تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۳۲۶۰۹
نویسنده آمریکایی:

لابی صهیونیستی تهدیدی برای امنیت ملی آمریکاست


به گزارش فارس، "جف گیتس " نویسنده مشهور آمریکایی و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در مقاله‌ای با عنوان " لابی اسرائیل به چه قیمت؟ " در پایگاه اینترنتی "پلستاین تینک تنک " نوشت: بیش از 46 سال پیش، "جان اف کندی، " رئیس جمهور وقت آمریکا، در صدد بود از رقابت تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه جلوگیری کند. در ماه ژوئن سال 1963 میلادی، کندی آخرین نامه از مجموعه نامه‌های پی در پی خود به "دیوید بن‌گوریون "، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، را نوشت. هدف آن نامه‌ها همان چیزی بود که رژیم صهیونیستی اکنون از ایران مطالبه می‌کند: بازرسی‌های بین‌المللی از تاسیسات هسته‌ای این کشور. تفاوت مهم این دو وضعیت: کندی با اطمینان می‌دانست که رژیم صهیونیستی، علیرغم اینکه خودش را دوست و متحد نشان می‌دهد، مکررا در مورد ساخت سلاح‌های هسته‌ای خود در رآکتور "دیمونا " در "صحرای نقب " به کندی دروغ گفته است.
این تحلیل‌گر می‌افزاید: بهترین حدس‌هایی که زده می‌شود حاکی از این است که رژیم صهیونیستی در فاصله سالهای 1962 تا 1964 میلادی اولین سلاح هسته‌ای خود را در جایی تولید کرد که اکنون یک زرادخانه هسته‌ای عظیم است، که تخمین زده می‌شود بین 200 تا 400 کلاهک هسته‌ای را در خود جای داده است. نامه کندی به بن‌گوریون به هیچ وجه دوستانه نبود. واژگانی که کندی به کار برد واژگان دیپلماسی نبود، بلکه آموزش‌هایی بود که قاضی در مورد تقصیر کیفری به هیأت منصفه می‌دهد. فرمانده کل قوای ایالات متحده در این نامه شدیداللحن تأکید کرد که این کشوری که ادعا می‌کند متحد آمریکا است، "بدون هیچ شک منطقی " ثابت کند که سرزمین محصور صهیونیستی در حال ساخت سلاح‌های هسته‌ای نیست.
در ادامه این مقاله آمده است:‏ یک روز پس از آنکه نامه 15 ژوئن توسط سفیر ایالات متحده به تل‌آویو مخابره شد تا تحویل داده شود، بن‌گوریون به طور ناگهانی استعفای خودش را به دلایل شخصی نامعلوم اعلام کرد. با توجه به اینکه استعفای بن‌گوریون پیش از تحویل نامه به صورت فیزیکی اعلام شد، مولفین یهودی مرتبا ادعا می‌کنند که پیام کندی به بن‌گوریون نرسید. این ادعا کذب است. این توجیه تفسیری، اطلاعات کنونی ما در مورد اعمال نفوذ پیوسته رژیم صهیونیستی بر روسای جمهور آمریکا - و در مورد قطع مستمر ارتباطات کاخ سفید توسط تل‌آویو - را نادیده می‌گیرد.
به اعتقاد این نویسنده آمریکایی با محروم شدن کندی از کابینه صهیونیستی که بتواند با آن مذاکره کند، پیروزی در زمینه امنیت ملی از او سلب شد؛ پیروزی که می‌توانست دنیا را از شر مشکلی نجات بدهد که وی تقریبا نیم قرن پیش آن را پیش‌بینی کرد. با نگاه به گذشته، متوجه می‌شویم که چنان رفتاری از جانب رژیم صهیونیستی سوالات مرتبطی را در مورد توانایی ایالات متحده - یا هر کشوری - برای مواخذه افراطیون صهیونیست مطرح می‌کند.
این مقاله می‌افزاید:‏ در طی همین فاصله زمانی میان سالهای 1962 و 1963 میلادی، سناتور "ویلیام جی فول‌برایت " از "آرکانزاس، " رئیس کمیته روابط خارجی، جلساتی برای رسیدگی به وضعیت قانونی شورای صهیونیست آمریکا تشکیل داد. شورای صهیونیست آمریکا از "آژانس یهود "، یکی از اجداد رژیم صهیونیستی، وجوهی را دریافت می‌کرد. آژانس یهود، که یکی از دریافت‌کنندگان وجوه مالیاتی مالیات‌دهندگان آمریکایی بود، از این وجوه استفاده می‌کرد تا برای دریافت وجوه بیشتر اقدام به لابی‌گری کند. بر طبق قوانین ایالات متحده، انجام این کار مستلزم آن بود که شورای صهیونیست آمریکا به عنوان سازمانی خارجی ثبت شود.
