طول دوره ریاست جمهوری دومین رئیس جمهور ایران دو ماه بود اما عرضش چنان وسیع که تا امروز هم تریبونهای رسمی ایران حرف از بوی رجایی و روح رجایی میزنند. محمدعلی رجایی (1360-1312) راهی از شاگردی مغازه خرازی داییاش در قزوین- محل تولدش- و دستفروشی در بازار تهران تا رئیس جمهوری اسلامی ایران با 13 میلیون رای را گذراند. او با عنوان گروهبان در نیروی هوایی استخدام شد و پس از کودتای 28 مرداد 32 به نیروی زمینی رفت. از آن پس تحصیلاتش را ادامه داد و مدرک فوق لیسانس ریاضی گرفت. از همان سالی که به نیروی هوایی رفت با آیتالله طالقانی آشنا شد و در کلاسهای درس وی در مسجد هدایت حاضر شد. سال 42 دوره زندان 50 روزه را گذراند، آن هم به این دلیل که جزو نفرات اولی بود که در نهضت آزادی ایران ثبت نام کرد و جذب آن شده بود. براساس برداشت فکریای که داشت و بیشتر آن هم متاثر از نظرات طالقانی و فداییان اسلام بود «همه کار و همه چیز تنها برای خدا» عضویت سازمان مجاهدین خلق را نپذیرفت و به تدریس در مدرسه کمال پرداخت. در سال 53 دوباره دستگیر شد و زیر شکنجه ساواک قرار گرفت تا اینکه روز عید غدیر سال 57 از زندان آزاد شد. پس از پیروزی انقلاب مشاور وزیر آموزش و پرورش شد و پس از استعفای وزیر بر جای وی نشست تا اینکه پس از یک سال به دعوت هاشمی رفسنجانی کاندیدای نمایندگی مجلس شده و انتخاب میشود. پس از یک سری کشمکشها بین بنیصدر و حزب جمهوری اسلامی به نخستوزیری انتخاب میشود. به گفته رجایی «دارای یک کابینه 36 میلیونی هستم» مردمی بودن و سادهزیستی رجایی باعث شد وی با 13 میلیون رای در سال 60 به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شود، تا اینکه در هشتم شهریور 60 به همراه یار دیرینش محمد جواد باهنر در حادثه انفجار دفتر نخستوزیری شربت شهادت نوشید. رجایی آغازی بود مستدام.