تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۳۳۰۵۲

تهاجم غول اقتصادی چین به آفریقا


دولت چین اعلام کرد 10 میلیارد دلار وام درازمدت و کم بهره در اختیار کشورهای آفریقایی قرار می دهد.
این مطلب در جریان برگزاری چهارمین کنفرانس مجمع همکاریهای چین و آفریقا در «شرم الشیخ» مصر اعلام شد. در این اجلاس که با حضور «ون جیابائو» نخست وزیر چین و روسا و نمایندگان 49 کشور آفریقائی عضو این مجمع برگزار شده چین سعی دارد از این فرصتهای طلائی برای محکم کردن جایگاه خود در قاره سیاه و یافتن جای پای جدید در قلمرو این قاره ستم دیده بیشترین بهره های ممکن را ببرد.
اگرچه سرمایه گذاری کشورهای مختلف در آفریقا پدیده تازه ای نیست ولی عملکرد چین در این زمینه حاوی نکات ظریف و در عین حال پیچیده ای است که لازم است برای درک آن بیشتر برروی این مسائل متمرکز شویم .
1ـ وقت‌شناسی چین
با وجود آنکه سوابق حضور اقتصادی چین در آفریقا به گذشته بازمی گردد ولی تلاش پکن برای توسعه مناسبات اقتصادی با کشورهای آفریقائی ابعاد تازه ای به خود گرفته است . این نکته از آن جهت اهمیت دارد که سرمایه گذاری 10 میلیارد دلاری چین در آفریقا دقیقا در شرایطی صورت می گیرد که اقتصاد جهانی بر اثر وجود یک بحران عظیم روزهای سختی را پشت سر می گذارد و بیشتر اقتصادهای مولد با رکود بحران و بلاتکلیفی مواجهند و حتی برای بقای خود نیز با پیچیدگیهای روزافزونی دست و پنجه نرم می کنند.
چین دقیقا در شرایطی به کشورهای آفریقائی برای سرمایه گذاری و اعطای وام های درازمدت و کم بهره روی خوش نشان می دهد که آمریکا کشورهای اروپائی و کشوهای آسیای جنوب شرقی در بدترین شرایط ممکن قرار دارند و نه تنها از ریخت و پاشهای به ظاهر دست و دل بازانه برای سرمایه گذاری در آفریقا خبری نیست بلکه حتی این کشورها همچنان سعی دارند از رمق اقتصادی «سایر کشورها برای جبران کسری موازنه پرداختهای خود بهره گیرند و از سقوط بازارهای اقتصادی ـ تجاری خود جلوگیری کنند یا دستکم آنرا به تاخیر اندازند. این وقت شناسی چین به دولت این کشور «فرصت انتخاب» و «قلمرو نفوذ» می دهد و در شرایطی که رقیب چندانی وجود ندارد یک فرصت طلائی برای چانه زنی با کشورهایی را در اختیار قرار می دهد که شاید هر شرایطی برای دریافت وام از پکن یا سرمایه گذاری چین را به راحتی بپذیرند.
2 ـ رقابت با قدرتهای استعماری
پکن اگرچه اهداف و انگیزه های خود را کمتر بازگو می کند ولی عطش خود برای حضور در آفریقا و نفوذ در قاره سیاه را هرگز پنهان نکرده است . بخش اعظم این پدیده به منزله رقابت آشکار پکن برای نفوذ در قاره ای است که انگلیس فرانسه و آمریکا آنرا تقریبا میان خود تقسیم کرده اند. چین اخیرا آگاهی از این نکته را هم کتمان نمی کند که برخی قدرتهای استعماری آفریقا را میان خود تقسیم کرده اند و این قاره را «حیاط خلوت» خود ارزیابی می کنند و به همین دلیل هم تمایل چین برای حضور نیرومندتر و گسترده تر در آفریقا را برنمی تابند.
