تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۳۲۹۳۹
در گفتگوی دکتر سیدسام مهدی ترابی با رسالت مطرح گردید

جنگ نرم؛ فرصتی برای پیشبرد نظریه‌های اسلامی

محمد اسکندری اشاره: موضوعاتی مانند جنگ نرم و عملیات روانی واژه‌های جدیدی هستند که در چند سال اخیر وارد ادبیات سیاسی کشورمان شده‌اند. از سویی با نگاه واقع‌بینانه‌ای به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم به خوبی مشاهده می‌شود که غرب عملیات گسترده‌ای برای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران پی‌گیری می‌کند. پیرامون ماهییت جنگ نرم و پیشینه تاریخی این موضوع در خاورمیانه به گفتگویی با دکتر سیدسام مهدی ترابی دانش‌آموخته دانشگاه بوستون آمریکا و دارای دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه لندن اکونومیکس پرداختیم که مشروح این مصاحبه در ذیل از نظرتان می‌گذرد.

* جناب دکتر ترابی! مقام معظم رهبری چندی پیش برلزوم مقابله با جنگ نرم تاکید داشتند. از سوی دیگر برخی از جریانهای سیاسی داخلی براین باورند که موضوع جنگ نرم آمریکا علیه ایران یک توهم توطئه است .تحلیل شما از این موضوع چیست؟
** بنده معتقدم برای تحلیل هر چه بهتر این موضوع بهتر است در ابتدا پیرامون پیشینه تاریخی جنگ نرم در خاورمیانه صحبت کرد.
با توجه به عملکرد دول غربی علی الخصوص انگلیس و فرانسه و آمریکا در منطقه خاورمیانه می توان گفت موضوع جنگ نرم کار نو و تازه ای نیست. اصل سیاست های استعماری دول غرب همواره بر جنگ نرم متمرکز بوده است البته همواره مهمترین مولفه سیاسی در جنگ نرم ، پرورش نخبگان سیاسی در کشورهای کلیدی و حمایت از این نخبگان برای تغییر هویت و باز تعریف جایگاه آن کشورها در ذیل سیاستهای راهبردی و منافع بین المللی غرب شناخته می شده است.
از دیرباز چهار کشور کلیدی، ایران ، عربستان، مصر و ترکیه همواره جزء اهداف جنگ نرم در خاورمیانه محسوب می شدند . هدف از جنگ نرم علیه این چهار کشور مهم در منطقه ایجاد حاکمیت غیردینی و ضد اسلامی در این کشور ها بوده است.در واقع مهمترین دلیل غرب برای هجمه های تبلیغاتی حذف اسلام ناب محمدی (ص) و ایجاد یک اسلام آمریکایی در نظام سیاسی این چهار کشور مهم و حیاتی است.
بنده معتقدم که غرب امروز به خوبی می داند که نخبگان اسلامی هرگز اجازه نمی دهند که کشورشان زیر مجموعه اهداف استعماری مخرب غرب قرار بگیرد. در تمام این کشورها این برنامه از صد سال پیش اجرا می شده و هم اکنون نیز پیگیری می شود.
در ترکیه با ظهور آتاتورک غرب درصدد آن برآمد تا هویت دینی این کشور را از بین ببرد و ترکیه را به یک کشور اروپایی تبدیل کند. البته تا حدودی نیز به موفقیت دست یافت .اما سرانجام مردم ترکیه در انتخابات اخیر با انتخاب حزب عدالت و توسعه حاکمیت اسلامی را دوباره در این کشور زنده کردند و غرب با تمام هزینه های کلان و تلاش در طی نیم قرن نتوانست مردم این کشور را از اسلام جدا کند.
هم اکنون نیز غالب سیاستهای بین المللی ترکیه تحت تاثیر اسلامیت بخش اعظمی از نخبگان و دولت این کشور رنگ و بوی اسلامی و استقلال طلبانه به خود گرفته است.در واقع مهمترین هدف غرب از پیگیری جنگ نرم، ایحاد تفرقه بین کشورهای مسلمان منطقه، از میان برداشتن وحدت و اخوت امت اسلامی و پررنگ کردن خطوط تفرقه با استفاده از ظرفیتهای قومی منطقه می باشد.
اوضاع در مصر نیز تقریبا مشابه ترکیه است. از دوران عثمانی ها انگلستان در پی همکاری با پادشاهان محلی برآمد و سرانجام این کشور از عثمانی استقلال یافت . پس از آن نظام مصر در قالب سلطنتی ادامه یافت. اما پس از گذشت چند دهه جمال عبدالناصر با تمسک به ملی گرایی و پان عربیسم و با سیاستهای ضد اسلامی و مبارزه جدی با افکار اخوان المسلمین توانست زمام تحولات مصر را در دست بگیرد.
در ایران نیز رضا خان پهلوی رسما آتاتورک را الگوی سیاسی خود قرار داد . البته تفاوت اساسی ایران و ترکیه منوط به اسلام ناب اهل البیت علیهم السلام بود که در جامعه سنتی ایران جایگاه ویژه ای داشت.فرایند حذف اندیشه سیاسی اسلام از ذهن نخبگان سیاسی در جامعه ای که از آموزه های اسلام اهلبیت (ع) پند گرفته است بسیار مشکل است.هدف از جنگ نرم در ایران در زمان پهلوی سکولاریزه کردن هویت ایرانی بود. اما پس از انقلاب و با ایجاد گفتمان اسلامی این هدف غیرمستقیم پیگیری شد.پس از پیروزی انقلاب غرب درطی سه دهه همواره سعی داشته تا با استفاده از برخی از عناصر واداده انقلابی و حتی در چارچوب گفتمان به ظاهر اسلامی بحث سکولاریز کردن هویت ایران را پیگیری کند.
* رهبرمعظم انقلاب چندی پیش در دیدار با اساتید و نخبگان حوزه و دانشگاه از اساتید و دانشجویان به عنوان فرماندهان و افسران جنگ نرم یاد کردند. شما به عنوان یکی از فرماندهان این جنگ وضعیت جبهه ها را در دو طرف چگونه ارزیابی می کنید؟
** به گفته امام خمینی(ره) همانطور که هشت سال دفاع مقدس یک نعمت الهی برای نظام محسوب می شد جنگ نرم نیز یک نعمت الهی است . همان طور که جنگ تحمیلی با عراق استعدادها را در زمینه های نظامی و امنیتی شکوفا کرد جنگ نرم نیز باعث خواهد شد که یک گام اساسی و بلند در عرصه علوم انسانی و اندیشه سیاسی اسلام برداشته شود. بنده معتقدم این یک فرصت است.
اما مشکل اساسی خط مقدم در جبهه های جنگ نرم، دقیقا مشابه جبهه های نبرد در اوایل جنگ تحمیلی است . ما امروز عملا از نظر تدارکات ، پشتیبانی و مدیریت و از همه مهمتر تسلیحات با ضعف مواجه هستیم.مع الاسف آنچه که می بایست طی سه دهه در علوم انسانی و مباحث تئوریک اسلام رخ میداد به وقوع نپیوسته است.
* به نظر شما برای پیشبرد این مواضع چه فعالیت هایی باید انجام شود؟
** بنده در آسیب شناسی توسعه علوم انسانی دینی باید اولین کاستی را پیرامون وضعیت معیشتی اساتید حوزه علوم انسانی در دانشگاه مطرح کنم. فرماندهان جنگ نرم همانند فرماندهان دفاع مقدس عاشقانه برای اسلام بدون هیچ مزد ومنتی می جنگند. اما بنده به عنوان یک ارشد که در وسط میدان جنگ هستم وضعیت تدارکات و امکانات را مطلوب ارزیابی نمی کنم.
ضعف وضعیت رفاهی و معیشتی برای اساتید دانشگاه مانع از آن خواهد شد تا دانشگاهیان با آرامش ذهنی به مباحث علمی بپردازند . جنگ جدی نیازمند پشتیبانی قوی است. مع الاسف باید گفت که علوم انسانی در کشور ما مظلوم واقع شده است و بیشترین سرمایه گذاری ها بر روی رشته های مهندسی در دانشگاه هایی مانند صنعتی شریف و امیرکبیر و ... صورت گرفته است.
البته باید به نکته دیگری نیز در این اثنا اشاره کرد و آن مبحث سنجش در علوم انسانی است . سنجش مرگ علوم انسانی است . نخبگان علوم انسانی با سیستم سنجش نمی توانند انتخاب شوند.یک جنبش در علوم انسانی با سنجش پدید نخواهد آمد . مع الاسف باید گفت که غالب دانشجویان فعلی که در رشته های علوم انسانی به تحصیل مشغولند در آرزوی رشته های فنی و مهندسی و پزشکی هستند . علوم انسانی به نوعی خلاقیت ذاتی نیازمند است . بنده معتقدم برای شکوفایی در علوم انسانی باید سنجش حذف گردد و ورود به این رشته ها با ملاک علاقه صورت پذیرد. ملاک های کیفی می تواند جایگزین شیوه سنجش شود.
در نهایت بایدگفت هدف اصلی تمام این موضوعات در جنگ نرم تسخیر دولت و رسانه است . با پرورش نخبگان تسلط بر دولت و مراکز قدرت صورت می پذیردو با تسلط جریان نخبگان سیاسی منحرف سیاست های بین المللی حکومت نیز عوض خواهد شد.در واقع هدف از جنگ نرم تدوین چارچوب های بحث های سیاسی و اقتصادی و ... با استفاده از نخبگان است . به عنوان مثال می توان از پدیده حزب توده در تاریخ سیاسی ایران نام برد. حزب توده مجموعه ای از نخبگان سیاسی بود که در ذیل چتر حمایتی شوروی و در راستای تامین منافع و مصالح این کشور حرکت داشتند.
* جناب دکتر! شما در صحبتهایتان اشارهای به فضاسازی های سیاسی و ایجاد برخی شبهات در جامعه داشتید. البته علاوه بر جوانان برخی از نخبگان سیاسی ما نیز در جریانات اخیر تحت تاثیر این فضاسازی ها قرار گرفتند . در واقع امروزنقش رسانه ها به عنوان توپخانه های جنگ نرم کاملا جدی است .دولت و نظام اسلامی چه راهکارهایی برای پاسخگویی به این هجمه های سنگین و فضا سازی این رسانه ها می بایست در پیش بگیرند؟
** قانون اساسی در ایران اولین قانون اساسی در جهان است که بحث رسانه ها را در بندهای خود مطرح می کند و رسانه ملی را یک سازمان حکومتی به شمار می آورد. در واقع این نشان از اهمیت ویژه رسانه در نظام اسلامی دارد. البته رسانه ملی تاکنون نتوانسته است نمره چندان خوبی را در عرصه خبررسانی کسب کند.
البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که فرآیندهای رسانه ای در دنیا در چند دهه اخیر بسیار پیچیده تر شده است . به عنوان مثال ماموریت شبکه بی بی سی تنها محدود به خرابکاری در ایران است . این نشان از تخصصی بودن کار رسانه ای دارد.
در مقابل رسانه های برون مرزی صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران مانندPress TV برنامه های گسترده تر و اهداف کلان تری را دنبال می کنند که این خود موجب کاهش کارایی می شود. البته شبکه های ایرانی عرب زبان مانند العالم پیشرفتهای بیشتری در ارتباط با مخاطبان داشته اند.به واقع کارکرد رسانه ها در جنگ نرم علیه کشورمان تغییر هویت ایرانی با استفاده از فرهنگ لیبرالیسم است . رسانه های مخرب با رویکرد سیاسی سعی در تغییر عقاید و فرهنگ شیعی دارند.اهداف توپخانه های مخرب دشمن بسیار مشخص است در صورتی که رسانه های داخلی اهداف مبهمی دارند.بنده با در نظر گرفتن همه کارکردهای مثبت و مفید رسانه ملی و با توجه به نحوه برنامه این شبکه ها معتقدم وضعیت فعلی نمی تواند جوابگوی نیازهای رسانه ای جامعه فعلی ایران و جهان باشد.
امروز متاسفانه برخورد با پدیده ماهواره یا اینترنت به یک برخورد تنبیهی بدل شده است. در حالی که روشهای تنبیهی و قانون گذاری و محدودسازی ها نمی تواند پاسخگوی تمامی مشکلات رسانه ای ایران باشد.
امروز مردم در راهپیمایی های گسترده در22 بهمن و اقبال عمومی به آقای احمدی نژاد که با تابلوی گفتمان انقلاب وارد جریان انتخابات شد ، نشان داده اند که انقلاب و نهضت امام خمینی (ره) زنده است و با قدرت بیشتری در حال رشد و نمو است.
متاسفانه در طی30 سال اخیر غالبا جناح های لیبرال چارچوب های فضای رسانه ای کشور را تعیین می کردند که این موضوع در تمام دولتهای قبلی نیز وجود داشت. در واقع ورود آقای احمدی نژاد به انتخابات و پیروزی ایشان پاسخی به یک مطالبه عمومی برای پس زدن جریانهای چ‘ و لیبرال در جریان مقابله با جنگ نرم بود.
انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور نه بزرگی به گفتمان سیاسی اصلاح طلبان محسوب می شود زیرا که اصلا حطلبان توانایی مقابله با هجمه های تبلیغاتی جنگ نرم علیه اندیشه های سیاسی امام و آرمانهای بلند انقلاب را نداشتند. صاحبان اصلی انقلاب که هزینه های زیادی برای سربلندی نظام پرداختند به راحتی دولت اصلاحات را کنار گذاشتند و به جریان تازه ای روی آوردند. این انتخاب آزادانه بعضا خشم این جریانهای سیاسی را برانگیخت . دکتر محمد جواد لاریجانی تعبیری زیبا در این موضوع دارند که «آقایون در پذیرش قدرت خوبند اما هیچ کس دوست ندارد بازنشسته شود.»
فرهنگ سیاسی سرپوش گذاشتن روی برخی از اختلافات، متعلق به نسل اول انقلاب بود. این فرهنگ برای نسل سوم و چهارم انقلاب دیگر پذیرفتنی نیست . رسانه ملی در همین حوادث اخیر وظیفه داشت تا پیرامون شبهاتی که در مورد برخی از نامزدها وجود داشت به روشنگری بپردازد و مانع از آن شود که فضای جامعه همچنان غبارآلود بماند.
البته مشکلی که در فضای رسانه ای ایران وجود دارد این است که انتقاد از یک فرد به مثابه تخریب شخصیت وی محسوب می گردد بعضا در نسل اول انقلاب چنین نوع تفکری وجود داشت اما امروز برای مقابله باجنگ نرم بدون جو سازی ، بدون تهمت و دروغ و با در نظر گرفتن اخلاق ، باید مشکلات جامعه را به چالش کشید.اگر لحظه ای صدا و سیما در این امر فروگذاری کند شبکه های مخرب با زاویه دید خود جای خالی این تحلیل ها را پر خواهند کرد.امروز متاسفانه رسانه ملی چارچوب های اساسی را مطرح نمی کند. ارائه نشدن اطلاعات از سوی رسانه های داخلی مخاطبین را به سمت رسانه های خارجی منحرف می کند.
* با تشکر از شما که در این گفتگو شرکت کردید.
** من هم از شما متشکرم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات