تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۱۳۲۵۰۴

پرونده‌ای برای جانشین رامسفلد


جیمز ریج وی/ ترجمه: لطف‌الله میثمی
در حالی که دونالد رامسفلد اواسط دهه 80 شاگرد رونالد ریگان در زمینه مسائل مربوط به صدام‌حسین محسوب می‌گردید، رابرت ‌گیتز، فردی که چندی پیش به عنوان وزیر دفاع و جانشین وی معرفی شد، در مرکز دستگاه اطلاعاتی آمریکا بود و فعالانه در طرح‌ریزی و به راه‌اندازی عملیات‌های مخفیانه در آمریکای مرکزی و خاورمیانه شرکت داشت.
گیتز، سرباز کهنه‌کار سازمان سیا که 26 سال در این سازمان فعالیت کرده و در فاصله سال‌های 1993ـ1991 ریاست آن را برعهده داشته است، در طول دوران تصدی‌گری این سمت، هموارکننده مسیر برای ایفای نقش در سیاست‌های حزبی بود و در این راستا با کاهش صلاحیت‌ها و ارائه تحلیل‌ها متعصبانه رفتار نموده‌اند، واقعیتی که با شکل‌گیری پرونده ناقص و جعلی دولت بوش برای جنگ با عراق، دوباره مطرح گردید.
گیتز در دورانی که جامعه اطلاعاتی آمریکا یکی از مفتضح‌ترین شکست‌های خود را تجربه می‌کرد، از مقامات عالی‌رتبه سازمان سیا محسوب می‌گردید، این شکست به پیش‌بینی در مورد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مربوط می‌گردید. در مقابل، در دوران ریاست ‌ویلیام کیسی (Casey) در سازمان سیا، شواهد ساختگی آمریکا نشان‌دهنده گسترش «امپراطوری شرارت» ریگان بود. [«امپراطوری شرارت» عنوانی بود که ریگان به اتحاد جماهیر شوروی داد.]
کیسی و گیتز جزو سربازان پرشور و حرارت جنگ سرد بودند. در 14 دسامبر 1984، گیتز به عنوان معاون سازمان اطلاعات در یادداشتی پنج صفحه‌ای نظرات خود را به کیسی، رئیس سازمان به این ترتیب بیان کرد: اکنون زمان آن فرا رسیده است که در مورد نیکاراگوئه به صورت کاملا صریح گفت‌وگو کنیم، یادداشت چنین آغاز می‌شود.
رژیم نیکاراگوئه به تدریج به عنوان یک دولت مارکسیستی ـ لنینی تثبیت می‌یابد و به متحدی همیشگی و کاملا مسلح برای شوروی و کوبا در نیم‌کره غربی تبدیل می‌گردد. هدف وعده داده شده این رژیم گسترش بیشتر انقلاب در کشورهای قاره آمریکا است.
گیتز در ادامه بیان می‌کند که این روند غیرقابل پذیرش است و معتقد است که آمریکا باید از تمامی قدرت خود برای سرکوبی این رژیم استفاده نماید. وی نوشته است که امید بستن برای مجبور کردن این رژیم جهت اطلاع خود و تبدیل شدن به دولتی پلورالستیک (تکثرگرا) اساسا احمقانه و واهی است. (نتیجه متناقض این طرز تفکر را می‌توان در انتخاب رهبر سابق ساندانیستا (Sandanista) به عنوان رئیس‌جمهور نیکاراگوئه دید.)
نیکاراگوئه تنها نقطه‌ای نبود که گیتز قصد فعالیت در آن را داشت. در سال 1985، گیتز که در آن زمان رئیس تحلیل اطلاعاتی سازمان سیا بود، همانند یکی از جنگ‌طلبان محافظه‌کار جدید کنونی، نقشه‌ای را برای عملیات نظامی مشترک آمریکا و مصر برای حمله به لیبی و برکناری قذافی و کشیدن نقشه‌ای مجدد برای آفریقای شمالی طرح‌ریزی کرد.
بر این اساس، کیسی، رئیس سازمان سیا که گفته می‌شد مردی است که کاشف گیتز بوده است، فهرستی از اهداف موردنظر در لیبی را تنظیم کرد و شورای امنیت ملی نقشه‌ای را طرح‌ریزی کرد که بر طبق آن مصر با حمایت نیروی هوایی آمریکا به لیبی حمله می‌کرد و نیمی از این کشور را متصرف می‌شد. سران به طور مشترک برای عملیات نظامی با حضور 90000 نیرو طرح‌ریزی کردند. متعاقبا وزارت امور خارجه، پیشنهاد گیتز را به میزانی که قابل اجرا باشد، تغییر داد.
طبق گفته رابرت پری (Robert Parry) گزارشگری که فعالیت‌های سازمان سیا را در این دوران از نزدیک پیگیری می‌کرد، دولت ریگان در این زمان سازمان سیا را تحت فشار قرار داده بود تا تحلیلی به کار ببرد و گزارش‌های رسانه‌ای اروپا را مبنی بر مسئول دانستن شوروی در حملات تروریستی اروپا مورد تایید قرار دهد. تحلیلگران سیاسی دانستند که این اتهامات ساختگی است، زیرا براساس تبلیغات نادرستی که این سازمان در رسانه‌های اروپایی ترتیب داده بود، شکل گرفته بودند، اما موج سیاسی آن قوی بود.
وی می‌نویسد: گیتز تلاشی را رهبری می‌کرد که شوروی را به اقدام برای سوءقصد به جان پاپ‌ ژان‌ پل‌ دوم متهم می‌نمود. در سال 1985، گیتز مخفیانه گروه ویژه‌ای تشکیل داد تا گزارش از پیش آماده شده دیگری را در مورد نقش KGB در جریان مجروح شدن پاپ ‌ژان ‌پل ‌دوم مطرح کند. تحلیلگران سیا بار دیگر می‌دانستند که این اتهام غیرواقعی است، اما قادر به متوقف کردن طرح این گزارش نبودند.
منتقدان از مدت‌ها پیش تصور می‌کردند که گیتز از همان آغاز در شکل‌دهی و به راه‌اندازی جنگ مخفیانه بر ضد ایران نقش داشته است. لارنس.ای.والش (Lowrence E.Walsh) در کتاب خود تحت عنوان «دیوار آتش: توطئه و افشاگری ضد ایران» که مستقلا پیشنهادهایی در مورد بررسی فعالیت‌های ضد ایرانی مطرح می‌کند، نوشته است که وی نسبت به گیتز در مورد انکار مکرر آگاهی داشتن یا مشارکت کردن در جزییات عملیات‌های ضدایرانی صورت گرفته توسط اولیورنورث (Oliver Narth) مظنون است.
براساس تقویم روزشمار بایگانی امنیت ملی در مورد حوادث ایران، در تاریخ اول اکتبر سال 1985، افسر اطلاعات ملی سیا، چارلز آلن (Charles Allen)، معاون رئیس وقت، گیتز را از تردید خود در مورد مصرف نشدن بودجه اختصاصی به فعالیت‌های ضد ایران، مطلع ساخت. گیتز خود اعلام کرده است که یک ‌سال بعد به این مساله پی ‌برد.
والش براساس گفته تنها بازمانده سانحه هوایی سقوط هواپیمای سیا در آسمان نیکاراگوئه که در حال اجرای ماموریت برای کمک‌رسانی به آشوب‌های موجود بود، می‌نویسد: هرگاه از گیتز در این‌باره پرسش می‌شود، وی ادعا می‌کند که درست یک‌ روز پس از کشته شدن یوگن هازن ‌فس (Eugene Hasenfus) در 5 اکتبر 1985 در نیکاراگوئه از نگرانی آلن در مورد مصرف نشدن بودجه مطلع شدم. گیتز اظهار داشت وی و آلن سپس این مساله را به کیسی اطلاع دادند که به آنها گفته وی اخیرا اطلاعات مشابهی را از منبع دیگری دریافت کرده است.
والش با لحن تندی بیان کرده که گیتز یک دروغگو است. تنها به دلیل نبود شواهد کافی وی در نهایت از تلاش برای متهم نمودن گیتز سر باز زد. در نوامبر 1991، سال‌ها پس از آنکه موضوع ایران به صورت سرهم‌بندی شده شرح داده شد، سنا تصمیم گرفت گیتز را به عنوان جانشین ویلیام.اچ.وبستر به سمت رئیس بعدی سازمان اطلاعات مرکزی منسوب گرداند. دموکرات‌ها از جمله سناتور سابق تام داشل (Tam Daschle)، جی راک فلر (Jay Rock Feller) و پل والستون (Paul Wellstone) به شدت با این مساله برخورد کردند و اظهار داشتند که بر ضد وی رأی دهند.
والستون گفت: رابرت گیتز در آوریل 1986، پس از یک آشفتگی زودگذر در سازمان، معاون رئیس سیا شد. جلسات تایید صلاحیت وی مملو از شواهد معتبری بود که نشان می‌داد وی به عنوان معاون رئیس، همواره سعی در منحرف ساختن اطلاعات به منظور القای دیدگاه جهانی در مورد استاد و رئیس خود، ویلیام ‌کیسی دانسته است.
تحلیلگران متخصص در مسائل شوروی، آمریکای لاتین، آفریقا و مسائل علمی ـ که سابقه برخی از آنها در سازمان در خطر بود ـ نمونه‌هایی در این زمینه ارائه دادند. این گزارش با قاطعیت بیان می‌کند که رابرت گیتز ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ از عملیات غیرقانونی و منحرف شده از جمله مصرف نکردن درآمد حاصل از فروش اسلحه به ایران در آشوب‌های نیکاراگوئه، حمایت می‌کرده است. همچنین وی در پنهان کردن برخی جزییات مربوط به این عملیات پنهانی به کنگره دست داشته است.
در پایان، این گزارش نشان می‌دهد که رابرت ‌گیتز هنگامی که در مورد حمایت از یک خط سرکش برای مقابله با شوروی و استقرار سیستم دفاع موشکی جنگ‌های ستاره‌ای سخن می‌راند. از مرز اطلاعات مستقل عبور کرده و به سیاستگذاری در سطح بالا رسیده است.
داشل گفت: پرسش‌های من در مورد شرکت داشتن یا نداشتن رابرت‌ گیتز در سیاسی کردن اطلاعات، از نگرانی عمیق من در مورد آنچه که می‌توانیم از رابرت‌ گیتز به عنوان رئیس بعدی سازمان اطلاعات مرکزی انتظار داشته باشیم، نشأت می‌گیرد. بار دیگر از همکاران خود می‌پرسند آیا رابرت‌ گیتزی که در سمت معاون رئیس اطلاعات و معاون رئیس اطلاعات مرکزی، کتاب‌هایی را در حمایت از موقعیت ایدئولوژیکی دولت نوشته است، این توانایی را ندارد که در دوران ریاست خود اطلاعات آمریکا را به سمت سیاسی شدن پیش ببرد؟ پاسخ من این است که ما نمی‌توانیم این پدیده را امتحان کنیم.
گیتز عضو گروه مطالعه در مورد عراق است و در حال حاضر در حال تهیه یک ارزیابی از وضعیت عراق می‌باشد که می‌تواند اطلاعات خوبی برای سیاستگذاری کشور به همراه داشته باشد، به عنوان فردی که می‌تواند به این جنگ ویران‌کننده، نظم و ترتیب بدهد، مورد ستایش قرار گرفته است.
برخی می‌گویند، انتخابات وی نشان‌دهنده تغییری در روند سیاستگذاری است که جریان یافته است. در حال حاضر، بسیاری از مشکلات آمریکا از این واقعیت نشأت گرفته است که سیاست و ایدئولوژی تقریبا در تمامی شکاف‌های بیوکراسی دولت فدرال ریشه دوانده است. اکنون کنگره باید تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند فرصت دیگری به رابرت ‌گیتز بدهد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات