از زمانی که بحث هستهای ایران در رسانهها به صورت جدی مطرح شد (نیمه دوم سال 1381) تا زمانی که پرونده هستهای ایران در دستور کار شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گرفت (خرداد ماه 1382)، 2 حرکت موازی برای فرجام رساندن پرونده هستهای ایران آغاز شد که هر یک متاثر از آرا و دیدگاههای طرفداران خود، دارای عناصری بود؛ حرکت اول ـ که سیاسی بود ـ بیشتر از جانب آمریکا و انگلیس دنبال شده و همچنان استمرار دارد و حرکت دوم ـ که حقوقی و مبتنی بر رایزنیهای سیاسی وطنی است ـ از جانب ایران و گروه نم دنبال شده و این حرکت نیز همچنان استمرار دارد. این 2 حرکت در 4 سال گذشته دارای فراز و فرودهایی بودهاند اما به نظر میرسد در مقطع کنونی حرکت حقوقی در حال پررنگتر شدن است؛ هر چند طرفداران حرکت سیاسی، به دنبال متوقف یا حداقل کند کردن حرکت حقوقی هستند.
عناصر حرکت سیاسی و چگونگی سیر آن
حرکت سیاسی برای مقابله با فعالیت هستهای ایران ـ که موتور محرکه آن آمریکا و انگلیس بودهاند ـ از حمایت برخی دول اروپایی نیز برخوردار بوده و هست. این حرکت دارای عناصر یا محورهای زیر است:
ـ بزرگنمایی فعالیت هستهای صلحآمیز ایران و القای انحراف آن به سمت ساخت سلاح هستهای
ـ تلاش برای کمرنگ کردن نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی
ـ پر رنگ کردن نقش شورای امنیت سازمان متحد از طریق معرفی فعالیت هستهای ایران به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی
ـ روی آوردن به اهرمهای توسل به زور در 2 سطح وضع تحریمهای یکجانبه و بینالمللی، همزمان با اعمال فشارهای سیاسی و تهدیدات امنیتی برای بالا بردن هزینه هستهای شدن ایران
ـ تحت فشار قرار دادن مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ارائه گزارشهای سیاسی
ـ تلاش برای یارگیری در سطح شورای حکام آژانس و شورای امنیت سازمان ملل متحد
ـ خوشبین نبودن به راهحلهای دیپلماتیک و تاکید بر افزایش فشارها به ایران
طرفداران حرکت سیاسی با تکیه بر این عناصر، طی 4 سال گذشته تلاش کردند با تشدید فشارها به ایران، تهران را از ادامه فعالیت هستهای منصرف ساخته یا در غیر این صورت به انزوا بکشانند. آمریکا به عنوان پرچمدار اصلی این حرکت، سرانجام موفق شد در اسفند 1384 با اکثریت آرای شورای حکام، مجوز ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت را کسب کند. پس از ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت ـ که موفقیتی برای حرکت سیاسی محسوب میشد ـ شورای امنیت در فروردین ماه 1385 با صدور بیانیهای، خواستار تعلیق فعالیتهای هستهای ایران شد. در ادامه این حرکت، شورای امنیت در مرداد ماه سال 1385 با تصویب قطعنامه 1696 و سپس در دیماه همین سال به تصویب قطعنامه 1737 عملا بستههای لازم را برای موفقیت و غلبه بیشتر حرکت سیاسی در برابر حرکت حقوقی فراهم ساخت. در این مدت که تا تصویب قطعنامه 1747 در فروردین 1386 ادامه یافت، آمریکا تصور میکرد دورنمای حرکت سیاسی خوشبینانه بوده و سرنوشت پرونده هستهای ایران به زودی روشن خواهد شد؛ خصوصا اینکه با برخی تغییر و تحولات در اروپا ـ از جمله کنار رفتن گرهارد شرودر در آلمان و ژاک شیراک در فرانسه و روی کار آمدن خانم مرکل و سارکوزی که هر دو از مدافعان سیاستهای بوش محسوب میشوند ـ به نظر میرسید که جبهه طرفداران حرکت سیاسی در حال تقویت شدن است. اما برخلاف ترسیم چنین چشماندازی برای حرکت سیاسی، سیر این حرکت به ناگاه دچار کندی شد، چرا که از تیر ماه 1386 با شروع دور تازه تعامل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، روح تازهای در کالبد حرکت حقوقی دمیده شد و بدین ترتیب آمریکا نتوانست قطعنامه جدیدی را علیه ایران تصویب کند؛ آن هم در حالی که از ضربالاجل قطعنامه 1747 تاکنون 5 ماه گذشته و رایزنیهای آمریکا با 1+5 نیز نتوانسته اجماعی را علیه فعالیت هستهای ایران به همراه داشته باشد. آمریکا پس از تلاش فراوان تنها در 6 مهر ماه توانست گروه 1+5 در لندن دوخته شد که با توجه به مواضع صریح روسیه و چین در مخالفت با اقدامات آمریکا علیه ایران و همینطور آلمان به منتظر شدن تا مشخص شدن نتایج همکاری ایران با آژانش در ماه نوامبر، نشست لندن نیز عملا به جمع بندی دلخواه آمریکا علیه ایران نرسید.