این پایگاه اینترنتی با اشاره به همراهی "رابرت کندی، " وزیر دادگستری ایالات متحده، با فول‌برایت آورده است: لابی رژیم صهیونیستی و پس از آن مرگ کندی، رئیس جمهور آمریکا، این تلاش را متوقف ساخت. پس از آن، نگرانی‌ها در مورد تأثیر نفوذ صهیونیست‌ها بر سیاست‌گذاری ایالات متحده همچنان بیشتر و بیشتر شد. در سال 1973 میلادی، فول‌برایت توانست با اطمینان اعلام کند: " اسرائیل مجلس سنای ایالات متحده را کنترل می‌کند. " در سال 1974 میلادی، وی کرسی خود در مجلس سنا را از دست داد.
نویسنده در ادامه مقاله خود آورده است:‏ چند دهه را پشت سر بگذارید و به زمان حاضر بیایید و خاورمیانه را بدون افراطیون صهیونیست و مسلح به سلاح‌های هسته‌ای تصور کنید. تهدیدی که کندی برای زرادخانه تل‌آویو ایجاد کرد پنج ماه پس از استعفای بن‌گوریون، که از نظر استراتژیک به خوبی زمان‌بندی شده بود، برطرف شد. وقتی "لیندون جانسون، " معاون رئیس جمهور آمریکا، به عنوان جانشین کندی سوگند یاد کرد، سریعا بودجه تسلیحاتی رژیم صهیونیستی را افزایش داد. تصور کنید اگر فول‌برایت و برادران کندی موفق می‌شدند لابی صهیونیست را ملزم کنند به عنوان سازمانی خارجی ثبت شود، نفوذ صهیونیست‌ها بر سیاست ایالات متحده در زمان حاضر چقدر می‌بود.
در بخش دیگری از این تحلیل می‌خوانیم :پس از ترور کندی در ماه نوامبر سال 1963 میلادی، "نیکلاس کاتزنباخ " به عنوان جانشین رابرت اف کندی، به مقام وزارت دادگستری ایالات متحده منصوب شد. اندک زمانی پس از آن، شورای صهیونیست آمریکا از ثبت شدن سر باز زد، چون این شورا به کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (ایپک) تغییر شکل داد. "ایپک " در حال حاضر بر شبکه‌ای فراکشوری از عاملان سیاسی طرفدار رژیم صهیونیستی نظارت دارد که اغلب به عنوان "لابی صهیونیست " شناخته می‌شود.
گیتس با بیان اینکه پنج سال بعد، زمانی که رابرت کندی نامزدی خود برای احراز پست ریاست جمهوری را اعلام کرد، خطری که جان اف کندی و فول‌برایت برای نفوذ صهیونیست‌ها ایجاد کرده بودند، دوباره ظاهر شد، می‌افزاید: کندی نامزدی خود را در زمان اوج جنگ ویتنام اعلام می‌کرد؛ جنگی که مردم از آن بیزار بودند و تحت رهبری رئیس جمهور اهل تگزاس، یعنی لیندون جانسون، جانشین برادر رابرت کندی، به شدت گسترش یافته بود. رسیدن یکی دیگر از اعضای خانواده کندی به مقام ریاست جمهوری، تل‌آویو را با تهدیدی دو جانبه مواجه می‌ساخت.
به اعتقاد وی اولا، نامزدی رابرت کندی، که به دنبال صلح بود، دوباره این احتمال را به وجود می‌آورد که او برنامه برادرش را دنبال کرده و زرادخانه هسته‌ای رژیم صهیونیستی را هدف قرار خواهد داد تا از رقابت تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه جلوگیری کند. ثانیا، با حضور فول‌برایت که همچنان بر سیاست خارجی ایالات متحده اعمال نفوذ می‌کرد، تشکیل کابینه کندی نگرانی‌ها در مورد محدودیت‌های لابی صهیونیست را دوباره زنده می‌کرد.
به نوشته این مقاله رابرت کندی هم همانند برادرش از سر راه صهیونیست‌ها کنار گذاشته شد: هنگامی که نظرسنجی‌های سیاسی پیش از انتخابات نشان داد که این نامزد کاریزماتیک در عرصه رقابت پیشی گرفته است، این تهدید در 5 ماه ژوئن سال 1968 میلادی، در جریان یک برنامه انتخاباتی در لوس‌آنجلس برطرف شد. مرگ او به دست یک مهاجر فلسطینی به نام "سرهان سرهان " مصادف بود با اولین سالگرد جنگ شش روزه. قاتل وی بعدا انگیزه‌اش را وعده انتخاباتی کندی مبنی بر واگذاری جت‌های جنگنده بیشتر به رژیم صهیونیستی اعلام کرد.
به گفته گیتس با این قتل، راه رسیدن به مقام ریاست جمهوری برای "ریچارد نیکسون " هموار شد. نیکسون، وقتی تحت تأثیر لابی‌گری "گلدا میر، " نخست وزیر رژیم صهیونیستی، قرار گرفت، با کمال میل موافقت کرد "مبهم " بودن وضعیت زرادخانه هسته‌ای این رژیم را تأیید کند؛ وضعیتی معادل "نپرس و نگو. "
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با انتقاد از اینکه تل‌آویو بخاطر "رابطه ویژه‌ای " که با ایالات متحده دارد، همچنان از امضای پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خودداری می‌کند، اظهار می‌دارد: تأسیسات هسته‌ای رژیم صهیونیستی در دیمونا هرگز مورد بازرسی قرار نگرفته است؛ بازرسی‌هایی که این رژیم اکنون می‌خواهد در مورد ایران اعمال شود. اما بخاطر عکس‌هایی که "مردخای وانونو، " تکنسین هسته‌ای، در سال 1986 میلادی از داخل تأسیسات دیمونا گرفت، این "ابهام " به احتمال زیاد همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.
وی در ادامه فعالیتهای هسته‌ای ایران را صلح‌آمیز دانسته و می‌افزاید: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها تصدیق کرده است که ایران به غنی‌سازی اورانیوم به میزان بیش از سه و نیم درصد، که برای انرژی هسته‌ای مورد نیاز است، اقدام نکرده است. تهران موافقت کرده است اورانیوم خود را برای غنی‌سازی بیشتر، که برای اهداف پزشکی مورد نیاز است، به خارج از کشور ارسال کند (نوزده و نیم درصد)، میزانی که همچنان بسیار پایین‌تر از نود درصدی است که برای سلاح‌های هسته‌ای مورد نیاز است.
نویسنده آمریکایی یادآور شده است:‏ در اواسط ماه سپتامبر، آژانس‌های اطلاعاتی ایالات متحده به کاخ سفید گزارش دادند که ارزیابی آنها از زمان انتشار گزارش سازمان ملی برآوردهای امنیتی آمریکا، که در ماه نوامبر سال 2007 میلادی انتشار یافت، تغییر نکرده است. آنها هنوز هم فکر نمی‌کنند ایران کار ساخت سلاح‌های هسته‌ای را از سر گرفته باشد.
وی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی در این مدت مشغول لابی‌گری بوده است، تاکید می‌کند که تل‌آویو همچنان مانند دوره کندی فقط روی یک هدف تمرکز دارد: حصول اطمینان از اینکه متحد و حامی رژیم صهیونیستی همچنان سیاستی شصت ساله را دنبال می‌کند؛ سیاستی که تضمین می‌کند رژیم صهیونیستی - بابت هیچ مسئله‌ای- بازخواست نمی‌شود.
جف گیتس در پایان با طرح این سؤال که ایالات متحده به چه قیمت لابی صهیونیست را سازمانی خارجی محسوب نمی‌‌کند، آورده است:
مسئله استراتژیکی که فول‌برایت و برادران کندی با آن مواجه بودند همچنان حل نشده باقی مانده است: ایالات متحده چطور می‌تواند به بهترین نحو ممکن نفوذ رژیم صهیونیستی به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی را برطرف کند؟ از زمان ارسال نامه سرنوشت‌ساز ماه ژوئن سال 1963 میلادی، این لابی برای منافع ایالات متحده به چه قیمت تمام شده است؟ این رابطه ویژه چه هزینه‌هایی را به دیگران تحمیل کرده است؟ آمریکایی‌ها چه وقت خواهند گفت: کافی است!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات