* پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی در سخنانی به کرات بر ممنوعیت دخالت نیروهای نظامی در حوزه سیاست تاکید کردند. در قوانین موضوعه کشور مثل ماده 148 اساسنامه سپاه مصوب 1361 هم صراحتاً بر عدم حضور نیروهای نظامی در فعالیت های سیاسی تاکید شده است. با این وجود در سال های اخیر شاهد حضور روزافزون نظامیان در حوزه سیاست هستیم. این رفتارها مصداق این نیست که جامعه دارد از راه امام(ره) خارج می شود؟
** گفتار و منش حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری باید در همه زمینه ها اصلی ترین راهبرد برنامه ریزی و تحرکات همه آحاد جامعه باشد. آنچه حضرت امام و مقام معظم رهبری راجع به عدم دخالت نظامیان در مسائل سیاسی طرح کرده اند بحث کاملاً روشن و مبتنی بر قانون اساسی است. در همین راستا مجموعه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همواره تلاش شان این بوده است که مبتنی بر همین اصل مهم و شفاف حرکت کنند و خوشبختانه طی این 30 سال موردی را مشاهده نمی کنیم که خلاف منش و مرام حضرت امام یا مقام معظم رهبری حرکتی در میان نیروهای مسلح صورت گرفته باشد.
اما نکته یی که باید بیشتر به آن توجه کرد این است که آنچه حضرت امام(ره) مطرح کرد به حضور نظامی ها در دسته بندی ها، حزب گرایی ها و گروه گرایی های سیاسی مربوط می شود و این با اینکه نیروهای نظامی دارای آموزش سیاسی، فهم سیاسی، بصیرت سیاسی و تحلیل سیاسی باشند متفاوت است. به نظر ما همه قشرها و صنوف جامعه باید تلاش کنند بصیرت و فهم سیاسی شان را ارتقا دهند. نیروهای نظامی هم به عنوان بخشی از این جامعه که وظیفه مقابله با دشمنان را برعهده دارند و اصلی ترین نیروی دفاعی کشور هستند باید از معرفت دینی و بصیرت سیاسی لازم برخوردار باشند.
* وقتی فردی در جایگاه فرمانده یک نیروی نظامی در مورد یک پدیده سیاسی آن هم به صورت علنی و عمومی اظهارنظر می کند، دیگر نمی توان آن را بصیرت سیاسی فرد دانست بلکه مصداق همان حضور نیروهای نظامی در حوزه سیاست است.
** اظهارنظر در مورد پدیده های سیاسی برای همه شهروندان آزاد است. اظهارنظر با دخالت در حوزه سیاست فرق می کند. نیروهای مسلح هیچ وقت وارد دسته بندی ها و گروه بندی های سیاسی نشده اند. این اظهارنظر نشان دهنده فهم سیاسی نظامیان است.
* اساساً ممنوعیت دخالت و حضور نیروهای نظامی در حوزه سیاست و به خصوص رقابت های انتخاباتی در اکثر کشورهای جهان امری پذیرفته شده است، چرا که اعتقاد بر این است که ورود نظامیان به عرصه رقابت علاوه بر مخدوش کردن جایگاه نیروهای مسلح، فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را میلیتاریزه می کند. نمونه آن هم کشور ترکیه و پاکستان در همسایگی کشور ما است. آیا ممکن است این اتفاق در ایران هم بیفتد؟
** در جمهوری اسلامی ایران در هیچ برهه یی دخالت نیروهای نظامی در حوزه سیاست و عرصه های انتخابات را ملاحظه نمی کنیم و هیچ کس هم مصداق روشنی برای این مساله ندارد.
* پس شما این مساله را که نظامیان در ایران کم کم دارند وارد حوزه سیاست می شوند قبول ندارید؟
** من به طور قطع و یقین این مساله را رد می کنم.
* یک مساله دیگر که منشاء مناقشات زیادی مخصوصاً در انتخابات چند سال اخیر شده است بحث حضور نیروهای بسیجی در فعالیت های سیاسی است. در وصیتنامه امام «بسیج» در زمره قوای مسلح قرار گرفته و ورود آنها به عرصه سیاست منع شده است. اما بعضاً شاهدیم برخی با این توجیهات که بسیج به نیروهای نظامی و غیرنظامی تقسیم می شود، ورود آنها به حوزه سیاست را مجاز می دانند. ارزیابی شما چیست؟
** بسیج یک نیروی چند ده میلیونی است. حضرت امام هم هرگز نگفته اند بسیج یک نیروی نظامی است بلکه ایشان که خود پدیدآورنده پدیده بی نظیر بسیج بودند، فرمودند ما باید یک بسیج 20 میلیونی داشته باشیم. مفهوم این گفتار هم خیلی روشن و صریح است یعنی همه آحاد مردم باید دارای روحیه بسیجی باشند و در برابر مقتضیات دفاعی جامعه همیشه آمادگی جانفشانی، ایثار و فداکاری را داشته باشند و فرد فرد مردم خودشان را در برابر نیازمندی های جامعه قرار دهند و آنها را برتر و ارجح از خواسته های شخصی بدانند و تلاش کنند جامعه و کشور را با یک حرکت بسیجی وار در عرصه های مختلف به پیش ببرند تا بتوانیم عقب ماندگی های تاریخی خودمان را جبران کنیم.
در حال حاضر آنچه تحت عنوان بسیج هست بیش از 10 میلیون بسیجی را شامل می شود که این 10 میلیون نفر همه نیروهای نظامی نیستند. ممکن است از جهت سازمانی بخشی از آنها به سپاه مرتبط باشند ولی فی نفسه این افراد را نمی توان نظامی تلقی کرد، البته ما یک تعداد بسیجی ویژه داریم که این افراد آموزش های نظامی را در دوره های محدود طی و این آمادگی را پیدا می کنند که در صورت نیاز و در شرایط حساس به کمک نیروهای نظامی و دفاعی بیایند.
* اولاً اینکه شما می گویید امام هرگز بسیج را نیروی نظامی نمی دانستند اتفاقاً در وصیتنامه ایشان بر این مساله صراحتاً تاکید شده است. منظور من از بسیج، بسیج شهروندی نیست، منظور من همان بسیج دارای تشکیلات و فرمانده و سازوکار نظامی است.
** این بسیج که همان بسیج ویژه می شود بیشتر یک ارتباط سازمانی و پررنگ تری با سپاه دارند اما همین بسیج ویژه هم جزء بدنه اصلی نیروهای نظامی محسوب نمی شوند.
* یک مساله مهم که جای تامل دارد افزایش حضور افراد با سابقه نظامی در کابینه دولت و بازگشت این افراد به پست های قبلی بعد از اتمام دوره خدمت در کابینه است در حالی که نظامیان برای ورود به عرصه سیاست باید کاملاً با دنیای نظامی گری خداحافظی کنند. به عقیده شما به این راحتی می توان بین هویت نظامی و غیرنظامی رفت و آمد کرد و اساساً این تغییر لباس می تواند به معنای تغییر هویت سازمانی افراد باشد؟
** در قانون این وضعیت کاملاً مشخص و روشن شده است. قانون می گوید اگر فرد نظامی بخواهد وارد عرصه سیاست شود باید از مسوولیت نظامی اش استعفا دهد. مفهوم آن هم این است که فرد نظامی در عین داشتن مسوولیت نظامی نمی تواند یک شغل خاص سیاسی داشته باشد. بنابراین قانون شخص را مکلف کرده است طی مدت زمان مشخص استعفا دهد و سپس وارد فعالیت های سیاسی شود. اما اگر بعدها فرد بخواهد به کسوت نظامی خود برگردد منع قانونی و قطعی وجود ندارد ولی باید مراحلی را مجدداً طی کند که شرایط آسانی هم نیست. بنابراین این گونه نیست که همه افراد نظامی که استعفا می دهند و وارد سیاست می شوند مجدداً به راحتی به کار نظامی خودشان برگردند. اما در مورد اینکه این رفت و آمدها بین هویت سیاسی و نظامی را قبول دارم یا نه، به هر حال مهم قانون است و قانون هم منعی در این مورد قائل نشده است.
* به طور کلی شما تمرکز و درهم تنیدگی قدرت اطلاعاتی، نظامی و سیاسی در یک نهاد را تا چه اندازه به مصلحت کشور می دانید؟
** این مساله به ساز و کار ساختار هر کشوری بستگی دارد. اصولاً تمرکز مسائل دفاعی، اطلاعاتی و امنیتی در کشورهای مختلف متفاوت است اما در کشور ما مسائل اطلاعاتی نوعاً به وزارت اطلاعات مربوط می شود. مسائل امنیتی هم جزء وظایف وزارت اطلاعات و تا حدی وزارت کشور تعریف شده است. گرایش اصلی نیروهای نظامی هم به مسائل دفاعی است، البته هیچ عنصر دفاعی بی نیاز از مباحث اطلاعاتی و امنیتی نیست و این مساله هم یک فرمول شناخته شده در همه کشورهای دنیا است.
* از سال 68 و با پایان جنگ تحمیلی، ایده به کارگیری امکانات نیروهای مسلح در فعالیت های اقتصادی به عنوان راه حلی برای سرعت بخشیدن به روند سازندگی مطرح شد. این ایده هرچند در ابتدا آثار مثبتی داشت و روند سازندگی را تندتر کرد اما کم کم زمینه حضور نظامیان در فعالیت های اقتصادی را فراهم کرد که طبیعتاً پیامدهای منفی داشته است. ارزیابی شما در این مورد چیست؟
** اول شما بفرمایید چه پیامد منفی داشته است.
* یک پیامد منفی آن این است که رقابت های اقتصادی را نابرابر کرده و عرصه را برای فعالیت شرکت های خصوصی سخت تر کرده است. چون نمی توانند با گروه های اقتصادی نظامی رقابت کنند.