نمایندگان 1+5 در نشست لندن توافق کردند اگر بنبست درباره برنامه هستهای ایران ادامه یابد، به سوی قطعنامه سوم تحریم حرکت کنند؛ البته اگر گزارش نوامبر البرادعی منفی نباشد.
در واکنش به ناکامیهای حرکت سیاسی و رنگ باختن آن در قبال حرکت حقوقی، آمریکا سرانجام تصمیم گرفت به شکلی انفرادی وارد عمل شده و تحریمهای جدیدی را علیه ایران وضع کند که نقطه تمرکز آن روی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بانکهای ملی، صادرات و ملت است. دولتمردان کاخ سفید که از سیاست صبر و انتظار ناشی از تحرکات جدید ایران و تعامل ایران با آژانس کلافه به نظر میرسند، سرانجام به همان شیوه و تاکتیک سنتی ـ یعنی تحریمهای یکجانبه ـ روی آوردند که رایس ـ وزیر امور خارجه آمریکا ـ و وزیر خزانهداری این کشور در سوم آبان ماه در کنفرانس خبری آن را اعلام داشتند. این حرکت عجولانه آمریکا نه تنها با استقبال روبهرو نشد که حتی البرادعی ـ مدیر کل آژانس ـ در مصاحبه با سیانان اعلام داشت چنین اقداماتی سبب پیچیدهتر شدن بحث هستهای ایران خواهد شد. جنجال آفرینیهای بوش مبنی بر اینکه «ایران هستهای، یعنی شروع جنگ جهانی سوم» نیز نتوانسته است همراهی بیشتر چین و روسیه را برای آمریکا به ارمغان آورد. بنابراین واشنگتن با مبهم دیدن دورنمای حرکت سیاسی، فعلا ترجیح داده است از کیسه خود برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران هزینه کند؛ حرکتی که مشخص نیست کمکی به حل و فصل پرونده هستهای ایران بکند.
عناصر حرکت حقوقی و چگونگی آن
حرکت حقوقی برای حل و فصل بحث هستهای ایران
ـ که موتور محرکه آن ایران و کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، گروه نم و تا حدودی چین و روسیه محسوب میشوند ـ دارای این عناصر است:
ـ تأکید بر حل و فصل بحث هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی
ـ اعتقاد به راهحلهای دیپلماتیک و مذاکرات بدون پیش شرط
ـ توجه به دادههای گزارش البرادعی مبنی بر اینکه انحرافی در فعالیت هستهای ایران مشاهده نشده است.
ـ مردود دانستن ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد
ـ استناد به مقررات معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) و اساسنامه آژانس در خصوص برخورداری اعضا از حقوق هستهای
تأکید، بر این عناصر هر چند توانست مسیر حرکت سیاسی را تا حدودی ناهموار سازد اما در عمل نتوانست مانع ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت شود. به دنبال ارجاع پرونده به شورای امنیت و پس از آنکه مشخص شد درباره تأثیر چنین رویدادی بیش از حد بزرگنمایی شده (چرا که عملا قطعنامههای شورای امنیت نیز نتوانست در عزم ایران برای هستهای شدن خللی وارد سازد) 2 تحول همزمان به وقوع پیوست؛ تحول اول، ایجاد شکاف و گسست در جبهه طرفداران حرکت سیاسی بود، به طوری که حتی برخی طرفداران آمریکا نیز با تردید نسبت به قطعنامههای شورای امنیت به این جمعبندی رسیدند که بحث هستهای ایران باید در مسیر دیپلماتیک دنبال شود؛ خصوصا اینکه مذاکرات دیپلماتیک نیز نباید مبتنی بر دیپلماسی سخت باشد چرا که ایران با رد پیشنهاد 1+5 در خرداد 1385 که توسط سولانا به ایران ارائه شده بود و همزمان با شدت بخشیدن به فعالیت هستهای خود از جمله راهاندازی مجتمع آب سنگین اراک و ادامه نصب زنجیرههای سانتریفیوژها، نشان داد که سر حقوق هستهای مسلم خود مذاکره نخواهد کرد و فقط در مورد چگونگی تضمین دادن به طرفهای مقابل در خصوص صلحآمیز بودن فعالیت هستهای خود حاضر به گفتوگوست.
