تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۳۲۹۶۱

کابینه لبنان، آغاز همکاری یا ادامه تنش؟

نویسنده: حسین امیدى

تولد کابینه وحدت ملی پس از 5 ماه از انتخابات پارلمانی که دوره فشرده ای از رقابت را پشت سر گذاشته، گامی مثبت و رو به جلو ارزیابی می شود. با اینکه کابینه با نام «وحدت ملی» مزین شده ولی عملاً حاصل یک توافق منطقه ای است که یک تمکین بین المللی را نیز به همراه دارد.
منطق شکل گرفته از سال 2005 که در بیان و عمل جبهه 14 مارس تجلی یافته بود، در این 5 ماه نیز تا حدود زیادی به چشم خورد و اجزای 14 مارس برای تحکیم یک جانبه گرایی سیاسی که مورد حمایت شدید آمریکا و برخی بازیگران منطقه ای بود، از یک توافق ملی که قانون و عرف دموکراسی لبنانی است طفره رفتند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی و سمیر جعجع و جمیل و کاردینال صفیر (جناح مارونی 14 مارس) به طور کلی با حکومت وحدت ملی و یا حضور حزب الله در کابینه مخالف بودند و تا آخرین روزهای رایزنی حریری آن را عنوان کردند.
حریری که خود را نماد اکثریت پارلمانی می داند، به جای توافق با طرف های ائتلافی در جبهه معارضه، به دنبال تحمیل گزینه های خود در انتخاب وزارتخانه ها و وزرا بود.
تشکیل کابینه بهانه مناسبی بود تا یک بار دیگر انسجام جبهه معارضه آزمایش شود و با تمرکز فشارهای داخلی و خارجی بر میشل عون و یا فضاسازی علیه مقاومت و سلاح آن و یا ایجاد شکاف بین عون و بری، شانس خود را به آزمون بگذارند.
همانگونه که کابینه فعلی حاصل برآیند مولفه های داخلی و خارجی است، روندهای طی شده نیز امکان خروج از این معادله را نداشت. امید به اینکه با جنگ غزه، معادله سازش بر روند فلسطینی حاکم شود و امید به اینکه آمریکا شرایط خود در عراق و افغانستان و پاکستان را با سرعت بهبود بخشیده و ابتکار عمل را به دست گیرد و یا امید به اینکه راهبرد فشار و انزواسازی سوریه و یا جدا کردن آن از خط مقاومت منطقه ای به بار بنشیند و یا جمهوری اسلامی در مقابل فشارهای بین المللی سر فرود آورد به ناامیدی تبدیل شد.
رژیم صهیونیستی در یک منطق غیرعادی حتی تشکیل حکومت وحدت ملی و مشارکت حزب الله در آن را معادل جنگ جدید قرار داد تا با ارعاب بر روند رایزنی ها و وزن کشی جریان های سیاسی لبنان اثر بگذارد.
حاصل تلاش های به عمل آمده برای تشکیل کابینه با عادی شدن روابط عربستان با سوریه و تمکین به نقش سوریه در لبنان، جدی تر شد و راهبرد نزدیکی به سوریه برای جدا کردن آن از ایران و یا گروه های مقاومت لبنانی و فلسطینی هنوز در حال پیگیری است.
کابینه لبنان با مدل 15 - 10 - 5 که قبلاً بر آن توافق شده بود شکل گرفت و مطالبات جبهه 8 مارس محقق گردید ولی در جبهه 14 مارس دگرگونی هایی به وجود آمده که آینده این ائتلاف و کارکردهای احتمالی آن را با سوال مواجه می کند. جنبلاط که به «اختاپوس سیاسی» شباهت دارد، از رویکردهای تشنج ساز قبلی فاصله گرفته و امیدوار است پس از حریری به دمشق سفر کرده و موقعیت جدیدی از خود در صحنه سیاسی - امنیتی لبنان تعریف کند. در درون 14 مارس، کتائب و قوات از سهم خود در کابینه و نتیجه حاصله ناراضی هستند ولی آنچه آنها را در کنار حریری قرار داده این است که راهبرد آمریکا در بیانیه رسمی کاخ سفید، زمینه جوسازی بر روی سلاح مقاومت را مورد تأکید قرار داده است. در این بیانیه التزام به قطعنامه های بین المللی 1559، 1680 و 1701 توسط کابینه جدید لبنان درخواست شده که معلوم نیست چرا دولت اوباما از رژیم صهیونیستی چنین درخواست و التزامی را نمی تواند مورد تأکید قرار دهد؟!
از سوی سعد حریری برخی کلمات حساب شده در مواضع وی وجود دارد که احتمالاً به ماهیت دوره جدید سیاسی در لبنان و فعالیت های کابینه حریری مرتبط است. وی با کلید واژه های جدیدی از مفاهیم سال های 2005 تا 2008 بهره می گیرد و معتقد است لبنان نباید وارد بازی های منطقه ای بشود و به مشکلات خود بپردازد. از سوی دیگر جنبلاط در آخرین اظهارات خود در محتوای بیانیه حکومتی، در کنار قطعنامه های بین المللی و حق مقاومت تا آزادسازی مناطق اشغالی، به ضرورت توافق آتش بس با رژیم صهیونیستی اشاره می کند. این محور سوم، در حکومت سنیوره نیز مدنظر بود و امین جمیل نیز سابقه آشکاری در توافق 17 ماه می در دوره ریاستی خود داشته و سمیر جعجع نیز پیوندی مستمر با صهیونیست ها دارد. لذا حتی اگر در بیانیه حکومتی، امکان طرح توافق با رژیم صهیونیستی وجود نداشته باشد، حریری و تیم 14 مارس، با حمایت آمریکا و عربستان و ائتلاف سازش منطقه ای تمایل جدی برای آزمون شانس خود دارند. جالب است در حالی که تا دو هفته قبل مقامات صهیونیستی، مذاکره با سوریه را غیر ضروری و غیر ممکن ارزیابی می کردند، یک باره بحث از مذاکرات با سوریه فعال می شود و فرانسه این «میدانداری» را به عهده گرفته است. نکته این رویکرد این است که اگر قرار باشد سعد حریری بر ضرورت توافق آتش بس با رژیم صهیونیستی در کابینه اصرار ورزد، باید ابتدا سوریه به چنین نمایشی دعوت شود و سپس این امر برای حکومت حریری مباح قلمداد گردد. اگرچه بشار اسد در آخرین مواضع خود اقتدار بیشتر را مبنای صلح سازی و تکیه بر مقاومت را اساس خاورمیانه جدید معرفی کرده ولی نمی تواند در مقابل پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط مقاومت زیادی نشان دهد. البته این بدان معنا نیست که مذاکره با سوریه الزاماً باید به نتیجه برسد و چه بسا در دوره حافظ الاسد نیز چنین سناریوهایی تا مراحلی نیز پیش رفته و کاملاً پایان پذیرفته است. یعنی این نمایش مذاکراتی فقط برای توجیه عمومی و اینکه «لبنان نیز حق دارد برای منافع خود، با استقلال رفتار کند»، کاربرد خواهد داشت.
اگر این ترتیبات منطقه برای ماه های آینده تدارک شده باشد و حتی اگر مطالبات جبهه 8 مارس برای اصلاحات اقتصادی، ساختاری در بیانیه حکومتی مصوب و به طور جدی تمایل به اجرای آن دنبال شود، مفهوم آن این است که کابینه لبنان برای استمرار تنش داخلی و زمینه سازی برای ترتیبات امنیتی منطقه ای شکل گرفته است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات