تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۳۳۰۵۶
گفت‌وگو با آیت‌الله هاشم‌زاده هریسی

واسطه‌های تندرو گزارش غلط می‌دهند

فاطمه بیک‌پور، حنانه نیک پنجه اشاره: چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم، رابطه مراجع با دولت تحت امر محمود احمدی نژاد رابطه مناسبی نبوده است. هرچه این دولت خواسته مانور مذهب و دین بدهد، صدای اعتراض و انتقاد مراجع تقلید قم را بلند و بلندتر کرده است. در آخرین صحنه این رابطه ناموفق، آیت الله عبدالله جوادی آملی و آیت الله مقتدایی انتقادات صریح خود را درباره دولت احمدی نژاد در رسانه ها منتشر کرده اند. آیت الله هاشم زاده هریسی از روحانیون میانه رو در پاسخ به پرسش های خبرنگار اعتماد علت تیرگی این رابطه و پیامدهای این تیرگی را بررسی کرده است. آیت الله هاشم زاده هریسی تاکید می کند «مراجع نگران هستند» و این نگرانی منشاء انتقادات تند و تیز آنهاست.

* مدتی است مراجع و علما انتقادات شان را صریح تر از گذشته مطرح می کنند به خصوص علمایی که پیش از این چندان وارد حوزه سیاست نشده بودند و بیشتر توصیه های اخلاقی داشتند. فکر می کنید علت این مساله ناشی از چیست؟
** واقعیت این است که مراجع به این نظام و کشور علاقه مند و معتقدند کسانی که در انقلاب فعال بودند و کسانی که چندان درون انقلاب نبودند، یک شباهت به یکدیگر دارند و آن اینکه همه آنها به این نظام و انقلاب اسلامی و به این کشور علاقه مندند و می خواهند این نظام باقی بماند، مخدوش نشود، متضرر و تضعیف نشود. علاوه بر اینکه خواهان بقای نظام هستند، می خواهند پاک و در قدرت باقی بماند و در چارچوب اسلام و احکام اسلامی پیش رود. این مساله هدف تمامی مراجع ماست. آن زمان که نگرانی مراجع کم است، صحبت ها و انتقادات شان هم کمتر است، اما زمانی که نگرانی های بیشتری در مورد آسیب و خدشه به نظام به وجود می آید و اینکه نظام پاکی، عدالت و قوت خود را از دست دهد و تا حدودی تضعیف شود، انتقادات و نگرانی ها افزایش می یابد. اکنون نیز نگرانی ها بیشتر شده است و مسوولان باید به این نگرانی ها توجه کنند. آنها باید بررسی کنند که چرا مراجع این گونه انتقادات را مطرح می کنند و از نگرانی آنها، نگران شوند و کسانی را برای رسیدگی به علت نگرانی و ناراحتی مراجع بفرستند. اینها واقعیات جامعه است و نباید آنها را نادیده گرفت. هرچه نگرانی ها بیشتر شود به جامعه منتقل می شود. مراجع افرادی نیستند که از جامعه دور باشند. آنها با ملت و جامعه در ارتباطند. در واقع مردم مقلد آنها هستند و از همین طریق نگرانی های مردم به مراجع منتقل می شود و به همین دلیل باید به این ناراحتی ها اهمیت داده شود و برطرف شوند.
* آیا این عدم ارتباط مناسب بین مراجع و علما عامدانه است یا غیرعامدانه؟
** من نمی توانم بگویم عامدانه است. از آنجا که چندان در این زمینه با کسی صحبت نکرده و این مساله را بررسی نکرده ام تمایلی ندارم در این زمینه صحبت کنم. بنابراین نمی دانم عامدانه است یا خیر. اما زمانی که مشکلاتی پیش می آید عامدانه باشد یا غیرعامدانه، چندان فرقی نمی کند به هر حال خطر پیش می آید و نتیجه همان خواهد بود. مثالی را برای شما عنوان می کنم. کسی که یک داروی سمی را مصرف می کند دو دلیل دارد؛ یا این داروی مسموم را استفاده می کند تا خودکشی کند یا تصورش این گونه بوده که شفابخش و به دست آورنده سلامتی است و آن را استفاده می کند. بنابراین هر کس با هر نیتی آن دارو را استفاده کند نتیجه خوبی نخواهد داشت. بنابراین من نمی دانم عامدانه است یا غیرعامدانه. این نگرانی ها باید برطرف شود، این ارتباط ایجاد شود و بی اعتنایی نسبت به مسائل صورت نگیرد.
* آیا دولت برای بهبود روابط با مراجع و علما پیشقدم شده است؟
** من اطلاعی ندارم، در این زمینه تحقیق و بررسی هم نکردم و به این مساله ورود پیدا نکردم. اما احساس می کنم اقدامی انجام نشده. اگر اقدامی صورت می گرفت در ظاهر باید می دیدیم. زمانی که تغییراتی در این ارتباط حاصل نشده و مساله امیدوارکننده یی پیش نیامده، احساس می کنم کاری انجام نشده است و آثاری برای این اقدامات نه دیده و نه شنیده ام چرا که اگر تغییراتی حاصل می شد مراجع آمادگی این ارتباط بیشتر را داشتند و دارند زیرا آنان با هیچ کس غرض شخصی و دشمنی و خصومت ندارند. آنان اهل عناد و خشونت نیستند و خیر مسوولان نظام و مردم را می خواهند.
* به نظر شما علت دور شدن دولت فعلی از روحانیت، حلقه ارتباطی نادرست بوده یا تفکر دولت بر بی نیازی از مراجع استوار است؟
** من عرض کردم چون بررسی نکرده ام نمی دانم. من احساس می کنم درک بعضی از مسائلی که در جامعه می گذرد، اشتباه است یا افراد برداشت اشتباهی از مسائل دارند. مثلاً ممکن است افراد آرام و دلسوز و متعادل اطراف انسان نباشند و افراد تندرو باشند و این افراد تندرو افکار دیگر را القا کنند و گزارش های بدی را بدهند مثلاً بگویند فلانی با فلان کس صحبت کرد، با بیگانگان ارتباط داشت و صحبت می کرد می خواسته براندازی کند و قصد داشته ولایت را از اریکه پایین بیاورد. این گونه حرف ها را منتقل می کنند و تاثیر می گذارند. امام (ره) دائماً مواظب بودند، به همه طیف ها نهیب می زدند و همه را به اخوت دعوت می کردند و توصیه می فرمودند؛ «از ایده واسطه ها بر حذر باشید.» واسطه ها چه کسانی هستند؟ همین تندروها هستند که گزارش ها و آدرس های غلط می دهند. به نظر من ایده ها اثرگذار است البته نمی گویم قصد و غرض دارند که علیه خود تصمیم بگیرند یا خصومت داشته باشند یا این کارها خصمانه باشد و ان شاءالله که این طور نباشد.
* آیا ممکن است این روش دولت فعلی باشد که با مرجعیت تعامل چندانی نداشته باشد؟
** نه من نمی توانم بگویم روش است چون زیاد بررسی نکردم. اما احساس می کنم تندروها در همه شئون اثرگذار هستند و نگرانی ایجاد می کنند. مثلاً انتخابات ما با آن زیبایی و شور برگزار شده، افراد شناخته شده از طرف شورای نگهبان تعیین شدند و انتخابات باشکوه برگزار شد. من می توانم سوگند بخورم هر کسی هم که می خواسته رئیس جمهور شود در واقع تمامی کاندیداها فقط قصد خدمت به کشور و نظام را داشته اند. اما اینکه بروند تحلیل کنند و گزارش دهند که این کاندیداها با فلان جا تماس داشته اند، انقلاب مخملی و جنگ نرم به راه انداختند، قصد انجام فلان اقدام را داشتند و چنین گزارش هایی را بنویسند و منعکس کنند نتیجه اش همین می شود که اکنون می بینیم. باید چنین افرادی را شناسایی کنند و بدبینی ها و ظن و گمان های بیش از حدی را که خدا و قرآن آنها را نفی کرده است، کنار بگذارند یعنی انسان باید هوشیار باشد و کلاه سرش نرود و در عین هوشیاری خوشبین باشد.
بدبینی گناه است و باعث می شود انسان از افراد خوب، از جامعه و از همه جا دلسرد شود و تنها بماند. همچنین در قرآن هم به خوشبینی توصیه شده است. اگر سوءظن و بدبینی را اساس قرار دهیم خلاف اسلام است. ما روش های اسلامی را رها و از خودمان بدعت گذاری کرده ایم و نام شان را ارزش گذاشته ایم. در واقع ارزش ها تبدیل به بدعت ها و بدعت ها تبدیل به ارزش ها شده اند. این مسائل بازنگری می خواهد. من نه آن طرفی هستم نه این طرفی. من با انقلاب و نظام اسلامی هستم و این صحبت ها را از روی دلسوزی بیان می کنم. برای بررسی این مسائل یک گروه از کارشناسان اسلامی علمی از حوزه ها و دانشگاه ها می خواهیم.
* اکنون شاهد قرائت های جدیدی از دین از سوی برخی دولتی ها هستیم. مثلاً اظهارات آقای مشایی درباره خدا و صحبت هایی مطرح می شود که تاکنون در رسانه ها عنوان نشده نظر شما درباره این اظهارنظرها چیست؟
** من در مورد صحبت های خاص افراد نظر نمی دهم. اینها جزییات است. کلیات درست شود جزییات هم درست خواهد شد. حتی من صلاح نمی دانم مراجع هم درگیر برخی مسائل شوند که جزیی هستند. اینها مواردی است که مثلاً روزنامه ها می توانند بنویسند و دو طرف در مورد این قضایا صحبت کنند. اما مراجع نباید با افراد خاص درگیر شوند. وقتی امام(ره) مبارزه را شروع کرد سراغ اصل رفت و جزییات را مطرح نکرد. بنابراین اول اینکه من در مورد افراد صحبت نمی کنم علتش هم این است که بررسی نکردم و نمی خواهم در مورد افراد اظهارنظر کنم و به کسی اتهامی وارد کنم. دوم اینکه صحبت هایی که مطرح کردم دردهای کلی است و این دردها مربوط به دولت و موافقان و مخالفان آن نیست. این دردها کلی اند و در مورد هر کسی چه موافق و چه مخالف دولت می تواند صدق پیدا کند.
این است که من نمی خواهم از افراد اسم ببرم یا مسائل آنها را مورد بررسی قرار دهم زیرا در شأن من نیست حتی در شأن مراجع هم نیست که روی افراد دست بگذارند. مگر این افراد چه کرده اند؟ وقتی در کشور یک فکر صحیح حاکم شود زمانی که افراط و تفریط و تندروی نباشد، داوری غیرمنصفانه نباشد، فضای تهمت و اتهام نباشد، زمانی که دعوای برادری و داخلی را به خارج نکشانند، جاسوس سازی نکنند، زمانی که اجحاف نشود و انسان ها را به عنوان جاسوس و طرفدار دشمن محاکمه نکنند، کشور درست می شود والا آن مساله یی که فرمودید حل می شود.
* فکر می کنید اگر این عدم ارتباط مناسب بین دولت و مراجع و علما ادامه یابد، چه پیامدی دارد؟
** اگر عدم ارتباط و مشکلات فرسایشی ادامه یابد، نظام و کشور تضعیف می شوند. راندمان کاری پایین می آید، هزینه ها افزایش می یابد، پیشرفت کشور کند می شود و تاثیرات اقتصادی به همراه دارد. در مسائل بین المللی ما اثرگذار خواهد بود. ضررهای بسیاری دارد و باید به این مسائل رسیدگی کنند و کشور را از آن بگومگوها، حوادث، درگیری های داخلی و بین المللی نجات دهند و همه مسائل را حل کنند و این مشکلات را کوچک نینگارند و در کل هر دو طرف باید این مشکلات را به کمک هم برطرف کنند.
* شما برای بهبود روابط با دولت چه راهکارهایی را پیشنهاد می دهید؟
** برخی افراد هستند که تندرواند. این افراد در هر کجا که هستند جز اینکه کارها را خراب کنند، اقدام دیگری انجام نمی دهند. البته ممکن است برخی از تندروها با نیت خوب عمل کنند و حتی کسانی هستند که به انقلاب و نظام و ولایت پایبند و دلسوز هستند. اما تندروی این مسائل را نمی فهمد. تندروی فرد خوب و نیت خوب را خراب می کند.
ما از این تندروی ها زیاد داریم. از موضع دلسوزی و حمایت از نظام و حمایت از ولایت فقیه، حرف هایی می زنند که گناه کبیره است، خلاف است، حرام است و معصیت دارد. آنها با این وضع تریبون ها را آلوده و خراب می کنند. تندروی این است. متاسفانه ما به این تندروی مبتلا هستیم.
نظام ما در دوره های حساس با این تندروی ها درگیر است. اکثر مشکلاتی هم که داریم ریشه در همین تندروی ها دارد. نمی گویم وابسته به این طرف یا آن طرف هستند. خیلی از اینها هم نیت خوبی دارند. اما کسانی هم هستند که تصور می کنند حمایت هایشان باید با تندروی باشد. کسانی که حمایت هایشان با توپ و تشر است با توپ و تشر عقب نشینی و فکر می کنند با توپ و تشر، نظام پیش می رود و قوی می شود.
این گونه افراد را باید کنار بگذارند. افرادی بی طرف، فاضل، متدین، دلسوز و موظف را تعیین کنند و آنها با مراجع صحبت کنند و درددل آنها را بدانند، اعتراضات آنها را بشنوند و برای برطرف کردن مشکلات اقدام کنند و قول رسیدگی به مسائل را بدهند. جاهایی که سوءتفاهم ایجاد شده، درصدد رفع سوءتفاهم ها برآیند و تا آنجا که می توانند درست عمل کنند. در واقع در این میان نسبت به افراد بی طرف بی اعتنایی وجود دارد. خیرخواهی و حسن نیت آنها نسبت به نظام و انقلاب از مراجع کمتر نیست و به اندازه آنها است، مخصوصاً اینکه آنها از دور نگاه می کنند و ما در درون هستیم. فردی که در درون است شاید نتواند مسائل را درست متوجه شود.
شاید هم این بی اعتنایی ناشی از حسن نیت باشد و شاید هم از این رو باشد که فکر می کنند مراجع خودشان می دانند اینها مساله یی نیست و مشکلات قابل حل است. در واقع نه در این مساله بلکه در تمام مسائل اختلافاتی وجود دارد که باید کارشناسی شود و آنها را حل کنند. نباید آن را رها کنند. این مساله فرسایشی است و فرسایشی شدن نظام و انقلاب را تضعیف می کند. فرسایشی شدن باعث می شود مشکلات به صورت بین المللی منتشر شود. در پرونده هسته یی در اقتصاد و در تجارت تاثیر می گذارد.
هزینه ها را افزایش می دهد. یک گروه بی طرف باید تعیین شود و صحبت های دو طرف را بشنود و مشکلات را برطرف کند نه اینکه یک عده افراد بی منطق از سایر افراد بخواهند کفش هایشان را آویزان کنند به گردن شان و توبه کنند. خب آنها این کار را نمی کنند. این مساله برای مسوولان زیانبار است. در واقع حکومت باید به دنبال مردم برود. یک روایتی از حضرت علی داریم و آن اینکه دولت انسانی، دولت اسلامی و دولت مردمی برای وصل شدن با ملت حرکت می کند و هر کجا که نگرانی، اعتراض، سوءتفاهم و مشکلی وجود دارد دولت آنها را برطرف می کند نه اینکه معترضان بیایند آنها را برطرف کنند. آنها نمی آیند. در واقع چه نیازی دارند که آنها مشکلات را برطرف کنند. زمانی که بخواهیم معترضان را طرد کنیم و هیچ گونه مسوولیت و مقامی به آنها ندهیم و به آنها اهمیت ندهیم، مسائل ما حل نمی شود. با غرور و بی منطقی و اینکه بیایند منت ما را بکشند مسائل حل نمی شود.
نه تنها در ارتباط با مراجع حتی در مسائل اجتماعی هم جامعه باید حرکتی کند و تبادل ارتباط صورت گیرد. این نظام و انقلاب حیف است. جایگزین ندارد. آنها را نباید حیف و ضعیف و فرسوده کرد. اکنون مساله یی که اتفاق افتاده این است که نظام آنقدر قدرت و اختیار دارد که همه حوادث را کنترل کرده اما مشکلات را حل نکرده. روش کنترل را حل مساله ندانسته. باید مساله را حل کنند اما نه از طریق کنترل. برای مثال زمانی که شما یک سنگی را به سمت بالا پرتاب می کنید هرچقدر دستان شما قوی باشد این سنگ به سمت بالا می رود اما بالاخره به زمین برمی گردد حتی اگر بیشتر بالا رود سریع تر برمی گردد و میزان تخریب آن سنگ بیشتر خواهد بود. با کنترل مساله حل نمی شود. کنترل باید انجام شود و خوب است. الحمدلله کنترل هم انجام شده اما کافی نیست.
کنترل صورت می گیرد تا فرصتی برای حل مساله به وجود آید. اگر کنترل به حل مساله ختم شود مشکلات بیشتر می شود. من به عنوان کسی که این انقلاب و نظام اسلامی را دوست دارم از قبل از انقلاب زجر و زندان کشیدم. بعد از انقلاب هم شهید دادیم. تنها برادرم و 10 نفر از نزدیکان خانواده ام شهید شدند. خودم در جبهه ها بودم. فرزند و دامادم 10 ، 11 سال در عراق اسیر بودند. ما می خواهیم این انقلاب بماند. می خواهیم پاک بماند. این نظام بدیل ندارد و ما از سر دلسوزی و عشق به این نظام و عشق به ولایت این صحبت ها را مطرح می کنیم. این روش که در پیش گرفتیم روش صحیحی نیست که کارها را به افراد تندرو بسپاریم. تندروها کارها را خراب می کنند. تریبون ها، قلم ها و قضاوت ها دست تندروها است و این مسائل کارها را خراب می کند. نباید همیشه در حال دعوا باشیم.
نظام در داخل در حال دعوا، در خارج در حال دعوا باشد چه زمانی می تواند پیشرفت کند؟ چه زمانی می خواهد خودش را بسازد؟ چه زمانی می تواند فرهنگ خودش را بسازد و به اخلاقیات خانواده ها و جوانان رسیدگی کند؟ دائم به کارهای کاذب مشغول می شود. این دعواها در داخل و خارج به جایی نمی رسد. من نمی گویم این تندروها را حذف کنند و چه اقدامی انجام دهند. اما حداقل حرف اینها را گوش ندهند و تا این میزان به تندروها میدان ندهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات