نام و یاد پیامبر اعظم(ص) درمان تمام دردهای بشر
عزم انقلابی ملت ایران بر آن است که به حول و قوه الهی، از تلخیها، پلکانی به سوی شیرینیها بسازیم و سختیها را به سختکوشیها تبدیل کنیم، این درس اسلام و درس پیامبر عظیمالشان اسلام است.
در این مقطع زمانی، یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زندهتر است، و این یکی از تدابیر حکمت و الطاف خفیه الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است، به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او و به رحمتی که او به انسانها درس داد و تعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه بشریت، درس عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت و درس مقاومت است. در سایه این نام و این یاد، ملت ما درسهای پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درسهای زندگی و برنامههای جاری خود تبدیل کند. ملت ما به شاگردی مکتب نبوی و درس محمدی(صلیاللهعلیهوآله) افتخار میکند.
ملت ما پرچم اسلام را در میان امت اسلامی با استقامت و استحکام برافراشته است، سختیها را تحمل کرده است و کامیابیهای حضور در این میدان شرف و افتخار را دیده است و به فضل الهی، کامیابیهای بیشتر در راه است. [امروز] ما درس اخلاق پیغمبر، درس عزت پیامبر اعظم، درس علمآموزی و درس رحمت و کرامت و درس وحدتی را که ایشان به ما داد و درسهای زندگی ماست، باید در برنامه زندگی خودمان قرار بدهیم.» (1)
نسخه کامل و تکامل یافته تمام فضائل انبیا و اولیا
پیامبر اعظم اسلام، مجموعه فضائل همه انبیا و اولیا است، نسخه کامل و تکامل یافته همه فضائلی است که در سلسله پیامبران و اولیا الهی در تاریخ وجود داشته است.
وقتی نام پیامبر اعظم را میآوریم، کانه شخصیت ابراهیم، شخصیت نوح، شخصیت موسی، شخصیت عیسی، شخصیت لقمان، شخصیت همه بندگان صالح و برجسته و شخصیت امیر مومنان و ائمه هدی (علیهالسلام) در این وجود مقدس، متبلور و مجسم است. پیامبر اعظم را میتوان به درخشانترین ستاره در کائنات عالم وجود تشبیه کرد و از آن وجود بزرگ و مقدس با این عنوان تعبیر کرد. چرا میگوییم ستاره درخشان، نمیگوییم خورشید؟ چون خورشید یک جسم و جرم مشخص و معین است، نورانی است و با عظمت است، اما یک جرم و یک کره آسمانی است. لکن در این ستارههایی که شما میبینید، ستارههایی هستند که یک کهکشانند و از این کهکشانی که ما در شبهای تابستان در آسمان بالای سر خودمان میبینیم، هزاران برابر بزرگترند. کهکشان یعنی: آن مجموعهای که هزاران منظومه و هزاران خورشید در آن هست. پیامبر اعظم یک وجود کهکشانوار است و در او هزاران نقطه درخشنده فضیلت وجود دارد. در پیامبر اعظم، علم همراه اخلاق هست، حکومت همراه حکمت هست، جهاد همراه با رحمت هست، عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست، عزت همراه با پیچیدگی سیاسی هست، غرقه بودن جان در یاد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست، در او دنیا و آخرت همراه است، هدفهای والای الهی با اهداف جذاب بشری همراه است. او نمونه کاملی است که خداوند در عالم وجود، موجودی کاملتر از او نیافریده است، او مبشر است، بشارتدهنده است، منذر است، بیمدهنده است، بر همه بشریت و بر همه تاریخ شاهد و ناظر است، فراخواننده همه بشریت به سوی خداست و چراغ نورافشان راه انسانهاست، «انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا.»
علاوه بر این، وجود پیامبر اعظم در عرصه بینالمللی، نقطه التقای عقاید و عواطف همه ملتهای مسلمان است. از همه اقوام با همه مذاهب گوناگون، نقطه القای همه امت اسلامی در عقیده و عاطفه، وجود مبارک پیامبر اعظم است. (2)
سال خیزش و حرکت به سمت جامعه و تمدن نبوی
اینکه ما در یک چنین سالی با این نام قرار داریم، تکلیف بزرگی را بر گردن ما میگذارد. ملت و دولت ما در این سال، باید طوری عمل کنند که با حکمت نبوی، با علم نبوی، با حکومت نبوی، با عدالت نبوی، با اخلاق و کرامت نبوی، با فروتنی و عزت نبوی و با جهاد و رحمت نبوی هماهنگ باشد. اینها البته کار یک سال نیست؛ کما اینکه پیغمبر اعظم، پیغمبر یک سال نیست، همه سالها سال اوست؛ همه تاریخ، متعلق به اوست. ولی این به معنای این است که ما در راه ساختن آنچنان جامعهای، آنچنان دنیایی و آنچنان تمدنی که هدف پیامبر اعظم بود، امسال باید یک خیزش، یک حرکت بزرگ و یک گام بلند داشته باشیم. سال پیامبر اعظم، سال نگاههای بلند، سال امید، سال کار، سال مجاهدت، سال خدمت و سال طراحیها هوشمندانه برای آینده کشور است؛ سال حرکت به پیش است. (3)
توقف و تحجر در آیین و فرهنگ پیامبر اعظم(ص) جایی ندارد
پیشرفت همراه با عدالت، یک نهضت است؛ یک نهضت فراگیر. این نهضت یک ساله نیست. ما این نهضت را تازه هم شروع نکردهایم و نمیخواهیم آن را تازه شروع کنیم. از اول انقلاب این نهضت به قدر توان و قدرت دولتها و مسئولان آغاز شده است. مردم و دولتها تلاشهایی کردند و آثار تلاش آنها را هم امروز داریم در صحنه زندگی خودمان میبینیم. زحمات گذشتگان، به آیندگان این فرصت را میدهد که قدمهای بلندتری بردارند. بنابراین، این نهضت از امروز شروع نمیشود، از قبل شروع شده است؛ یک ساله هم تمام نمیشود. اما وقتی میگوییم امسال سال پیغمبر اعظم است؛ یعنی امسال باید یک خیزش همگانی ـ هم دولتی و هم مردمی ـ در این کار انجام بگیرد. هر کس در هر نقطهای که هست، باید یک گام بلند به جلو بردارد.
در آیین و فرهنگ پیامبر اعظم توقف نیست، ایستادن نیست، وامانده شدن نیست، تحجر نیست و نومیدی وجود ندارد؛ پیامبر ما با نومیدی جنگید: [از همین رو] مسلمان سرشار از امید است. (4)
صعود به قله مکارم اخلاق؛ اولین سرفصل و سرمشق
«بعثت لاتمم مکارم اخلاق». جامعه بدون برخورداری افراد از خلقیات نیکو، نمیتواند به هدفهای والای بعثت پیامبر دست پیدا کند. آنچه فرد و جامعه را به مقامات عالی انسانی میرساند، اخلاق نیکوست. اخلاق نیکو هم فقط خوشاخلاقی با مردم نیست؛ بلکه به معنای پروراندن صفات نیکو و خلقیات فاضله در دل و جان خود و انعکاس آنها در عمل خود است. مردمی که در بین خود دچار حسد باشند، دچار بدخواهی یکدیگر باشند، دچار حیلهگری با یکدیگر باشند، دچار حرص به دنیا و بخل نسبت به مال دنیا باشند و دچار کینهورزی با یکدیگر باشند، در این جامعه حتی اگر قانون هم به طور دقیق عمل شود، سعادت در این جامعه نیست. اگر علم هم پیشرفت کند و تمدن ظاهری هم به منتهای شکوه برسد، این جامعه، جامعه بشری مطلوب نیست. جامعهای که انسانها در آن از یکدیگر احساس ناامنی کنند، هر انسانی احساس کند که به او حسد میورزند، نسبت به او بددلی دارند، نسبت به او حسد میورزند، نسبت به او کینهورزی میکنند، برای او توطئه میچینند و نسبت به او و داراییاش حرص میورزند، راحتی در این جامعه نیست. اما اگر در جامعهای فضایل اخلاقی بر دل و جان مردم حاکم باشد، مردم نسبت به یکدیگر مهربان باشند، نسبت به یکدیگر گذشت و عفو و اغماض داشته باشند، نسبت به مال دنیا حرص نورزند، در مقابل راه پیشرفت یکدیگر مانعتراشی نکنند و مردم آن دارای صبر و حوصله و بردباری باشند، این جامعه حتی اگر از لحاظ مادی هم پیشرفتهای زیادی نداشته باشد، باز مردم در آن احساس آرامش و آسایش و سعادت میکنند؛ اخلاق، این است. ما به این احتیاج داریم. ما باید در دل خود، خلقیات اسلامی را روز به روز پرورش دهیم. قانون فردی و اجتماعی اسلام در جای خود، وسیلههایی برای سعادت بشرند (در این تردیدی نیست)؛ اما اجرای درست همین قوانین هم احتیاج به اخلاق خوب دارد. (5)
آموزش و تمرین دو راه استوار اخلاق در جامعه
برای اینکه در جامعه اخلاق استقرار پیدا کند، دو چیز لازم داریم. یکی تمرین و مجاهدت خود ماست و یکی هم آموزشهای اخلاقی که به وسیله آموزش و پرورش، مراکز تربیتی و مراکز آموزشی و علمی باید در همه سطوح به انسانها تعلیم داده شود؛ اینها موظفند. این یک قلم از کارهای لازم را در سال پیامبر اعظم «ص» الهی است؛ یعنی خودمان را در خلقیات فاضله، مؤمن و مسلمان و تابع پیغمبر کنیم.
یک فهرستی از صفات رذیله و زشت تهیه کنیم و ببینیم که هر کدام از آنها در ما هست، سعی کنیم آن را برای خود فراهم کنیم. البته عامل پیشرفت در این راه، محبت است؛ محبت به خدا، محبت به پیامبر، محبت به این راه، محبت به آموزگاران اخلاق ـ یعنی پیامبران و ائمه معصومین (علیهالسلام) ـ این عشق است که انسان را در این راه با سرعت پیش میبرد؛ این عشق را باید در خودمان روزبهروز بیشتر کنیم. «اللهم ارزقنی حبک و حب من یحبک و حب کل عمل یوصلنی الی قربک»؛ محبت خدا، محبت محبوبان الهی و محبت کارهایی که محبوب الهی است؛ این عشقها را در دل خود برویانیم. این یک قلم از تعلیمات پیامبر، در سال پیامبر اعظم(ص) است. (6)
استقامت در راه دین و دینداری؛ پیام جاودان رسول رحمت
در سوره «هود» خدای متعال به پیغمبر میفرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا». یک روایتی از پیغمبر هست که فرمود: «شیبتنی سورة هود»؛ یعنی سوره «هود» من را پیر کرد؛ از بس بار این سوره سنگین بود. کجای سوره هود؟ نقل شده است که مراد، همین آیه «فاستقم کما امرت» است. چرا پیغمبر را پیر کند؟ چون در این آیه میفرماید: همچنانی که به تو دستور دادیم، در این راه ایستادگی کن، استقامت کن و صبر نشان بده. خود این ایستادگی کار دشواری است. این «صراط» است؛ پل صراطی که مظهر آن را در روز قیامت برای ما تصویر کردهاند. باطن عمل و راه ما در اینجا، همان پل صراط است؛ ما الان داریم روی پل صراط حرکت میکنیم؛ باید دقت کنیم. اگر انسان بخواهد این دقت را در همه رفتار خود به کار بگیرد، او را پیر میکند. لیکن از این مهمتر به گمان من، آن جمله بعد است: «و من تاب معک». پیغمبر فقط مأمور نیست که خودش ایستادگی کند؛ باید خیل عظیم مؤمنان را هم در همین راه به ایستادگی وارد کند. انسانهایی که از یک طرف در معرض هجوم بلایا و مشکلات زندگی هستند ـ دشمنان، توطئهگران، بدخواهان و قدرتهای مسلط ـ و از طرف دیگر، مورد تهاجم و هواهای نفسانی خودشان هستند ـ خواهشهای نفسانی و دل بیطاقت انسان که از زر و زیور دنیا مجذوب میشود و به سمت آنها کشیده میشود ـ از این صراط مستقیم، به چپ یا راست انحراف پیدا میکنند. محبت طلا و نقره، محبت پول، محبت شهوات جنسی، محبت مقام و اینها، چیزهایی است که هر کدام، یک کمندی بر گردن دل انسان میاندازند و آن را به سمت خودش میکشانند. مقاومت و ایستادگی در مقابل اینها که انسان پایش نلغزد: «و من تاب معک»؛ مؤمنین را در بین این دو جاذبه قوی ـ جاذبه فشار دشمن و جاذبه فشار درونی دل هوسران ـ و این دو مغناطیس، در خط مستقیم نگه داشتن و هدایت کردن، به گمان زیاد، این آن کاری است که پیغمبر را پیر کرد.
میدانید نبیاعظم«ص» اسلام مسلمانها را ـ چه در دوران مکه (سیزده سال) و چه در دوران تشکیل حکومت در مدینه ـ از چه گذرگاههای لغزنده و دشواری عبور داد و به آن قلهها رساند؟ یک چنین حرکت عظیمی، کار هیچ انسانی نبود. آن مردمی که هیچی نمیفهمیدند و از اخلاق انسانی هیچ بویی نبرده بودند. پیغمبر اینها را به انسانهایی تبدیل کرد که فرشتگان الهی در مقابل عظمت و نورانیت آنها احساس حقارت میکردند. استقامت، این است. امروز ما احتیاج به استقامت داریم. ما هم از یک طرف، جاذبههای زندگی رنگارنگ، دلها و هوسهای ما را برمیانگیزد. ما در دوران انقلاب، چقدر آدمها دیدیم که دلها و اعتقادهای خوبی داشتند؛ اما در مقابل راحتطلبی، شهوات، قدرت و مقام، تعریف این و آن، و تهدید دشمن طاقت نیاوردند، به یک طرف لغزیدند و به معارضان و احیاناً معاندان راه خدا تبدیل شدند. بنابراین ایستادگی لازم است. دشمن تهدید میکند، وعید و وعده میدهد، دائم عظمت خود را به رخ جامعه اسلامی و پیشرو میکشد، با زبان زور صحبت میکند و احیاناً زبان زور را با برخی شیرینیهای وعدههای فریبنده درهم میآمیزد تا اینکه دلها را گمراه کند. استقامت کردن در مقابل فریبها و تهدیدهای دشمن، هنر بزرگی است که اگر یک ملت این هنر را داشته باشد، آن وقت به قله میرسد؛ به جایی که دیگر دشمن فایدهای در تهدید نمیبیند و مجبور است با او بسازد یا در مقابل او تسلیم شود.
«تهدید» یکی از کارهای دشمن است؛ یکی از شیوههای دشمن، تهدید کردن است. ممکن است در یک مواردی تهدید خود را عمل هم کند؛ اما آن ملتی در این میدان کشمکش خواهد توانست عظمت، عزت، هویت و منافع خود را حفظ کند که عقبنشینی نکند و بایستد. این استقامت ـ «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم»؛ تا وقتی که دشمن در مقابل شماست و علیه شما ابزارهای تهدید و تخویف خود را مطرح میکند، باید ایستادگی کنید ـ در چند جای قرآن تکرار شده است؛ ایستادگی. یک ملت منافعی دارد ـ مشروع و مباح، معقول و منطقی ـ خوب میخواهد این منافع را تحصیل کند. ملت، استعدادی در جوانانش هست، برکاتی در زمینش هست و موقعیتی در جایگاه جغرافیاییاش هست؛ یک ملت حق دارد از اینها استفاده کند. قدرتهای زورگویی دنیا (نه امروز، از قدیم) عادت کردهاند دست روی منافع ملتها بگذارند و بگویند این مال من. هر جا ملتها و رهبران آنها کوتاه آمدهاند، آنها جریتر شدهاند.
انگلیسها شبهقاره هند را در قرن نوزدهم گرفتند، ثروت شبهقاره را مثل خونی نوشیدند، خودشان را قوی کردند و هند را ضعیف. این طوری است.
وقتی یک ملتی در مقابل طمعورزی دشمنان قویپنجه عقبنشینی میکند، میدان را برای آنها باز میکند. او در یک چنین وضعیتی، اینطور نیست که حالا بگویید، به اینها رحم کنیم، ملاحظه کنیم، اینها عقبنشینی کردند؛ نخیر، تا این ملت مانع، پنجههای خود را در گوشت و پوست این ملت فرو میکند و تا جایی که زورش برسد، از او میکند؛ او را ضعیف میکند و خودش را قوی میکند. (7)
ذکر این نکته نیز ضروری است که نامگذاری سال 85، به نام نامی حضرت محمد«ص» علاوه بر تمامی آنچه که ذکر شد، پیامآور و وحدت جهان اسلام در برهه کنونی در مقابله با جنگ رسانهای استکبار با اسلام و گسترش روزافزون گرایش به دین جهانی پیامبر اعظم«ص» است. استفاده از چنین فضای بکری در جهان اسلام و بهرهبرداری از ابتکار عمل جمهوری اسلامی در نزدیکی بیش از پیش جهان اسلام در جهت تبیین چهره حقیقی دین مبین اسلام و کهکشان وجودی آن، حضرت رسول اکرم«ص» بیش از پیش متوجه متولیان فرهنگی جامعه است که روزهای باقیمانده سال پیامبر«ص» را با برنامهریزی صحیح و اجرای طرحها و برنامههای عمیق و ماندگار سپری کنند.