احمد خالقی
حوزه ژئوپلیتیک دریای خزر به عنوان یک منطقه کارکردی در نظام جهانی، از پنج واحد سیاسی یا کشور مجاور یکدیگر تشکیل یافته است که هویت خود را از دریای خزر گرفته و حول آن گرد آمده اند. ساختار طبیعی و انسانی، منطقه، به آن صفاتی را عطا کرده که به عنوان یک واحد کاردکردی فعال و موثر در نظام منطقه ای عمل می کند. صفاتی نظیر منابع جمعی، تولید و فرهنگی، طرز قرار گیری، موقعیت جغرافیایی و نظایر آن، دریای خزر را در کانون مسائل مهم جهانی و منطقه ای قرار داده است. در این راستا، کشورهای حوزه دریای خزر شامل کشورهای آسیای مرکزی و منطقه قفقاز، تحت تاثیر ژئوکالچر منطقه ای بوده و در تعمیق پیوندهای فرهنگی و سیاسی فیما بین در چالش با یکدیگر می باشند.با شکل گیری دولتهای جدید در کشورهای به استقلال رسیده پس از فروپاشی قطب بزرگ شوروی تعاملات پیچیده ای از قدرت و فرهنگ، در محیط جغرافیایی حوزه دریای خزر به وجود آمده است که تعاملات می تواند امنیت منطقه را دچار بحران سازد.
منطقه قفقاز از آغاز فروپاشی شوروی تاکنون به کانون توجه منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است و با وجود اینکه از دیرباز دارای اهمیت استراژتژیکی بوده پس از فروپاشی شوروی به منطقه ای حائز اهمیت و بسیار حساس تبدیل شده و کشورهای دیگر آسیای مرکزی را تحت الشعاع قرار می دهد بدون شک همان طور که عوامل جغرافیایی در فرایندهای سیاسی نقش داشته و مفهوم قدرت را تحت تاثیر قرار می دهند به همان ترتیب مقوله فرهنگ را نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی متاثر ساخته و به عنوان خلق پدیده های فرهنگی به شمار می روند.
درک مکانیسم های اثرگذار بر فرهنگ و روابط فیما بین کشورهای حوزه دریای خزر از جمله اهداف این وجیزه بشمار می آید در واقع مقاله حاضر قصد دارد به تاثیر ژئوکالچر در تعاملات سیاسی فرهنگی منطقه قفقاز به آسیای مرکزی بپردازد.
از مهمترین موضوعات توضیح اهمیت منطقه قفقاز از نظر استراتژیکی و چگونگی روابط قفقاز با کشورهای آسیای مرکزی و تاثیر ژئوکالچر بر منطقه می باشد .هدف دیگر شناسایی موقعیت کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی قطب بزرگ شوروی می باشد چرا که روابط این کشورها با یکدیگر می تواند در خاورمیانه بازتاب وسیعی داشته باشد. ا
اما سوالات اساسی که باید به آنها پاسخ داد این است که آیا ژئوکالچر منطقه ای در برقراری روابط کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز تاثیر دارد؟آیا با تاثیر ژئوکالچر منطقه ای در روابط کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز سایر کشورهای خاورمیانه از جمله ایران نیز تحت تاثیر قرار می گیرند؟
به نظر می رسد بین ژئوکالچر منطقه ای و روابط کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز رابطه وجود دارد. در واقع تاثیر ژئوکالچر منطقه ای همسو با روابط سیاسی سایر کشورهای خاورمیانه با قفقاز و کشورهای آسیای مرکزی می باشد.
ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی فرآیندی پیچیده از تعاملات قدرت، فرهنگ و محیط جغرافیایی است که طی آن فرهنگی همچون سایر پدیده های نظام اجتماعی همواره در حال شکل گیری، تکامل،آمیزش و جابه جایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرافیایی کره زمین اند. واژه ژئو (Geo) در ابتدای این مفهوم دارای بار ارزنده جغرافیایی است که پرداختن آن مستلزم گشودن بحث در خصوص مفاهیم «فرهنگ» در جغرافیای سیاسی می باشد چرا که محور بحث درباره تعمیر پیوندهای فرهنگی و سیاسی می باشد. واژه فرهنگ (culturi) از ریشه لاتینی و در دو معنی متفاوت اما نزدیک به هم به کار گرفته شده است. از یک سو در لغت به معنی کیش و آیین آمده که منظور از آن شاید شکل گیری آیین هایی بوده که یونانیان باستان به منظور بزرگ داشت خدایان در معابر برپا می داشتند.
اما واژه تمدن را به منظور همان شکل گیری فرهنگ به کار بردند و منظور از آن آداب و روش هایی است که معمولامردم شهر نشین در مناسبات با یکدیگر و به منظور اداره امور شهر یا کشور به کار می گیرند. ریچاردمویر به عنوان یک جغرافیدان سیاسی پیرو مکتب انسان گرا فرهنگ را میراث اجتماعی یک جامعه معرفی می کند و آن را نه تنها شامل کلیه کالاها و ابداعات مادی بلکه تولیدات فکری و روحی مانند عقاید و ارزشها و باورها و تمایلات آن جامعه می داند. همان گونه که گفته شد فرهنگ به معنای آیین یا آداب شهر نشینی یا عقاید و باورهای یک جامعه می باشد از آنجایی که کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز قبل از فروپاشی شوروی در یک مجموعه واحد به سر می بردند و استقلالی نداشتند می توان مناسبات فرهنگی متشابهی را بین آنها پس از فروپاشی شوروی بیان کرد که این مناسبات بر سیاست جغرافیایی منطقه تاثیرگذار بوده و در واقع می توان گفت که تحت تاثیر ژئوکالچر منطقه ای هستند.
قفقاز محور بزرگ در محور دریای خزر است و مسلما هر گونه تعاملی بر سایر مناطق متاثر از قفقاز است. چرا که قفقاز از یک سو با کشورهای آذربایجان شوروی وگرجستان در یک طرف دریای خزر واقع شده و از سویی دیگر دارای اهمیت استراتژیکی فراوان برای برقراری رابطه بین کشور ایران و کشورهای آسیای مرکزی می باشد. از این رو لازم است تا موقعیت قفقاز به طور کامل شرح داده شود.
منطقه قفقاز از آغاز فروپاشی شوروی تاکنون به کانون توجه منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. برزخ طبیعی قفقاز که بین دامنه های جنوبی رشته کوههای قفقاز بزرگ تا مرزهای شمال غربی ایران و شمال غربی ترکیه قرار دارد، به محل منافع روسیه و ایالات متحده تبدیل شده است این گذرگاه که امکان ارتباط زمینی بین غرب (حوزه دریای سیاه و اروپا) و شرق (حوزه خزر و آسیای مرکزی) را فراهم می آورد، از دیرباز دارای اهمیت استراتژیک بوده است. از سویی وجود منابع غنی نفت و گاز در منطقه آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر و صدور آن به بازارهای جهانی از منطقه محصور در خشکی سبب برخورد منافع غرب و روسیه و همچنین صف بندی نیروهای منطقه ای و فرا منطقه ای شده که در نهایت توازن قوارا بر هم زده و به بحرانی شدن منطقه منجر شده است.
برزخ طبیعی قفقاز که سواحل شرقی دریای سیاه را که به سواحل غربی دریای خزر متصل می کند تنها دالان طبیعی نفوذی برای نفوذ به منطقه است و دسترسی به ایران و پیرامون دریای خزر از طریق گذر از این برزخ طبیعی امکان پذیر می شود به همین سبب برای عملیات زمینی در منطقه از سمت اروپا برزخ طبیعی قفقاز مهمترین دالان نفوذی است.
اهمیت منطقه قفقاز را می توان در چند مورد بررسی کرد.قفقاز محل برخورد اسلام و مسیحیت و محل برخورد ترکها و غیر ترکهاست. قفقاز هدف گسترش تفکر پان ترکیسم و پانآذریسم است. علاقه مندی پیمان ناتو به حضور در قفقاز و گسترش قلمرو خود به قفقاز برای حایل شدن شمال و جنوب و جدا کردن ارتباط زمینی ایران و روسیه برای انزوای بیشتر ایران و نیز جدا کردن روسیه از قفقاز - پیوستگی جغرافیای ایران، ارمنستان و روسیه در تشکیل اتحاد نظامی در صورت بروز بحران و تحدید امنیت ملی. وجود منابع قابل توجه نفت در منطقه (آسیای مرکزی، دریای خزر و قفقاز) و صدور آن از قفقاز .- وجود بستری مناسب برای عبور لوله انتقال نفت دریای خزر از دالان قفقاز و انتقال آن به بازارهای مصرف.
اما پیرامون حضور آمریکا در قفقاز و تاثیر آن بر کشورهای آسیای مرکزی باید گفت با توجه به شرایط جدید که در منطقه پدید آمده است ایالات متحده آمریکا در پی تکمیل برنامه های بلند مدتی است که برای حضور در منطقه ترسیم کرده است.علاوه بر اینکه با ورود آمریکا به قفقاز روسیه در مرزهای جنوبی خود بیش از هر وقت دیگر احساس عدم امنیت و تحدید می کند. ورود ایالات متحده به این منطقه امکان هر نوع همگرایی منطقه ای بین ایران و کشورهای قفقاز و بویژه روسیه را از بین برده و سبب عدم تکوین یک همکاری استراتژیک بین ایران و روسیه برای مقابله با تحدیدهای کشورهای منطقه بویژه ایران و روسیه شده است.
ایران و روسیه در منطقه قفقاز (به استثنای ارمنستان) پیوستگی جغرافیایی خود را از دست داده اند و تنها مرز دریای خزر باقی مانده است.از سویی دیگر حضور نظامی ایالات متحده در آسیای مرکزی از جمله پایگاه های جدید نظامی در خان آباد در جنوب شرقی ازبکستان 2000(نیروی آمریکایی) «ماناس» در نزدیکی بیشکک پایتخت قرقیزستان 3000 (نیروی آمریکایی) و نیز احتمال حضور بیشتر در قزاقستان و تاجیکستان در آینده به بهانه مبازره با تروریسم بین المللی فرصتی برای آمریکا جهت جلوگیری از ایجاد هر نوع اتحاد منطقه ای روسیه با کشورهای منطقه و جلوگیری از پیشروی چین به سمت غرب به آسیای مرکزی صورت می گیرد.اکنون می توان گفت که گستره آزاد آبهای بین المللی عرصه تاخت و تاز و نفوذ ایالات متحده شده است و نظام جهانی را به نفع خود شکل می دهد.
از آنجایی که زیر سیستم های خلیج فارس خاورمیانه آسیای مرکزی و قفقاز و شبه قاره از طریق ایران به هم پیوسته می شوند و فعالیت های تجاری و انرژی که از مهمترین ارکان اقتصادی کشورهای منطقه است تنها با همکاری ایران امکان پذیر است. از طرف دیگر استعمار و توانایی کشور ما در صلح سازی و امنیت منطقه ای قابل جایگزینی نیست و ظرفیت بهره گیری این کشور در استفاده از رقابت قدرت های جهانی با یکدیگر در منطقه موقعیتی را برای ایران فراهم کرده است که اگر بتواند توانایی های لازم داخلی خود را از لحاظ توسعه یافتگی و اقتدار و دیپلماسی فعال و موثر سازد به یک قدرت برتر منطقه تبدیل می شود.
اما پیرامون اهمیت استراتژیکی قفقاز جهت پیوند کشورهای آسیای مرکزی و ایران نکات متعددی وجود دارد.با فروپاشی شوروی روسیه در پی ایجاد یک هلال خارجی امنیتی به دور خود است و این مهم را می توان با آخرین نشست سران کشورهای همسو در اکتبر2002 در شهرکی شینف (پایتخت مولداوی) روسای جمهور دو کشور اروپای شرقی و اسلاو، روسیه و بلاروس یک کشور قفقازی مسیحی (ارمنستان) و سه کشور مسلمان آسیای مرکزی (تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان) که اسناد تاسیس سازمان دسته جمعی را امضا کردند دخیل دانست.
روسیه برای حفظ قلمرو امنیتی خود متحدانی را یافته است که دارای پیوستگی جغرافیایی با یکدیگر در منطقه هستند و به استثنای ارمنستان که با این مجموعه پیوستگی جغرافیایی ندارد بقیه این پیوند را دارا هستند و شاید حلقه گمشده ای در این بین باشد که می تواند به تکمیل آن کمک کند و آن کشور ایران است. اما ایران با روسیه مرز مشترک ندارد و علاوه بر آن ایران با مجموعه آسیای مرکزی نیز پیوند ندارد و این پیوستگی را ترکمنستان (بی طرف برهم می زند) پس با این تعاریف دریای خزر پهنه ای آبی در شمال ایران است که روسیه از طریق تقسیم آن می تواند به ایران لطمه وارد کرده و امنیت خود را تضمین کند با این اوضاع قفقاز و گرجستان که در غرب قفقاز واقع شده دروازه ورود به منطقه خزر و آسیای مرکزی و قلب اوراسیا از سوی غرب است.روسیه برای شکستن این محور نفوذ غربی و شرقی (دریای سیاه- قفقاز- دریای خزر- آسیای مرکزی) از میانه راه که همان دریای خزر است و در امتداد شمالی و جنوبی است می تواند به انجام عملیات گسترده نظامی دست بزند.
از دیگر ویژگی های استراتژیکی قفقاز برزخ طبیعی (دالان) قفقاز بین دو رشته کوه عظیم قفقاز بزرگ در شمال و کوه های آناتولی فلات ارمنستان و البرز تنها دالان طبیعی قابل عبور از غرب به شرق و بر عکس است. در طول تاریخ دارای اهمیت بسیار بوده است. در سراسر جبهه شمالی این برزخ رشته کوههای عظیم قفقاز بزرگ با متوسط ارتفاع 3000 متر و طول 1500 کیلومتر قفقاز جنوبی را از شمالی جدا می سازد. این رشته کوه از شبه جزیره تامان تا شبه جزیره آبشوران در سواحل غربی دریای خزر که تا مرکز دریا امتداد دارد کشیده شده است. این مجموعه جغرافیایی استراتژیکی از اهمیت نظامی سیاسی اقتصادی و فرهنگی برخوردار است .پیوستگی و وحدت جغرافیایی جهان ترک که از غرب چین و آسیای مرکزی دشت های جنوب روسیه تا جمهوری آذربایجان و آناتولی و شرق شبه جزیره بالکان کشیده می شود توسط قلمرو ارمنستان با شکل جغرافیایی خود به عنوان یک زایده ژئوپلیتیکی در مرکز آن (یعنی قفقاز) درهم می خورد.
قفقاز اکنون علاوه بر موقعیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی دارای اهمیت ژئواکونومیکی بسیاری شده است که علاوه بر کشورهای منطقه کشورهای فرا منطقه را نیز در خود درگیر کرده است.
و راههای ارتباطی جاده ای و ریلی خطوط انتقال نیروی برق و خطوط لوله نفت و گاز منطقه از دوره شوروی تاکنون از این دالان می گذرد.
با روشن شدن اهمیت استراتژیکی قفقاز و مرکز ارتباط کشورهای آسیای مرکزی با ایران چنین یافت می شود که ایران به جهت مبادله ذخایر زیر زمینی به کشورهای آسیای مرکزی از جمله قزاقستان (حدود 200 بشکه نفت در روز) و عبور از مسیرهای دریایی که مسیر شرق آن کشور قزاقستان چین را در بر می گیرد در رویارویی با قفقاز چالش های منطقه ای زیادی را متحمل است.همچنین با نفوذ ایالات متحده آمریکا در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز تلاش های روسیه برای تامین امنیت مرزی ایران از سیاست ها و بازتاب های اقتصادی و فرهنگی منطقه به دور نخواهند ماند. و به این سئوال تحقیق پاسخ داده می شود که ژئوکالچر منطقه ای بر تعمیق پیوندهای فرهنگی و سیاسی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بر ایران نیز تاثیر می گذارد. چرا که ایران قدرت برتر در خاورمیانه و در بین کشورهای اسلامی می باشد. و به سبب دارا بودن مرزهای ساحلی پهناور و عظیم دریای خزر که متعلق به ایران است، همواره با این کشورها در چالش است.
در واقع این طور می توان نتیجه گرفت که پس از فروپاشی شوروی و به استقلال رسیدن کشورهای آسیای مرکزی آذربایجان، گرجستان، نظام سیاسی منطقه در انتظار نوعی یگانگی و پیوند فرهنگ بین این کشورها در شکل و شیوه جدید بود اما از آنجایی که از نظر منطقه ای این کشورها در حوزه پر اهمیت دریای خزر واقع شده اند و از جهت ذخایر نفتی و زیرزمینی بسیار حائز اهمیت هستند. قطب بزرگ آمریکا با دخالت و نفوذ در این مناطق مانع از شکوفایی استقلال آنها شده و جهت برقراری اهداف خود امنیت منطقه را به خطر انداخته است. قفقاز به دلایل موقعیت و اهمیت استراتژیکی از گذشته تا حال محور اصلی ایالات متحده می باشد چرا که محل ارتباط کشورهای آسیای مرکزی با کشورهای غرب دریای خزر از جمله ایران است . به طور کلی می توان گقت که آمریکا با نفوذ خود در منطقه و روسیه با تشکیل یک مرز امنیتی از آنچه که در بین کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و ایران مشترک است می هراسد و آن اسلام است که کشورهای منطقه را که اکثرا مسلمان هستند به گونه ای به وحدت دعوت می کند و نفوذ قدرت ها در منطقه در جهت خدشه دار کردن عقاید و باورهای آنان بوده و از این رهگذر نیز می خواهند که از منابع طبیعی منطقه دریای خزر نیز بی نصیب نمانند.