشن بینی و نادانی هم معنای نابینایی ذکر شده است . اساسا بازخواست از تکالیف به سبب وجود آگاهی و دانایی است و نسبت به انسان های جاهل شرایط به گونه ی دیگری است . از نظر شهید مطهری همین آگاهی ملاک انسانیت و منشا تمدن و فرهنگ در جامعه انسانی است زیرا آگاهی حیوانات از جهان اطراف خود به وسیله حواس ظاهری است و به همین لحاظ آگاهی آنها سطحی جزئی منطقه ای مربوط به زمان حال و فاقد ارزش اخلاقی است ولی قلمرو آگاهی انسان بسیار فراتر گسترده تر و متعالی تر از حیوانات است . براین اساس انسان باید در پرداختن به امور زندگانی خود از افق دید فراتری بنگرد و به بررسی های محدود بسنده نکند.
ب انسان موجودی مرکب از جسم و روح است یک جز انسان از خاک است و جز دیگرش از خدا و همین ترکیب است که به انسان قابلیت ویژه ای در مقایسه با موجودات دیگر می بخشد (قرآن کریم 32 : 7 ـ9 ) و به همین جهت است که در وی دو دسته از خواست ها و تمایلات رخ می نماید یکی خواست های مربوط به بعد خاکی و مادی اش و دیگری خواست های فرامادی و روحانی او.
ج انسان موجودی مختار است یعنی فعالیت های او مبتنی بر آگاهی و انتخاب است و به همین لحاظ است که انسان در افعالش به گزینش دست می زند. در قرآن کریم قدرت انتخابگری انسان تصریح شده است آنجا که می فرماید : « ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس » (همان 76 ـ3 ) . بدیهی است که شاکر بودن و یا ناسپاس بودن هر کدام معلول نوعی تعقل در آفاق و انفس و پس از آن به نتیجه ای خاص رسیدن و سپس بر اساس آنچه گزینش شده عمل نمودن است .
د. انسان موجودی مسئول است انسان با عنایت به اصول سه گانه آگاهی ترکیبی از جسم و روح بودن و نیز قدرت انتخاب و اختیار داشتن . موجودی مسئول نیز شناخته می گردد (همان 17 ـ36 ) . این امر دامنه ورود به یک رفتار و نیز وضعیت روحی انسان را در ارتکاب هرگونه عملی تحت الشعاع قرار می دهد و او خود را ملزم به پاسخگویی در برابر اعمال خود احساس خواهد کرد.
باید توجه داشت که وقتی انسان مسئول شد در درجه اول مسئول رفتار خودش است و تاکید قرآن کریم بر این موضوع قابل توجه است . آنجا که پس از سوگندهای متوالی می فرماید رستگار شد آن کسی که جان خود را پاکیزه کرد و بدبخت و ذلیل شد آن کسی که جان خود را از آلودگی حفظ نکرد (همان 91 : 7 ـ10 ) پس در یک چنین وضعیتی است که کنترل بر رفتار و محاسبه گری از کارهای ارادی توسط خود انسان کنشگر تشدید خواهد شد.
بر اصول و ویژگی های چهارگانه فوق که در اغلب کتاب های انسان شناسی اسلامی آمده است می توان اصول دیگری را نیز افزود از جمله اینکه :
هـ . انسان موجودی است که همواره در معرض گمراهی و زیان قرار دارد (همان 103 ـ2 ) قرآن کریم در جای جای آیاتش خطر شیطان و لزوم دوری جویی انسان ها از وسوسه های او را گوشزد کرده سوگند شیطان برای به گمراهی کشانیدن انسان را یادآوری کرده است شاید بتوان به این مطلب به عنوان یکی از مسائل اساسی در تحلیل رفتار فردی و جمعی انسان ها از منظر دینی توجه نمود.
البته باید دقت داشت که بر اساس تعالیم آسمانی و الهی شیطان دارای وجودی حقیقی و مستقل از انسان است که از طریق آراستن کارهای زشت برای انسان دادن وعده های دروغین و غیره عمل می کند و نتیجه وسوسه های شیطان به گونه ای است که فرد با فریفته گری او عملی بر خلاف هنجارها به خصوص هنجارهای دینی و الهی انجام می دهد.
و یکی از ویژگی های اساسی و مختص انسان نیروی تسلط بر نفس و قیام علیه خلافکاری های خود است وگرنه وی از انسانیت فقط واجد ویژگی های ظاهری خواهد بود و این اصلی اساسی است که در بررسی های مادی گرایان درباره انسان مورد غفلت واقع شده است .