چین اخیرا متهم شده است که از منابع آفریقائی بیش از حد بهره برده و باعث تخریب محیط زیست و آسیب رساندن به منابع این قاره شده است. البته شاید چین با حضور پردامنه و روزافزون خود مرتکب چنین خطاهائی شده باشد ولی از نکات عبرت آموز تاریخ آفریقا اینست که چنین اتهاماتی از جانب قدرتهائی وارد می شود که نه تنها ثروتهای آفریقا را برای قرنها غارت کرده اند بلکه مردم این قاره را و به صورت فله ای از این کشورها ربوده اند و در آمریکا و اروپا به «برده واری» سرگرم بوده اند.
بدین ترتیب نگرانی اصلی اینست که آیا چین با اهداف و انگیزه های مشابهی وارد آفریقا شده یا آنکه برنامه های دیگری را در سر می پروراند؟
3 ـ شیوه‌های نوین
پکن برای حضور در آفریقا از فرصتهای منحصر به فردی بهره می برد. از نفس افتادن رقبای مطرح و تشنگی آفریقا برای جذب سرمایه های جدید زمینه های فراوانی برای فعالیت چین در این قاره را فراهم ساخته است.
نخست وزیر چین در اجلاس شرم الشیخ اظهار داشت: چین با اعطای وامهای کلان با شرایط آسان به کشورهای آفریقائی سعی دارد به توسعه ظرفیتها و تقویت بودجه دولتهای آفریقائی کمک نمائیم و راههای پیشرفت و توسعه در آفریقا را هموار سازیم . این شعارها دقیقا تکرار شعارهای عوام فریبانه ای است که قدرتهای استعماری برای قرنها درباره آفریقا تکرار کرده اند و همواره مدعی بوده اند که خواستار پیشرفت و توسعه و رفاه ملتهای آفریقائی هستند ولی در میدان عمل فقط به غارت ثروتها و حاکمیت مطلق برسرزمین آنها و تحمیل وحشیانه ترین شیوه های حکومتی بر آنها پرداخته اند.
با اینهمه چین با توسل به شیوه های نوین سعی دارد نشان دهد که گویا با استعمارگران همیشگی متفاوت است و رفتار دیگری را در پیش خواهد گرفت .
نخست‌وزیر چین در این مقوله 2 پیشنهاد را در 2 محور مطرح ساخت:
الف) بخشیدن و صرفنظرکردن بدهی برخی کشورهای آفریقائی به چین.
ب) تاسیس مناطق اقتصادی ویژه در کشورهای آفریقائی
ج) توجه خاص به تفاوت محسوس کشورهای آفریقائی نسبت به کشورهای توسعه یافته به منظور جبران عقب ماندگیها و یافتن راهکارهای عملی برای کمتر ساختن فاصله ها. در واقع چین با در پیش گرفتن این روند تبلیغاتی سعی دارد از یکطرف عقب افتادگی آفریقا را حاصل لطمه های ناشی از عملکرد استعمار قلمداد کند و از طرف دیگر نقش خود را بعنوان «عامل جبران کننده» در آفریقا تثبیت نماید.
اگرچه چین در آفریقا سابقه حضور مستقیم نظامی ندارد ولی تهاجم غول اقتصادی چین به آفریقا را نباید صرفا حرکتی در جهت التیام بخشیدن به زخم های کهنه در آفریقا ارزیابی کرد. این در واقع نوعی ساده لوحی است که تصور شود چین فقط بخاطر عقب افتادگی های آفریقا نگران است و به منافع درازمدت خود برای دریافت سهم بیشتری از «کیک آفریقا» نمی اندیشد!
از این دیدگاه حتی بخشیدن دیون کشورهای فقیر آفریقائی هم کار تازه ای نیست و تصمیمی است که در موارد مشابه سایر قدرتهای استعماری هم به آن متوسل شده اند تا فرصتهای بیشتری برای عملی شدن فعالیت های بعدی خود فراهم کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات