* آقای حاجی وجوه اختلاف اصلاحطلبان با طیف مقابلشان چیست؟
** در سال 76، زمان انتخابات ریاست جمهوری دو جور نگاه به مشکلات کشور و حل آنها وجود داشت. بعضی از مسائل برای گروهی درجه یک و مهمتر به حساب میآمد و برای گروه دیگر، مسائل دیگری مهمتر و در اولویت اول بود. یعنی اختلاف در اهم و مهم کردن بعضی از مسائل بود.
* یعنی اختلاف مبنایی با هم نداشتید؟
** مبانی همه ما اسلام و قانون اساسی و ارزشهای نظام بود اما در اجرا به صورت طبیعی اختلاف سلیقه بوده و هست.
* این اختلاف سلیقه که میگویید از همان سال 76 که بروز نکرده است؟
** نه، این اختلاف طبیعی از همان اول انقلاب هم بین مجموعههای داخل نظام بوده است. در اوایل انقلاب در داخل حزب جمهوری اسلامی شاهد بودیم که دو تا فراکسیون شکل گرفت با دو نگاه متفاوت به مسائل کشور ولی اختلاف مبنایی باهم نداشتند. یا در جامعه روحانیت مبارز دیدیم که تفاوت دیدگاهها منجر به تشکیل مجمع روحانیون مبارز شد که مورد تایید و حمایت امام(ره) قرار گرفت. در انتخابات سال 76 هم گروهی تصور میکردند که روش و منششان به امام(ره) نزدیکتر است لذا برنامههایشان را با مردم در میان گذاشتند. وقتی که دیدگاهها خوب تبیین شد مردم هم به آقای خاتمی رای دادند و وی را انتخاب کردند.
* در مسائلی که با طیف مقابلتان اختلاف داشتید چه بود؟
** نکته برجسته آن، این است که جریان اصلاحطلب اعتقاد جدی به قدرت تشخیص درست مردم دارند. چیزی که ما بارهاوبارها در بیانات امام(ره) شاهد ابراز آن بودهایم و ایشان در همه جا به نقش اصلی مردم تاکید میکردند. حتی در آن زمان اوج انقلاب در مزار شهدا اعلام کردند که من به پشتوانه اینکه مردم مرا قبول دارند دولت تشکیل میدهم پس مبنای تشکیل دولت، آن نظر مردم و اقبال و خواست مردم بود. چون مردم امام را قبول دارند، امام اجازه دارد که دولت تشکیل بدهد که مورد قبول مردم باشد و این مبنا در ذهن ما و اصلاحطلبها بسیار قوی و برجسته است.
* فکر میکنید که جناح مقابل اعتقادی به این مساله ندارد؟
** بله! رقیب ما، تصور ما این است که خیلی قائل به این مساله نیست، در عمل هم گاهی این را نشان میدهد. این مضیقههایی که در زمان انتخابات ایجاد میشود و به نوعی سعی میکنند برای مردم تعیین تکلیف کنند، نه اینکه مردم خود به تشخیص برسند؛ نشان میدهد که چنین باوری در گروه محافظه کار با مصادره لغت اصولگرایی خیلی جایگاهی ندارد. گاهی گفتهاند که ما به جای جمهوری اسلامی خواهان حکومت اسلامی هستیم و.... به هرحال ما معتقدیم که مردم از شعور بالایی برخوردار هستند، قدرت ایمان قوی دارند، درست و نادرست را میتوانند تشخیص بدهند و نباید از انتخاب آنها نگرانی و ترس داشته باشیم.
* پس چرا این همه از انتخاب مردم در انتخابات نهم ریاست جمهوری اصلاحطلبان ترسیدند؟ آیا به تشخیص درست مردم اعتقاد نداشتند؟!
** نه! این طور نیست، قطعا مردم مورد هجمه قرار نگرفتند. آرای مردم همواره مورد احترام اصلاحطلبان بوده است و من شخصا سراغ ندارم موردی را که خردهای به رای مردم گرفته شده باشد.
* خاطرتان نیست در آن فاصله یک هفتهای میان دو انتخاب چه حرفهایی علیه مردم و منتخبشان زده شد؟
** حالا اگر کسی در گوشهای از دنیا حرفی زد که شما نباید آن را به کل اصلاحطلبها تعمیم بدهید هر کس مسئول گفته خودش است.
* گوشهای از دنیا که میگویید همین روزنامههای معروف اصلاحطلب مثل شرق بودند با حمایت بسیاری از اصلاحطلبها که حتی گفتند تاکی باید تاوان کارهای مردم را ما بدهیم؟
** ببینید من اشرافی نسبت به این چیزی که میگویید ندارم ولی موضع اصلاحطلبان توجه جدی و احترام کامل و صددرصدی به رای مردم است. در این زمینه هم بهترین الگو آقای خاتمی است. شما ببینید وقتی که ایشان انتخاب شد چه برخوردهایی که با او نکردند و چه حرف و تهمتهایی که نزدند.
* آقای حاجی سال 76 که اصلاحطلبها با شعار اصلاحات آمدند آیا دقیقا میدانستند که دنبال چه اصلاحاتی هستند؟
** بله! اما در شرایطی انتخاب دوم خرداد را داشتیم که دوره جنگ و بازسازی را پشتسر گذاشته بودیم. ما در آن زمان با مشکلات عمدهای از جمله تورم، بیکاری، غفلت از حقوق اساسی مواجه بودیم. لذا با همه اینها آقا خاتمی شعار خود را توسعه سیاسی کشور عنوان کرد با این فرض که ما برای رسیدن به یک توسعه حداکثری در جامعهمان نیاز به مشارکت گسترده مردم داریم و این مشارکت گسترده مردم را فضای باز سیاسی فراهم میکند و ما در فضای تنگ و بسته و خمود نمیتوانیم شاهد رشد و توسعه باشیم. البته این توسعه محدود به حوزه سیاسی هم نبود بلکه در حوزههای مختلف فرهنگی و به خصوص سیاسی بود.
* شما میگویید که تعریفمان از اصلاحات معلوم بود در حالی که منتقدان شما میگویند که اصلاحات از اول درست تعریف نشد. حتی آقای خاتمی هم دوـ سه سال قبل گفت که چون تعریف درستی از اصلاحات نشد هر کسی از ظن خود یار آن شد؟
** یک وقت هست که ما بحث تئوریک میکنیم که مثلا اصلاحات چیست؟ اینکه حالا یک روزنامهای حرفی زده و دیگری خلاف آن را گفته بحث و مبنای ما نیست. بحث ما آن اقداماتی است که اصلاحطلبان دنبال کردند مانند همان تدوین منشور اقتصادی در دولت آقای خاتمی و این چشمانداز 20 ساله کشور که به تایید رهبر معظم انقلاب هم رسید. الان هم اگر ما به مجلس برویم در راستای همین چشمانداز 20 ساله و در جهت تحقق آن گام بر خواهیم داشت و عمل خواهیم کرد. گفته میشود که اصلاحطلبان الان به فکر معیشت مردم افتادهاند و الا در زمان حاکمیت خود هیچ سخنی از آن نمیآوردند.
قطعا این طور نبوده است. ما اگر بپذیریم که بستر رشد کشور، داشتن انسانهای آگاه فعال، سرحال، با انگیزه و علاقهمند به کشور و آینده آن است؛ آن وقت باید بپذیریم که برای داشتن چنین افرادی باید یک فضای بانشاط ایجاد کنیم. و کاری کنیم که فضای تحمل یکدیگر در کشور ایجاد شود و اگر کسی سخنی گفت که مخالف حرف دیگری بود او، متهم به بیدینی و مخالفت با نظام نشود. بپذیریم که او هم مانند ما کشور و نظام را دوست دارد. به جمهوری اسلامی و قانون اساسی وفادار است منتها نظرش با ما متفاوت است. وقتی میخواهیم به مکانی برویم تشخیص شما این است که فلان مسیر بهتر است، تشخیص ما این است که مسیر دیگری بهتر است چون مثلا ترافیکی کمتری دارد.
* ولی در برخی از جاها بحث اختلاف روش و مسیر نیست، مساله ترس از گم کردن راه، نادیده گرفتن هدف و یک جورایی دور زدن اهداف است؟
** دولت اصلاحات برنامهها و اهدافی داشت که برای رسیدن به آنها هم تلاش کرد، بله یک جاهایی هم نقص داشت. اشتباه داشتیم و ممکن است تشخیص اشتباه هم داده باشیم و باید هم این اشتباهات را بپذیریم نه اینکه روی آن پافشاری کنیم.
* فکر میکنید شورای اول شهر تهران از اشتباهات عملکرد اصلاحطلبان بود؟
** متاسفانه افرادی که در شورای اول حضور داشتند موقعیت خودشان را فراموش کردند و به جای آن که به مسائل اساسی شهر تهران بپردازند سراغ مسائل دیگری رفتند و تریبونی به دست آوردند. اتفاقا بعضی از آن افراد که از همان تریبونها استفاده کردند و بیشترین مشکلات را ایجاد کردند الان مقبولیت دارند. آنها متوجه نشدند از کدام تریبون و به چه منظوری باید استفاده کرد. ما هم مسئولیت هر کار اشتباهی که دیگران کردهاند را بر عهده نمیگیریم.
* مجلس ششم را چطور؟ تحصن برخی از نمایندگان را اشتباه و تندروی نمیدانید؟
** تندروی نسبی است.
* با مقیاس شما تندروی است؟
** من وارد بحثاش نمیشوم. حتما من انتقادهایی دارم، در کنارش نقاط قوتی هم سراغ دارم.
یکی از مجلات مشهور اصلاحطلبان گفته بود که سیاست مدار اصلاحطلب انقلابی میاندیشد و اصلاح عمل میکند، میخواستم بگویم شاید برخی از اصلاحطلبان طبق این گفته انقلابی فکر میکنند؟
این چه حرفی است؟ آیا خاتمی که سمبل اصلاحطلبهاست میخواهید انقلاب کند؟! من که از 5 سالگی در مسجد و هیات بزرگ شدهام، در 17سالگی زندان رفتهام و کلی زندگیام در خدمت نظام جمهوری اسلامی بودهام میخواهم انقلاب کنم؟ این حرفها زمینه طرد کردن نیروهای انقلاب را فراهم میکند. ماهایی که از اول درون انقلاب بودهایم اگر به ما بگویند ضدنظام و ضد ولایت فقیه آن وقت دیگران نمیگویند این چه نظامی است که آدمهایش پس از 30 سال مخالف آن شدهاند؟
* آقای حاجی اصلاحطلبانی که معتقد به مبانی نظام و ارکان آن هستند چرا علنی از آن دفاع نمیکنند و گاهی هم در برابر هجمهها علیه آن سکوت میکنند؟
** ما همیشه سعی کردهایم شفاف باشیم. مثلا چه موضوعی مدنظر شماست.
* خیلی چیزها. مثلا همین حمایت آمریکا از اصلاحطلبان، شما چرا با صراحت مرز خود را با آنها مشخص و بیان نمیکنید؟
** مگر اصلاحطلبان بنشینند و دائما منتظر باشند که مثلا بوش چه غلطی میکند تا جواب بدهند؟
* دائما نمیخواهد راحت و صریح موضعگیری کنید، شما سخنگو دارید و میتوانید موضع خود را شفاف بگویید؟
** آیا حرف زدن بوش برای تصمیمگیری و تشخیص ما ملاک است؟ مگر قرآن مجید نمیگوید اگر فاسقی خبری آورد باید در رابطه با آن تحقیق کنید که یک موقع باعث نشود شما تهمت ناروایی به کسب بزنید؟
آیا اینطور قضاوت کردن درست است؟ حالا آن وقت که آمدند سازمانهای جاسوسی آمریکا بیایند دارند که دولت هم در موفقیتهایشان آن را اعلام کرد آیا ما باید میگفتیم که چه شده سازمانهای جاسوسی به سود شما حرف زدهاند، این مبنا کاملا غلط است.
* بالاخره موضعگیری نکردن شما در ذهن برخیها ایجاد سوءظن میکند؟
** حرف بوش و امثال او چه در گذشته و چه در آینده برای ما ارزشی ندارد و ما آنها را به هیچ عنوان دوست ملت ایران نمیشناسیم. قطعا بوش را خیرخواه ملت ایران نمیدانیم. ما قطعا نسبت به جناح رقیب در برابر آمریکای متجاوز موضع محکمتری داریم. مرکز ثقل اصلاحطلبان به هیچ عنوان رو به دشمن ندارند و نمیتوانند داشته باشند. کسانی هم که رفتهاند و به هر دلیلی خارج نشین شدهاند و حرف میزنند الگوی اصلاحطلبان نیستند و ما هم رویکردمان به آنها نیست.
آنها نه تئوریسین اصلاحطلبان هستند و نه جایی در تصمیمات ما دارند. بچههای اصلاحطلب همینهایی هستند که رفتند و در طول دفاع مقدس جنگیدند از این مملکت و نظام دفاع کردند. دلیل نمیشود که اگر اینها حرفی مخالف حرف رقیب میزنند دشمن نظام باشند و یا نگاهشان به دشمن است و یا ضد ولایت فقیه باشند. آیا ما ضد ولایت فقیه هستیم تا آنهایی که نظر صریح امام و رهبری مبنی بر عدم دخالت نظامیان در جناحهای سیاسی را نادیده میگیرند و میگویند که باید از فلان جناح حمایت کنیم؟ آیا اینها اعتقاد به ولایت دارند؟!
* تا به حال تلاش کردهاید تا با افراد طیف مقابلتان در خصوص مبانی مشترک صحبت کنید؟
** آنها اصلا ما را قبول ندارند. بله من که 30سال در نظام بودهام میگویند التزام به آن نداری. به ما دست میدهند دستشان را آب میکشند.
* شما تلاشی کردهاید؟
** من با خیلی از آنها دوست هستم و جلسه هم داریم رهبر انقلاب همین طوری امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی اعلام نکردند. ما دشمنانی داریم که هر روز برایمان طراحی جدیدی میکنند. به هر بهانهای با ما دشمنی میکنند. یک روز میگویند انرژی هستهای، یک روز حقوق بشر، یک روز به بهانه دفاع ما از ملت فلسطین و... این سال اتحاد ملی معنی دارد.
نباید خلاف اتحاد گام برداریم. من معتقدم که در جناح رقیب تعداد زیادی از انسانهای علاقهمند، متدین، وفادار به نظام و کشور و معتقد به توسعه و آبادانی آن هستند متنها روشمان متفاوت است وگرنه ما هم روش و هدفمان همان پیگیری اهداف امام(ره) نظام و رهبری است که همه در چشمانداز 20 ساله کشور منعکس شده است. باید مراقب باشیم که گاهی قدرتطلبی و عاملهای دیگر باعث نشود که ارزشهای دینی و فرهنگی خود را نادیده بگیریم و رفتارهایی از خود بروز بدهیم که حتی نظیر آن را هم در جوامع مادی نمیتوان یافت.