قامت سبزپوش سروها و صنوبرها بر یال کوهها با نسیمی شرقی به وجد آمده بودند و جویبارها بر کنار خویش پونهها را به رقص خوانده بودند که ناگاه دستی به خشم و خشونت، حیات را و هستی را و بودن را به مرگ و نیستی و عدم تهدید کرد. چشمهایی خون گرفته، دستهایی آلوده و قلبی مالامال از عداوت با ارادهای معطوف به عدم، جان انسانها را نشانه گرفت.
شمارش معکوس، چندان به طول نینجامید که پونههای مجال رستن بیابند. که کبکها و سهرهها، مجال ناله داشته باشند. که اشکهای اندوه، از گوشههای چشم تا ارتفاع گونهها، راه بپیمایند.
لحظهای کوتاه، تمام هستی حلبچه، در کام اژدهای انفجار فرو رفت و بر جای جای پیکر حلبچه، دندانهای خونریز افعی بمب شیمیایی، زخم زد.
گوشهایی متحیر و دلهایی نگران، این خبر را شنیدند: «حلبچه» با بمبهای شیمیایی صدام، مورد حمله قرار گرفته است.» خبر، بسیار ساده بود و به حدی بزرگ و فاجعهآسا که بسیاری از شنودگان را در هالهای از بهت و سردرگمی قرار داد. از آن پس پرسشی بر آسمان جهان ما سایه افکند: «بشریت در آستانه قرن بیست و یکم، در کجای سیر انحطاط، قرار دارد؟»
آری واقعیت این است که یکسال قبل از اینکه شهر «حلبچه» با همراهی پیشمرگان کرد به تصرف نیروهای ایرانی درآید قیام اکارد این منطقه علیه رژیم بعث، توسط این رژیم سرکوب شد و نیروهای رژیم بعث صدام در راستای تلاش روزافزون خود برای سرکوب ناآرامیها در این منطقه و جلوگیری از پیشروی نیروهای ایرانی، اقدام به بمباران شیمیایی این منطقه با گاز بسیار خطرناک خردل و سیانید نمود که بر اثر آن بیش از پنج هزار نفر از کودکان، زنان و مردان غیرنظامی به طرز فجیعی به قتل رسیدند و تعداد هفت هزار نفر از غیرنظامیان بیگناه نیز به شدت مجروح شدند.
با شروع جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه ملت ایران در سال 1359 و به لحاظ نوپا بودن جمهوری اسلامی ایران و عدم سازماندهی نیروهای مسلح کشور در اثر انقلاب که بعضاً از نظر تجهیزات نظامی و آمادگی دفاعی، توان مقابله با این تهاجم را نداشتند قسمتهایی از خاک کشور ایران به تصرف نیروهای مهاجم درآمد که در نهایت با حمایت قدرتهای استعماری جهان سالها این جنگ بر ایران تحمیل شده و منجر به ورود خسارات زیاد مادی و معنوی به مردم به کشور ایران شد.
رژیم بعث صدام برای پیروزی در جنگ تحمیلی به هر اقدام خلاف منطق و عرف جهانی توسل جسته و از انواع و اقسام تجهیزات نظامی استفاده کرده و خود را پایبند به هیچ قاعده انسانی و نزاکت بینالمللی نمیدانست. آنچه برای حزب بعث اهمیت داشت به دست آوردن پیروزی و فتوحات بیشتر بود که برای رسیدن به این هدف غیرانسانی خود از هیچ جنایتی فروگذار نکرد، قدرتهای جهانی نیز برای مبارزه با انقلاب اسلامی مردم ایران به شدت از همه نظر و خصوصاً از نظر مادی و تسلیحاتی، رژیم بعث عراق را حمایت میکردند تا جنگی را که خود آغاز کرده بودند به نتیجه مطلوبشان برسانند.
