تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۳۲۶۱۴

ایران، آمریکا و خلیج‌فارس (بخش نخست)


به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " [Marina Ottaway ] مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است. وی بر روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیج فارس کار می‌کند و نوشته‌هایی نیز درباره بازسازی سیاسی در عراق، افغانستان، کشورهای حوزه بالکان و کشورهای آفریقایی دارد. اتاوی همچنین یکی از مشاورین ارشد در زمینه برنامه حاکمیت قانون و دمکراسی است. این برنامه به انجام مطالعات درباره کشورهای مختلف می‌پردازد که این مطالعات در راستای تلاش‌های آمریکا و دیگر کشورها برای توسعه دمکراسی است. وی پیش از پیوستن به بنیاد کارنگی، برای چندین سال تحقیقاتی را در آفریقا و خاورمیانه داشته و در دانشگاه‌های "آدیس‌بابا "، دانشگاه زامبیا، دانشگاه آمریکایی‌ قاهره و دانشگاه "ویتواترسراند " آفریقای جنوبی تدریس کرده است. تجارب وسیع این محقق در چندین کتاب منعکس شده است. وی تا کنون 9 کتاب نوشته است و آخرین کتابی که از وی منتشر شده "رسیدن به پلورالیسم: بازیگران سیاسی در جهان عرب " بوده که در سپتامبر سال 2009 به چاپ رسیده است.
در ادامه بخش نخست گزارش وی با عنوان "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه شده است.
این گزارش در بخش نخست به بررسی دیدگاه‌ها در منطقه می‌پردازد. کشورهای مختلف، ایران را از داخل منشورهایی متفاوتی می‌بینند که هر کدام از این منشورها تصویری متفاوت از ایران ایجاد می‌کند. اما واقعیت حقیقی درباره ایران آن است که این کشور به طور واضح یک قدرت منطقه‌ای به شمار می‌آید.
اولین نکته در تایید این موضوع وسعت جغرافیایی ایران است. وسعت جغرافیایی ایران به تنهایی در میان همسایگان این کشور ترس ایجاد می‌کند و همین پارامتر به عنوان یک چالش بالقوه برای تاثیر گذاری بر کشورهایی نظیر مصر به شمار می‌آید. اما وسعت منطقه‌ای تنها پارامتر قدرت ایران نیست. ایران یک کشور واقعی بوده که دارای زیرساخت‌های خوب و سیستم سیاسی انعطاف پذیر است. این در حالی است که در منطقه، کشورها یا مانند کویت بسیار کوچک هستند و یا نظیر عراق ناپایدار بوده و یا نظیر عربستان دارای زیرساخت‌های ضعیفی هستند.
در میان همسایگان ایران، فقط ترکیه در حد و اندازه‌های ایران است. البته یکی دیگر از مهمترین عامل‌هایی که در قدرت منطقه‌ای ایران بسیار تاثیر گذار است موقعیت جغرافیایی این کشور است.
ایران گلوگاه خلیجی را بر عهده دارد که اعراب از آن با نام خلیج عربی یاد می‌کنند و ایرانیان نیز معتقدند که نام آن خلیج فارس است[اسناد تاریخی و حتی نقشه‌های قدیمی اروپائیان نظر ایران را تائید می‌کند، اصولا خلیج عربی واژه‌ای جعلی است که چند سالی بیشتر قدمت ندارد].
از تنگه هرمز روزانه 17 میلیون بشکه نفت و یا یک سوم نیاز بازار جهانی نفت عبور می‌کند.
سیستم سیاسی ایران نیز متفاوت است. ایران یک کشور با جمهوری اسلامی است که در آن انتخابات و "تئوکراسی " [حکومت دینی] همزیستی مسالمت آمیزی دارند این در حالی است که بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس هنوز با مفهوم انتخابات مشکل دارند.
از دیگر تفاوت‌های ایران با کشورهای منطقه مذهب این کشور است. ایران کشوری است که اکثریت آن شیعه هستند و حکومت آن نیز توسط روحانیون شیعه اداره می‌شود این در حالی است که کشورهای منطقه اکثرا سنی هستند و حکومت آن ها نیز توسط سنی‌ها اداره می‌شود.
اما در کشورهای منطقه اقلیت‌های شیعه نیز زندگی می‌کنند. همچنین در بحرین که حکومت آن دست سنی‌ها است اکثریت این کشور را شیعیان تشکیل می‌دهند.
اقلیت شیعه‌ای که در کشورهای حوزه خلیج فارس زندگی می‌کنند از شرایط حاکم بر این کشورها ناراضی هستند چون آنها با تبعیض گسترده‌ای مواجه هستند.
تمامی این موضوعات دلایل کافی برای بدگمان شدن کشورهای همسایه به ایران را ایجاد می‌کند.
این گزارش در ادامه مدعی می‌شود: علاوه بر آن، این حقیقت نیز وجود دارد که ایران در حال ساخت سایت‌های هسته‌ای است و هنوز تمام جنبه‌های برنامه هسته‌ای ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کشف نشده است. ایران این دانش را دارد که سوخت هسته‌ای مورد نیاز خود را تولید کند و این دانش در صورت توسعه می‌تواند به توسعه تسلیحات هسته‌ای نیز برسد.
ایران شاید قصد نداشته باشد در کوتاه مدت تسلیحات هسته‌ای تولید کند اما پتانسیل آن را دارد که به انجام چنین کاری بپردازد.
ازسوی دیگر این واقعیت وجود دارد که ایران توسعه سیاسی خود را در ماورای مرزهای خود نیز دنبال می‌کند.
ایران روابط تنگاتنگی با سوریه دارد و می‌توان گفت که اساس کنترل حزب‌الله در لبنان را در دست دارد و یک حامی قوی برای حماس در فلسطین به شمار می‌آید. البته حماس یک سازمان سنی است که گرایش‌های آن در راستای اخوان‌المسلمین است.
به هر حال، هیچ کدام از این حقایق توسط هیچ کدام از کشورهای منطقه به چالش کشیده نشده است و هر کشور با توجه به عینکی که از آن به ایران نگاه می‌کند و با در نظر گرفتن منافع و ضررها، برداشت خود از ایران را اعلام می‌کند و این کشورها با توجه به برداشت خود پاسخ‌های سیاسی متفاوتی را به ایران نشان می‌دهند.
به عبارتی دیگر ایران توسط تمامی این کشورها به عنوان یک تهدید بالقوه شناخته می‌شود اما به عنوان یک تهدید مشترک شناخته نمی‌شود که باید یک پاسخ مشترک به آن داده شود.            ادامه دارد....

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات