تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۳۳۱۵۷
مروری بر مهمترین رویدادهای جهان در سال 2006

فلسطین، وحشت از درون (بخش دوم)

گردآوری و تنظیم: مهران موسوی‌خوانساری اشاره: روزنامه اطلاعات بررسی وقایع مهم سال 2006 را از حوادث لبنان در جنگ 33 روزه آغاز کرد و آن را با پیروز حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین ادامه می‌دهد. این دو حادثه تأثیر عمیق خود را بر روند تحولات دیپلماتیک خاورمیانه نشان دادند. مطلب را با هم پی می‌گیریم:

با حمله سنگین موشکی حزب‌الله به بندر حساس حیفا در خاک اسرائیل، این رژیم رسماً سوریه را متهم کرد که موشک‌های پرتاب شده به حیفا ساخت این کشور بوده و همزمان مقامات بلندپایه اسرائیل به بشار اسد هشدار دادند که اگر سوریه از ادامه حملات حزب‌الله جلوگیری نکند آنگاه وقوع یک جنگ منطقه‌ایی دور از ذهن نخواهد بود. تهدیدی که با واکنش شدید سوریه به انجام عکس‌العمل قوی و محکم در قبال هرگونه حمله اسرائیل به خاک این کشور مواجه گردید. در چنین شرایط بحرانی و خطرناکی و در حالی که کشورهای منطقه در هراس از وسعت بخشیدن اسرائیل به جنگ در رویارویی با سایر کشورها بودند، جهان به تدریج باور می‌کرد که باید میانجیگری‌های خود را آغاز نماید و در همین راستا جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد به منظور بررسی اوضاع لبنان تشکیل گردید اما با مخالفت آمریکا با طرح برقراری آتش‌بس فوری در مرزهای دو کشور، این جلسه بدون دست‌یابی به یک نتیجه مشخص پایان یافت. استدلال آمریکا در رد پیشنهاد آتش‌بس فوری این بود که حل مشکل لبنان باید ریشه‌ای و دائمی باشد و نه اقدامی سریع و منفعلانه که ممکن است موجب آغاز هرباره درگیریها گردد. دلیلی که البته بسیاری از کشورهای جهان آنرا به منزله چراغ‌ سبز آمریکا به دولت اسرائیل قلمداد کردند تا این دولت بتواند اولا ضربات جبران‌ناپذیری بر جنبش حزب‌الله وارد آورد و در ثانی زهرچشمی نیز از سایر کشورهای منطقه بگیرد. اما بهرحال تلاش‌های بین‌المللی برای پایان بخشیدن به جنگ متوقف نشد و در ادامه همین تلاشها بود که رم پایتخت ایتالیا نیز شاهد برگزاری یک کنفرانس بزرگ با حضور وزرای خارجه 15 کشور جهان بعلاوه دبیر کل سازمان ملل متحد، رئیس بانک جهانی و نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود که البته این کنفرانس نیز بدلیل مخالفت آمریکا و انگلیس با برقراری یک آتش‌بس فوری به شکست انجامید تا رژیم اسرائیل با فراغ ‌بال کامل در ادامه حملات شدید خود به نقاط مختلف لبنان، یکی از بزرگترین جنایات سالهای اخیر را نیز با حمله به شهرک قانا به ثبت رساند. یک ساختمان سه طبقه که در این شهرک افراد غیرنظامی را در خود پناه داده بود طی یک حمله هوایی که مقامات اسرائیل بعداً آنرا یک اشتباه در محاسبات توصیف کردند، بطور کامل ویران شد تا جهان بیش از پیش به عمق فاجعه‌ای که در لبنان در حال وقوع بود پی ببرد. 55 کشته که 23 نفر از آنها زنان و کودکان بودند به همراه حداقل 20 مجروح ارمغان آن به اصطلاح اشتباه در هدف‌گیری خلبان اسرائیلی بود که موجب شد تا اکثر دولتهای جهان اسرائیل را به واسطه حمله به غیرنظامیان و به خصوص زنان و کودکان در لبنان مورد شماتت قرار دهند. دولت لبنان نیز خشمگین از اقدام اسرائیل آنرا نتیجه عدم موافقت دولت آمریکا با آتش‌بس فوری دانسته و از پذیرفتن «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه این کشور که همزمان با وقوع این جنایت وحشتناک در تل‌آویو بسر می‌برد سر باز زد تا جرج بوش بیشتر بر تأثیرگذاری جمله‌ای که اجلاس گروه هشت کشور صنعتی جهان خطاب به اسرائیل بیان کرده بود تأمل کند: «ما از اسرائیل می‌خواهیم تا ضمن دفاع از خود، خویشتن‌داری بیشتری نیز نشان دهد.» البته حمایتهای یکجانبه دولت ایالات‌ متحده از اسرائیل باعث نشد تا حزب‌الله از ادامه حملات موشکی خود دست بردارد، بلکه به تلافی آن اقدام وحشیانه در قانا، این جنبش، با هدف قرار دادن شهرهای اسرائیل 12 نفر را به هلاکت رساند تا وزیر خارجه آمریکا در یک اظهارنظر صریح از توان موشکی حزب‌الله ابراز شگفتی فراوان نماید چه در تمام طول مدت این درگیریها، حزب‌الله توانست نزدیک به 3000 موشک به خاک اسرائیل پرتاب کند که حاصل آن ده‌ها کشته و مجروح و ویرانی بسیار برای اسرائیل بود. ادامه حملات به لبنان و علی‌الخصوص حمله به قانا باعث شد تا سران کشورهای مهم عربی چون اردن، عربستان و مصر رسماً از حزب‌الله حمایت کنند و اگر این حمایتها را در کنار تظاهرات مردمی در بسیاری از کشورهای جهان در حمایت از این جنبش قرار دهیم، آنگاه این بدان معنا خواهد بود که شخص سیدحسن‌ نصرالله و جنبش تحت امر او به جهت مقاومت یک‌ تنه در مقابل ارتش اسرائیل در حال تبدیل شدن به قهرمان اعراب و کل جهان اسلام بودند؛ هرچند بسیاری از کشورهای جهان او را متهم به اطاعت از فرامین صادر شده از تهران و دمشق می‌کردند اما خود او در گفتگویی که با شبکه الجزیره انجام داد تأکید کرد از هیچ کشوری دستور نمی‌گیرد. به هر حال با موافقت آمریکا با آتش‌بس مشروط و نیز موافقت حزب‌الله با استقرار 15000 سرباز لبنانی در جنوب، جنگ 33 روزه لبنان به پایان رسید تا این آغازی گردد برای استقرار 500 سرباز حافظ صلح سازمان ملل متحد در مرزهای مشترک اسرائیل با لبنان و همچنین تعهد کمک 940 میلیون دلاری کشورهای شرکت‌کننده در کنفرانس استکهلم به منظور بازسازی این کشور جنگ‌زده و این همه در حالی که حزب‌الله قاطعانه اعلام کرده است هرگز تن به خلع سلاح نخواهد داد تا قهرمان بلامنازع این جنگ یعنی سیدحسن نصرالله با افراشتن پرچم زرد رنگ گروه حزب‌الله بر ویرانه‌های جنگ و با حمایت حامیان حالا رو به افزایش این جنبش به تدریج خود را در قامت یک بازیگر عمده، به عرصه سیاسی لبنان نیز تحمیل نماید.
به این منظور و در اولین نمایش قدرت، نصرالله برای نخستین‌ بار از آغاز جنگ 33 روزه در اجتماع صدها هزار نفری طرفدارانش ظاهر شد تا با ستایش از مردم لبنان در این مقاومت یک ماهه، خبر از قدرت فوق‌العاده حزب‌الله با دارا بودن 20000 موشک فعال دهد تا این پیامی آشکار باشد برای اعلام حضور پرقدرت‌تر یک قهرمان جنگ در وادی سیاست؛ همچنانکه حوادث ماه‌های بعد به وضوح این امر را به اثبات رساند آنجا که 5 وزیر حزب‌الله به همراه 2 وزیر جنبش امل و یک وزیر مارونی از کابینه «فواد سینیوره» نخست‌وزیر ضد سوریه‌ای لبنان خارج شدند تا اختلافات میان اقلیت و اکثریت کابینه کاملاً پررنگتر گردد. سیدحسن‌ نصرالله با آمریکایی‌ خواندن دولت سینیوره، خواستار برگزاری انتخابات زودرس به جهت تشکیل یک دولت وحدت ملی شد تا «سعد حریری» فرزند نخست‌وزیر مقتول و رهبر جناح اکثریت در پارلمان، تلویحاً خواستار اصلاح ذهنیت‌ها از چگونگی کارکرد یک دولت وحدت ملی شود، هر چند، نصرالله بدون توجه به این اظهارنظرها از طرفداران خود خواست تا ضمن حضور در خیابانها، تجمع مسالمت‌آمیزی را در قالب یک مقاومت مدنی به منظور ساقط کردن دولت سینیوره تدارک ببینند. اتفاقی که رخ دادن آن به دلیل ترور «پیر جمیل» وزیر صنایع و از گروه مخالفان دولیت سوریه در کابینه لبنان، موقتاً به تأخیر افتاد.
با ترور پیر جمیل، لبنان عملاً در آستانه هرج و مرج داخلی قرار گرفت. اسرائیل بلافاصله سوریه و حزب‌الله را مقصر این رویداد معرفی کرد و گروه‌های مختلف سوریه در لبنان (موسوم به گروه‌های 14 مارس) نیز این اتهام را تکرار کردند اما حزب‌الله در واکنش به این اظهارات، گروه‌های 14 مارس را متهم کرد که چون در موضع ضعف قرار داشتند لذا در انتظار چنین حادثه‌ای به سر می‌بردند تا بتوانند اندکی از فشارهای موجود را از خود دور کنند. از طرف دیگر سیدحسن‌ نصرالله نیز با رد پیشنهاد سینیوره دائر بر اینکه کابینه دارای 30 پست وزارتی باشد که 19 پست به گروه‌های 14 مارس و 10 پست به حزب‌الله تعلق یابد بر انجام تظاهرات خیابانی گروه‌های موافق سوریه تا سقوط دولت، تاکید مجدد کرد و آنزمان که نمایش قدرت خیابانی گروههای 14 مارس که در پی ترور جمیل کفه ترازوی سیاست را به نفع خود سنگین‌تر می‌دیدند به پایان رسید، در اجابت دعوت حزب‌الله و در بزرگترین تجمع تاریخ لبنان، نزدیک به یک میلیون نفر تحت پرچم لبنان به خیابان آمدند تا از نخست‌وزیر بخواهند با استعفای خود راه را برای تشکیل دولت وحدت ملی باز نماید. همزمان سینیوره در اظهاراتی، تنها بر نقش پارلمان در انحلال دولت تاکید کرد و گروه‌های 14 مارس نیز که اکثریت پارلمان را در اختیار دارند خواستار ابقای دولت شدند.
سال 2006 برای کشور لبنان سال بسیار پرحادثه و پرماجرایی بود. سالی که اگر اسرائیل پیش‌بینی می‌کرد نتیجه حمله به لبنان باعث خواهد شد تا سیدحسن ‌نصرالله و جنبش حزب‌الله به اسطوره لبنانی‌ها بدل شوند، شاید هرگز دست به این ماجراجویی بزرگ نمی‌زد چه اگر نصرالله موفق به ساقط کردن دولت سینیوره و تشکیل کابینه وحدت ملی شود آنگاه چه بسا که اکثریت آن پارلمان به نوعی در اختیار گروه‌های موافق سوریه قرار گیرد و در این صورت حتی ممکن است شخص نصرالله نیز بتواند با در اختیار گرفتن یک پست حساس و مهم دولتی، معادلات خاورمیانه را کاملاً تغییر دهد و در این صورت است که کابوس آمریکا، اسرائیل و گروه‌های مخالف سوریه در لبنان کامل خواهد شد.
فلسطین، اینبار وحشت از درون
وقتی در اوج تبلیغات انتخاباتی دو گروه فتح به رهبری «محمود عباس» ملقب به «ابومازن» رهبر تشکیلات خودگردان و گروه حماس به منظور کسب کرسی‌های بیشتر در پارلمان و تشکیل دولت فلسطین، روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داد که آمریکا 2 میلیون دلار به فتح کمک مالی می‌کند تا در انتخابات بر حماس غلبه نماید، بسیاری از ناظران آشنا به امور منطقه گمانه‌زنیهای خود را درباره احتمال پیروزی هر گروه در این انتخابات و سپس تبعات آن پیروزی آغاز کردند، چرا که با توجه به رقابت بسیار شدیدی که بین این دو گروه مسلح وجود داشت، هر یک از آنها که می‌توانست به دارا بودن اکثریت پارلمانی، دولت منتخب فلسطین را تشکیل دهد، احتمال برخوردهای خشن با گروه مقابل را نیز افزایش می‌داد. به هر روی انتخابات با نظارت ناظرین بین‌المللی از اروپا و آمریکا و کشورهای منطقه و با مشارکت بالای رای‌دهندگان به شیوه‌ای دموکراتیک برگزار گردید تا اعلام نتایج این رای‌گیری، دولتهای بسیاری از کشورهای دور و نزدیک جهان را در بهت و حیرت فرو برد. حماس با کسب 74 کرسی در مقابل 45 کرسی گروه فتح توانست با کسب اکثریت از 132 کرسی پارلمان، مامور تشکیل کابینه و تعیین نخست‌وزیر دولت فلسطین شود و این چیزی نبود که دولت‌های غربی و نیز دولت اسرائیل به همراه برخی کشورهای منطقه به دلیل ضدیت همیشگی آنها با حماس آنرا به راحتی بپذیرند.
اروپا و آمریکا بلافاصله اعلام کردند اگر حماس اسرائیل را به رسمیت نشناسد، کمک‌های خود را به دولت خودگردان قطع خواهند کرد. حماس نیز در پاسخ، موجودیت اسرائیل را نامشروع خوانده و شناسایی این دولت را از جانب خود غیرممکن دانست تا محمود عباس ناخشنودی ضمنی خود را از به قدرت رسیدن این گروه اعلام کرده و با این سیاست عملا اجازه وقوع درگیری‌هایی خونین مابین گروه فتح و حماس را در غزه صادر نماید. اما با تمام این اوصاف و در میان مخالفتهای همچنان توام با حیرت جهانی، اعضاء کابینه 24 نفری حماس (که یک عضو زن و یک عضو مسیحی نیز در آن حضور داشتند) به ریاست «اسماعیل هنیه» نخست‌وزیر پیشنهادی پس از کسب رای اعتماد از پارلمان فلسطینی با 71 رأی مثبت و 3 رأی ممتنع سوگند یاد کرده و با وعده جبران مشکلات مالی دولت قبلی، کار خود را آغاز نمود. نکته جالب در این بین آن بود که بدلیل کارشکنی‌های اسرائیل در ممانعت از حضور برخی اعضاء کابینه در رام‌الله برای برگزاری مراسم سوگند، آنها ناچار شدند تا این مراسم را بطور همزمان و در دو منطقه غزه و رام‌الله اجرا نمایند.
با روی کار آمدن دولت حماس و به خصوص با انتخاب اسماعیل ‌هنیه به عنوان نخست‌وزیر و نیز تکرار موضع این گروه در به رسمیت نشناختن موجودیت اسرائیل، کشورهای غربی به تهدید خویش عمل کرده و تمام کمکهای مالی خود را به دولت فلسطین متوقف نمودند. از طرف دیگر کشورهای عربی نیز کمکهای خود را به حماس مشروط کردند تا این دولت بیش از پیش خود را زیر فشارهای فزاینده جهانی احساس نماید، خصوصاً آنکه اسرائیل نیز رسماً اعلام کرد چون اسماعیل هنیه مامور جمهوری اسلامی ایران است، از هیچ تلاشی برای ترور او فروگذار نخواهد کرد. اسرائیل همچنین در ادامه فشارهای خود بر دولت تازه تاسیس فلسطین به تلافی کشته شدن 9 نفر از اتباعش طی یک حادثه بمب‌گذاری در رستورانی در تل‌آویو (که جهاد اسلامی مسئولیت آنرا برعهده گرفت) حملات هوایی خود را به غزه را از سر گرفت. این رژیم همچنین بعدها نیز با حمله توپخانه‌ای به یک روستا در «بیت‌خانون» موجب کشته شدن 18 نفر از ساکنین بی‌گناه این روستا شد تا فشارها بر حماس بیشتر شود. با تشدید این فشارها دولت فرانسه اعلام کرد با تحریم مالی فلسطین مخالف است و روسیه نیز ضمن دعوت از هنیه برای بازدید از مسکو، 10 میلیون دلار کمک مالی به دولت فلسطین اختصاص داد. اما به هر حال با قطع کمکهای غرب که سالانه رقمی بر 500 میلیون یورو می‌شد و همچنین قطع پرداخت ماهانه 50 میلیون دلار عواید گمرکی اسرائیل به حکومت خودگردان، اوضاع اقتصادی در فلسطین رو به وخامت گذاشت و زندگی روزمره فلسطینیان را با دشواری مواجه نمود، آنچنانکه در یک مورد، تعدادی از کارمندان و کارگران معترض به تعویق در پرداخت حقوق ماهانه به آنها، اقدام به اشغال موقت پارلمان نمودند تا بدین وسیله اعتراض خود را به گوش دولتمردانشان برسانند. در کنار تمام این مشکلات، اسارت یک سرباز اسرائیلی در پی عملیات مشترک گروههای فلسطینی نیز مزید بر علت شد تا رژیم اسرائیل پس از انقضای مهلت 48 ساعته خود برای آزادی این سرباز و به شکست انجامیدن میانجیگریهای مصر، فرانسه، سازمان ملل متحد و دولت خودگردان، با تمام قدرت از زمین و هوا به غزه حمله کرده و 64 مقام دولت حماس را به گروگان بگیرد. حملات مکرر اسرائیل به نوار غزه موجب شد تا سازمانهای بین‌المللی و از جمله سازمان جهانی بهداشت اوضاع این مناطق را بشدت بحرانی اعلام کرده و غزه را در آستانه یک فاجعه انسانی بدانند. به هر حال به موازات تمام این تحولات، آنچه بیش ‌از همه موجب کدورت خاطر مردم فلسطین گردید ادامه تنشهای داخلی و شدت رو به تزاید درگیریهایی خونین میان جنبش حماس و گروه الفتح به رهبری محمود‌ عباس بود که با انتخاب هنیه بعنوان نخست‌وزیر دولت فلسطین شدت بیشتری نیز گرفت. درگیری‌هایی که یکبار منجر به آتش‌ کشیده شدن اتومبیل یک وزیر کابینه شد و در تحولی دیگر اسماعیل ‌هنیه، از حمله مردان مسلح به اتومبیل و کاروان همراهش که در حال بازگشت از سفر دوره‌ای به کشورهای منطقه جهت دریافت کمکهای این کشورها به دولت حماس بودند جان سالم بدر برد اما یک محافظ او کشته و 5 نفر از جمله فرزندش نیز زخمی شدند. هنیه ابتدا اسرائیل را مسئول این حمله دانست اما پس از چندی حماس، گروه «محمد‌ دحلان» از اعضاء عالی‌رتبه جنبش فتح و از مقامات امنیتی سابق حکومت فلسطین را متهم به طرح و اجرای نقشه کشتن هنیه اعلام کرد. امری که دحلان آنرا بشدت تکذیب کرد تا محمود‌ عباس به شدیدترین شکل ممکن از حماس انتقاد کرده و با اعلام اینکه تحریم مالی و سیاسی اعمال شده علیه فلسطین، ناشی از عملکرد دولت حماس و شخص هنیه است خواستار برگزاری انتخابات پیش از موعد برای انتخاب نمایندگان پارلمان و رهبری حکومت خودگردان گردد. چیزی‌ که حماس آنرا به کودتا علیه دولت خود تعبیر کرده و اعلام نمود در صورت برگزاری چنین انتخاباتی آنرا تحریم خواهد کرد تا تشییع جنازه محافظ هنیه بدل به یک میتینگ سیاسی علیه فتح شود، اما اظهارات عباس و البته حمایت‌های پیش‌بینی شده اروپا، آمریکا و اسرائیل از این اظهارات درست در زمانی بیان شد که درگیریهای خونین داخلی در فلسطین به اوج خود رسیده و هر گروه، دیگری را مسئول آغاز این درگیری‌ها معرفی می‌کرد. درگیری‌هایی که منجر به کشته شدن چندین نفر و زخمی شدن بسیاری از مردم عادی و از جمله چند کودک شد تا وزارت آموزش و پرورش فلسطین بخاطر حفظ جان دانش‌آموزان، تمام مدارس نواحی درگیری را تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام نماید و این همه در حالی ‌که هنیه پیشتر اعلام کرده بود به خاطر حفظ آرامش و حفظ امنیت مردم و در صورت تشکیل یک دولت وحدت ملی حاضر خواهد شد تا از سمت خود استعفا دهد و حتی از «محمد شبیر» رئیس سابق دانشگاه غزه نیز بعنوان نخست‌وزیر آتی فلسطین نام برده می‌شد، اما پس از سوءقصد نافرجام به جان هنیه، گروه حماس با اتخاذ موضعی سرسختانه اعلام کرد به منظور نمایش علنی مخالفت خود با طرح انتخابات زودرس، طرفدارانش را به خیابانها خواهد کشاند. به هر حال انتظار نمی‌رود حتی در صورت موافقت همه گروه‌های فلسطینی با طرح انتخابات زودرس، اجرای آن لااقل تا اواسط سال 2007 میلادی صورت عملی به خود گیرد. از طرف دیگر اما به گمان بسیاری، اگر در شرایط فعلی گروه‌های مختلف نتوانند طرفداران خود را (که عمدتا نیز مسلح هستند) از خیابانها جمع و به آرامش دعوت کنند آنگاه احتمال آنکه سررشته قضایا از دست رهبران این گروه‌ها خارج گردد وجود دارد و در آن صورت باید گفت خطر جنگ داخلی می‌تواند نواحی فلسطینی‌نشین را بشدت تهدید کند.
عراق همچنان درگیر تبعات اشغال نظامی
وقتی تلاش‌ها برای تشکیل یک کابینه ائتلافی با شرکت همه گروه‌ها در عراق به سرانجامی نرسید، ائتلاف یکپارچه عراق که یک گروه شیعه است اعلام کرد «ابراهیم الجعفری» نخست‌وزیر وقت را به منظور تصدی دوباره این پست بعنوان کاندیدای مورد حمایت خود معرفی خواهد کرد. با اعلام این مطلب از سوی ائتلاف یکپارچه و بالا بودن احتمال انتخاب جعفری بعنوان نخست‌وزیر دائم در عراق و مخالفت سایر گروه‌ها با این تصمیم، بحرانی آغاز شد که برای مدتها تشکیل دولت را در این کشورها به تاخیر انداخت چرا که بهرحال انتخاب مجدد جعفری در این پست بدلیل گرایشهای مشخص او در طرفداری از نقش ایران در تحولات عراق و نیز نزدیکی وی به گروه مقتدا صدر نمی‌توانست کشورهای اشغالگر آنرا به راحتی بپذیرند، بنابراین طبیعی بود که با اعلام این خبر، مخالفت‌ها نیز با چنین انتخابی آغاز گردد تا در اولین این اقدامات، وزرای خارجه دو کشور آمریکا و انگلیس با سفر به بغداد، ضمن ملاقات با ابراهیم‌ جعفری او را تحت فشار قرار دادند تا انصراف خود را از نامزدی برای این پست اعلام کند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات