جنبش سبز ایران در ذات خود هیچ قرابتى با معاندین نظام و هیچ خصومتى با اقتدارگرایان ندارد و اگر معاندین به این جنبش وارد مىشوند، به دلیل فقدان تشکل تاثیرگذار در میان آنان و اگر اقتدارگرایان به ستیز با آن برمىخیزند، به دلیل مهم بودن معاندین براى آنان است؛ اینان پیوسته سعى مىکنند با بزرگنمایى معاندین، امکانى براى توجیه خود درست کنند. ولى از یاد نبریم که هدف انقلاب اسلامى برانداختن رژیم ستمشاهى و تنبیه استکبار جهانى و تنظیم روابط عادلانه با کشورهاى جهان بود و هدف جنبش سبز حرکت در راستاى همان نهضت و برانداختن بدعتهاى به وجود آمده در مسیر انقلاب و امام خمینی(ره) است. به همین جهت است که معاندین نمىتوانند اعتقاد و اعتمادى به این جنبش داشته باشند و مىتوان گفت آنان هم همانند تفکرات موجود در عصر مبارزه امام، مىخواهند جنبش سبز را وسیلهاى براى ابراز وجود قراردهند، به عبارت دیگر، آنان حرف خودرا مىزنندکه اگر جنبش سبزى هم در کار نباشد، همان حرفهارا خواهند زد. با این توصیف، بزرگنمایى معاندین و بدنام کردن جنبش سبزیک بداخلاقى بزرگ است.
برفرض اگر معاندین به همراه آمریکا و انگلیس درصدند در ایران انقلاب نرم یا مخملى راه بیندازند، با حذف جنبش سبز، دست از این کار خواهند کشید؟ چه کسى باور مىکند شکست جنبش سبز همان شکست معاندین باشد؟ حضرت امام(ره) رابطه گرگ با گوسفندرا صحیح نمىدانستند و دنبال این بودند که رابطه با هر کشورى بر اساس عدالت و با حفظ عزت ملتها باشد. ایشان اسرائیل را غاصب و نامشروع مىدانستند که جنبش سبز نیزبا همان منطق درست و قابل قبول، خواهان تداوم عزتمندانه روش مبارزه امام است. معاندین نظام در مقایسه با جنبش سبز، عدد قابلتوجهى نیستند ولى با حذف این جنبش تمام میدانهاى اعتراض و انتقاد به دست آنان مىافتد؛ جنبش سبز به دولت و عملکردآن معترض و منتقد است؛ ولى معاندین از همان اول، با کل نظام دشمنى دارندواگر روزى از دستشان برآید، نظام و همه علاقهمندان آن رابه یک چوب مىرانند. براى معاندین هرگز جنبش سبز و اقتدارگرایان امروزى تفاوتى نداردوشاید به همین خاطر باشد که عقلاى اصولگرا درصددند دوستان تند روى خود را قانع و آرام کنند که اگر آتش درگیرد، تر و خشک با هم مىسوزند. هیچ عاقلى اتهام همسویى جنبش سبز با معاندین را قبول نمىکند. چنانچه رهبر معظم انقلاب در نماز عید فطر این اتهام به سران جنبش را رد کردندوامروز مشکل این جاست که اقتدارگرایان نمىخواهند در عمل موضع رهبر را مطاع بدانند؛ چراکه هنوز در نشریات خود روى این نقطه پافشارى مىکنند تا ثابت کنند حقیقت چیزى است که آنان مىگویند. و ما مىدانیم که جست و خیز معاندین همزمان با حرکت جنبش سبز، چیزى جزاهتمام آنان براى ماهىگیرى ازآب گلآلود نیست.
بیان این امر که نحوه اداره کشوربه روال فعلى هزینههاى بزرگى براى انقلاب اسلامى به بار آورد، روشى مخاطرهآمیز است، با افکار براندازانه معاندین تفاوت دارد. حتى ریشسفیدان اصولگرا نیز به پیشامدهاى پس از انتخابات با تامل مىنگرند و قصد دارند به نحوى نگذارند یاران انقلاب با معاندین یکى شمرده شوند. سران جنبش سبز که اصلاحطلب نیز هستندونیتى جز تقویت بنیانهاى نظام جمهورى اسلامى ندارند، توسط تندروها متهم و طرد مىشوند و برعکس عناصر جنبش سبزبنا دارند ضمن زدودن هرگونه اتهام نا به جا ازخود، ثابت کنند نظرى جز اصلاح و اعتلاى نظام ندارند. دراین اتهام زدایى عمل ریشسفیدان اصولگرا نیز بىاهمیت نیست؛ آنان مىدانند دوآتشهها از فرط عشق به تکروی، صواب از نا صواب راازهم باز نمىشناسند. آنها سعى بر این دارند تندروهارا به نقطه درک واقعیات سوق دهند و به آنان گوشزد کنند که حذف جنبش سبز، سبب کثرت معاندین در داخل مىشود. اینان خوب واقفند جریان اصلاحطلب (جنبش سبز) جوانان ناراضى از عملکرد اقتدارگرایان را از معاندین جدا و جذب مىکند. اقتدارگرایان مانع فهم درست انقلاب اسلامى امام خمینى توسط نسل امروز مىشوند وآنان رابه طرف معاندین خارجنشین سوق مىدهند، ولى جنبش سبزکه متشکل از یاران صدیق امام است، این جوانان گریخته را با اصل انقلاب آشنا مىکند. امروز در ایران، اقتدارگرایان تند رو عرصه راچنان تنگ کردهاند که ماهوارههاى بیگانه و دردست معاندین فرصت جولان پیدا کردهاند.
رهبر معظم انقلاب درجمع گروهى از نخبگان جوان که یکى از آنان فرصت انتقاد از صداوسیما در محضر ایشان را پیدا کرده و پرسیده بود: «آیا صداوسیماى ما تصویر درستى از کشور و جهان ارائه مىدهد ؟ آیا صداوسیما به عقاید مختلف اجازه دفاع از خودشان را مىدهد؟ عقایدى که به خصوص در همین رسانه مورد نقد یا حتى حمله قرار مىگیرد؟ آیا صدا و سیماى ما نقل قولى که از افراد مىکند یا رویدادهایى که روایت مىکند، وفادارانه و منصفانه است؟» فرمودند: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صداوسیمارا انتخاب مىکنم، همه برنامههاى صداوسیما را مىآورند دانهدانه بنده نگاه کنم، امضا کنم، نخیر، از خیلى از برنامههاى صداو سیما راضى نیستم؛ از جمله اینکه بنده راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهایى که زده مىشد و مجادلاتى که انجام مىگرفت، ازتلویزیون پخش شود که متاسفانه در تلویزیون پخش شد.» به نقل از روزنامه حیاتنو صفحه 3/شماره 1884/شنبه مورخه 9/8/1388 بادیدن این صحنهها مىبینیم جوانان کشور ما در مقابل رهبر خودمى توانند حرف دلشان را بزنند و جواب لازم را بگیرند ولى اقتدارگرایان این امکان را به جوانان و نخبگان نمىدهند. اینان دوست دارند هر منتقدى را با نام معاند طرد کنند.
جنبش سبز و خیل نخبگان و جوانانش هرگز بیگانه پرست نیستند، اینان اعتراض دارند و مىخواهند این اعتراض را به گوش مسئولان برسانند و جواب قانعکنندهاى دریافت کنند؛ حالا معلوم نیست چرا دوستان اقتدارگرا جنبش سبز را تا حد معاندین تنزیل مىدهند؟ آیا میرحسین و کروبى و خاتمى دشمن این نظامند؟ و آیا سید حسن خمینى معاند است؟ انصاف به ما مىگوید به هنگام سخن گفتن، مواظب ریز و درشت حرفها باشیم. چه لزومى دارد حقیقت را آن قدر وارونه نشان دهیم که نتوانیم دوستان را از دشمنان باز شناسیم؟ اقتدارگرایان باید با تاسى به ریشسفیدان آتیهاندیش خود حساب معاندین را از جنبش متین و آرام سبز جدا کنند. جنبش سبز این قدرت را دارد که در صورت آزادى عمل بیشتر، بخشهاى جوان معاند را با حقیقت انقلاب اسلامى آشنا کرده و آنان را به راه انقلاب رهنمون شود؛ به همان اندازه که دوستان اقتدارگرا هنردور ساختن جوانان از روح اصیل انقلاب، بلکه اسلام رادارند، جنبش سبز نیز هنر سترگ جذب اقشار مختلف بخصوص نخبگان را به مسیر انقلاب نشان داده است. اگر امکانش به وجود بیاید، جنبش سبز بسیارى از پسران و دختران مایوس و سر خورده امروز را اهل فکر و تلاش مىکند تا به جاى گرایش به بداخلاقىهاى ضد نظام به اهداف متعالى آن بیندیشند.
پس از انتخابات و در نماز جمعه آقاى هاشمی، عدهاى از دختران و پسران به نماز ایستاده بودند که حتما دفعه اولشان بود که به نماز جمعه آمده بودند آنها طریقه صحیح بجاى آوردن نماز را نمىدانستند ولى روزنامههاى اقتدارگرا و صداوسیما با تمسخر و بدبینى خاص خودشان نسبت به جوانان، با آن پدیده برخورد کردند و ندانستند دفع جوانان هنر نیست. پس اینجا باید به جنبش سبز فرصت داد تا از این جوانان نازنین بیشتر جذب کند و این جنبش هنرش همین جذب کردن است که خیلى مبارک هم هست. مهم این است که بدانیم نیرویى این جوانان را به صحنه آورد و از همانان لشکر 40میلیون نفرى براى برگزارى انتخابات درست کرد. ریشسفیدان اصولگرا خوب توانستهاند به این مهم پى ببرند که معاندان دربرابر جریان سبز عددى نیستند و لذا جریانى به نام وحدت ملى را مطرح کردهاند؛ اما به نظر مىرسد اقتدارگرایان از همین مراسم پیشنهادى آشتىکنان نیز دورى مىکنند و دوست مىدارند همچنان دشمنانى از توهم براى خود بسازند و سوژههاى لازم درگیرى رادراختیار داشته باشند. این در صورتى است که جنبش هنوز اطلاع ندارد منظور ریشسفیدان اصولگرا از طرح وفاق ملى کدام است و اقتدارگرایان نمىدانند این آشتى به کجا مىانجامد ولى با آن مخالفند. به نظر جنبش سبز همدلى و وفاق خیلى خوب است ولى به شرطى که طرف دیگر نیز بتواند بگوید زندهباد مخالف من!
تبریز- امضا محفوظ