محمود مطهرینیا
یکی از مهمترین عرصههای علمی که به راحتی میتواند دچار تحریف شود و بارها و بارها مبتلا به این فاجعه شده عرصه تاریخ است. این تحریف و تبدیل و قلب واقعیتها به انگیزههای مختلف و متعددی روی دادهاند.
به طور معمول و مرسومش این بوده که مورخان و کاتبان درباری آنچه را مینوشتهاند که مقبول طبع دربار متبوعشان بوده است والا یا دچار فقر و فلاکت میشوند یا آوارگی و اسارت به عبارت دیگر یا باید آنچه را شاهان و وزیران دربار میگفتهاند و میخواستهاند مینوشتهاند و به اسم تاریخ به خورد دیگران میدادهاند و یا اینکه باید از ثروت و مکنت چشم پوشیده و در برخی موارد حاد طعم تلخ زندان را به جان میخریدند.
در دوره جدید و پس از رنسانس هم فعالیت جدی و مستمری انجام شد برای ایجاد تاریخ جدید که از سویی ثابت کند همه آنچه در گذشته بوده، سیاهی، کثیفی و بیماری و ضعف و فتور بوده است و پس از آن هر چه آمده تمیزی، سلامت، قوت و زیبایی است و انسان را از جهنم زشت و سیاه و آکنده از ابتلائات به بهشتی برین آوردهاند. در این میان گاه لازم میشود که برخی کشورها را با قلب واقعیتهایشان چنان پست و حقیر و ضعیف و زبون نشان دهند گویا که اینها هیچ سرنوشتی جز فقر و فلاکت و بدبختی نداشتهاند و آنها مظهر گرسنگی، ناامنی و... هستند که مردم آفریقا را به این سرنوشت مبتلا کردند هر چند که در این راستا لازم بوده تمدنی عظیم و شگرف را به راحتی تمام نابود سازند و عین همین واقعه برای ساکنان مفلوک و بدبخت آمریکا هم رخ داد و برای آنکه بهشت موعود عصر جدید شکل یابد تمدنی بس عظیم و بزرگ را به راحتی آب خوردن تباه و نابود کردند.
تاریخ آمریکا را اگر پردروغترین تاریخ دنیا بدانیم سخنی به گزاف نگفتهایم و هیچ به بیراهه نرفتهایم چرا که هر روز سند تازهای منتشر میشود که بیش از پیش بر صحت این مدعا میافزاید. گفته میشود که کلمب و همراهانش اولین کسانی بودهاند که به سرزمین آمریکا گام نهادهاند و تا پیش از آن هیچکس از وجود آن خبر نداشتهاند ولی این سخن یک کلام واهی و بیاساس است چرا که از سویی با محاسبات ریاضی قرنها پیش از تولد کریستف کلمب دانشمندان مسلمان نظیر ابوعلیسینا و ابوریحان بیرونی هم ثابت کرده بودند که زمین کروی است و نه مسطح و هم در آن سوی زمین قارهای است که انسانها در آن ساکنند و جالب است بدانیم نتایج را صرفا از طریق استدلال و محاسبات به دست آورده بودند نه مشاهدات عینی متاثر از سفینههای فضایی و کشتیهای قارهپیما و از سوی دیگر موقعیت دقیق این منطقه در آثار جغرافیدانان و دیگر دانشمندان مسلمان ذکر شده بود و این آثار در آن زمان بدون تردید در دسترس هم کلمب بوده است و هم چهرههایی نظیر واسکودوگاما که نقشه سفر را به او سپرد و از همه مهمتر اینکه آنگونه که از یادداشتهای خود و دیگران به دست میآید و اسناد متعدد و معتبری هم در این راستا میتوان یافت این جمعیت اروپایی که برای اولین بار و پیش از هر قوم و جمعیتی در آنجا گام نهاده بودند، در مناطق مختلف این دیار مساجدی را مشاهده کرده بودند که مسلمانان در آنجا نماز میخواندند یعنی در واقع پیش از اینان که مدعی بودند که پیشتاز و پیشگام ورود به این قارهاند، مدتها قبل مسلمانهای شرقنشین به مناطق مختلف این دیار وارد شدهاند و آنقدر فرصت داشتهاند که پس از تعامل و تجارت با ساکنان آن دیار آرامآرام کیش و آیین خود را بدانها بیاموزند و آنقدر تعداد این نو مسلمانان زیاد شده بود که به بنای مسجد به عنوان محلی برای اجتماع و عبادت نیاز پیدا کنند یعنی حداقل یک تا یک و نیم قرن پیش از کلمب که اولین وارد به آمریکا بوده مسلمانان در آن رحل اقامت افکنده بودند.
البته جالب است بدانیم که میهمانان تازه قاره آمریکا برای آنکه بتوانند برای آمریکا تاریخ تازهای تدوین کنند حوادث را تا آنجا که میشد یا محو و نابود کردند و یا تحریف و تبدیل.
بزرگترین محو تاریخی اروپاییان تازهوارد به آمریکا، محو و نابودی شاهدان عینی تاریخ گذشته این قاره بود یعنی همان جمعیت ساکنان اصلی و قدیمی آمریکا.
کلمب و همراهان او ابتدا سرزمین جدید را براساس محتوای تورات توجیه و تفسیر کرده و آن را کنعان جدید خواندند و همانگونه که بنیاسراییل مردم کنعان را نیست و نابود کردند، پیوریتانهای کلنی ماساجوست نیز سرخپوستان ساکن آمریکا را تار و مار ساختند.
پیوریتانها با کنعانانگاری آمریکا به سرخپوستان بومی این دیار نیز شخصیت جالب توجه "مردم کنعان" را که در سرزمینهای موعود زندگی میکردند، دادند و با رواج این شعار خوف و وحشت بود که در سرتاسر آمریکا حکمرفرما شد چرا که مردم کنعان بر مبنای عهد عتیق و دیگر باورهای یهودی همان غاصبان سرزمین موعود بودند که نابودی آنها اقدام لازم و ضروری مینمود ـ تورات درباره نابودی کنعانیان میگوید:
وای بر شما ای فلسطینیهایی که در ساحل دریا و در سرزمین کنعان زندگی میکنید؛ زیرا شما هم داوری خواهید شد. خداوند شما را به هلاکت خواهد رسانید و حتی یک نفر از شما باقی نخواهند ماند...
قتلعام وحشیانه سرخپوستان یکی از تلخترین وقایع تاریخ بود که با استناد به این آیات انجام پذیرفت. نوام چامسکی در کتاب سال 1501؛ اشغال همچنان ادامه دارد درباره قتلعام سرخپوستان به دست پیوریتانها به بهانه شباهت آنها به مردم کنعان مینویسد:
یکی از بزرگترین قتلعامهای صورت گرفته در نیوانگلند، نابودی سرخپوستان پیکوت در سال 1637 بود. با بیانههای رسمی منتشر شده پس از آن، این قتلعام که به دست پیوریتانهای استعمارگر انجام شده بوده، چنین توجیه شد: سرخپوستان پیکوت که وجود آنها در بهشت روی زمین مورد خواست خداوند نبود، نابود شدند و خداوند را شکر میکنیم از اینکه دیگر کسی که نام پیکوت بر خود داشته باشد. بر روی زمین باقی نمانده است.
امروز عبارت "به اذن خداوند" که در متن سوگندنامه هر کودک آمریکایی وجود دارد و طبق آن برای وفادار ماندن به وطن خود قسم یاد میکنند از فرهنگ پیوریتانها و نوع رویکرد آنها از تورات گرفته شده که براساس آن قتلعامهایی را انجام دادهاند. اعتقاد و باور گرفته پیوریتانهای از عهد عتیقی از این قرار بوده:
کشتار عمدی ساکنان جدید و پاکسازی سرزمین موعود از وجود آنها
قتلعامهایی که پیوریتانها انجام میدادند تحت نظارت مستقیم رهبران دینی آنها صورت پذیرفت و چنین گمان میکردند که رسالت مقدس خود را به جای میآوردند و با کشتن مردان، زنان و کودکان سرخپوست به دستورات عهد عتیق عمل میکنند.
آنها به استناد بخشهایی از تورات که مورد سوءاستفاده از خود قرار میدادند. چادرهای سرخپوستان را به تنبورهای گرم و آتشین مبدل میکردند و افراد داخل این چادرها را همانگونه که در آیات تورات ترسیم شده بود به طرز فجیعی به قتل میرساندند.
در آیهای از تورات تصریح شده که مردگان در داخل آتش کباب میشدند و خونهای جاری از بدن آنها آتش اطرافیان را خاموش میکرد. کسانی هم که مرتکب چنین قتلعامهایی میشدند، شایسته ستایش یهوه میگشتند.
چند سال بعد از این حرکات، واقعه اسفناک پاکسازی بومیان منطقه نیویورک آغاز شد، به عنوان مثال در گزارش دیوید د. وریس که در فوریه سال 1643 درباره قتلعام سرخپوستان الگران کویین ساکن در جنوب منهتن به دست سربازان هلندی ارایه شده آمده است:
سربازان، بسیاری از سرخپوستان را در حالی که خواب بودند به قتل رساندند.
کودکان از سینههای مادرانشان جدا میشدند و در برابر چشمان آکنده از اشک و ناباوری والدینشان با شمشیر به دو نیم شده و آنها را به آتش میانداختند. نوزادان در گهوارههای خود تکهتکه شده و سرهای آنها را در هم میکوبیدند و به فجیعترین وضعیتی که حتی وجدان افراد سنگدل را نیز به درد میآورد، وحشیانه به قتل میرسیدند. بعضی از کودکان را هم به رودخانه میانداختند و به دنبال آنها پدر و مادرهایشان برای نجات آنها به رودخانه میپریدند ولی نظامیان نه به کودکان و نه به والدین آنها هرگز اجازه ندادند که از آب خارج شوند تا همه آنها غرق شدند.
جالب است بدانیم که طی این کشتارها در طول مدت حدود یک قرن قریب به 95 میلیون نفر از ساکنان قدیمی و سرخپوست آمریکا به دست مهمانان تازهوارد این دیار کشته شدند و به عبارت دیگر یعنی هر سال 000/7000 نفر کشته یعنی نزدیک به 000/3 نفر در هر روز که اسناد تمام این فجایع با گزارش همه جزئیات آنها هماکنون نه تنها در لابلای اسناد آمریکا و برخی کشورهای دیگر که در این وحشیگریها نقش داشتند موجود است بلکه کتابهای بسیاری هم در این راستا نوشته و بعضا منتشر شدهاند و در واقع باید هولوکاست حقیقی را در چنین جریانهایی بجوییم نه یک جریان موهوم و خیالی که هیچ پایه و اساسی ندارد.
به نظر چامسکی، ترورهایی که آمریکاییها به طور مستقیم طی قرن بیستم در چهار گوشه جهان مرتکب میشوند از سنتهای به یادگار مانده از پیوریتانها و ساکنان اولیه قاره آمریکاست که باید به این فجایع، وحشیگریهای آمریکاییان در عراق و افغانستان را نیز بیفزاییم.
آنچه در اینجا آمده تنها سطوری چند از کتاب قطور واقعیتهای تحریف شده برای تدوین تاریخ نوین آمریکا بوده که در اقدامی به جا و شایسته برای اولین انتشارات هلال، مجموعهای از این حقایق را گویای بسیاری از واقعیتهاست با قلم استاد توانا نصیر صاحب خلق در کتابی روان، جذاب و خواندنی با عنوان "تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا" گردآوری و منتشر کرده است که برای همه مردم ایران و دنیا و بخصوص همه آنها که به نحوی با سیاست و تاریخ نسبت پیدا میکنند، مطالعه این کتاب میتواند گویای حقایقی باشد که پرده از بسیاری ابهامات برداشته و افقهای تازهای پیشروی آنها بگشاید.
برای تهیه بهتر اثر میتوانید با مرکز پخش این کتاب و شماره تلفن 8ـ66956167 تماس بگیرید.