* در آستانه انتخابات هستیم، اولین باری است که دو انتخابات با هم برگزار میشود ضمن اینکه اولین انتخابات دولت نهم هم هست و اولین آزمون جدی وزارت کشور، آیا تا الان کارها خوب پیش رفته و مشکلی نداشتیم؟
** انتخابات بزرگترین تجربه سیاسی ما پس از انقلاب بود به هر حال در دورههای گذشته و قبل از انقلاب، انتخابات آزاد نداشتیم و انتخابات به معنای واقعی پس از انقلاب برگزار شد، مردم با آزادی با انتخاب آگاهانه و مشتاقانه سرنوشت خود حق حاکمیت ملی خود را تعیین کردند تا اراده خود را برای اداره سیاسی کشور متجلی کنند. خوشحالیم که تمام ارکان نظام در تمامی ابعاد خودش با انتخاب و اراده مردم شکل گرفت، چیزی کمتر از دو ماه از تاریخ انقلاب گذشته بود که نظام جمهوری اسلامی به رای و اراده مردم شکل گرفت و در سال اول چند انتخابات داشتیم و هر سال به طور منظم تقریبا یک انتخابات داشتیم، طبیعی است که انتخابات هر ساله در یک کشوری آن هم به پهنای کشور ما و با جمعیت زیاد شرایط مختلف سیاسی، اجتماعی و اجرائی ما را تحت تاثیر خودش قرار میدهد و خیلی از نخبگان، صاحبنظران، فعالان امور اجرایی به این نظر رسیده بودند که بهتر است به نحوی انتخابات را تا جایی که ممکن است در هم ادغام بکنیم و فاصله برگزاری انتخابات را بیشتر بکنیم تا تبعات هر دوره برگزاری انتخابات را کاهش دهیم، ما در دولت جدید این ایده را تعقیب کردیم، البته ما نظر دیگری را پیشنهاد داده بودیم ولی مجلس محترم این شکل و زمان را انتخاب کرد. ولی چون اصل ایده را ما مناسب میدانستیم با تمام انگیزه و اشتیاق تلاش کردیم در این فاصله اندک مقدمات فراهم شود. الحمدالله طبق برنامهای که تنظیم شده با کمترین حاشیه، تنش و تبعاتی که میتوانست فضای اجتماعی ما را ملتهب بکند و موجب ایجاد دغدغه و نگرانی برای کاندیداها یا برای فعالان سیاسی یا پشتیبانان آنها و نیز دستاندرکاران و یا مردم عزیز که میخواهند مشارکت داشته باشند، شود با کمترین دغدغه و تبعات منفی روبرو بودیم امسال ما 46 میلیون نفر واجد شرایط برای مشارکت در انتخابات خبرگان داریم، افراد واجد شرایط باید 16 سال تمام داشته باشند و حدود 44 میلیون نفر واجد شرایط برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا داریم و علت تفاوت در میزان شرکتکنندگان در دو انتخابات این است که در روستاهای کمتر از 20 خانوار نمیتوانیم انتخابات برگزار کنیم همچنین در برخی شهرکها که تابع هیچ شهری نیستند و روستا هم به شمار نمیآیند نیز نمیتوانیم انتخابات برگزار کنیم ضمن اینکه که انتخابات شوراها مخصوص آن محل است و ربطی به مجموعه بزرگتر ندارد.
همچنین اگر تعداد افراد نامزد به حد نصاب نرسید، نمیتوانیم انتخابات برگزار کنیم و این است که برآورد ما از واجدین شرایط در انتخابات شوراها 44 میلیون نفر است ما چیزی نزدیک به 64 حوزه اخذ رای داریم و با 128 هزار صندوق، که در دو انتخابات بزرگ سراسری خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا و میاندورهای در تهران، بم و اهواز داریم یعنی در تهران سه انتخابات همزمان برگزار میکنیم با همه دشواریها خوشبختانه امکانات فراهم شده و احساس میکنیم نشاط اجتماعی برای مشارکت خوب و رضایتبخش است.
* در هر انتخابات از طرف مسئولان گفته میشود این انتخابات مهمترین انتخابات است و از همه انتخابات گذشته مهمتر است. آیا قدری در این زمینه و به طور کلی تاثیری که ایران در دنیا دارد زیادهروی نمیکنیم؟
** اگر جامعهای بتواند تحولاتی که در درونش اتفاق میافتد در فراتر از مرزهایش نیز تاثیر بگذارد به طور مشخص انتخاباتش درونمرزی و محدود نخواهد بود و تاثیراتش فراتر خواهد رفت مثلا به طور طبیعی شعارهای رئیسجمهور کشورمان در حوزه خاورمیانه و فلسطین و تحولات خاورمیانه را تقویت و جهتدهی میکند، به طوری که برای اولین بار نخستوزیر اسراییل برای موجودیت رژیم صهیونیستی احساس خطر میکند و این در حالی است که مساله اسراییل مهمترین معضل مسلمانان و کشور ماست.
ضمنا اگر کشوری توان تاثیرگذاری در جامعه جهانی را داشته باشد به طور منطقی از این حق خود استفاده میکند؛ به خصوص اینکه مرزها برداشته شده است، انقلاب اسلامی نظام الهامبخش است و همین مولفه موجب شده که همه ملتهای مسلمان و آزادیخواهان از آرمانها و شعارهای ما حمایت کنند. اگر چه با آرمانهای خود فاصله داریم، اما این آرمانها و شعارها بزرگ است و همواره باید در افق نگاه ما باشد تا موجب حرکت ملت انقلابی شود.
* گفته میشود که دولت نهم خیلی مایل است که مدام به مردم شوک وارد کند، مثلا ساعت کار زندگی را یکدفعه و با فاصله کوتاهی تغییر میدهد و یا یک دفعه اعلام میکند؛ سه روز آینده تعطیل! صحبت سر این است که دولت نهم کارهایی میکند که آرامش را به هم میزند آیا ما در مسیر زندگیمان بعد از انقلاب اینقدر به خطا رفتیم که حالا باید برای حل این مشکلات تصمیمات هیجانی بگیریم؟
** شما فکر میکنید تصمیماتی که دولت میگیرد این اندازه نظم اجتماعی را به هم ریخته؟ چون اصحاب رسانه به منطق هیجانزایی یا جاذبآفرینی خیلی توجه دارند، این سوژههای خوبی برای آنهاست و خیلی آن را پردازش میکنند.
* شاید شما تا حالا پشت در بانک از ساعت 30/7 تا 9 صبح زیاد منتظر نماندهاید و از وضع بانکها خبر نداشته باشید اگر در آن صف منتظر میماندید به نظر من بیشتر به عمر رفته خود فکر میکردید و اینکه دوتا بچه داشته باشید یا بیشتر؟
** من یک گلایه از شما دارم منطق عادلانه و رسانهای اقتضا دارد که چنین سوال سختی را اول جلسه مطرح میکردید چون مردم انتظار دارند که نسبت به این مساله توضیح بیشتری دهیم. ما دغدغه زندگی و آرامش مردم را داریم اگر هم در تب و تاب هستیم میخواهیم فرصت و وقت مردم از دست نرود، متاسفانه تصمیمات در کشور ما خیلی بطئی است مردم ما از خیلی چیزها رنج میبرند این در حالی است که به آنها قول داده میشود و گفته میشود برای حل مشکلات باید یک تصمیم عمیق و همهجانبه بگیریم و باید مطالعات کامل بشود، اما این مطالعات چه زمانی باید صورت بگیرد و چه زمانی باید نتیجه بدهد و به اجرا گذاشته شود؟ اینقدر تصمیمات کند و بطئی است که به تعبیر بعضی از بزرگان نوع رفتار به نحوی است که مردم را آزرده خاطر میکند ما باید به گونهای این درد را درمان بکنیم و اجازه ندهیم فرصتها از دست بروند، چرا باید اجازه دهیم ترافیک روح و روان مردم تهران را بیازارد؟ سال گذشته ما طرح ترافیک زوج و فرد را اجرا کردیم تا چند روزی برای مردم سخت بود گاهی اشتباه میکردند، پلیس آنها را جریمه میکرد خیلیها به ما شکایت کردند ولی بعد از ده پانزده روز تا یک ماه عادت کردند و دیدند که شهری که هر سال 500 هزار ماشین به آن اضافه میشود و از سال گذشته تاکنون بالغ بر 600 هزار ماشین به این شهر وارد شده و تهران تبدیل به یک پارکینگ بزرگ شده است. قدری بهبود در ترافیک شهری را تجربه کرد. حال شما فکر میکنید آیا فقط انتظار کشیدن پشت در بانک مهم است؟ وقتی که از مردم در خیابان تلف میشود مهم نیست؟ اگر من پشت در بانک انتظار نکشیدهام اما در ترافیک تهران که مانند سایر شهروندان انتظار کشیدهام؛ اگر خودم بانک نرفتم بستگان من که در همین شهر زندگی میکنند و این مشکلات را تجربه میکنند.
