تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۳۲۲۰۴

آسیب‌شناسی حزب مشارکت (بخش چهارم)


روزنامه سلام و حزب مشارکت
نمود و نقش اعضای مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری بیش از آنکه در فعالیت‌های این مرکز مشخص باشد، در فعالیت‌های روزنامه‌ سلام نمایان بود که توسط اعضای این مرکز هدایت می‌شد. روزنامه سلام، که بیشترین تلاش را در معرفی سیدمحمد خاتمی داشت، پایگاهی برای چپ‌گرایان بود که در گذشته در کیهان فرهنگی مستقر و با تعطیلی آن دنبال پایگاهی برای فعالیت می‌گشتند. در روزنامه سلام علاوه بر افرادی از حلقه‌ کیان و مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری، افراد دیگری از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی فعالیت می‌کردند.
عباس عبدی، دلیل اصلی تأسیس روزنامه سلام را در نبود ارگان مطبوعاتی خاص برای مجمع روحانیون مبارز می‌داند و می‌گوید که: "در پاییز سال 68 و هنگامی که فرد جدیدی مسئول دستگاه قضایی شد، آقای موسوی‌خوئینی‌ها دیگر مسئولیت رسمی نداشت. به وی پیشنهاد کردم که مسیر موجود خیلی روشن است؛ لذا پیشنهاد می‌کنم که فوراً یک روزنامه‌ تأسیس کنیم؛ که وی استقبالی نکرد اما هنگامی که در سال بعد بیانیه‌ مجمع روحانیون مبارز درباره‌ انتخابات مجلس خبرگان در هیچ روزنامه‌هایی (حتی روزنامه‌هایی که خاتمی و دعایی رئیس آن بودند یعنی کیهان و اطلاعات) چاپ نشد تازه متوجه شدند که در چه برهوتی گیر افتاده‌اند. لذا به سرعت دست به کار تأسیس این روزنامه شدند ". (1)
وی همچنین روزنامه‌ی سلام را خاستگاه روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌داند: "هنگامی که سلام تعطیل شد این روزنامه‌نگاران که هر کدام پیشرفت کافی کرده بودند، هر کدام دست‌اندرکاران یکی از روزنامه‌های جدیدالتأسیس (زنجیره‌ای) شدند. همواره اکثریت منتخبین هیئت مدیره و اعضای علی‌البدل از روزنامه‌نگارانی هستند که کار خود را با سلام آغاز کردند ".(2)
نقش سازمان مجاهدین انقلاب
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از ائتلاف هفت گروه تشکیل شد که محور عمده اتصال آنان اعتقاد به ایدئولوژی اسلامی و رهبری حضرت امام(ره) بود؛ اما اختلاف سلیقه‌های فراوانی در آنان وجود داشت که با انزوای دشمن مشترک (جریان لیبرال ضد‌‌انقلاب) اندک‌اندک این اختلاف‌ها خود را ظاهر ‌کرد.
بالاگرفتن این اختلاف در سازمان که در موقعیت جنگ می‌توانست موجب سردرگمی مردم و تحمیل هزینه‌هایی برای نظام شود، موجب شد تا نهایتاً با نظر حضرت امام (ره) در سال 1364 سازمان عملاً فعالیت خود را متوقف کند. با پایان یافتن جنگ تحمیلی و رحلت حضرت امام (ره) و در شرایط جدید سیاسی، یک جناح فکری سازمان (چپ تندرو) مجدداً فعالیت خود را از سرگرفت و نشریه‌ "عصر ما " را به عنوان ارگان خود به صورت "دو هفته‌نامه " منتشر کرد. با توجه به اینکه همه اعضا از یک جناح بودند، به طور طبیعی روند طبیعی سازمان نیز به سمت و سویی خاص رفت.(3)
سازمان جدید با نام "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران " به ثبت رسید که دو تن از رادیکال‌ترین اعضای فعال آن یعنی سعید حجاریان و مصطفی تاج‌زاده، در اواخر سال 1377 نقش اساسی در تشکیل حزب مشارکت بر عهده داشتند.
آنچه در مواضع سازمان جدید کاملاً آشکار است، چرخشی بود که اعضای آن در زمینه مسائل اعتقادی و ایدئولوژیک خود به گونه‌ای ایجاد کرده‌اند؛ به طوری که مبارزه دایمی و همه جانبه با امپریالیسم و ضدیت با لیبرالیسم از استراتژی سازمان کنار رفت و "راست سنتی " به عنوان بزرگ‌ترین دشمن معرفی گردید.
سازمان در یک چرخش دیگر و عجیب‌تر، نهضت آزادی را که نماد لیبرالیسم در ایران است، به عنوان اپوزیسیون قانونی به رسمیت شناخت.
پیرامون موضع امپریالیسم آمریکا، روند سازمان علناً با شعارهای قبلی بسیار متفاوت بود. طرح مسائلی نظیر "عدم تابو بودن رابطه با آمریکا " نشان داد که سازمان عملاً از شعارهای قبلی خود مبنی بر ضرورت مبارزه‌ همه جانبه و دایمی با آمریکا عدول کرده است.(4)
تحلیل ادبیات سیاسی و رفتارشناسی اعضای این گروه تصویری تهاجمی، اقتدارطلب و خشن از آنان عرضه می‌کند. همین امر موجب شده است که این گروه جاذبه لازم را برای کشش مردم به سوی خود نداشته باشد. بنابراین سازمان برای جلوگیری از نفوذ رقبا با نشت اطلاعات از یک سو و نیز آسیب‌پذیری کمتر ترجیح می‌دهد که از "حزب مشارکت " به عنوان کانال ارتباط بیرونی با افکار عمومی بهره‌ گیرد و بیشتر از توان نفوذ و لابی‌گری خود برای مدیریت این شاکله بیرونی استفاده کند تا آنکه بخواهد خود را در معرض سنجش و نقد افکار عمومی قرار دهد.(5)
سازمان به عنوان یک تشکیلات بسته و مرکزیت‌گرا توانست در پشت صحنه سیاست از راه ایجاد لابی‌‌های سیاسی و نیز اعمال نفوذ در پاره‌ای از مراکز مهم، تأثیر عملی در مشی سیاسی دولت اصلاحات داشته باشد و این، فضای سیاسی جامعه را تحت تأثیر قرار داد. (6)
همچنین این تشکیلات تلاش نمود تا در سطح حکومتی برای به دست گرفتن پست معاونت‌های وزیران دولت اصلاحات، یک دولت در سایه را به‌وجود آورد.(7)
سعید حجاریان تئوریسین اصلی حزب مشارکت از اعضای سازمان مذکور می‌باشد(8)، که مقالات بسیاری در هفته‌نامه "عصرما "، ارگان مطبوعاتی سازمان، به رشته‌ تحریر در آورده است و مجموعه‌ ‌این مقالات در کتابی با عنوان "جمهوریت؛ افسون‌زدایی از قدرت " به چاپ رسیده است. همچنین تئوری‌های "فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا " و "فتح سنگر به سنگر " از جانب وی تئوریزه شده است. (9)
سید مصطفی تاج‌زاده از اعضای اصلی حزب مشارکت نیز، از اعضای مؤثر سازمان مجاهدین به شمار می‌آید. تاج‌زاده پس از اخذ دیپلم در سال 1354 برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و همراه تنی چند از دوستان خود در "انجمن اسلامی دانشجویان " هم‌زمان با گسترش نهضت اسلامی، گروه فلق را پایه‌گذاری می‌کنند. مصطفی تاج‌زاده در این باره می‌گوید:
"من قبل از انقلاب در آمریکا تحصیل می‌کردم. در واقع بعد از اخذ دیپلم در سال 1354 به آمریکا رفتم و اوایل مهر 1357 به ایران بازگشتم؛ در آمریکا در انجمن‌ اسلامی دانشجویان فعالیت داشتم. بر اساس فضای آن دوره، ما و تعدادی از دوستان مشی مسلحانه را پذیرفته بودیم. من هم در جمعی فعال بودم که بعدها یکی از هفت گروه تشکیل‌دهنده‌ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (گروه فلق) شد ". (10)
با توجه به مطالب فوق و مشی فکری سیاسی سازمان مجاهدین که تا حدود زیادی حزب مشارکت متأثر از آن است، جا دارد که این سازمان را "پدرخوانده تشکیلاتی " حزب مشارکت به حساب آوریم.
با نگاهی به فعالیت‌های فکری و سیاسی محافلی همچون حلقه کیان، حلقه آیین، مرکز مطالعات استراتژیک ریاست‌جمهوری، دانشکده‌ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دانشجویان ایرانی بورسیه شده در غرب، روزنامه سلام و سازمان مجاهدین انقلاب می‌توان گفت که در این مراکز افرادی که طی دو دهه پیشینه‌ چپ‌گرایی و ضدآمریکایی داشتند، متأثر از جاذبه‌های تمدن غرب به اندیشه‌های رفورمیستی و لیبرالی تغییر گرایش دادند و در مواضع سیاسی و فکری دست در دستان گروه‌های لیبرال، گذاشتند.
محافل مطالعاتی ذکرشده در حقیقت کارگاه استحاله‌ فکری چپ‌گرایان رادیکال دهه 1360 و تغییر مباحث آنها از حمایت از مستضعفین، به مباحث نسبی‌گرایانه و سکولاری بود.
از آنجا که این اختلاط و اشتراک در فضایی تدریجی و آرام تحقق پیدا کرد و نیز به دلیل آنکه جریان استحاله شده بر مراکز مهم نظام سلطه نداشت، حساسیت چندانی نسبت به آن برانگیخته نشد. شاید به ذهن هیچ‌کس خطور نمی‌کرد، کسانی که روزگاری خود را پرچمدار انحصاری دفاع از خط امام(ره)، مبارزه با آمریکا و حمایت از مستضعفین می‌دانستند و تمام رقبای سیاسی و سلیقه‌ای خود را با برچسب "اسلام آمریکایی " از صحنه به در می‌کردند؛ طی چند سال، دچار آن چنان دگردیسی شوند که در نقطه‌ مقابل دیدگاه‌های انقلابی سابق خود صف آرایی کنند.           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات