ظهور سرمایهداری وابسته
روی هم رفته در این دوره بازاریها به وسیله رقابت سرمایهداران بزرگ و نوسان صادرات و واردات کالا به وسیله سرمایهداری وابسته در معرض تهدید قرار داشتند و سررشته بازار و داد و ستد به مرور از دست طبقه متوسط سنتی خارج میشود و در دست سرمایهداران قرار میگرفت. به ویژه به دنبال افزایش قیمت نفت در سال 1352 دولت به حمایت مداوم از پروژهها و مقاطعهکاریهای عظیم که بیشتر جنبه پرستیژی داشت ادامه داد و حمایت مالی از داراییهای کوچک را کنار گذاشت. بنگاههای کوچک که اغلب در بازار متمرکز بودند هیچ یک از اعتبارات دولتی را دریافت نکردند و در نتیجه به سوی نهادهای سنتی وامدهنده نزولخوار در بازار متمایل شدند.
در دوره 57 ـ 1352 طبقه متوسط به لحاظ سیاسی ضعیف شد و به لحاظ اقتصادی از چتر حمایت رژیم قرار گرفت. همچنین در مقابل بنای صنعتی نوین با یک روند فروپاشی مواجه شد و در نتیجه به مخالفت اقتصادی و سیاسی با رژیم پرداخت.
تضعیف طبقه متوسط سنتی به ویژه بخش صنعتگران در نتیجه ظهور سرمایهداری دولتی ـ که نفوذ اقتصادی غرب را ترغیب میکرد ـ در اثر ظهور نظام اقتصادی و مالی نوین از مدتها پیش ادامه داشت، با اتخاذ سیاست جایگزینی واردات به وسیله رژیم در 1342 برای جلوگیری از رشد سرمایه تجاری و برای تشویق تولید داخلی، سرمایه و ماشینآلات لازم وارد شد و در نتیجه تاکید بخش عمومی به تولیدات نوین صنعتی به قیمت از بین رفتن صنایع سنتی یک طبقه بالای سرمایهداری انحصاری وابسته به سرمایه خارجی و واردات به وجود آمد.
در سال 135 ـ219000 کارگاه سنتی موجود در کشور روی هم رفته 24 درصد از محصولات صنعتی را تولید کردند در حالی که در همان سال 6626 واحد صنعتی جدید 76 درصد از کل محصولات صنعتی را تولید نمودند. علاوه بر آن کارگاههای بازار از تعرفه حمایت و یارانههایی که برای صاحبان صنایع جدید فراهم آمده بود برخوردار نبودند و در نتیجه تولیدات کوچک دچار فروپاشی بیشتر شد.
به هر صورت به وجود آمدن سرمایهداری وابسته به تسلط آن بر اقتصاد یکی از عواملی بود که مخالفت بازاریان را برانگیخت.
رقابت در توزیع
رژیم میخواست قدرت سیاسی ـ اقتصادی بازار را به وسیله تضعیف نقشی که این نهاد در توزیع داشت کاهش دهد. لذا سوپرمارکتهای مدل آمریکایی که تهدیدی برای فروشندگان مایحتاج عمومی در بازار محسوب میشوند ساخته شد. این سیستم جدید خردهفروشی موقعیت نسبی بازار را در اقتصاد ایران تنزل داد.
تشویش گسترش سوپرمارکتهای زنجیرهای و فروشگاههای بزرگ توسط دولت رقابتی مستقیم میان بخشهای جدید و سنتی اقتصاد شهری ایجاد کرد به طوری که رواج نان و کفش ماشینی بر کسب و کار نانوایان و کفاشان اثر منفی گذاشت.
قضیه از این قرار بود که در سال 1351 دولت تصمیم گرفت نان ماشینی را جایگزین نان تازهپخت سنتیکند. به رغم مخالفت خشمآلود نانوایان و عدم استقبال مصرفکنندگان از نان جدید 6000 کارگر نانوا کار خود را از دست دادند.
به هر حال، با اینکه هنوز دو سوم خردهفروشی کشور در دست بازاریان بود، ولی در اثر گسترش سوپرمارکتها موقعیت مالی بازار به درجاتی در مخاطره قرار گرفت.
ایجاد فروشگاههای بزرگ زنجیرهای کورش نیز یکی از عوامل نارضایتی بازاریها از رژیم پهلوی بود.
