"بالاخره برای یک بار هم که شده کشورهای عربی در برابر فشارهای آمریکا که به نیابت از اسراییل انجام میگیرد، ایستادند و برخلاف آنچه که آمریکا و اسراییل خواهان آن بودند نشست وزیران امور خارجه عرب با انجام هرگونه تغییر یا تعدیلی در طرح صلح اعراب در سال 2002 به صورت قاطع مخالفت کرد. این تحول را میتوان به عنوان شکست دیگری در کارنامه سیاسی بوش به ثبت رساند."
روزنامه الرایالعام ـ چاپ سودان ـ در ارزیابی نشست وزیران امور خارجه عرب در یک تحلیل با تیتری تحت عنوان "نتیجه پایانی نشست وزیران امور خارجه عرب، شکستی دیگر در کارنامه سیاسی آمریکا" مینویسد: «پیش از برگزاری نشست وزیران امور خارجه اتحادیه عرب که در واقع مقدمهای برای برگزاری نشست رهبران کشورهای عضو اتحادیه عرب در عربستان است، آمریکا و اسراییل به صورت علنی و غیرعلنی فشارهای گستردهای را به برخی از حکومتهای عربی برای انجام برخی از تغییرات در توافقنامه صلح اعراب در سال 2002 اعمال کردند که البته بر هیچ کس پوشیده نیست این فشارها موازی با جنگهای روانی گسترده تلآویو برای محقق ساختن این امر انجام گرفت.
نشست وزیران امور خارجه اتحادیه عرب برخلاف نشستهای سابق این بار پایانی پرمحتوا و تقریبا نتیجهبخش داشت. حتی اگر نتایج این نشست در حد یک پیشنویس و صدور یک قطعنامه باشد، قطعنامهای که ممکن است با توجه به بسیاری از شرایط موجود و واقعیتهای حاکم بر منطقه صادر شود و یا در حد نوشتههایی بر کاغذ باشد، میتواند بسیار حائز اهمیت باشد زیرا همین نوشتهها خود نوعی رویارویی با واقعیتهای تلخی است که ساخته و خواسته ملتهای منطقه نبوده بلکه دست استعمار غرب در راس آن آمریکا و نیز نطفه ناخلف اسراییل این واقعیتهای فرضی و خیالی را به این منطقه و حکومتها و دولتهای آن تحمیل کردهاند.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «بازگشت مهاجران فلسطینی به سرزمین خود یعنی فلسطین یکی از واقعیتهای ملموس موجود در منطقه است که امروز اسراییل میخواهد با ترفندها و نیرنگهای خود که دیگر برای همه کشف شده است این واقعیت را چون بسیاری از واقعیتهای دیگر دفن کند و واقعیت فرضی و خیالی دیگری را جایگزین آن کند. آمریکا که داعیه حل بحران فلسطین را دارد سالهاست که چیز جدیدی برای حل این بحران ارایه نداده است و ما تنها شاهد تکرار مکرر این جمله یعنی از سرگیری روند صلح در منطقه ضروری است، میباشیم. سوال این است: در چه زمانی این ضرورت بالقوه از سوی کاخ سفید به ضرورت بالفعل تبدیل میشود؟ جواب این سوال را هیچ کس جز آمریکا و پس از آن اسراییل نمیداند. از آغاز بحران فلسطین تا به امروز اسراییل هرگز تن به هیچ راهحلی در این زمینه نداده است و هرگز هیچ یک از رهبران فلسطینی و دولتها فلسطینی را به عنوان یک طرف مسئول و مشروع برای گفتوگو قبول نکرده است. گویا همه رهبران فلسطینی از عرفات تا هنیه از نظر تلآویو افرادی بیمسئولیت با گرایشهای اصولگرا یا به تعبیر اسراییل تروریسم هستند.»
روزنامه الرایالعام در این تحلیل خود مینویسد: «گرچه کشورهای عربی تا به امروز نتوانستهاند از موضع محکم و قاطعی در زمینه قضیه فلسطین برخوردار باشند یعنی موضعی که بتواند به صورت جدی گرهای از بحرانهای فلسطین و اعراب با اسراییل را باز کند اما همانگونه که عمروموسی، دبیر کل اتحادیه عرب در نشست اخیر وزیران امور خارجه عرب گفته است "طرح صلح 2002 اعراب در بیروت گرچه تا به امروز نتوانسته است گرهای از مشکلات اعراب و فلسطینیها با اسراییل را باز کند اما حداقل توانسته است تمامی کشورهای عربی را بر سر یک موضعگیری مشخص و واحد جمع کند و کشورهای عربی منطقه از دیدگاه و موضع واحدی به حل بحران خود با اسراییل نگاه کنند." این همان چیزی است که جنون اسراییل را به جنبش واداشته است. تنها چیزی که میتواند مانع بزرگی بر سر طرحهای آمریکا و اسراییل در منطقه باشد اتحاد، همبستگی و موضع متحد حکومتها و ملتهای منطقه است و به رغم آن که این واقعیت هنوز به آن صورتی که نگرانی آمریکا و اسراییل را برانگیخته، شکل نگرفته است اما همین قدر از اتحاد و همبستگی اعراب بر سر موضوع مشخصی ولو در حد نوشتههایی بر کاغذ، منجر به به نگرانی آمریکا و اسراییل شده است.»
در این تحلیل همچنین آمده است: «اگر تا به امروز ما شاهد اتحاد و همبستگی گسترده کشورهای منطقه نیستیم تنها به دلیل اختلافات و فتنهافکنیهای سیاستهای خاص آمریکا در خاورمیانه است. وجود این سیاستها مانع یک دست بودن کشورهای منطقه در اتخاذ موضعهای سیاسی میشود. اما صرف این که کشورهای عربی این بار در برابر مطالبات آمریکا که طبیعتا به دنبال اصرارهای اسراییل انجام گرفته است، ایستادند و از انجام هرگونه تغییر یا تعدیلی در طرح صلح 2002 اعراب سرباز زدند این امر نگرانی کاخ سفید و تلآویو را برانگیخته است به خصوص آن که به رغم تمامی سنگاندازهای آمریکا و اسراییل بر سر راه تشکیل دولت متحد ملی فلسطین و دامن زدن به فتنههای داخلی فلسطین در حال حاضر دولت ملی آینده فلسطین مسیر خود را برای ظهور در عرصه منطقه و جهان طی میکند. البته نشست وزیران امور خارجه عرب در قاهره شوک دیگری نیز به مسئولان کاخ سفید و تلآویو وارد ساخت و آن درخواست تعیین جدول زمانی مشخص برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق بود. به رغم آنکه جامعه جهانی و منطقه هیچ کدام به جنگ آمریکا علیه عراق مشروعیت لازم را نداده است و این جنگ با وجود مخالفتهای سازمان ملل و کشورهای اروپایی و نیز منطقه انجام گرفت اما پس از وقوع جنگ بسیاری از کشورها با اتخاذ موضعگیری خنثی به نوعی در این جنگ با آمریکا همراهی کردند و به صورت غیررسمی با سکوت خود به این جنگ مشروعیت بخشیدند. بعضی از این کشورها کشورهای عربی بودند که حتی میتوان با استناد به بسیاری از وقایع موجود اذعان داشت برخی از این کشورها با فراهم ساختن مکان مناسب برای استقرار نیروهای آمریکا و انتقال تجهیزات نظامی آمریکایی از مرزهای هوایی و زمینی خود به عراق به نوعی در این جنگ شریک جرم آمریکا بودهاند.»
روزنامه الرایالعام در پایان این تحلیل خود مینویسد: «امروز پس از گذشت چهار سال شکست این سکوت و مطالبه آمریکا برای تعیین جدول زمانی مشخصی جهت خروج از عراق نوعی شکست استراتژیک سیاستهای آمریکا در منطقه تلقی میشود و این امر نشان میدهد که دیگر دوست و همپیمان آمریکا نیز از سیاستهای جنونآمیز کاخ سفید به ستوه آمده است و همه به نوعی با عناوین مختلف خواهان توقف این جنون آمریکایی در منطقه و حتی جهان هستند. شاید نشست وزیران امور خارجه عرب بار دیگر بدون نتایج ملموسی برای حل بحران اعراب به پایان رسید و شاید نشست رهبران کشورهای عربی در عربستان نیز بدون نتیجه ملموس مشابهی به پایان رسد اما صرف این که این کشورها در مواضع سابق خود در قبال اسراییل باقی ماندهاند و انتقادهای نه چندان صریحی از سیاستهای آمریکا در عراق کردهاند در نوع خود یک موفقیت در کارنامه اتحادیه عرب و کشورهای عربی عضو این اتحادیه خواهد بود.»