تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۳۲۲۴۲
وضعیت دینداری در عصر حاضر

عدالت، شاخص برونی دینداری


با نظارت دکتر بهزاد حمیدیه
گفتیم که هرچند دین، تامین کننده سعادت و خوشبختی فرد و جامعه است اما بدیهی است که تنها با اقرار کردن و اعمال ظاهری چنین هدفی بزرگی محقق نشده و تنها اعتقاد ابتدایی به برخی مبانی اعتقادات و عمل به معدودی از توصیه های اخلاقی و برخی اعمال معنوی و در عین حال کنار گذاردن بسیاری اعمال عبادی و تبدیل دین به عرفانی عاری از شریعت نمی تواند ملاک صحیحی برای دینداری باشد.
در راستای شناخت شاخصهای درونی و شخصی دینداری که فرد بتواند با مراجعه بدان شاخصها، میزان دینداری خود را تخمین زند، این شاخصها را معرفی نمودیم:1 - محاسبه و سنجش اعمال با معیارهای دینی؛
2 - اخلاص در عمل 3؛- انطباق و سنجش با سیره معصومین و پیشوایان 4؛ - نقد رفیق شفیق و فرد دلسوز.
در تمامی شاخصهای درونی ارائه شده فوق جهت ارزیابی دینداری فرد از سوی خود فرد، می توان به وضوح، حضور “عمل به احکام و شریعت” به نحو تام و اکمل را مشاهده نمود و ملاحظه نمود که تمامی این ملاکات درونی در بستر عمل به شریعت تعریف شده و هیچ گاه بررسی دینداری و محک آن منحصر به معدودی از آموزه های اخلاقی یا برخی اعمال عارفانه معنوی گونه نشده است.
این در حالی است که فرقه های نوظهور دینی در دهه های اخیر همواره خواهان تجرد دینداری از عمل به احکام بوده و ضمن انحصار دینداری در عمل به اخلاقیات، این انحصار را نیز درخصوص تنها بخشی از اخلاقیات و نه همه موارد اخلاقی به اجرا گزارده و دیندار را فردی تعریف می نمایند که تنها عامل به برخی از آموزه های اخلاقی و عرفانی باشد. این فرقه های نوظهور با دعوت انسان به عمل به تنها برخی از دستورات کلی و عمده اخلاقی چون احترام به حقوق اجتماعی، احترام به همسر یا پدر و مادر، پرداخت برخی صدقات (البته به جهت ایجاد نوعی فضای گناه فروشی) و... به هدف تامین برخی نیازهای حیوانی فرد و ایجاد جذابیت و راحتی در تعالیم خود وی را دعوت به عمل دلبخواهی به برخی احکام الله منجمله نماز، روز و غیره نموده و حتی از فرد می خواهند که هیچ گونه محدودیتی برای خود جهت ایجاد ارتباط با نامحرم و ایجاد رفاقت و ارتباط با ایشان قائل نشده و اندکی از ساعات شبانه روز خود را بدین عمل حرام بپردازد!!!
این فرقه ها با درک التهابات روانشناختی و شخصیتی منبعث از زندگی سکولار و مدرن در اجتماع کنونی و رصد استرسها ناراحتیها و عصبیتهای منتج از زندگی ماشینی و مدرن که انس عمیقی با لیبرالیسم دینی دارد، به جهت مرتفع نمودن این تشنجات روحی و اخلاقی و ایجاد آرامش در افراد ایشان را دعوت به انجام برخی نسخه های عرفانی سرخپوستی و هندی و برخی خرافه های اعتقادی و نیز برخی ورزشها همچون یوگا و مدیتیشن می نمایند!!!
شاخصهای ظاهری و برونی فرد دیندار
داوری درباره کسانی که تظاهر به فسق و فجور می نمایند، به طور آشکارا و علنی مرتکب گناهان کبیره می گردند، حقوق دیگران را رعایت نمی کنند، از غیبت و تهمت و ریختن آبروی دیگران رویگردان نیستند و... کار سخت و دشواری نیست؛ بلکه مهم داوری درباره میزان دینداری کسانی است که ظواهر اسلام را رعایت می کنند؛ زیرا اولااعمال ظاهری انسان به انگیزه و اهداف گوناگون از قبیل عادت ریا، تظاهر و خودنمایی و... می تواند تحقق یابد، درصورتی که شکل ظاهری عمل در بیشتر موارد یکسان و شبیه به هم است. از اینجاست که مسئله نفاق در جامعه به وجود می آید و گروهی بدون آنکه کمترین اعتقاد و ایمانی به خداوند و پیامبر(ص) داشته باشند، به انگیزه دشمنی با اسلام و ضربه زدن به آن، و یا به انگیزه رسیدن به منافع دنیوی تظاهر به اسلام می نمایند و در برخی موارد، فرایض دینی را در ظاهر بهتر از انسانهای معتقد و مخلص به جای می آورند و ممکن است تا سال های متمادی بر مقاصد زشت خود سرپوش نهد. از این رو، شناخت نفاق در مواردی بسیار دشوار و سخت است.
به عنوان مثال، نماز که از نظر واقع از مهمترین اعمال دینی و پایه و اساس دینداری است، و پذیرش آن ملاک پذیرش اعمال دیگر است و اگر به طور کامل به جای آورده شود، تمام آلودگیها و پلیدیهای معنوی را از انسان دور می کند، ولی همین نماز از نظر بروز خارجی نمی تواند ملاک دینداری و قضاوت درباره میزان دینداری دیگران قرار گیرد؛ چراکه خوارج، سپاهیان یزید و... همگی نماز می خواندند.
“شگفتی در دنیا بدین دلیل است که زندگی دنیا به گونهای است که تنها بر اساس ظاهر قضاوت می شود و باطن و سریره پشت پرده و حجاب است و انسانی که وابسته و محدود به زندگی دنیاست، آن را مشاهده نمی کند، مگر آنکه از طریق آثار به گوشهای از باطن راه پیداکند”.1() “حقیقت تقوا که دوری و اجتناب از خشم خداوند و پرهیز از محرمات اوست، امر معنوی است و به قلبها و نفوس باز می گردد و ظاهر اعمال، یعنی حرکات و سکنات نیست؛ زیرا ظاهر اعمال میان اطاعت و نافرمانی خداوند مشترک است مانند: نزدیکی با همسر و زنا، کشتن ظالمانه و کشتن به خاطر قصاص، نماز با قصد قربت و نماز به قصد خودنمایی و ریا و...”.2()
ثانیا، اسلام پیروان خویش را از تجسس، سوء ظن و تفتیش عقاید به شدت برحذر داشته است و به آنها دستور داده تا تنها بر اساس ظاهر اشخاص درباره آنان داوری نمایند. اسلام به این میزان نیز بسنده نکرده، بلکه افزون بر آن، حتی اگر کسی بطور اتفاقی و تصادفی از عیوب و اسرار دیگران آگاهی یافت، حق انتشار و بازگوکردن آن را ندارد. در قرآن کریم آمده است: “ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید همانا پاره ای از گمانها گناه است و تجسس نکنید و بعضی از شما از برخی دیگر غیبت نکنند. آیا کسانی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد پس آن را ناخوش دارید. تقوای الهی پیشه کنید همانا خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است”.(حجرات،12)
این دو مشکل ممکن است سنجش دینداری دیگران را ناممکن جلوه دهد و مانع هرگونه داوری درباره میزان دینداری اشخاص و مقایسه آنان با یکدیگر گردد؛ ولی نگاهی به قوانین و احکام اجتماعی اسلام، نادرستی این پندار را به اثبات می رساند؛ زیرا بیشتر احکام اجتماعی اسلام، نادرستی این پندار را به اثبات می رساند؛ زیرا بیشتر احکام اجتماعی اسلام، متوقف بر عدالت اشخاص است؛ از این رو ناچار راهی برای تشخیص عدالت افراد و دینداری آنان باید وجود داشته باشد.
حال باید دید اسلام برای تشخیص عدالت و دینداری اعضای جامعه، چه راهی پیشنهاد کرده است. اسلام برای حکم به عدالت دیگران “حسن ظاهر” را کافی دانسته است. مقصود از حسن ظاهر این است که انسان در ظاهر و آشکار را مرتکب گناهان کبیره نگردد، وظایف دینی خود را به طور کامل انجام دهد، در نماز جماعت مسلمانان حضور یابد و... .
علامه طباطبایی عدالتی را که اسلام موضوع احکام و ملاک قضاوت درباره دیگران قرار داده، چیزی جز همان حسن ظاهر نمی داند. ایشان برای عدالت قائل به دو معنای اصطلاحی است: یکی در فقه که آن را عبارت از حسن ظاهر می داند، و دیگری عدالت در علم اخلاق که آن را حالت نفسانی وملکه واقعی معرفی می کند. علامه درباره عدالت می فرماید: “بدیهی است که انسان در زندگی اجتماعی خویش و در موارد بسیاری مانند حکوت، قضاوت، شهادت و...، نیاز مبرم به افرادی دارد که به سلوک اجتماعیشان اعتماد داشته باشد؛ یعنی کسانی که به صفت اعتدال در امور و اجتناب از نقض قوانین و مخالفت با سنتها و آداب جاری متصف باشند ... روشن است اینکه آنان بر حالت اعتدال نسبت به اجتماع دینی باشند، بدین معناست که به دینداری آنان اطمینان باشد، گرد گناهان کبیره نگردند... و این همان چیزی است که در فقه از آن به ملکه عدالت تعبیر می شود و آن غیر از ملکه عدالت در اصطلاح اخلاق است؛ زیرا عدالت فقهی حالت نفسانی بازدارنده از ارتکاب گناهان کبیره است در نظر عرف، و عدالت در اخلاق ملکه راسخ حقیقی است”.3()
عدالت اخلاقی، همان دینداری و ملکه واقعی است که هرکس با مراجعه به صفات و ویژگیهایی که در اسلام برای مومنان بیان گردیده، می تواند آن را در وجود خویش تشخیص دهد؛ ولی تشخیص این عدالت برای دیگران بسیار مشکل است و نمی تواند موضوع برای احکام فراوانی که مسلمانان هر روز با آن سر و کار دارند، قرار گیرد. از این رو اسلام، برای قضاوت برای دینداری دیگران، معیار دیگری معین کرده است؛ معیاری ظاهری که برای دیگران به آسانی قابل تشخیص باشد و بتواند موضوع برای احکامی قرار گیرد که مسلمانان در زندگی اجتماعی خود همواره با آن دست به گریبان هستند و از آن به “حسن ظاهر” تعبیر می شود و به نظر علامه، همان عدالتی است که علم فقه با آن سر و کار دارد.
بنابراین، ملاک قضاوت و داوری درباره پایبندی و عدم پایبندی افراد جامعه به دین، انجام واجبات و ترک گناهان کبیره از سوی آنان در جامعه است و در این مورد کسی حق تفتیش و بررسی در زندگی خصوصی و شخصی دیگران را ندارد.
بر اساس نظر علامه طباطبایی، حسن ظاهر یا عدالت فقهی، نشانه ای برای دینداری واقعی است؛ از این رو احتمال خطا و اشتباه در آن منتفی نیست، بویژه با توجه به اینکه اسلام تجسس در امور شخصی و زندگی خصوصی افراد را نیز ممنوع کرده و تنها رفتار و گفتار ظاهری آنان را ملاک داوری دیگران قرار داده است. ولی اگر همین حسن ظاهر به طور دقیق و بدون مسامحه، آن گونه که اسلام دستور داده ملاک قضاوت قرار گیرد، درصد خطای آن بسیار کاهش می یابد، به طوری که از سوی عقلانادیده انگاشته می شود.
توضیح آنکه حسن ظاهر از ترک گناهان کبیره و عدم اصرار بر گناهان صغیره است. بدیهی است که گناهان کبیره اختصاص به ترک نماز، روزه، حج و دیگر عبادات فردی ندارد، بلکه خیانت در امانت، عدم رعایت حقوق دیگران و ... نیز از گناهان کبیره است. با این حال در بیشتر موارد تنها عبادتهای فردی یا حتی انجام پارهای از مستحبات و آداب ظاهری اسلام، ملاک قضاوت درباره دینداری و عدالت دیگران قرار می گیرد و به رعایت حقوق اجتماعی کمتر توجه می گردد، به همین دلیل درصد اشتباه آن به حدی افزایش می یابد که قابل چشم پوشی نیست. نماز و دیگر عبادات گرچه از
پایه های مهم و اساسی دینداری بوده و انجامشان برای اثبات دینداری افراد لازم و ضروری است و ترک آنها دلیل عدم پایبندی به دین است، ولی به دلیل آنکه می تواند به انگیزه های گوناگون انجام شود، انجام آنها به تنهایی نمی تواند از شاخصهای دینداری قرار گیرد و باید برای پی بردن به میزان دینداری اشخاص، به رعایت حقوق اجتماعی بیشتر توجه گردد. 4()
حضرت جواد(ع) به نقل از پدران بزرگوار خویش می فرمایند: “به کثرت نماز و روزه آنان و کثرت حج و کارهای معروفشان و صدای (عبادتشان) در شب ننگرید، (بلکه) به راستگویی و امانتداری آنان توجه کنید”.5()
راستگویی و امانتداری دو شاخص مهم و اساسی در داوری درباره دینداری دیگران است که بسیار مورد غفلت واقع می شود. در احادیث پیشوایان معصوم(ع) مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی و بیت المال، از مهمترین مصادیق امانت به شمار آمده اند. حضرت علی(ع) در نامه خود به اشعث می فرمایند: “ کاری (قدرتی) که به تو سپرده شده طعمه و خوراکی برای تو نیست، بلکه امانتی است در گردن تو”.6() و در نامه دیگری به یکی از کارگزاران خود می فرماید: “بی گمان در این صدقه تو را سهمی معین و حقی شناخته شده است. در عین حال قشرهایی چون زمینگیر شدگان، کم توانان و تنگ دستان شریک تواند. ما، حقوق واقعی تو را به کمال میپردازیم، تو نیز بکوش حقوق آنان را بی کم و کاستی بپردازی وگرنه در روز قیامت از کسانی باشی که بیشترین مدعیان با او در ستیز خواهند بود ... کسی که امانت را دستکم گیرد و خیانت را چراگاه خویش قرار دهد و دل و دین از خیانت نپالاید، در دنیا خود را در پرتگاه رسوایی و خواری قرار دهد و در آخرت خوارتر و رسواتر باشد...”.7()
بنابراین آیا کسانی که منافع شخصی و گروهی خود را بر مصالح مسلمانان ترجیح می دهند، می توان دیندار و عادل به شمار آورد؛ هرچند به ظواهر شرع پایبند باشند و روزها را به روزه داری و شبها را به عبادت سپری کنند. یکی دیگر از شاخصهای دینداری که در ارزیابی دینداری افراد نقش بسیار مهمی ایفا می کند، پایبندی به حق و عدالت در مواردی است که به زیان شخص و یا وابستگان او تمام می شود. قرآن کریم دراین باره
می فرماید: “ای کسانی که ایمان آورده اید! پیوسته به عدالت عمل کنید و برای خدا شهادت دهید؛ هرچند به زیان خود و پدر و مادر خود و فرزندانتان باشد”.(سوره مبارکه نساء، آیه135 )حضرت علامه در این باره
می فرمایند: “قسط به معنای عدالت است و قیام به قسط، عمل به عدالت و حفظ آن می باشد. مقصود از “قوامین بالقسط” کسانی هستند که بدون آنکه بر اثر عواملی همچون هواپرستی، عواطف، ترس، طوع و... در برابر آن از خود انعطاف نشان دهند بطور کامل و دقیق بدان عمل می کنند”. (تفسیر المیزان ، ج5،ص108)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات