به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و بر روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیجفارس کار میکند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. که در ادامه بخش دیگری از این گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه میشود.
گروه بزرگی از کشورهای منطقه شدیدا درباره قدرت ایران نگران هستند و حتی درباره قدرت تسلیحات اتمی ایران ابراز نگرانی کردهاند.
این کشورها تلاش میکنند بر روی خط مبهمی حرکت کنند که این خط عبارتست از حفاظت کردن از خود و عدم دشمنی با ایران و حتی همکاری کردن با این کشور است.
کشورهایی که در این مقوله جای میگیرند شامل شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس و تا حدودی اردن نیز است.
اردن زمانی که در کنار "صدام حسین "[دیکتاتور سابق عراق] در جنگ ایران و عراق بود مواضع ضد ایرانی محکمی داشت. در واقع "ملک حسین " پادشاه سابق اردن اولین کسی بود که ایده "هلال شیعی "را مطرح کرد و اعلام کرد که حمایت ایران از این هلال تهدیدی برای منطقه به شمار میآید.
دولت بوش به اردن به عنوان کشوری نگاه میکرد که این قابلیت را دارد که به اتحاد ضد ایران بپیوندد اما پادشاه اردن خود را از این ایده کنار کشید و به حفظ موضع خود در برابر ایران ادامه داد. اقدامات خصمانه این کشور با ایران ضعیف و غالبا نامحسوس بوده است.
برای اتخاذ هرگونه سیاست در قبال ایران و امنیت خلیجفارس، شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس مولفه مهمی هستند. کشورهای عضو این شورا با یکدیگر کنترل ساحل غربی خلیج فارس را بر عهده دارند البته حدود 35 مایل نوار ساحلی غرب خلیج فارس تحت کنترل عراق قرار دارد و این نوار ساحلی کوچک عراق را از یک کشور تحت محاصره خشکیها رها کرده است.
بنابراین این شش کشور باید نقش برجستهای در هر گونه تنظیمات منطقهای ایفا کنند خواه ایران در این تنظیمات حضور داشته باشد یا خواه نباشد و اگر ایران از انجام هر گونه مذاکرات جدی درباره موضوع هستهای و امنیت خلیج فارس امتناع کند، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس باید در موفقیت اجرا شدن هرگونه تحریم علیه ایران قاطع باشند.
امارات متحده عربی و عمان در مرکز شبکه قاچاق کالا به ایران قرار دارند و در واقع این شبکههای قاچاق به ایران کمک میکند تا از انزوای اقتصادی جلوگیری کند.
اعضای شورای همکاری خلیج فارس از نظر وسعت، داراییها و اهداف متفاوت هستند. از همه مهمتر، این کشورها با وجود حضور در این شورا درباره موضوعات سیاسی زیادی با یکدیگر اختلاف دارند.
شورای همکاری خلیج فارس در سال 1981 و در آستانه جنگ ایران و عراق تشکیل شد. این شورا با هدف ایجاد سیاستهای مشترک در قبال منازعات منطقهای و همچنین مقابله با تهدیدات ایران بعد از وقوع انقلاب این کشور، تاسیس گردید.
اما شورای همکاری خلیج فارس هرگز در ایجاد موضع مشترک در میان اعضای خود موفق نبوده است. حتی همکاریهای اقتصادی در میان اعضای این شورا محدود باقی مانده است که در این راستا میتوان به شکست این کشورها در ایجاد ارز مشترک که مدتها مطرح بود، اشاره کرد.
در قبال ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس تنها درباره دو نقطه اتفاق نظر دارند که اولی آن است که ایران بسیار قدرتمند شده و ثانیا نباید به این کشور اجازه داده شود که به تسلیحات هستهای دست پیدا کند. این کشورها درباره هیچ موضوع دیگری در قبال ایران اتفاق نظر پیدا نکردند.
با جمعیتی حدود 66 میلیون نفر، ایران به طور چشمگیری از کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی عربستانی پیشی گرفته است.
جمعیت عربستان حداکثر به 28 میلیون نفر میرسد که حدود 5 میلیون نفر از آنها را کارگران خارجی تشکیل میدهند.
بنابراین ایران در مقایسه با همسایگان خود یک قدرت واقعی به شمار میآید.
ایران میتواند محدودیتهای جدی در صادرات نفت از تنگه هرمز و حتی تخریب تاسیسات نفتی داشته باشد.
حتی در بهترین حال، ایران یک همسایه چالشبرانگیز است. در میان حقایق اساسی از عدم توازن قوا بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس، این کشورها در این فضا تلاش میکنند به نمایش دیگری از تهدید ایرانیان بپردازند که درک آن مشکل است.
موضوع مشترکی که در میان سیاستمداران و کارشناسان کشورهای عربی بسیار شنیده میشود آن است که استیلای ایران بر خلیج فارس در نتیجه تهاجم آمریکا به عراق و اشغال این کشور ایجاد شده است.