ضمن اینکه جمع این دو آموزه نیز ممکن خواهد بود تا در برهههایی، از یکی و در زمانهایی از دیگری بهرهبرداری شود.
35- دکترین نظامی جنگ ناشناخته:
جنگی که دشمن تمامی ابعاد آن را بداند جنگ پیروز و کامیابی نخواهد بود و چنانچه دشمن پیشاپیش تمامی آموزههای نظامی کشور، راهبردهای نظامی کشور، فناوریهای نظامی کشور، استعدادهای نظامی کشور، ساختارهای نظامی کشور و مانند آنها را بداند، دست ارتش خودی را پیشاپیش خوانده و به برنامهریزی و چارهجویی پرداخته است. این فقط زاغههای جنگبارها یا تعداد موشکهای کشور نیستند که باید از دید دشمنان و حتی دوستان پنهان بمانند تا خواسته یا ناخواسته و خوانده یا ناخوانده پراکنده و آشکار نشوند و مورد بهرهبرداری دشمن قرار نگیرند , بلکه بالاتر و مهمتر از آن، حفاظت اطلاعات بنیادین و ریشهای نظامی بویژه آموزههای نظامی کشور، راهبردهای نظامی کشور، فناوریهای نظامی کشور، استعدادهای نظامی کشور، ساختارهای نظامی کشور و مانند آنها هستند که باید برای همیشه و به طور کامل برای دشمن نادانسته و ناشناخته بمانند و موجب اشراف اطلاعاتی دشمن بر اطلاعات بنیادین نظامی کشور نشوند.
36- دکترین نظامی نبرد غافلگیرانه:
زمان جنگ، مکان جنگ، گونه جنگ، استعداد جنگ، راهبرد جنگ، اهداف جنگ – مسیر جنگ و مانند آنها نه فقط پیش از جنگ، که در زمان جنگ و حتی پس از جنگ نیز نباید آشکار شوند تا موجب هشیاری و بیداری دشمن و در نتیجه، موجب پیشگیری و چارهجویی از سوی وی بشوند. غافلگیری فقط به این معنی نیست که مثلاً روز و ساعت عملیات پنهان بماند که این البته یک مورد و نه تمامی انواع غافلگیری است. استفاده از انواع غافلگیری، بویژه در زمینهها و موضوعهایی که آگاه شدن دشمن از آنها موجب شکست نیروهای خودی میشود، بسیار چارهساز خواهد بود که نمونههایی از آنها،استفاده از زمانهای غافلگیرانه، مکانهای غافلگیرانه، راهبردهای غافلگیرانه، نقشههای غافلگیرانه و مانند آنها هستند.
37ـ دکترین نظامی جنگ الکترونیک:
بدون کوچکترین تردیدی اختیار و اداره جنگ افزارها و سخت افزارهای نظامی، یا به دست مغزافزارها یعنی انسانها، یا به دست نرم افزارها و هوشهای ساختگی و برنامههای هوشمند است که نشانگر برتری نرم افزارهای نظامی بر سخت افزارهای نظامی است. بنابراین , پیشرفت در برنامههای نظامی کشور نیازمند بهرهگیری از کارآمدترین مغزافزارها و نرم افزارها از سویی و نابودسازی و ازکاراندازی و آشفته سازی مغزافزارها و نرم افزارهای نظامی دشمن از سوی دیگر است. جنگ الکترونیک پایه و بنیاد و هسته جنگهای آینده خواهد بود و ارتشی که نتواند به آفندهای الکترونیک و نیز پدافندهای الکترونیک کارآمد بپردازد به بن بست و شکست خواهد رسید.
38- دکترین نظامی شستشوی مغزی:
کسانی که به طراحی و اجرای عملیات نظامی بر ضد یک کشور میپردازند، غالباً گروه کوچک و اندکی از مسئولان سیاسی، مقامات دولتی، کارشناسان نظامی، نمایندگان مجالس و مانند آنها هستند که حتی در بزرگترین کشورها نیز تعداد و شمار آنها حتی به یکصد تن هم نمیرسد. شناسایی گروه جنگسالار و دسته جنگ افروز و طراحان و مغزهای نظامی کشور دشمن و سپس سرمایه گذاری غیرمستقیم برای شستشوی مغزی ایشان در راستای تعدیل برنامههای نظامی آنها بر ضد میهن، بویژه به کمک دوستان فرهیخته برونمرزی، نیروهای رخنهای در دستگاههای تاثیرگذار خارجی، دیپلماتهای واسط، دلالان بینالمللی و مانند آنها میتواند موجب انصراف یا انحراف در برنامههای نظامی دشمن و انگیزه زدایی از تجاوزهای آینده دشمن شود.
39- دکترین نظامی رخنه کارآمد:
رخنه کارآمد و نهادینه در مراکز اطلاعاتی دشمن از جمله در بانکهای اطلاعاتی نظامی، نرم افزارهای نظامی، پایگاههای دادههای نظامی، کانونهای دادهپردازی نظامی، شبکههای مخابراتی نظامی و مانند آنها هم موجب کسب اطلاعات موثر از طرحها و برنامههای نظامی دشمن و هم موجب دستکاری موثر اطلاعات و آشفتهسازی اطلاعاتی طرحها و برنامههای نظامی دشمن خواهد شد که زمینه شکست دشمن را فراهم خواهد کرد.
40ـ دکترین نظامی جنگ پادآرایش:
هر جنگ و نبردی مستلزم و نیازمند یک آرایش جنگی کاملاً خاص و ویژه است که از آرایشهای جنگی مورد نیاز دیگر انواع نبرد و گونههای جنگ، بسیار متفاوت است. شناسایی و کشف این که دشمن در حال استفاده یا در پی بهرهگیری از کدام آرایش جنگی است، هم به شناسایی و کشف اهداف دشمن و در نتیجه پیشگیری از توفیق دشمن خواهد انجامید و هم شناسایی آرایش نظامی دشمن موجب خواهد شد که در یک نبرد ضدآرایش و در یک جنگ آرایش شکن و آرایش آشوب، بهگونهای کاملاً کارآمد، آرایش دشمن شکسته و آشفته شود، بهگونهای که دیگر آرایش مورد نیاز دشمن در رسیدن به اهداف تعریف شده وی، امکان تحقق نیابند و عملیات دشمن ناکام شود.
41ـ دکترین نظامی جنگ دوردست:
جنگ دوردست به این مضمون است که قدرتهای رقیب، پایگاههای نظامی و جبهههای نبرد خود را روی لبه حاشیههای امنیتی خود قرار میدهند، نه روی مرزهای خود یا بیرون از مرزهای خود که مجبور باشند روی لبه حاشیههای امنیتی خود یا بیرون از حاشیههای امنیتی به نبرد بپردازند. همچنین قدرتهای متخاصم میتوانند ضمن عقد پیمانهای خودداری از تعرض محدود، برخی زمینها و زمینهها را از هرگونه تعرض و تعدی، مستثنی و برای طرف متخلف، بالاترین پیگردها را تعریف و توافق کنند.
42ـ دکترین نظامی نبرد پادپرتابه:
بسیاری از نبردها مستلزم ورود به زمین و سرزمین کشور دشمن نیستند و میتوانند فقط با شلیک انواع پرتابهها همچون انواع موشکها، راکتها، توپهای دوربرد و مانند آنها انجام گیرند و به اهداف خود نزدیک شوند. اینگونه نبردها را میتوان نبردهای ویرانگر و نه نبردهای اشغالگر دانست که آماج اصلی آنها نه تصرف زمین، که ویرانسازی سرزمین است و نبردهای آینده، کمتر نبردهای اشغالگرانه و بیشتر نبردهای ویرانگر خواهند بود که برای انجام آنها میتوان از انواع پرتابههای سنگین و دوربرد بهرهگیری کرد و برای مقابله با آنها نیز باید انواع پادپرتابههای سنگین و دوربرد و تندپاسخ و خودکار و هوشمند را به کار گرفت.
43ـ دکترین نظامی شبیخون پیشهنگام:
هرگاه کشوری احساس کند برنامه کشور دشمن، کسب آمادگی برای جنگ است، حتی اگر بوی جنگ هم نیاید، ولی جهتگیری برنامههای نظامی کشور دیگر در راستای جنگ افروزی آینده باشد، میتواند با تمهیداتی جلو طراحی و اجرای برنامههای نظامی آن کشور را بگیرد یا پیش از آنکه برنامههای یاد شده به فعلیت برسند و آماده رانش، اجرا و بهرهبرداری شوند، در تهاجمی زودهنگام و شبیخونی پیش هنگام، این برنامهها را سرکوب کند.
44ـ دکترین نظامی کورسازی رسانهای:
ارتشهای آینده، ارتشهای اطلاعاتی و رسانهای خواهند بود و با بهرهگیری فزاینده و فشرده از انواع رسانهها و بسترهای اطلاعرسانی، هم در کسب اطلاعات کارآمد برای تعریف و اجرای نبردهای کارآمد و هم در زدودن اطلاعات کارآمد دشمن برای کورسازی اطلاعاتی دشمن، خواهند کوشید.
رسانهها ابزارهایی هستند که ارتشهای آینده را از بیمها و امیدهای پیرامونی آگاه و نبردهای آینده را تغذیه اطلاعاتی خواهند کرد. ارتشهای آینده باید بالاترین و کارآمدترین ظرفیتهای رسانهای مورد نیاز را در اختیار داشته باشند و بالاترین و بهترین بهرهبرداری نظامی از رسانههای کنونی و آینده را در راستای بیناسازی نیروهای خودی و نابیناسازی نیروهای دشمن، بهکار گیرند.
45ـ دکتـریــن نظــامی جداییافکنی نظامی:
کمتر کشوری در منطقه و جهان است که وارد یک یا چند پیمان نظامی و امنیتی نشده باشد یا یک یا چند تفاهمنامه نظامی و امنیتی با یک یا چند کشور نبسته و سپس با پشتوانه آن پیمان و تفاهمنامه دست به تحرکات نظامی و امنیتی نزده باشد. برخی پیمانهای نظامی و امنیتی موجب گستاخ شدن برخی دولتها در رعایت ملاحظات امنیتی دیگر کشورها میشود که یکی از چارههای آن، جلوگیری از انعقاد چنین پیمانها و چاره دیگر، تلاش برای فروپاشی پیمانهایی است که ملاحظات امنیتی و نظامی میهن را نادیده گرفتهاند.