1ـ کادرسازی
پیامبر اکرم در ابتدای رسالت الهی خویش که به صورت پنهانی صورت میگرفت، با تشکیل و سازماندهی هستههای فعال، درصدد علنی ساختن دعوت خود در موقعیت مناسب بودند، در این میان حضرت خدیجه، علی(ع) زیدبنحارثه و زبیربن عوام از جمله افرادی بودند که در ردیف پیروان آن حضرت قرار گرفتند و نقش آنها در ترویج حرکت توحیدی از اهمیت والایی برخوردار است. پیامبر گرامی اسلام(ص) با تربیت روحی و معنوی این بزرگواران شالوده حرکت الهی خویش را سامان بخشید و دشمنان حق را در مقابل کار انجام شده قرار داد.
2ـ خطابه و سخنرانی
سخنان جذاب و دلنشین همواره اثرگذار است و از این طریق است که مردم به آیین یا پیام ابلاغ شده اقبال نشان داده و پیروی از آن را با دل و جان میپذیرند. رسول اکرم(ص) که سخنانش همواره با فصاحت و بلاغت همراه بود، پیام الهی را زیبا و دلنشین به مخاطب منتقل میفرمود، در اندک زمانی، دلهای زیادی را متوجه آیین پاک و الهی اسلام نمود چنان که در وصف کلام آن حضرت است که در سخن فصیحترین و شیرینترین مردمان بود.
3ـ تبلیغ تدریجی
قرآن کریم در طول سالهای پس از بعثت به تدریج بر حضرت محمد(ص) نازل گردید تا آن حضرت نیز به تدریج بر مردم قرائت و ابلاغ فرمایند و این به جهت این بود که زمینه تبلیغی خیلی از امور فراهم نبود که میتوان به تحریم شرب خمر و ربا اشاره کرد و این نکتهای است که مبلغین باید به آن توجه خاص داشته و در برنامه تبلیغی خویش مدنظر قرار دهند چرا که تبلیغ بدون زمینه و دفعی ممکن است در اندک زمانی به فراموشی سپرده شود، اما اگر به شکل تدریجی و به صورتی که در روشهای پیامبر گرامی اسلام(ص) در برخورد با تحریم مشروب و همچنین تحریم ربا وجود داشته است، با ایجاد زمینه لازم و بیان مضرات آن تدریجا با آن برخورد گردد، اثر تبلیغی آن ماندگار خواهد بود.
4ـ استفاده از مکانها و زمانهای مناسب
استفاده از زمان و مکان همواره در برقراری ارتباط با مخاطب و ارائه پیام نقش بسزایی داشته است، با اندک تامل و توجه در زندگی بزرگان درمییابیم که اگر پیامشان تاثیرات لازم را داشته است به دلیل استفاده به هنگام آنها از شرایط زمان و مکان بوده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز با استفاده از شرایط و زمان پیش آمده (موسم حج) در نقاط مختلفی مانند عکاظ، مجنه و ذیالمجاز پیام الهی خویش را ابلاغ میفرمودند.
5ـ تبلیغ عملی
زندگی شخصی مبلغ باید به گونهای باشد که مردم را به حقیقت آشنا سازد، پیامبر خدا(ص) با ارائه الگوی انسان کامل، با زندگی شخصی و عمل خویش مبلغ آئین پاک خود گردید به نحوی که از کسانی که از زندگی جز خونریزی، قتل و غارت چیز دیگری نمیفهمیدند، انسانهایی ساخت که در راه همنوع خود، جان عزیز خویش را مخلصانه در معرض خطر قرار میدادند، در تاریخ اسلام نمونههای فراوانی از تبلیغ عملی آن حضرت ذکر شده است که در اینجا به دلیل اختصار از ذکر آن خودداری مینمائیم.
نحوه زندگی مبلغان در ترویج معارف و نیکیها بسیار موثر است، زیرا مخاطب قبل از آنکه به گفته مبلغ توجه نماید به عمل او مینگرد، در خیلی از موارد نیز با ظرفیت بسیار، گفتار مبلغ را با عمل او مقایسه مینماید تا بداند به چه میزان به آنچه میگوید معتقد است و بدان عمل میکند.
قرآن کریم نیز بر این نکته تاکید دارد که:
چگونه شما مردم را به نیکوکاری دعوت میکنید، خود را فراموش میکنید یا در آیهای دیگر خطاب به آنهائی که میگویند، اما خود عامل به آن نیستند میفرماید:
«یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون» الا ای کسانی که به (زبان) ایمان آوردید چرا چیزی به زبان میگوئید که در مقام عمل خلاف آن میکنید.
6ـ مقاومت در برابر تطمیع و تهدید
دشمنان خدا در طول تاریخ با ایجاد مشکلات متعدد در مقابل حرکتهای الهی پیامبران در پی آن بودند که به نیت باطل خود که ایجاد مانع در راه عملی شدن احکام نورانی الهی است جامه عمل بپوشانند. پیامبر خدا(ص) نیز برای رسیدن به اهداف متعالی خویش با مشکلات و موانع متعدد از جمله تطمیع و تهدید روبرو بود، از اینرو دشمنان خدا و پیامبر(ص) با استفاده از شیوههای مختلف قصد جلوگیری تبلیغ احکام نورانی اسلام را داشتند اما در عمل پیامبر خدا(ص) یک لحظه از رسالت الهی خویش کوتاه نیامد بلکه فعالیت خویش را بیشتر و بیشتر نمود تا آنجا که سرود توحید از سراسر جهان به گوش رسید.
7ـ تمثیل و تشبیه
با توجه به اینکه مخاطبان پیامبران الهی از قشر خاصی نبودند و از طرفی پیامبران الهی دعوت خود را متعلق به همه میدانستند، لذا میبایست با تمامی اقشار ارتباط برقرار نمایند مخصوصا افرادی که سواد چندانی نداشته و میبایست با مثالهای مناسب که در محیط آنها وجود دارد پیام الهی خود را به آنها منتقل نمایند، از آنجائی که سر و کار این مردم بیشتر با حواس ظاهری بود لذا پیامبر اکرم(ص) با استفاده از تمثیل و تشبیه پیام خویش را به مخاطب یا مخاطبین منتقل میفرمودند.
استاد شهید مطهری این شیوه و روش تبلیغی پیامبر اکرم(ص) را با داستانی زیبا ترسیم مینماید: رسول اکرم(ص) در یکی از مسافرتها با اصحابش در سرزمینی خالی و بیعلف فرود آمد، به هیزم و آتش احتیاج داشتند، فرمودند: هیزم جمع کنید، عرض کردند یا رسولالله ببینید این سرزمین چقدر خالی است هیزمی دیده نمیشود، فرمودند: در عین حال هر کسی هر اندازه میتواند جمع کند، اصحاب روانه صحرا شدند، با دقت روی زمین نگاه میکردند و اگر شاخه کوچکی میدیدند برمیداشتند، هر کس هر اندازه توانست ذرهذره جمع کرد و با خود آورد. همین که همه افراد هر چه جمع کرده بودند روی هم میریختند مقدار زیادی هیزم شد.
در این وقت رسول اکرم(ص) فرمودند: گناهان کوچک هم مثل همین هیزمهای کوچک است ابتدا به نظر نمیآید ولی هر چیزی جوینده و تعقیبکنندهای دارد، همانطور که شما جستید و تعقیب کردید و اینقدر هیزم جمع شد، گناهان شما هم جمع و احصاء میشود و یک روز میبینید از همان گناهان خود که به چشم نمیآید انبوه عظیمی جمع شده است. بنابراین مبلغ با استفاده از قرآن، روایات و اسناد تاریخی میتواند با ارائه مثالهای مختلف فهم و مطالب را برای مخاطب آسان نماید.
8ـ قصه و حکایت
در قصه جذابیتی وجود دارد، بدون اینکه مخاطب دچار خستگی گردد به راحتی مقصود و هدف گوینده را از متن قصه و حکایت دریافت مینماید، حال اگر این قصه و حکایت حامل پیام باشد و اخبار عبرتانگیز و نکات اخلاقی را همراه داشته باشد، به بهترین وجه به فرد یا افراد موردنظر القاء میشود که، قرآن کریم نیز در آیات متعددی به آن اشاره دارد، لذا قرآنی که بر قلب و روح پیامبر(ص) نازل شده حاوی این نکات آموزنده است در سوره مبارکه هود آیه 120 قرآن کریم آمده است:
«ما هریک از سرگذشتهای انبیاء را برای تو بازگو کردیم، تا به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم و در این (اخبار و سرگذشتها) برای تو حق، و برای مؤمنان موعظه و تذکر آمده است.»
یا در سوره شریفه یوسف آیه 2 میفرماید:
«ما بهترین حکایات را به وحی این قرآن بر تو میگوییم و هر چند بیش از این وحی از آن آگاه نبودی».
همچنین در سوره اعراف به پیامبر(ص) دستور میدهد که حکایات را بر مردم بخواند تا شاید نقل این حکایات موجبات هدایت آنها را فراهم آورد.
«(ای رسول ما) بخوان بر این مردم (بر قوم یهود) حکایت آن کس (بعلم باعور) را که ما آیات خود را به او عطا کردیم از آن آیات به عصیان سرپیچید چنانچه شیطان او را تعقیب کرد و از گمراهان عالم گردید».
با توجه به آنچه در آیات مذکور آمده است، دستور الهی است که مبلغ با نقل حکایات، مردم را به توحید و بندگی در برابر پروردگار عالم بخواند و هدفی که از بیان قصه و حکایت دنبال میشود عبرتگیری، پندآموزی و تزکیه است، یعنی اینکه بیان آنچه بر اقوام گذشته آمده است موجب هدایت، تزکیه و عبرتگیری افراد شود، بنابراین بیان قصه و نقل حکایات گذشتگان ترسیم راه صحیح برای آیندگان است، مانند نقل قصه یوسف، هود، صالح، موسی و...
9ـ برهان و منطق
پیامبر اکرم(ص) از هر وسیله و امکان مشروع برای ابلاغ رسالت الهی استفاده مینمود، گاهی لازم بود با برخورد اخلاقی طرف مقابل را به حق دعوت نماید، گاهی با ـ احسان و گاهی نیز با بحث و مناظره و طرح مسائل منطقی، پیام الهی خویش را ـ به گوش مخاطبین برساند.
آنچه را پیامبر اکرم(ص) در تبلیغ دین مبین اسلام به انجام میرساند، همان دستورات الهی بود که به آن مأمور شده بود «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین»
«ای رسول ما» خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق (با اهل جدل) مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدا (عاقبت حال) کسی که راه او گمراه شده و آنکه هدایت یافته بهتر میداند»
یا در آیهای دیگر در برابر مخالفان و کسانیکه بر پذیرش حق سرسختی نشان میدادند خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین»
«بگو بر این دعوی برهان آورید اگر راست میگویید» و یا درباره محاجه حضرت ابراهیم(ع) و نمرود آمده است:
«ابراهیم گفت، خدای من آن است که خلق را زنده میکند و باز میمیراند نمرود گفت من هم زنده میکنم و میمیرانم. ابراهیم گفت که خداوند خورشید را از طرف مشرق برآورد، تو اگر میتوانی از مغرب بیرون آر آن کافر نادان در جواب عاجز ماند که، خدا راهنمای ستمکاران نخواهد بود»
اهل علم و دانش در صورتی که عناد نداشته باشند حرف منطقی را میپذیرند، همانطوری که در قرآن کریم نیز بر آن تأکید شده است و به پیامبر اکرم(ص) دستور داده شده که با مردم به حکمت، برهان و موعظه سخن بگوید و با سخنان نیکو، آنها را به خدا دعوت نماید، پیامبر اکرم(ص) نیز در روشهای تبلیغی خویش همواره این مهم را مدنظر داشته است، میتوان نمونه بارز و بسیار جالب آن را، دیدار ایشان با نمایندگان نجران دانست.