چراغ اول را محمود احمدینژاد شبانگاه سیزدهم خرداد امسال در مناظره انتخابات ریاستجمهوری با میرحسین موسوی روشن کرد. او در میانه اتهاماتی که به هاشمیرفسنجانی وارد کرد، پای فرزندان هاشمی و ناطق نوری را هم به میان کشید، از کرباسچی و صفاییفراهانی هم سخن گفت و اظهارات فائزه هاشمیرفسنجانی را تفسیر کرد. این تعابیر و اتهامات که بخش عمده آن مالی بودند، با واکنشهای مثبت و منفی بسیاری روبهرو شد، چرا که برخی همین تاکتیک را برگ برنده احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری دانستند. در مقابل برگ رو شده احمدینژاد اما برگهای بسیاری روی میز بازی گذاشته شد. برخی از اطرافیان احمدینژاد سخن راندند، پای فرزند احمدینژاد هم به میان آمد، وعده بازگشایی پرونده اردبیل و شهرداری تهران داده شد و برخی هم در این میانه، راه قوه قضائیه را انتخاب کردند و گفتند که شکایت خواهند کرد از جمله صفاییفراهانی، کرباسچی و خانواده هاشمیرفسنجانی. آیا این بازی را که گویی با اظهارات دیروز محسن هاشمی وارد مرحله تازهای شده است، پایانی هست؟ در میان فرزندان هاشمیرفسنجانی، محسن صبورتر و محتاطتر نشان میدهد، سالهاست که مدیریت مترو تهران را بر عهده گرفته است، در دوران دو ساله حضور احمدینژاد در شهرداری تهران نیز او مدیرعامل مترو تهران بود.
در حوادث پس از انتخابات نیز محسن هاشمی سکوت پیشه کرد اما دیروز در همایش مهندسی طرح خط هفت مترو تهران اظهاراتی جنجال برانگیز ابراز داشت که از مدیرعامل مترو تهران اصلا شنیده نشده بود و بالاخره مشخص نشد چه موضوعی باعث شد تا او اینگونه و به یکباره در حین یک سمینار تخصصی به ایراد چنین سخنانی بپردازد. مدیرعامل مترو تهران گفت: دو سال احمدینژاد شهردار تهران بوده و من هم در همان زمان رئیس مترو بودم، کی ایشان با من و آقای هاشمی برخورد کرده، احمدینژاد رئیس ستاد تبلیغاتی آقای هاشمی در منطقه نارمک در انتخابات مجلس بود. او افزوده است: اگر من دزد هستم چرا در دوره شهرداری خودش به کار من رسیدگی نکرد؟ چرا قالیباف که سپاهی هم هست من را نگه داشت؟ اگر شما علیه ما مدرکی دارید چرا ارائه نمیکنید تا پاسخ بدهیم؟ چرا روزنامه رسمی دولت مینویسد، فائزه چهار میلیارد تومان مانتوی سبز توزیع کرده است در حالیکه واقعا او حتی در زندگی شخصیاش هم کمبود دارد. اگر قرار است احمدینژاد با مطرح کردن اتهام علیه آقای هاشمی و خانوادهاش در انتخابات 40میلیون رای جمع کنند، اصلا بیایند و کل انقلاب را زیر سوال ببرند و 70میلیون رای جمع کنند. بر بستر شایعات 30 ساله ضدانقلاب علیه ما سوار شدند. مقابل 40 میلیون بیننده به ما تهمت زدند و رای گرفتند. آیا این رای حلال است؟ کل انقلاب را زیر سوال میبردید و 70میلیون رای میگرفتید. آیا این رای حلال است؟
ادامه از صفحه اول: محسن هاشمی همچنین گفته است: اینها پای رهبری را پیش کشیدند و انتخابات را هاشمی - احمدینژادی کردند. این افراد حالا میخواهند میان رهبری و هاشمی اختلافافکنی و قطببندی کنند. وی در ادامه به مسائل انتخابات و برخی شایعات دیگر علیه خانواده هاشمی هم اشاره کرده است: انتخابات به ما ربطی نداشت. در انتخابات نقشی نداشتیم. یک ریال، یک دلار خارج از کشور نداریم. نه املاکی داریم. کیش چهار سال دست شما بوده است، یکبار دیدید ما آنجا بیاییم، یک متر آپارتمان به نام ما دیدید. او به سفرهای استانی احمدینژاد نیز اشارهای داشته است: مدعی ابتکار سفر استانی هستند در حالی که 200 سفر استانی در طول هشت سال توسط هاشمیرفسنجانی انجام شده است. در همان سفرها با القاب خاص از هاشمی یاد کردهاند.
کنایه محسن هاشمی بیش از هر کس به محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدینژاد برمیگردد که از جمله استانداران دوران هاشمی بود و در سفر هاشمی به کردستان، در مقدمه کتابی، توصیفهای مبالغهآمیز درباره هاشمی داشت. محمود احمدینژاد نیز در دوران هاشمی از جمله استانداران هاشمی بود و از خدمات هاشمی تجلیل کرده بود.
واکنشهای پیشین
واکنش محسن هاشمی به اتهامات احمدینژاد علیه خانواده هاشمی اما مسبوق به سابقه است. پس از انتخابات، نخست خبری منتشر شد که هاشمیرفسنجانی روز پس از مناظره، در حاشیه مراسم سالگرد امام(ره)، به احمدینژاد گفته است که اتهاماتش بیاساس است و تکذیبش کند. اندکی بعد، خانواده هاشمیرفسنجانی بهخصوص فائزه و مهدی هاشمی نیز در موضع گیریهای متعدد، این اتهامات را رد کردند.
در نامه هاشمیرفسنجانی به مقام معظم رهبری که در روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی منتشر شد، هاشمی از رواج این اتهامات گله کرد. اتهام افکنی علیه هاشمیرفسنجانی اما پس از انتخابات و با خطبههای مقام معظم رهبری و اظهارات ایشان درباره سابقه انقلابی هاشمی، پایان یافت اما حرف و حدیثها درباره خانواده هاشمی و بهخصوص نقش مهدی و فائزه هاشمی در انتخابات پایان یافت، چراکه دامنه اتهامات اکنون فراتر از مسائل مالی، به سازماندهی تشکیلاتی مخالفان دولت و گاه نظام کشیده شده بود.
در این میان، اعترافات برخی متهمان حوادث پس از انتخابات در دادگاه نیز مزید بر علت شد که حلقه فشار برای برخورد قوه قضائیه با فرزندان هاشمی تنگتر شود. در ادامه و با شدت گرفتن انتقادها علیه خانواده هاشمی، فرزندان هاشمیرفسنجانی با انتشار بیانیهای از قوه قضائیه خواستند هم به اتهاماتی که علیه آنها مطرح شده است، رسیدگی شود و هم به شکایت آنها از دیگران.
انتشار نامه در اوج روزهایی که فشار برخی رسانهها و چهرههای اصولگرا و حتی سران این جریان بر هاشمیرفسنجانی برای ارائه توضیح درباره رفتار فرزندانش، ابراز برائت از آنها یا تحویلشان به دستگاه قضایی به اوج رسیده بود، هاشمیرفسنجانی در مواضعی جداگانه که در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری و برخی نمایندگان یا چهرههای اصولگرا صورت گرفت، تاکید کرد که اگر تخلفی صورت گرفته باشد، حمایت نخواهد کرد و چنانچه قوه قضائیه بخواهد به این مسائل رسیدگی کند، نمیتواند مانع رسیدگی شود و نمیشود.
این اظهارات و حتی خبر شکایت خانواده هاشمیرفسنجانی از محمود احمدینژاد و درخواست برای ورود رسمی قوهقضائیه به این ماجرا مانع از آن نشد که از حجم آتش توپخانه علیه فرزندان هاشمی کاسته شود و حتی پس از مسافرت مهدی هاشمی به خارج از کشور که گفته شد برای پیگیری پروژههای توسعهای دانشگاه آزاد در خارج از کشور صورت گرفته است، کماکان رسانههای حامی دولت و برخی چهرههای اصولگرا خواستار محاکمه فرزندان هاشمی بودند تا آنجا که حمید رسایی، نماینده قم و حامی سرسخت رئیسجمهور، محاکمه مهدی هاشمی را کلید وحدت ملی دانست. در روزهای گذشته نیز که اخباری مبنی بر بازگشت مهدی هاشمی به کشور منتشر شد، باز این رسانههای حامی دولت بودند که برای قوه قضائیه شیپور بیدارباش نواختند، گویی که همه طرفهای ماجرا از برافروخته ماندن این آتش راضی به نظر میرسند.
وقتش رسیده است
دوگانه احمدینژاد- هاشمی که آغاز جدیاش را باید در روزهای تبلیغاتی انتخابات دور دوم نهمین انتخابات ریاستجمهوری جستوجو کرد از همان آغاز به تلخی و تندی تمام، ساخت سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار داده و اکنون شیب پیامدهای این دوگانه پرماجرا، صعودی شده است.
اظهارات محسن هاشمی و تداوم حملات رسانهای علیه خانواده هاشمی هم نشان داد که طرفین ماجرا قصد کنار کشیدن از این بازی و دنبال کردن ماجرا از کانالهای قانونی را ندارند. البته بازی به همین دو طرف هم خلاصه نمیشود، اگر به این فهرست تلاش برای شکایت جمعی از نمایندگان علیه موسوی، طرح شکایت از کروبی، خبر تلاش برای طرح شکایت برخی دیگر از احمدینژاد و... را بیفزاییم، به روشنی هویداست که چه انرژی عظیمی از ساختار سیاسی و عمومی کشور در این مسیر هدر میرود.
در این میان مسلم است که تبعات این ماجرای فرسایشی تنها محدود به شخص یا خانواده خاصی نیست بلکه با توجه به مسئولیتها و جایگاه حقیقی و حقوقی افراد درگیر در این ماجرا دودش به چشم همگان خواهد رفت. شاید وقت آن رسیده که قوه قضائیه از پتانسیل خود برای حل چنین معضلاتی بهره گیرد و این بازی پرحاشیه و کمفایده را پایانی مطلوب بخشد؛ پایانی که نهتنها سودش متوجه منافع ملی است، بلکه میتواند بسیاری از ابهامها و حرف و حدیثها را از اذهان عمومی بزداید.