** ببینید بعد از جنگ پتانسیل قابل توجهی در مجموعه نیروهای مسلح وجود داشت و کشور هم شدیداً نیازمند سیستم هایی بود که بتوانند خرابی های بعد از جنگ را جبران کنند.
بنابراین بر اساس مجوزهایی که داده شد نیروهای مسلح امکانات سخت افزاری و نرم افزاری خودشان را در اختیار دولت قرار دادند. از طرف دیگر یک تفاوت که نیروهای نظامی ما با بعضی از کشورهای دیگر دارند این است که به دلیل حضور آحاد مختلف مردم به خصوص دانشگاهیان در دوران دفاع مقدس، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بعد از جنگ با یک پتانسیل عظیم از نیروهای علمی و تخصصی مواجه شد. بنابراین مسوولان کشور در آن زمان تصمیم بسیار خوبی گرفتند که از این امکانات مادی و معنوی نیروهای مسلح در کار سازندگی و پیشبرد امور ساخت و ساز در کشور استفاده کنند. برای این کار هم قرارگاه های سازندگی در سپاه و ارتش ایجاد شد که وظیفه اصلی آنها هدایت و مدیریت فعالیت های سازندگی و بازسازی بود. در حال حاضر هم این پتانسیل وجود دارد و حتی از سطح علمی بالاتری برخوردار شده ایم و با توجه به نیازهای دولت و تقاضاهایی که دستگاه های اجرایی دارند از نیروهای مسلح برای اقدامات بازسازی یا سازندگی استفاده می شود.
بنابراین در شرایط امروزی هم ممکن است بعضی از دستگاه های اجرایی از نیروهای مسلح تقاضا کنند که در بعضی مناقصه ها و مزایده ها شرکت کنند و نیروهای مسلح هم بر اساس روال قانونی بخشی از خدمات کار را بر عهده می گیرند.
* استفاده از توانمندی های نیروهای مسلح در زمان صلح از پیش بینی های قانون اساسی است ولی مطمئناً منظور استفاده از این ماده قانونی جهت کسب درآمد برای ارگان های نظامی نیست. اما آنچه در دوران سازندگی و بعد از آن مشاهده شد این است که به نهادهای نظامی اجازه داده می شد برای تامین بودجه در فعالیت های اقتصادی وارد شوند.
** ورود نیروهای مسلح در شرایط امروز تنها برای برطرف کردن نیازهای جامعه است نه کسب درآمد. پتانسیل نیروهای مسلح به حدی است که می توانند در بعضی موارد حتی با شرکت های بزرگ چندملیتی و بین المللی رقابت کنند، البته یک رقابت قانونی و حتی در مزایده ها برنده هم می شوند و کار را در اختیار می گیرند. این یک پتانسیل مثبت است که نیروهای مسلح ما می توانند با شرکت های غول پیکر خارجی رقابت کنند و به جای اینکه کار تولید و سازندگی توسط خارجی ها انجام شود توسط بخشی از نیروهای متخصص داخلی انجام می شود.
* اما حضور نظامیان در عرصه اقتصادی آنها را در برابر بخش خصوصی قرار می دهد و مانعی در راه پیشرفت بخش خصوصی است و به نوعی امنیتی و انحصاری تر کردن فعالیت های اقتصادی است.
** این تلقی شما نادرست است. حضور نظامیان در فعالیت های اقتصادی ارتباطی با امنیتی و نظامی کردن فعالیت های اقتصادی ندارد و عرصه رقابت و پیشرفت را هم از هیچ سازمانی نگرفته است.
قرارگاه سازندگی شامل نیروهای متخصص و امکاناتی است که طی سال ها جمع آوری شده و علت حضورشان در اقتصاد هم این است که گاهی کارهای بزرگی است که شرکت های معمولی و کوچک نمی توانند انجام دهند. عمده ترین رقابتی که قرارگاه سپاه پاسداران انجام می دهد رقابت با شرکت های بزرگ خارجی است و معتقدم همه شهروندان هم باید این را به فال نیک بگیرند.
* البته فقط در رقابت های خارجی نبوده است، در رقابت ها و طرح های اقتصادی داخلی هم وارد شده اند. نمونه آن هم فرودگاه امام خمینی است.
** شاید وارد برخی مزایده ها و مناقصه های معمولی و داخلی هم شده باشند اما عمده ترین فعالیت اقتصادی شان عرصه های اقتصادی بزرگ است.
* به عقیده شما چه فرد یا نهادی می تواند بر اقدامات چنین نهادهای پرقدرت نظامی اقتصادی نظارت داشته باشد و آنها را کنترل کند؟
** در قانون سیستم های نظارتی مشخص شده اند. روی نیروهای مسلح هم از زوایای مختلف بر حسب قوانین و مقررات نظارت های جامعی صورت می گیرد.