اتفاق دوم، ابتکار ایران در فعال ساختن مجدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از یک دوره رخوت و به حاشیه راندهشدن این نهاد بود. در این چهارچوب، ایران با طرح ابتکاری برنامه عمل، همکاریهای تازهای را با آژانس برا رفع ابهامات در مورد برخی مسائل نظیر پلوتونیوم، سانتریفیوژهای 1p و 2p معدن گچین، کانتینرهای آلوده در کرج، نیمکره فلزی، پلونیوم210 و منشا آلودگیهای اورانیومی در دانشگاه فنی دانشگاه تهران آغاز کرد که با سفر هانیونن ـ معاون البرادعی در امور پادمانها ـ به تهران به طور جدی پیگیری شد و تاکنون از این موارد پلوتونیوم و مسئله آلودگیهای مورد بحث در کرج، رفع ابهام شده و جدیدترین مذاکرات طرفین درباره سانتریفیوژهای 1p و 2p باز میگردد که مجموعه این تحرکات، سبب پررنگ شدن مجدد حرکت حقوقی و تاثیر آن در سرنوشت پرونده هستهای ایران است.
پررنگتر شدن حرکت حقوقی و حمایت روسیه، چین و برخی دول اروپایی و همینطور گروه نم و مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دبیر کل سازمان ملل متحد از ادامه همکاری ایران با آژانس، زمانی کاملاً حرکت سیاسی را در گوشه کرنر قرار داد که البرادعی در گزارشی به نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد: ایران اخیرا اطلاعاتی مضاعف در اختیار آژانس قرار داده است تا موضوعات باقیمانده و مورد نگرانی غرب حل و فصل شود. هر چند وی باردیگر از تصمیم ایران به ادامه ساخت راکتور آب سنگین اراک و تعلیق نکردن فعالیت هستهایاش ابراز تاسف کرد اما خطاب به نمایندگان 192 کشور عضو سازمان ملل متحد در نشست مجمع عمومی این سازمان، یادآور شد که آژانس قادر بوده است عدم انحراف مواد هستهای اعلام شده در ایران را راستیآزمایی کند.
این اظهارات البرادعی و تاکید وی بر بینتیجه بودن تحریمها علیه ایران که با اظهارات شفاف و قاطعانه پوتین ـ مبنی بر دیوانهوار بودن حرکت آمریکا ـ همزمان شد، عملا جبهه طرفداران حرکت سیاسی را نه تنها متزلزل ساخت که اظهارات مقامات فرانسوی ـ که مانند کاسه داغتر از آش هستند ـ را نیز به طنزی سیاسی بدل ساخت. بدین ترتیب، به نظر میرسد که تا این مقطع و با وجود اتفاقات غیرمنتظره نظیر جابهجایی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ـ یعنی سپرده شدن سکان پرونده هستهای از سوی دکتر لاریجانی به دکتر جلیلی ـ همچنان این حرکت حقوقی است که با سرعتی بیشتر، حرکت سیاسی را پشتسر گذاشته است؛ هرچند حرکت سیاسی همچنان سایهوار به دنبال سبقت گرفتن از حرکت حقوقی است.
نتیجه
با وجود رقابت فشرده حرکتهای سیاسی و حقوقی در رالی هستهای ایران (که هم اکنون به استناد شواهد و قراین، قطار حقوقی جلوتر از قطار سیاسی در حال حرکت است) به طور قطع نمیتوان گفت که فرجام کار چه خواهد شد؛ چرا که البرادعی نیز در حرکتی محتاطانه توجه طرفداران قطار سیاسی را به نتایج گزارش خود در ماه نوامبر جلب کرده است. در واقع، سوت البرداعی در نوامبر به عنوان داور مسابقه قطارهای سیاسی و حقوقی است که مشخص میسازد طرفداران حرکت سیاسی میتوانند بار دیگر به سبقت گرفتن از قطار حقوقی امیدوار بوده و نیز به دنبال تصویب قطعنامهای جدید علیه ایران در شورای امنیت باشند یا اینکه واشنگتن مجبور است با کلافه شدن بیشتر به سیاستهای یکجانبه خود دلخوش کند. به نظر میرسد با توجه به تحولات صورت پذیرفته در پرونده هستهای ایران و شفافسازی بیشتر در مورد مسائل باقیمانده، آژانس مایل باشد این مسیر ادامه یابد و کمتر تحت تاثیر تنشهای سیاسی قرار گیرد تا بازرسان، کار خود را به دقت انجام دهند و به نتیجه برسانند؛ موضوعی که روسیه و چین نیز به رغم فشارهای آمریکا بدان تمایل دارند. اگر این فرضیه درست باشد، در آن صورت گزارش البرادعی در ماه نوامبر به منزله سوت پایان بازی و اعلام نتیجه به نفع طرفداران قطار سیاسی نخواهد بود بلکه به مفهوم ادامه مسابقه قطار در رالی هستهای ایران است؛ مسابقهای که ادامه آن سبب افزایش طرفداران حرکت حقوقی نزد دولتها و ملتهاست زیرا به حقانیت سیاستهای هستهای ایران و صلحآمیز بودن آن بیشتر پی میبرند و در این میان، آژانس نیز میتواند از برندگان این رالی باشد؛ چون اکنون بار دیگر بازی طرفداران سرنوشت پرونده هستهای ایران، در زمین آژانس در حال برگزاری است، نه در شورای امنیت.