آرش میریخانی
جنگ در مناطق شمالغرب پاکستان میان ارتش این کشور و شبهنظامیان طالبان دومین هفته خود را پشتسر گذاشت. جنگی که نظامیان پاکستانی از آن با نام «عملیات راه نجات» یاد میکنند، امّا آیا این جنگ به نجات پاکستان و در ابعاد وسیعتر، منطقه میانجامد یا آتش این نبرد به دیگر مناطق نیز کشیده خواهد شد؟
کارشناسان نظامی پاکستان قبل از آغاز عملیات علیه طالبان در منطقه وزیرستان جنوبی بر این باور بودند که ارتش این کشور قادر خواهد بود در یک لشکرکشی گسترده و در یک بازه زمانی کوتاه، مواضع شبهنظامیان را درهم بکوبد و تکلیف افراطگرایان حاضر در آن منطقه را یکسره کند.
به هر حال اسلامآباد با توجه به پیشبینیها و بر پایه فرضیات مطرح شده از سوی کارشناسان نظامی، دستور حمله همهجانبه به منطقة وزیرستان را صادر کرد. ارتش پاکستان از یک لشکر 30 هزار نفره برای حمله تمامعیار خود علیه طالبان استفاده کرد. ستاد مشترک ارتش پاکستان که به شدت به حمایتهای مالی و نظامی واشنگتن دلگرم بود، اعلام کرد که نیروهای دولتی حاضر در مناطق عملیاتی با کوچکترین مشکلی در زمینة تأمین ادوات نظامی و حمایتهای لجستیکی روبرو نخواهند شد.
بر اساس آمار تأیید نشده، حدود 10 هزار شبهنظامی طالبان در مناطق قبایلی پاکستان حضور فعال نظامی دارند. مقاومت شبهنظامیان طالبان در این مناطق به اندازهای شدید بود که در هفتة اول جنگ عملاً نیروی زمینی پاکستان از هرگونه پیشروی عاجز ماند، امّا فرماندهان نظامی حاضر در منطقه در تغییر راهبردی جدید، تمرکز خود را بر روی حملات توپخانهای و هوایی به مناطق تحت تصرف طالبان قرار دادند. پس از درهم کوبیدن مواضع طالبان، نیروی زمینی ارتش پیشروی خود را از سه جبهه آغاز کرد.
شبهنظامیان آموزشدیده ازبک که در مناطق کوهستانی منطقه حضور داشتند، توانستند عملیات پیشروی ارتش را با مشکل مواجه کنند. در همین رابطه، سخنگوی ارتش پاکستان، ژنرال اطهر عباس، چندین بار به مقاومت سرسختانه طالبان در مقابل نیروهای دولتی اذعان کرد. پس از گستردهتر شدن دامنه نبردها در وزیرستان جنوبی، رهبران طالبان محلی سعی کردند تا آتش جنگ را به دیگر مناطق پاکستان بکشانند. در حقیقت عملیات راه نجات، اولین جنگ مستقیم میان نیروهای دولتی و شبهنظامیان طالبان مستقر در وزیرستان جنوبی نیست. پیشتر هم درگیریهایی میان ارتش پاکستان و شبهنظامیان در مناطق قبایلی روی داده بود، امّا طالبان با آغاز حمله متوجه شدند که گویا جنس این جنگ با دیگر درگیریها متفاوت است. از این رو رهبران طالبان تصمیم گرفتند تا با دامنهدار کردن این نبردها به نوعی در مقابل اسلامآباد بایستند. در همین رابطه، میتوان به رشته انفجارهای اخیر پاکستان اشاره کرد. انفجارهای راولپندی، پیشاور و اسلامآباد را میتوان از جمله تحرکات جدید طالبان در مواجهه با اقدامات نظامی ارتش پاکستان ارزیابی کرد.
اگرچه در بیشتر حملات، نظامیان و دولتیهای پاکستان هدف قرار گرفتند، اما در این میان تعداد زیادی از غیرنظامیان نیز به خاک و خون کشیده شدند. افزایش حملات انتحاری در مراکز خرید، بانکها و حتی مناطق به شدت حفاظت شده نظامی موجب شد تا مردم پاکستان برای نبرد با افراطگرایان و افراطگرایی به یک اجماع کلی دست یابند و این موضوع، امر مبارزه با طالبان را برای دولتمردان اسلامآباد، تسهیل کرد.
همواره درگیریهای سیاسی در داخل بدنه حکومت پاکستان به عنوان چالشی برای دولتمردان اسلامآباد محسوب میشد. کودتاهای نظامی، جنگ قدرت و کارشکنیهای پی در پی موجب شده بود تا موضوع مبارزه با تروریسم و افراطگرایی در پاکستان به حاشیه رانده شود، اما در حال حاضر و با عزم جدی مقامات این کشور، به نظر میرسد که اسلامآباد و مردم پاکستان خود را برای ریشهکن کردن افراطگرایی و حرکت به سوی دموکراسی آماده کردهاند.
از سوی دیگر، کشورهای غربی و در رأس آن آمریکا سعی دارند با استفاده از شرایط موجود و تشویق پاکستان به مبارزه با افراطگرایی، به اهداف از پیش تعیین شده خود در منطقه دست یابند. در همین راستا، میتوان به کمک 7 میلیارد و 500 میلیون دلاری آمریکا به پاکستان برای مبارزه با تروریسم در این کشور اشاره کرد.
همزمان با انتشار خبر آغاز جنگ در وزیرستان جنوبی، سفر چند تن از مقامات بلندپایه سیاسی آمریکا به پاکستان نیز نشان میدهد که کاخ سفید استراتژی جدیدی را در منطقه دنبال میکند.
کارشناسان بر این باورند که واشنگتن قصد دارد با محدود کردن فعالیت افراطگرایان، با استفاده از کشور ثالثی چون پاکستان، به پیروزی در جنگ افغانستان برسد و تصمیم اوباما و مقامات نظامی آمریکا مبنی بر توقف مقطعی افزایش نیرو در افغانستان نیز به نوعی با سرنوشت طالبان پاکستان گره خورده است. کارشناسان نظامی پنتاگون بارها اعلام کردهاند که در صورت توقف حمایت مالی و لجستیکی طالبان پاکستان از افراطگرایان حاضر در افغانستان، پیروزی در این جبهه قطعی است. در حال حاضر آمریکا برای پیروزی پاکستان در جنگ علیه طالبان هزینه میکند و مقامات کاخ سفید امید دارند که با محدود کردن فعالیت این گروه شبهنظامی، بتوانند به نوعی، شکستهای پیشین خود را جبران کنند و از باتلاق افغانستان رهایی یابند.
این درحالیست که، رهبران طالبان محلی پاکستان به خوبی میدانند در صورت کوتاه آمدن و مقاومت نکردن در مقابل این هجمه گسترده، برای همیشه به تاریخ خواهند پیوست. از این رو شبهنظامیان طالبان سعی میکنند تا با توسل به هر ابزار ممکن در مقابل ارتش پاکستان عرضاندام کنند. طالبان به این نتیجه رسیده است که نمیتواند در وزیرستان در مقابل ارتش کلاسیک پاکستان بایستد.
این گروه در راهبرد جدید خود قصد دارد اوضاع سیاسی ـ امنیتی پاکستان را متشنج کند و با استفاده از فضای ناامنی به وجود آمده، برای خود زمان بخرد و دست به تجدید قوا بزند. اگر به روزشمار انفجارهای اخیر در شهرهای پاکستان پس از آغاز حمله ارتش به مناطق قبایلی توجه کنیم، میبینیم که تعداد حملات انتحاری، ترورها و بمبگذاریها در مقایسه با ماههای گذشته چند برابر شده است.
بنابر اخبار تایید شده، بیش از 10 حمله از زمان آغاز عملیات «راه نجات» علیه نیروهای دولتی و مردم پاکستان از سوی طالبان تدارک دیده شده است. این حملات در فاصله زمانی 5 اکتبر تا 2 نوامبر به وقوع پیوست. لازم به یادآوری است که در این انفجارها 310 تن از پاکستانیها کشته و صدها تن دیگر مجروح شدهاند. با اندکی دقت میتوان دریافت که تعداد افراد کشته شده در این، 10 حمله، از تعداد کشته شدگان جنگ در وزیرستان جنوبی هم بیشتر است. اگر چه طالبان همچنان به ادامه این حملات اصرار میورزند و سعی میکنند از آن به عنوان اهرمی برای فشار به اسلامآباد و توقف حملات در وزیرستان جنوبی استفاده کنند، میتوان پیشبینی کرد که ادامه این گونه حرکات خشونتآمیز و کورکورانه، نه تنها در سرنوشت جنگ بیتاثیر خواهد بود، بلکه، باعث خواهد شد میزان تنفر و انزجار مردم از گروه طالبان افزایش یابد که در آن صورت، باز هم شکست افراطگرایان در پاکستان حتمی است.
به هر حال، عملیات راه نجات در وزیرستان جنوبی ادامه دارد و فرماندهان نظامی از پیشرفت روزافزون در این منطقه خبر میدهند.
از سوی دیگر، طالبان هم از افزایش حملات خود و مقاومت در برابر ارتش پاکستان سخن میگویند. در میان رجزخوانیهای دو طرف، تعداد زیادی از شهروندان پاکستان کشته و صدها هزار تن از مردم ساکن مناطق قبایلی آواره شدهاند. با توجه به شرایط سخت حاکم بر پاکستان به نظر میرسد که اسلامآباد از یک سو حملات خود علیه شبهنظامیان طالبان را افزایش دهد و از سوی دیگر، پلیس و نیروهای امنیتی این کشور با تشدید تدابیر امنیتی، از میزان حملات و بمبگذاریهای انتحاری بکاهند. در این برهه حساس، میطلبد که مقامات پاکستان با اتخاذ تصمیمهایی، هرچه سریعتر به اهداف خود در مناطق قبایلی برسند و همچنین با گسترده کردن فرآیند امدادرسانی به آوارگان منطقه وزیرستان، از بروز یک فاجعه انسانی در این منطقه جلوگیری کنند.