همان طور که بیان شد عنایت دین اسلام به مسائل اجتماعی و رعایت مصالح عمومی جامعه انسانی بر امور دیگر غلبه دارد و برهمین سیاق در تعارض میان مصالح فرد با مصالح اجتماع تقدم با جامعه و رعایت مصالح عمومی است شاید بتوان جایگاه فوق العاده تکلیفی و اهمیت مسئله « امربه معروف و نهی ازمنکر » را ناظر به همین ترجیح دانست زیرا یکی از کارکردهای اجتماعی دستور دینی امربه معروف و نهی ازمنکر اصلاح جامعه و هدایت آن به سوی بایسته های رفتاری و پای بندی افراد جامعه به هنجارهای اجتماعی منطبق با ارزش های آن است .
با توجه به اصول انسان شناسی اسلامی روشن است که مطالعه رفتار انسان و بررسی خاستگاه اعمال او در ملاحظه و تجلیل یک سلسله امور مادی و ظاهری مربوط به رفتار انسان منحصر نبوده بلکه عوامل دیگری نظیر میزان علم و آگاهی اراده و انتخاب که خود متاثر از شرایط متعددی است باور به پذیرش مسئولیت فردی رفتار خود ایمان به این امر که همیشه در معرض فریب ها و وسوسه های شیطانی قرار دارد و نیز توجه به این نکته که در درون خود دارای نیرویی است که می تواند علیه بسیاری از خواسته های خویش در هر شرایطی ایستادگی کند و تحت تاثیر وسوسه های درونی قرار نگیرد نقش آفرین خواهد بود.
به همین جهت مطالعه رفتار اجتماعی انسان از منظر شهید مطهری تا حدود زیادی متفاوت از مطالعاتی خواهد بود که انسان را صرفا از جنبه مادی واکاوی می کنند. ناگفته پیداست که در این بررسی بی توجهی به مسائل مادی و محیطی و نقش و تاثیر آنها مد نظر نیست بلکه علاوه بر آنها امور دیگری نیز مورد توجه است.
در مورد سئوال اصلی این تحقیق که شهید مطهری انحرافات اجتماعی را چگونه بررسی و مطالعه کرده است باید گفت که ایشان انحرافات اجتماعی را عمدتا در سطحی کلی و غیرمصداقی بررسی کرده اند و از ورود به موارد جزئی و مصداقی که در رفتارهای افراد جامعه خویش قابل مشاهده بوده خودداری کرده اند و حتی کسانی را که به امور جزئی پرداخته اند نکوهش نموده اند. دغدغه ی شهید مطهری در بررسی و مطالعه انحرافات اجتماعی این است که در ابتدا باید رفتار درست و نادرست و به تعبیر ایشان معروف و منکر را بدانیم که چیست و بعد در پی تحلیل آن باشیم . ایشان در این باره می گویند :
تا حالا که امربه معروف و نهی ازمنکرهای ما در اطراف دگمه لباس و بند کفش مردم بوده است در حول و حوش موی سر و دوخت لباس مردم بوده است ! ما اصلا معروف چه می شناسیم که چیست منکر چه می شناسیم که چیست ما گاهی معروف ها را به جای منکر می گیریم و منکرها را به جای معروف.
اما اینکه شهید مطهری چه عامل و یا عواملی را به عنوان خاستگاه انحرافات اجتماعی قلمداد کرده اند با جستجو در آثار ایشان به نظر می رسد که از میان انبوه عوامل فردی محیط اجتماعی و ساختاری دو دسته از عوامل در نگاه ایشان عمده و اساسی است که اینها به نوبه خود باعث انواع کج رفتاری ها و انحرافات دیگر می گردند :
1 ـ ایشان انحرافات فکری و اندیشه ای را در بخش های مختلف مهم تر و تاثیرگذارتر از موارد دیگر تلقی کرده اهتمام خود را در پاسخگویی به مصادیق آن به نحو کلی می دانستند مصادیقی که نتایج عملی مترتب بر بی توجهی به آنها را موجب رواج انواع رفتارهای انحرافی در رفتار و کردار اعضای جامعه به خصوص نسل جوان قلمداد کرده اند و معتقدند افکار و عقاید نادرست در عمل افراد را به انحرافات دینی و اجتماعی می کشاند. شهید مطهری با استناد به کلام پیامبر گرامی اسلام (ص ) که می فرماید من از فقر و نداشتن ثروت بر امتم نگران نیستم آن چیزی که از آن نگران هستم فقر فکری و اندیشه ای است اهمیت این دسته از عوامل را گوشزد می کنند. در همین راستا می توان دغدغه ی ایشان را در مقدمه کتاب عدل الهی ملاحظه کرد آنجا که می نویسند :
این بنده ازحدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته مقاله یا کتاب نوشته ام تنها چیزی که در همه ی نوشته هایم آن را هدف قرار داده ام حل مشکلات و پاسخگویی به سئوالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است . نوشته های این بنده برخی فلسفی برخی اجتماعی برخی اخلاقی برخی فقهی و برخی تاریخی است . با اینکه موضوعات این نوشته ها کاملا با یکدیگر مغایر است هدف کلی از همه اینها یک چیز بوده و بس . دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است حقایق این دین تدریجا در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسی گریز گروهی از مردم تعلیمات غلطی است که به این نام داده می شود این دین مقدس در حال حاضر بیش از هر چیز دیگر از ناحیه برخی از کسانی که مدعی حمایت از آن هستند ضربه و صدمه می بیند. هجوم استعمار غربی با عوامل مرئی و نامرئی اش از یک طرف و قصور یا تقصیر بسیاری از مدعیان حمایت از اسلام در این عصر از طرف دیگر سبب شده که از اندیشه های اسلامی در زمینه های مختلف از اصول گرفته تا فروع مورد هجوم و حمله قرار گیرد. بدین سبب این بنده وظیفه خود دیده است که در حدود توانایی در این میدان انجام وظیفه نماید.
ایشان در ادامه می نویسد :
این بنده هرگز مدعی نیست که موضوعاتی که خودش انتخاب کرده و درباره آنها قلم فرسایی کرده است لازم ترین موضوعات بوده است . تنها چیزی که ادعا دارد این است که به حسب تشخیص خودش از این اصل تجاوز نکرده که تا حدی که برایش مقدور است در مسائل اسلامی « عقده گشایی » کند و حتی الامکان حقایق اسلامی را آن چنان که هست ارائه دهد فرضا نمی تواند جلو انحرافات عملی را بگیرد حتی الامکان با انحرافات فکری مبارزه نماید.
از این بیان اخیر به دست می آید که ارائه مطالبی که در جامعه اندیشه های انسان ها را هدف قرار دهد در سمت و سو دادن به رفتار و کردار آنان تاثیر مستقیم خواهد داشت زیرا رفتار افراد بازتابی از افکار و اندیشه ها و متاثر از آنهاست .
در اینجا مواردی به عنوان نمونه ذکر می شود که به تشخیص شهید مطهری نتیجه آنها می تواند در بسترسازی ارتکاب انحرافاتی بزرگ در رفتار طبقات گوناگون اجتماعی موثر باشد و از این منظر ایشان در مواردی به اتمام حجت می پردازد که خطر این گونه عوامل را باید بسیار جدی تلقی کرد.
الف . شهید مطهری در مقدمه کتاب نظام حقوق زن در اسلام به تشریح چگونگی تدوین و انتشار سلسله مقالاتی در مجله زن روز سال های 1345 و 1346 می پردازند و توضیحاتی در این باره میدهند که چه مسائلی باعث شد تا ایشان آن مجله را برای چاپ مقالات خود برگزینند. ایشان می گویند :
چون تب تعویض قوانین مدنی در مورد حقوق خانوادگی در سطح مجلات خصوصا مجلات زنانه بالا گرفت و نظر به اینکه بسیاری از پیشنهادهایی که می شد بر ضد نصوص مسلم قرآن بود طبعا ناراحتی هایی در میان مسلمانان ایران به وجود آورد.
ایشان سپس مطرح می کنند که با مذاکراتی که انجام شد مقرر گردید تا طی سلسله مقالاتی به تشریح دیدگاه اسلام درباره حقوق زن بپردازد تا در کنار مقالات مربوط به تعویض قوانین مدنی در معرض دید افکار عمومی قرار گیرد و در واقع با این رویه ایشان طی مقالاتی به بیان دیدگاه اسلام درباره حقوق زن می پردازد و به نوعی از انحرافات فکری در این عرصه جلوگیری می کنند.
باید دقت داشت که با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی حاکم در آن دوران و نوع تبلیغات و مطالبی که در مجلاتی با سبک سیاق مجله زن روز وجود داشته از میان همه آنها آنچه شهید مطهری اولویت داشته به مثابه اساس رویکرد انحرافی قلمداد می گردیده که انحرافات عمده دیگر نشات گرفته از آن می توانسته باشد انحراف از فهم درست اندیشه اسلامی در جامعه معتقد به تعالیم اسلام در حوزه ی زن و حقوق اجتماعی او بوده است و شهید مطهری به این مهم آن گونه می نگرند که حاضر می شوند برای پالایش افکار اجتماعی و جلوگیری از رواج آن عامل به درج دیدگاه های اسلامی در آن مجله رو آورند.
ب . در کتاب علل گرایش به مادیگری ایشان با بیان معنای ماتریالیسم و سابقه تاریخی آن و بیان اینکه در دوره ی اولیه اسلامی کسانی با عنوان « دهری » منکر خداوند می شدند مطلب را بررسی می کنند. شهید مطهری در تجدید چاپ هشتم کتاب مقدمه ای را بر آن می افزایند که به وضعیت ماتریالیسم در عصر جدید به خصوص در ایران می پردازد که با دوری از شیوه منطقی به سلاح تبلیغ خود را مجهز کرده است و در این راه « ابایی ندارد که علل گرایش ها و اعراض ها از مادیگری را به گونه ای دیگر که با هدف های از پیش تعیین شده سیاسی و اجتماعی منطبق باشد توجیه و تفسیر نماید. ایشان با اذعان به اینکه پس از مطالعه و تعمق در کتاب های مادی گرایان و نحوه طرح مسائل در آثار آنان به این باور رسیده اند که با خاطر ضعف منطقشان در مواجهه با الهیون به حربه تحریف شخصیت ها و نیز تفسیر به رای آیات قرآن روی آورده اند هشدار جدی می دهند و آنان را به صداقت و شفافیت در اعلام مواضع فرا می خوانند همان هشداری که البته نتیجه آن برخورد فیزیکی و ترور ناجوانمردانه آن شخصیت والا مقام علمی و دینی می شود.
ج . شهید مطهری در کتاب بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر آنجا که به بحث از آفات نهضت های اجتماعی می پردازند اولی آفت را نفوذ اندیشه های بیگانه بر می شمارند که دشمنان برای رخنه کردن در مکتب و تهی کردن آن از درون و برای کاستن از اثر و خاصیت آن نهضت اندیشه های بیگانه را وارد می سازند و نمونه چنین رویکردی را در قرون اولیه اسلام ذکر می کنند که پس از گسترش دین اسلام مخالفان با حربه تحریف به ورود اندیشه های انحرافی در حوزه های مختلف علمی و اندیشه ای پرداختند.
از منظر شهید مطهری نفوذ این خطر فقط از طریق دشمنان نبوده بلکه دوستان و پیروان یک نهضت اجتماعی نیز به علت عدم آشنایی درست با ایده های مکتب خویش و با جذب اندیشه های بیگانه و عرضه آنها به عنوان ایده های قابل پذیرش به ترویج آنها پرداخت و نتیجه اش را آفت زدگی حرکت اجتماعی و انحراف از مسیر می دانند.
شهید مطهری هشدار می دهند که :
من به عنوان یک فرد مسئول به مسئولیت الهی ... هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می کنم که نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه اسلامی و با مارک اسلام اعم از آن که از روی سو نیت و یا عدم سو نیت صورت گیرد خطری است که کیان اسلام را تهدید می کند.
.2 ایشان روابط اجتماعی انسان های به ظاهر متمدن دوران معاصر را برای دست یابی به منفعت و لذت بیشتر ناشی از نفاق و دورویی می دانند که موجب رواج انواع کشمکش ها و پلیدی ها در جوامع شده است . بر این مبنا شهید مطهری در موارد متعددی خاطر نشان می سازند که بر خلاف انسان های گذشته که رفتارهای هنجارشکنانه را به صورت صریح مرتکب می شدند و ابایی هم از انواع تجاوزها و حق کشی ها نداشتند امروزه علی رغم دست یابی بشر به علم و تمدن و ایجاد تغییرات وسیع در محیط اطراف خود با شعار آزادی و صلح انواع ظلم ها و رفتارهای ناروا را رقم می زند و « این امر مثال های بسیاری دارد به طوری که دنیای ما را باید گفت دنیای نفاق » ; زیرا روحیه منفعت جویی و کسب لذت انسان معاصر را اسیر غرایز خود کرده است و در این اسارت به گونه ای در آمده که نتوانسته در تفکر و عواطف خود تغییری ایجاد نماید و مشکلات عدیده دیگری برای او پیدا شده است .
انسان وقتی کارش به دورویی و نفاق کشیده شد ایمان و معنویت و تقوی از اندیشه و عمل او رخت بر می بندد یعنی چیزی را از دست می دهد که همواره سخت به آن نیازمند است .
علاوه بر موارد فوق در آثار شهید مطهری عوامل دیگری نیز به عنوان خاستگاه رفتارهای انحرافی ذکر شده است که برای رعایت اختصار با توضیح مختصر در مورد هر یک آنها را ذکر می کنیم :
ایشان بحران معنویت در دوران معاصر را سهمگین ترین بحرانی می دانند که موجب بروز انواع رفتارهای انحرافی شده است . و در این زمینه می گویند :
بزرگ ترین بحرانی که الان بر جامعه بشریت خصوصا بر جامعه های به اصطلاح پیشرفته و صنعتی حکومت می کند بحران معنوی است ... بعضی از بحران هایی که امروز حکومت می کند خود بحران ماهیت معنوی ندارد ولی ریشه اش امر معنوی است . یکی از مسائل مهم جهان امروز افزایش روز افزون خودکشی هاست ... ریشه خودکشی ها در کجاست ... آمارها نشان می دهد که در کشورهایی که از نظر صنعت بیشتر پیشرفته اند و در رفاه مادی بیشتری هستند خودکشی بیشتر است . تحلیل ها می رساند که جز خلا معنوی و عدم اشباع شدن روحی مسئله دیگری نیست .
بی تردید ضعف نیروی ایمان و کمبود معنویت و کم اثر شدن و یا بی اثر شدن دین در زندگی بشر او را در ارتکاب بسیاری از رفتارهای مجرمانه بی محابا می سازد. شهید مطهری در این باره می گویند :
دائما گفته می شود که مثلا چرا طلاق رو به افزایش است چرا قتل و جنایت و دزدی زیاد است چرا غش و تقلب در اجناس عمومیت پیدا کرده چرا فحشا زیاد شده و امثال اینها. بدون تردید ضعف نیروی ایمان و خرابی حصار تقوا را یک عامل مهم این مفاسد باید شمرد. سلامت تن و سلامت روح و سلامت اجتماع همگی بستگی به تقوی دارد.
ایشان در این باره می گویند که بشر با این همه پیشرفت و ترقی در علوم و فنون گوناگون که توانسته طبیعت را به تسخیر خود در آورد در ناحیه اصلاح خلق و خوی انسانی و انسانیت قادر نیست قدمی بردارد و عمده دلیل این ناتوانی نیز این است که انسان های معاصر اکثرا بی ایمان هستند و در نبود ایمان کاری از علم و فن نیز ساخته نیست و به همین جهت است که پیشرفت ها علمی در سایه غیبت ایمان و معنویت در خدمت جنایت و تجاوز به انسان های دیگر قرار می گیرد. همچنین ایشان می گویند که کم توجهی به آزادی معنوی که تامین کننده خواسته های روحی و فطری انسان هاست خود یکی از علت های نابسامانی های دنیای امروز است و اشتباه است کسی تصور کند با ایجاد آزادی های اجتماعی نیازی به آزادی معنوی نیست . به نظر می رسد که اساسا در دنیای مادی امروز دعوت به معنویت موجب آرامش روحی و در نتیجه سلامت رفتاری نیز خواهد شد.
ایشان نبود عدالت را در اجتماع موجب بروز انواع محرومیت ها و در نتیجه ایجاد عقده های روانی و هزاران بیماری می دانند زیرا در حالت تبعیض و نابرابری افراد جامعه از دست یابی به فرصت های برابر محروم شده و محرومیت خود موجب به هم خوردن آرامش و طغیان و در نتیجه انواع ناراحتی های روانی و کشمکش های اجتماعی خواهد شد.
شهید مطهری غرق شدن انسان امروز در ماده و مادیت و فراموشی خود و در نتیجه آن خدا فراموشی را از عوامل بدبختی و فرو افتادن در گرفتاری های بیشمار اخلاقی و رفتاری می دانند.
ایشان وجود غرایز گوناگون در نهاد بشر را از عوامل بروز کشمکش ها و تضادها با دیگر انسان ها و رواج انحرافات در جامعه می دانند و معتقدند چنانچه انسان دارای یک غریزه بود درگیری و نزاعی در اجتماع انسانی رخ نمی داد.