* به عنوان اولین پرسش درباره جمعیت و فعالیتهای آن توضیح دهید؟
** در اواخر سال 1379 بحث تشکیل جمعیت مطرح شد که سال 1380 به بعد این جمعیت فعالیت خود را آغاز کرد. در همان زمان در انتخاباتی که انجام شد، بنده را به عنوان دبیر کل انتخاب کردند که این دبیر کلی تا به حال ادامه یافته است. رئیس جمعیت، خانم دکتر زهرا مصطفوی ـ دختر امام خمینی(ره) ـ و 32 نفر اعضای هیات امنای جمعیت، عمدتا از چهرههای شاخص دولتهای گذشته و حال هستند که بیشتر به اعتبار شخصیت حقیقی خودشان این تشکل غیردولتی را با نام جمعیت دفاع از ملت فلسطین تشکیل دادند که در جهت ارتقای آگاهیهای ملی در مورد حقوق ملت فلسطین کار میکنند.
* برای جلوگیری از کمرنگ شدن مساله فلسطین تاکنون چه اقداماتی انجام دادهاید؟
** ابتدا من این مساله را متذکر میشوم که اصلا نگران به فراموشی سپردن مساله فلسطین نباشید برای این که مساله فلسطین رکوردشکن موضوعات سیاسی بینالمللی در دنیا بوده است. یعنی از ده، بیست سال پیش از تشکیل رسمی رژیم جعلی صهیونیستی مساله فلسطین در بورس خبرهای بینالمللی است. مثلا همانطور که میدانید عزالدین قسام در سال 1935 شهید شد. بنابراین، ما نگرانی از فراموش شدن مساله فلسطین نداریم. نگرانی اصلی ما به سازش کشیده شدن و فراموشی مقاومت و حق و حقیقت است.
مسیری که عرفات تا اواخر عمرش دنبال میکرد دولت جعلی اسرائیل را به رسمیت شناخت، اینها نگرانکننده است. اصل مساله فراموششدنی نیست، بلکه آن مسیر ممکن است به بیراهه بیفتد و ما باید نگران این مساله باشیم.
* اخیرا شاهد مطرح شدن بحثهای زیادی راجع به فلسطین و از جمله احیای طرح صلح عربی هستیم. دلیل رونق مجدد این اخبار چیست؟
** از یک سال و دو، سه ماه پیش که انتخابات در فلسطین انجام شد و حماس بیشتر کرسیهای مجلس را کسب کرد، آمریکا و رژیم صهیونیستی به همراه کشورهای عرب منطقه پا را در یک کفش کردند که دولت حماس، بیدولت حماس.
این در حالی بود که انتخابات پارلمانی فلسطین به طور کاملا دموکراتیک برگزار شده بود و به اذعان خود مقامات آمریکایی از جمله کارتر که ناظر بر آن بودند، هیچ خدشهای بر آن وارد نبود و با تمام معیارهای بینالمللی دموکراسی حماس روی کار آمد. بنابراین از آن موقع چون نمیتوانستند به طور قانونی جلوی تشکیل دولت حماس را بگیرند؛ تلاش کردند با ایجاد مسائل جانبی و حاشیهای توجه مردم و بویژه ملت فلسطین را از این حق مسلم دور کند. اما پس از گذشت یک سال و با وجود این که حماس چنین بحرانهایی را پیشبینی نکرده بود و امکانات خروج از چنین بحرانی را در سازوکارهای خود ندیده بود،اما سربلند بیرون آمد. از جمله این بحران میتوان به دستگیری وزرا و همچنین نمایندگان مرتبط با حماس و قطع منابع اقتصادی دولت حماس اشاره کرد که با وجود تمامی این توطئهها که برخی از آنها هم رسانهای بود حماس با موفقیت این دوره را پشت سر گذاشت. یعنی در واقع حماس با یک نرمش سیاسی ـ مبارزاتی، فتح را مجبور کرد که سرش را پایین بیندازد و خودش پیشنهاد یک دولت ائتلاف ملی را بدهد و این همان چیزی بود که حماس در ابتدا تقاضا کرده بود و با وجود این که برنده انتخابات بود و میتوانست به تنهایی دولت تشکیل دهد از همان ابتدا تشکیل یک دولت ائتلافی را پیشنهاد کرده بود.
* جنگ 33 روزه لبنان و شکست رژیم صهیونیستی از حزبالله تا چه حد بر روند اوضاع در فلسطین تاثیرگذار بوده است؟
** همواره فلسطینیها را از رژیم صهیونیستی میترساندند و یک اسطوره شکستناپذیری از ارتش اسرائیل به فلسطینیها معرفی کرده بودند. این باعث شده بود فلسطینیها حداکثر به نبردهای کوچک در حد رد و بدل شدن چند گلوله و نارنجک دستساز فکر کنند، ولی هیچگاه جنگ تمامعیار در برابر رژیم صهیونیستی در یک فضای کاملا نظامی به ذهنشان راه نمییافت. در جنگ 33 روزه که در واقع یک جنگ تمامعیار داغ با تمام فاکتورهای جنگی بود و به شکست رژیم صهیونیستی انجامید و اسطوره شکستناپذیری آنها شکسته شد.
* طرح ترور رهبران فلسطینی و اعلام رسمی آن از طرف رژیم صهیونیستی، آیا بر مقاومت ملت فلسطین تاثیرگذار بوده است؟
** به نظر من، یکی از اشتباههای بزرگ رژیم صهیونیستی همین بود که رسما اعلام میکردند که تصمیم به ترور فلان شخص گرفتهایم و بعد هم اعلام میکردند که انجام شد. اگر اشتباه نکنم هم احمد یاسین به این شکل و با تصویب رسمی دولت رژیم صهیونیستی ترور شد و هم عبدالعزیز رنتیسی (البته افراد دیگری هم بودند، ولی این دو نفر شاخصترین آنها بودند.) وقتی رژیم صهیونیستی طرح ترور را رسما اعلام کرد، دولتهای بزرگ و کشورهای عربی کوچکترین اعتراضی نکردند، ولی این عمل شنیع باعث شد تنفر عمومی و مردمی و آن کینه تاریخی نسبت به رژیم غاصب صهیونیستی در وجدان عمومی ملتها افزایش یابد.
* درباره طرح صلح اعراب که اخیرا صحبت بر سر آن داغتر شده است، توضیح دهید؟
** ظاهرا قضیه نشان میدهد که پیگیری این طرح از مدتها پیش در حال انجام بود که البته قبلا مصر بیشتر فعال بود و جدیدا محوریت قضیه با عربستان است. از آن موقع اینها به دنبال یک شریک جرم برای خودشان میگشتند و وقتی مثلا مصر به پای قرارداد کمپ دیوید رفت به دنبال این نبودند که تنها این قرارداد را با مصر امضا کنند و کار تمام شود، بلکه به دنبال این بودند که مصر به عنوان یک خطشکن عمل کند و پای دیگر کشورهای عربی را هم به ماجرا باز کند، اما وقتی که آن قرارداد مورد تحریم قرار گرفت و به ماجرای قتل انورسادات از سوی خالد اسلامبولی قهرمان منجر شد، این کار در مقطعی رو به افول گذاشت و متوقف شد تا این که مجددا با قرارداد اسلو و تشکیل دولت خودگردان، احساس کردند که مساله صلح را میتوانند در میان کشورهای عربی مطرح کنند، کسی هم که این بار جلو افتاده، کشور عربستان است.
* بازگشت آوارگان فلسطینی همواره مهمترین عامل به نتیجه نرسیدن طرح صلح اعراب بوده است. به چه دلیل رژیم صهیونیستی هرگز زیر بار این بخش نمیرود؟
** همانطور که میدانید تعداد آوارگان فلسطینی بسیار بالا و حدود 6 میلیون نفر است و اگر در قالب طرح صلح بازگشت این آوارگان به رسمیت شناخته شود، یعنی این که به این 6 میلیون نفر حق رای دادهاند. از سوی دیگر، بسیاری از صهیونیستهایی که همین الان در داخل فلسطین زندگی میکنند، افرادی هستند که به دلیل همان بحران هویت که عرض کردم و به دلیل مسایل سیاسی اخیر از جمله جنگ 33 روزه دیگر برای زندگی در فلسطین اشغالی تمایلی ندارند.
بنابراین، تحقق بازگشت آوارگان باعث میشود اکثریت جمعیت با فلسطینیها باشد و با توجه به این اصل بینالمللی که هر ملتی حق دارد سرنوشت خود را به دست خود رقم بزند، این به منزله فروپاشی رژیم صهیونیستی خواهد بود و مساوی است با تحقق آن حرف امام خمینی(ره) که فرمودند: «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود».
* در مورد مساله تبادل اسرا چه عاملی باعث شده که تاکنون 2 طرف به توافق نرسیدهاند؟
** مهمترین مشکل رژیم صهیونیستی از ابتدای پیدایش آن، مشکل کمبود نفرات و منابع انسانی است. چون همانطور که میدانید، در طول چندین دهه اخیر یهودیان افزایش جمعیت نداشتهاند و منحنی رشد جمعیتشان اکثرا خط افقی بوده است و خیلی بندرت شیب به سمت بالا یافته است. بنابراین فاکتور جمعیت برای رژیم صهیونیستی و همچنین فلسطین یک برگ برنده است. چندی پیش در خبرها دیدیم یک زن فلسطینی که پزشک وی را از بچهدار شدن منع کرده بود، میگفت: من هرگونه خطری را به جان میخرم ولی بچهدار میشوم. چرا که جنگ من با رژیم صهیونیستی همین بچهدار شدن است. در جریان تخلیه غزه هم عامل اصل، افزایش جمعیت فلسطینیها در این منطقه بود. به طوری که غزه به متراکمترین منطقه در دنیا تبدیل شد. جمعیت فلسطینیها در 50 درصد از غزه که در اختیار داشتند نزدیک به یک میلیون و 400 هزار نفر بود در حالی که در 50 درصد دیگر که در دست صهیونیستها بود، فقط 8 هزار نفر صهیونیست سکونت داشتند و آن چیزی که باعث شد صهیونیستها از غزه خارج شوند، سنگباران صهیونیستها از سوی بچههای فلسطینی و دیگر تضییعاتی بود که فلسطینیها برای صهیونیستها ایجاد کردند. پس میبینیم چقدر مساله تعداد نفرات برای این رژیم که میخواهد با نزدیک به 14 میلیون نفر تمام جهان را تصرف کند، حائز اهمیت است. در مساله جنگ 33 روزه هم دیدیم یکی از دلایلی که برای آغاز جنگ عنوان کردند، اسارت دو نظامی رژیم صهیونیستی از سوی حزبالله لبنان بود. با توجه به تمامی این مسائل حتی یک اسیر اسرائیلی که در بند فلسطینیهاست، برگ برندهای است که به وسیله آن میخواهند حداکثر امتیازات را از رژیم صهیونیستی بگیرند. بنابراین حاضر نیستند به آسانی این برگ برنده را از دست بدهند. مانع دیگری هم که در تحقق بحث مبادله اسرا وجود دارد، از سوی رژیم صهیونیستی است و آن این که این رژیم مایل نیست به این مساله به صوت جداگانه تن در دهد و به دنبال این است تا این موضوع را در قالب طرحهای صلح دنبال کند تا علاوه بر محقق شدن این بند به سایر خواستهای خود نیز دست یابند.
در جمعبندی باید بگویم هر چند با توجه به عرف روابط بین رژیم صهیونیستی و فلسطینیها پیشبرد طرح مبادله اسرا بعید به نظر میرسد، اما با نگاهی به گذشته میبینیم در مواقعی اقدامات غیرمتعارفی از هر دو سو دیده شده است و این مساله پیشبینی درباره این موضوع را کمی مشکل میکند.