از سوی دیگر شرکتهای تعاونی ارتش، کارمندان دولت، شهر و روستا و تعاونیهای مصرف روستایی، رقبای فروشگاهها و مغازههای خواربارفروشی بودند. بدینترتیب دولت در شرایط نابرابر به رقابت با فروشگاهها و مغازهها برخاسته بود.
به صورت خلاصه، دولت و طبقه سرمایهداری وابسته در سیستم توزیع کشور که به طور سنتی در اختیار بازار بود دستاندازی کرده و درصدد امحاء هر جه بیشتر سیستم توزیع سنتی به وسیله ایجاد سیستم توزیع جدید بودند. لذا بدیهی است که بازاریان ایران از این جهت هم دل خوشی از رژیم نداشتند.
کنترل قیمتها و مبارزه با گرانفروشی
به دنبال افزایش قیمت نفت، دولت در 1354 ـ 1353 به رغم هشدارهای اقتصاددانان، سرمایهگذاریهای توسعه خود را سه برابر کرد و موجودی پول را بیش از 60 درصد افزایش داد و این افزایش منجر به تورم شد. با وجود پیچیدگی علل تورم، رژیم یک راهحل ساده پیدا کرد و تقصیر را بر دوش جامعه تجاری گذاشت. بدینترتیب در تابستان 1355 شاه مبارزه با گرانفروشی را آغاز کرد. نخست رژیم برخی تجار بزرگ و فئودالهای صنعتی مانند القانیان و هابزاده را بازداشت کرد و از آن راه بسیاری دیگر را به وحشت انداخت. به طوری که سرمایه خود را به خارج از کشور انتقال دادند. ولی وقتی پی برد که جنگ سرمایهداران بزرگ به تورم خاتمه نمیدهد، دکانداران و کیسه کوچک را هدف گرفت.
دولت نظارتهای سختی بر قیمت بسیاری از کالاهای اساسی اعمال کرد و مقادیر عظیمی گندم، شکر و گوشت وارد کرد تا به قیمت ارزانتری از فروشندگان محلی بفروشد.
هر مغازهدار و بازرگان و تولیدکنندهای را که از نرخ تعیین شده به وسیله اداره تثبیت قیمتها تخطی کرده بود جریمه، تبعید و زندانی کرد.
در این ضمن حزب رستاخیز حدود 10000 دانشجو را در گروههای بازرسی سازمان داد و برای یک جهاد بیرحمانه علیه گرانفروشان، متقلبان، محتکران و سرمایهداران بیهمه چیز به بازارها گسیل کرد، کار این گروههای بازرسی که به وسیله دادگاههای صنفی دنبال میشد. این دادگاهها که به وسیله ساواک دایر شده بودند حدود 250000 نفر را جریمه کردند، 23000 تاجر و کاسب و خردهفروش را از شهرهای خود تبعید کردند، حدود 8000 دکاندار را به حبسهای از دو ماه تا سه سال محکوم کردند و برای 180000 کسبه کوچک دیگر به عنوان متهم پرونده تشکیل دادند.
با آغاز سال 1355 تقریبا هر خانواده بازاری دست کم یک عضو داشت که مستقیما از مبارزه با گرانفروشی زیان دیده بود. مبارزه با گرانفروشی تهدید خشن و پر سر و صدای بازارها بود. در نتیجه جامعه بازاری نه برای اولین بار به طور فزاینده از همپیمان سنتی خود یعنی علما کمک طلبید و به آنان پناه آورد.
شاه که بری جلب محبوبیت به این مبارزه دست زده بود، نه تنها محبوبیتی کسب نکرد بلکه تنفر و مخالفت روحانیون و بازاریان را نسبت به خود افزایش داد.
میزان نقش طبقه متوسط سنتی در سیاست
به طور کلی در طی دوران پهلوی به ویژه در نیمه دوم آن، بازار که جایگاه اصلی طبقه متوسط سنتی بود به انحطاط گرایید و در مقابل، خدمت در دستگاههای صنعتی و اقتصادی توسعه پیدا کرد و تجار و کسبه و پیشهوران قدیم و مجموعه کسانی که بازار را تشکیل میدادند با همه نقش و تاثیری که در حیات اقتصادی مملکت داشتند نفوذ دیرینه خود را در اجتماع و سیاست تا حدی از کف دادند.
میانگین نسبت به حضور تجار و اصناف در پنج دوره اول (1302 ـ 1285) در مجلس شورای ملی 11 درصد کل نمایندگان مجلس و در پنج دوره بعدی (1320 ـ 1304) 4/11 درصد بود، که این نسبت در دوره 21 (1346 ـ 1341) به 7/7 درصد و به دوره 24 (57 ـ 1354) به 8/6 درصد تقلیل یافته بود.
در سالهای پیش از انقلاب دولت با انحلال اصناف سنتی و ایجاد اصناف جدید و تشکیل اتاق اصناف تحت کنترل دولت به جای شورای عالی اصناف، آخرین ضربه را به بازاریان زد.
در تهران اتاق اصناف تحت نظر عواملی حکومتی و بازرگانان غیرسنتی بود و در شهرستانها تحت نظارت مستقیم فرمانداران قرار داشت.
در سال 1354 نیز شهرداری تهران اعلام کرد که طرحی را برای ایجاد یک بزرگراه که از قلب بازار عبور خواهد کرد در دست بررسی دارد.
علاوه بر همه اینها رژیم با انجام نوسازی اقتصادی و اجتماعی و قصور در انجام نوسازی سیاسی به طور کلی روابط خود را با ساختار اجتماعی تیره کرد و خطیرتر از همه پلهای معدودی را که درگذشته تاسیسات سیاسی را با نیروهای اجتماعی سنتی به ویژه با بازارها و روسای مذهبی متصل میکرد قطع نمود و سرانجام با تشکیل حزب رستاخیز توهین آشکاری به بازار نمود. حزب رستاخیز در حمله به بازار و تحت فشار قرار دادن بازاریهایی که قبلا در حلقه محاصره دولت قرار گرفته بودند، به دولت ملحق شد و بدین ترتیب بازاریان و طبقه متوسط سنتی در وحشت فزایندهای از مبارزه ضدبازاری دولت به سر میبردند و این وحشت با خشم و تنفر از شیوه زندگی اسرافکارانه طبقات بالای بهرهمند از انفجار قیمتهای نفت به هم میآمیخت.
همچنین اعضای طبقه متوسط سنتی هر چند هم به درجات بالای تحصیلی میرسیدند، به دلیل ماهیت بسته نظام طبقاتی نمیتوانستند به سطوح بالای طبقه متوسط جدید راه یابند.
نتیجهگیری
طبقه متوسط سنتی در اثر تنگناهای ناشی از ادغام ایران در بازارهای جهانی و تسلط بیگانگان به ویژه روسها و انگلیسیها بر اقتصاد ایران، در نیمه دوم قرن شمسی گذشته از هویت سیاسی مشترک برخوردار شد و به یک نیروی اجتماعی خودآگاه تبدیل گردید و پایگاه اجتماعی اصلی جنبشهای ضداستعماری ایران را که با زبان اسلام بیان میشد، تشکیل داد.
در اثر تحولات ناشی از نوسازی رضاشاه، طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر به صحنه اجتماعی ایران پای گذاشتند و راه برای مطرح شدن ایدئولوژیهای چپ و ناسیونالیسم سکولار باز شد، لذت در نهضت ملی کردن صنعت نفت رهبری ائتلاف طبقات متوسط جدید و قدیم با طبقه متوسط جدید بود. این ائتلاف به دلیل گرایش مذهبی و سنتی طبقه متوسط قدیم و گرایش غربگرایانه و متجدد طبقه متوسط جدید دچار شکاف گردید.
به دنبال رویداد 28 مرداد 1332 و خارج شدن ایدئولوژیهای چپ و ناسیونالیسم سکولار از صحنه سیاسی ایران، طبقه متوسط سنتی در طول دهه 1330 مورد مدارای نسبی نظام حاکم قرار گرفت و به عمدهترین نیروی مخالف بالقوه شاه تبدیل گردید، و پس از مواجهه با اصلاحات اوایل دهه 1340 که به اصرار آمریکا توسط امینی و شاه صورت میگفت، برای قطع نفوذ روزافزون سیاسی و فرهنگی آمریکا قیام 15 خرداد را برای نخستین بار با شعار صددرصد اسلامی علیه رژیم برپا نمود.
پس از سرکوب قیام 15 خرداد و باز شدن راه برای اصلاحات موردنظر آمریکا و شاه سرمایهداری وابسته در ایران پا به عرصه گذاشت و این طبقه جدید با حمایت و همراهی دولت منافع و مواضع طبقه متوسط سنتی را بیش از پیش مورد هجوم قرار داد و بدینترتیب تجار و کسبه ایران در آستانه انقلاب اسلامی روی در روی دستگاه حاکم قرار گرفتند.