بنابراین ما دغدغه آرامش و راحتی و رفاه مردم را داریم، از این جهت ناچار میشویم تصمیم بگیریم و بعضی وقتها ممکن است برخی آزردهخاطر هم شوند، حتی کارمندان خودمان را گاهی بیشتر رنج میدهیم، اما باید درک کنند که ما یک هدف والاتر داریم طبعا برای هدف والاتر باید هزینه هم بپردازیم. مقررات ترافیکی یعنی سختگیری برای مردم، اما وضع و رعایت این مقررات وضعیت رفاهی بهتری برای جمع بیشتری از مردم فراهم میکند و این تعادل باید برقرار شود. اصلا قانون در عین ایجاد رفاه و نظم عمومی برای عدهای محدودیت ایجاد میکند. این واقعیت قانونگذاری است، هر مقررات و ضابطهای معنایش این است. بحث ترافیک، وقت، مدیریت زمان از مسائل جدی برای شهروندان عزیز است. 7 تا 8 میلیون نفر در این شهر زندگی میکنند اینها حق حیات دارند، دقت کنیم که اینها وقتشان تلف میشود کسی باید چارهای برای مردم بیندیشد.
آیا باید دست روی دست بگذاریم تا بچههایمان مشکلات تنفسی پیدا کنند و یا محیط زیستمان از بین برود؟ بنابراین ناچاریم تصمیمات جدی بگیریم تصمیماتی که گاهی خلاف عرف متعارف، جاری و مستمر جامعهمان باشد. چارهای نیست وقتی تصمیمی میگیریم به یک بخشی از یک جامعه شوکی وارد میشود، اما ما که نمیخواهیم شوک ایجاد کنیم بلکه میخواهیم رفاه ایجاد کنیم. واقعیت این است که نظم گذشته را جابجا کردن مقداری سخت است. برای من که عادت کردهام هر روز 30/7 صبح بیاییم، اما امروز بگویند 8 صبح بیرون بیایید، طبیعی است یک شوکی وارد میشود همه اینها را قبول داریم ولی باید برآیندش را مدنظر قرار داد. مردم ما از تصمیماتی که از سال گذشته در مورد ترافیک گرفتیم طبعا احساس آرامش میکنند، در حال حاضر تردد سریعتر شده و آلودگی هوا کاهش پیدا کرده است. البته به صراحت اعلام میکنم شهامت این را داریم که اگر اشتباه کرده باشیم از مردم عزیزمان عذر بخواهیم و تصمیماتمان را تغییر دهیم به هر حال علاوه بر جسارت اتخاذ تصمیمات بزرگ، جسارت پسگیری برخی تصمیمات را هم داریم و جسارت معذرتخواهی را هم داریم. ولی اجازه دهید این مدار تجربه به خوبی پیش برود طرحی را شروع کردیم، باید چند ماه بگذرد و خودش را نشان دهد. ببینیم نتیجه آن چه میشود.