رژیم بعث صدام حتی در این جنگ به مردم و سکنه کشور خود نیز سفاکانه یورش برده در جنوب و شمال کشور مردم را ددمنشانه قتلعام میکرد. حمله شیمیایی به مردم بیگناه و متدین شهر حلبچه عراق را هیچگاه مردم عدالتخواه جهان فراموش نمیکنند. چگونه میتوان پدر و مادری که بچههای خردسالشان را در آغوش گرفته بودند و بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی همگی شهید شده بودند فراموش کرد؟ آیا میتوان مردم زجردیده و نجیب شهر سردشت و دیگر شهرها و روستاها را که بر اثر بمباران شیمیایی رژیم بعث صدام شهید و یا مجروح شدهاند از یاد برد؟
جنایت حلبچه و مقامات سابق رژیم بعث
سرلشگر «رفیق السامرایی» رئیس پیشین استخبارات «اطلاعات» نظامی عراق در مورد بمباران شیمیایی گفته است:
«جنایتی که در حلبچه اتفاق افتاد، توسط 50 فروند جنگنده عراقی صورت گرفت. محموله هر یک از این جنگندهها چهار بمب شیمیایی بود. این حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دلیل ناامیدی و یأسی بود که در صدام بوجود آمده بود، زیرا در تاریخهای 10 و 11 مارس 1988 ایرانیها، منطقه دربندیخان و حلبچه و مناطق اطراف آن را به تصرف خود درآورده و موفقیتهایی کسب کرده بودند. در این حملات گروههای کرد آنها را همراهی میکردند. صدام تیپ و لشکرها را یکی پس از دیگری به مقابله با نیروهای ایران فرستاد تا مانع از پیشروی در عراق شوند، اما هیچ نتیجهای در پی نداشت و خسارات فراوانی به نیروهای عراقی وارد شد.
در انتقام از این حمله، صدام دستور داد تا حملات شیمیایی گستردهای را روی حلبچه انجام دهند نظر استخبارات عراق کاملاً متفاوت بود: سازمان سیا به ما اطلاع داد که تعداد محدودی از واحدهای توپخانه ایران از محور شرق شطالعرب به محور حلبچه در شمال انتقال یافتهاند. ما با توجه به مسئولیتی که داشتیم صدام را از این امر باخبر ساختیم. بخش عظیمی از واحدهای توپخانه ایران از فاو عقبنشینی کردند. تشکیلات ما برای مقابله با حمله ایران در حلبچه آماده شد، اما صدام با چنین فاجعهای موافقت کرد.
فرماندهانی که دستور صدام را مبنی بر بمباران شیمیایی حلبچه اجرا کردند، فرماندهان نیروهای هوایی، سرلشگر حمید شعبان، معاون فرماندهی عملیات، سرلشگر ستاد سالم سلطان البصو و فرماندهان دیگر بودند اما خلبانان پنجاه نفر بودند و کاملاً اطلاع داشتند که هواپیماهایشان حاوی بمبهای شیمیایی است. صدام از سلاحهای شیمیایی در مناطق دیگر عراق در شمال و جنوب این کشور نیز استفاده کرده است. و از جمله در طول قیامهای 1991 از مواد شیمیایی خفیف بر روی مراقد ائمه در کربلا توسط هلیکوپتر استفاده کرده است.»
حلبچه تکرار فاجعه شیمیایی سردشت
رژیم صدام از آذر سال 1361 بطور پراکنده از عوامل شیمیایی کشنده استفاده کرد و ابتدا مقدار محدودی سولفور موستارد (عامل تاولزا) را به منظور در هم شکستن سازمان رزمی رزمندگان ایران در تکهای شبانه مورد استفاده قرار دادند. تا اینکه در مردادماه، اوایل آبان و اواخر آذرماه همین سال به استفاده از سلاحهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین مبادرت کرد.
کاربرد عامل عصبی «تابون» علیه رزمندگان ایرانی در منطقه بزرگی از جزایر مجنون منجر به شهادت و مجروح شدت نزدیک 1700 تن شد. تکرار این اقدامات ضد بشری و مخالف عرف بینالمللی ما در شهر عراق فاو نیز صورت گرفت اما تأسفبارترین و فاجعهانگیزترین حمله شیمیایی رژیم صدام، حمله به شهرستان غیرنظامی سردشت در شمال غربی ایران بود. در 28 ژوئن 1987 مرکز و حومه شهرستان سردشت مورد اصابت بمبهای شیمیایی بعثی صدام قرار گرفت.
در اولین ساعات این حمله شیمیایی، سی نفر که اکثر آنها را کودکان و سالخوردگان تشکیل میدادند، شهید شدند نوزادان بسیاری در شکم مادران قبل از تولد از اثرات گاز خردل آسیب دیده بودند. یک زن باردار هفت ماهه، پنج روز بعد از این حمله وحشیانه همراه با نوزادش به شهادت رسید. زن باردار دیگری چند روز بعد وضع حمل نمود. در همان روز نوزاد و دوازده روز بعد مادر بعلت عفونتهای شدید در بیمارستان جان سپرندند و بدین ترتیب تاریخ نام سردشت را بعنوان اولین شهر قربانی سلاحهای شیمیایی، ثبت نمود.
سکوت محض رسانههای خبری غرب و دروغین حقوق بشر در انعکاس ابعاد تکاندهنده این تراژدی و نیز عدم موضعگیری صریح و شفاف مجامع و سازمانهای بینالمللی در این راستا، رژیم بعثی صدام حسین را گستاختر نموده و حتی از تهاجم شیمیایی علیه اتباع خود نیز خودداری ننمود و در چند مورد، آنها را هدف حمله شیمیایی قرار داد. در اواسط فروردین 1366 در استان سلیمانیه و اربیل، پنجاه دهکده مورد حمله شیمیایی عراق قرار گرفتند و بالاخره حمله شیمیایی و وحشیانه رژیم بعث صدام در 16 مارس 1988 بر ضد کردهای شهر حلبچه قابل ذکر است.
«هوشیار زیباری» عضو کمیته مرکزی حزب دموکرات کرد در خصوص فاجعه شیمیایی «حلبچه» اظهار داشت «بطور یقین در تمام جهان «صدام حسین» اولین حاکمی است که از سلاحهای شیمیایی بر ضد مردم خود استفاده میکند.
بمباران شیمیایی حلبچه و رسانههای گروهی جهان
پس از اینکه این فاجعه تکاندهنده در «حلبچه» روی داد، ایران تعدادی از خبرنگاران خارجی را برای مشاهده وضع رقتانگیز کردن «حلبچه» به ایران دعوت کرد.
پاتریک تایلر خبرنگار واشنگتنپست که خبرها و مقالههایی درباره ایران و جنگ عراق علیه ایران را در آن روزنامه منتشر کرده است یک هفته پس از فاجعه «حلبچه» روز 23 مارس 1988 با خبرنگاران سایر روزنامههای خارجی، که او تعداد آنان را 60 نفر اعلام کرد از «حلبچه» و روستاهای اطراف آن دیدن کرد. او نوشت: هنوز جسدهای بیش از 100 کودک، زن و مرد مسن در خیابانها، کوچهها و حیاط منزلها باقی مانده بود. بعضی از قربانیان، کودکان را در آغوش داشتند، عدهای در کنار درب خروجی از پا در آمده بودند. یک خانواده نزدیک میزی که برای نهار خوردن چیده شده بود جان سپرده بودند.
چهار دختر خردسال با لباسهای کردی، مانند عروسکهای آسیب دیدهکنار جوی کمآبی افتاده بودند، دو مرد کنار یک باغچه گل در خواب مرگ غنوده بودند و یک مرد پیر با کلاه کردی، کودک نوزادی را در آستانه درب محکم در بغل میفشرد.»
روزنامه گونش ترکیه مورخ 23/3/1988
به علت کثرت جنازهها از کوچههای شهر حلبچه که دو روز پیش به دست ایران افتاده نمیتوان عبور کرد. پنج هزار کرد عراقی بر اثر پرتاب بمبهای حاوی گاز «خردل» توسط حکومت عراق جان خود را از دست دادند و پنج هزار تن دیگر مجروح شدند.
واشنگتنتایمز آمریکا مورخ 23/3/1988
آمار کشتهشدگان حلبچه در اثر ایجاد خفگی با گاز حاصله از سه مرحله بمباران هواپیمایی عراق، تا سه هزار نفر برآورد شده است. ایران میگویند گاز «سیانید» محتوی مخزنهای یکصد لیتری به محض اصابت تبدیل به بخار میشد.
شیکاگو تریبون آمریکا مورخ 23/3/1988
عراق در جنگ خلیج فارس، از سوی ایران به استفاده از وسایل شیمیایی از سال 1984 متهم شده است.
ایرانیان ادعا میکنند که عراق با استفاده از جنگافزارهای شیمیایی دست به 35 حمله زده که تعداد 4600 نفر تلفات بهمراه داشته است.
گاردین انگلیس مورخ 24/3/1988
سفیر عراق در لندن با استفاده از حداکثر توان خود و زیر نفوذ قرار دادن تقریباً تمامی رسانههای خبری شناخته شده انگلستان، در ظرف 12 ساعت کوشید تا تازهترین و بزرگترین جنایت جنگی کشورش را تکذیب کند. هر چند تلاش زیاد و به حد کافی نتیجهبخش نیست.
این روزنامه در بخش دیگری میافزاید: «بمباران شهر «حلبچه» در منطقه زیر سلطه شورشیان کرد متحد ایران قرار داشت و در تصرف مستقیم ایران نبود. این حمله منجر به کشتار دستهجمعی اقلیتی نژادی شد که حتی در صورت شورشی علیه رژیم صدام شهروند عراقی محسوب میشدند. چنین به نظر میرسد که استفاده غیرمجاز از گازهای سمی،؛ حرکتی انتقامی به خاطر رخنه ایران به قلب منطقه شمال شرقی عراق با میدانهای نفتی و سدّ استراتژیکی موجود در آن منطقه است.»
روزنامه لوماتن فرانسه مورخ 24/3/1988
سازمان ملل متحد در گذشته رژیم بعث عراق را به کاربرد جنگافزارهای شیمیایی متهم ساخته است.
«دانکر» از مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک لندن در یک مصاحبه تلفنی گفت: «بررسی تصاویر مصدومان بمباران در حلبچه توسط عراق، مرا کاملاً متقاعد ساخته که این مردم در اثر کاربرد جنگافزارهای شیمیایی جان باختهاند.
دانکر اضافه کرد: «دور تازه جنگ ایران و عراق نشان داده که در منطقه درگیری با ایران هرگاه که به نظر میرسید نیروهای تهران در آستانه کسب پیروزی بزرگتری هستند، از گاز سمی استفاده شده است.»
روزنامه هنگکنگ استاندارد مورخ 24/3/1988
مردمی میانسال با بالاپوشی از پوستین، شلوار کردی و کلاه گلدوزی شده ـ از معدود افرادی که هنوز در حومه شهر «حلبچه» زندگی میکردند ـ به خبرنگاران گفت: «ایرانیها اینجا آمدند و ما به آنان خوشآمد گفتیم» وی در ادامه گفت: «نزدیک ظهر بمباران عراقیها شروع شد. همه کشته شدند من تودهای ابر دیدم. من گاز دیدم.»
روزنامه دیانفورس چاپ فرانسه مورخ 24/3/1988
نه کمترین سوزشی نه فریادی و نه هیچ حرکتی. «حلبچه» شهر کردنشین عراقی ـ که در اختیار ایران است ـ در 17 و 18 مارس مورد هجوم جنگافزارهای شیمیایی عراقیها قرار گرفت. چنین به نظر میرسد که این شهر در خواب عمیقی فرو رفته است، در حالی که از دوردستها صدای شلیک توپها به گوش میرسد» عراق در سال 1913 قرارداد 1925 را در مورد ممنوعیت استفاده از هر نوع سلاح شیمیایی امضا کرد، ولی اکنون مفاد و روح این قرارداد را نادیده گرفته است. قربانیان شهروندان کرد عراقی هستند، نه سربازان ایرانی.
با هر دیدگاهی این امر یک جنایت جنگی است که با تکذیبهای رسمی و بهانههای غیررسمی عراق برای استفاده از این سلاحها همراه شده است.
روزنامه 24 ساعت فرانسه مورخ 26/3/1988
...این هفته، حادثه اساسی که در واقع رویدادی هولناک بود، هزاران کیلومتر دورتر از استودیوهای «آنتن» 2 (شبکه دوم تلویزیونی فرانسه) اتفاق افتاد، شهر «حلبچه» در کردستان عراق از این پس در تسلط ایران است. ناحیهای که با بمبهای «صدام حسین» به گازهای سمی آلوده شده است. پنج هزار غیرنظامی، در بحبوحه فعالیتهای روزمره خود غافلگیر شدند و در عرض چند ثانیه جان سپردند. تصاویری که با چند روز تأخیر، از فرستندههای تلویزیونی سراسر جهان بخش شدند، غیرقابل تحمل بودند. خاورمیانه شاهد قتلعامی در مقیاس بزرگ و شاید هم بزرگترین کشتار تاریخ خود بوده است.
«صدام حسین» امروز از حدود خویش تجاوز کرده است. این قصاب باید بهای جنایات خود علیه بشریت را بپردازد و توضیح دهد. این روزنامه اضافه کرد: زمینهای «حلبچه» برای بیست سال آینده آلوده است. بعد از شوک سمی، همه چیز نابود شده است.
آقای Nicholas Beeston خبرنگار روزنامه اونیون فرانسه مورخ 2/4/1988
در نبرد «حلبچه» تعدادی از افسران عراقی از جمله معاون فرمانده پادگان «حلبچه» دستگیر شدند. آنان گواهی کردند که عراق بمبهای حاوی گازهای شیمیایی بر «حلبچه» فرو ریخته است. افسران عراقی که به اسارت در آمده، دیروز تأیید کردند که بغداد دارای جنگافزارهای شیمیایی است و هواپیماهای جنگی آنان در تهاجمات شیمیایی روز چهارشنبه هفته گذشته مسئول کشتار و زخمی کرده هزاران تن از کردهای عراقی میباشند.
د یک کنفرانسی خبری که در تهران برگزار شد دو تن از افسران عالیرتبه عراقی گفتند که آنان به چشم خود میدیدند بمبافکنها، چگونه بمبهای شیمیایی خود را روی شهر «حلبچه» فرو ریختند.
سرهنگ «جعفر محمود حسن» گفت: «من با چشمهای خود دیدم که هواپیماهای جنگی عراقی آمدند و بمبهای شیمیایی را روی شهر «حلبچه» ریختند.
سرتیپ «ناظر حسین مصطفی» دومین افسر عالیرتبه عراقی ک طی عملیات جبهه شمالی به اسارت درآمده است، گفت: «هنگامی که سه فروند هواپیماهای جنگی عراق اقدام به فرو ریختن بمبهایشان بر روی شهر «حلبچه» کردند و ابر سفید از گازهای سمی متصاعد شد من از فاصله سه مایلی شاهد این صحنه بودم.»
مصاحبه روزنامه المیسی ژیرو چاپ ایتالیا مورخ 5/4/1988 با یک رهبر عراقی ساکن کوهستانهای کردستان
«علی عبدالعزیز» ساکن کوهستانهای کردستان، مسلمان سنی و دومین مقام مذهبی کرد عراق در شهر «حلبچه» است. او در شانزدهم مارس، شاهد بمباران شیمیایی مردم توسط هواپیماهای عراقی بوده است.
چگونه فهمیدید اتفاق در حال وقوع است؟
«همگی خود را روی زمین انداختند، سپس دیدم که بعضی قدرت دوباره ایستادن را ندارند. نزدیک من گروهی از کودکان و زنان بودند، نوزده نفر آنها را شمردم. یک هواپیما، بمبی پرتاب کرد. آنها خود را بر زمین انداختند سپس هیچ حرکتی نکردند. بدن کودکان تغییر شکل داده بود آنان حیوانات کوچکی به نظر میرسیدند.»
آیا آنها خواب میدیدند؟
«هواپیما پایین میآمدند، در ارتفاع نزدیک به 200 تا 300 متر. ولی نمیتوانستند بیشتر پایین بیایند، زیرا در آن لحظات شهر در حال سوختن بود. همه جا را دود فرا گرفته و آسمان مانند شب بود. آن شب و روز بعد نیز هواپیماها برگشتند، ولی هیچگونه دفاع نظامی وجود نداشت. مطلقاً هیچ، آنها بدون هیچ خطری، بمباران کردند شهر کاملاً بیدفاع بود و حتی یک پدافند هوایی هم نبود.»
روزنامه ژون آفریک چاپ فرانسه مورخ 6/4/1988
در بهار 1988 در کوهستانهای کردستان، بوی خردل به مشام میرسید. «حلبچه» در قلب ظلمات و در پای آتشفشان، امروز به حومه «هیروشیما» و «ناکازاکی» تبدیل شده است. از این پس هیچ کس در این شهر هفتاد هزار نفری طلوع خورشید را نخواهد دید، شهر شهیدی که نامش از هنگامی که یک میراژ «اف»1 عراقی از غرب آمد و بمبهای سیلندری خود را بر روی خانهها و مکانهایی که بچهها در آن بازی میکردند فرو ریخت، در تاریخ ثبت شد. در ساعت 16:30 دقیقه شانزدهم مارس بود که مرگ شیمیایی، مرگ زود و مرگ کثیف بر گستره شهر سایه افکند...
روزنامه ژونآفریک چاپ فرانسه مورخ 4/6/1988
آنچه که در شانزدهم مارس 1988 بر سر «حلبچه» آمده یک جنایت است ولی خاطره انسانها و ناتوانی در فراموش کردن آنها چنان است که حتی اینگونه جنایات نیز با گذشت زمان قابل احترام میشوند.
روزنامه فلوکس بلات چاپ اتریش مورخ 4/6/1988
اگر درستی ادعاعای عراق، مبنی بر استفاده از گازهای شیمیایی کشنده به منظور نابود کردن قبایل کرد ثابت شود، آنگاه دیگر به هیچوجه این «صدام حسین» نیست که بر کرسی ریاست عراق نشسته، بلکه «هیتلر» یا «موسیلینی» است.
روزنامه کامبیو چاپ اکوادر مورخ 18/4/1988
این تصاویر وحشتناک، عکیهای قدیمی سنگرهای جنگ جهانی اول را به خاطر میآورند: بدنهای درهم پیچیده و پوشیده از گردی سفید رنگ، جنازههایی با چشمهای از حدقه در آمده و پوستهای پوشیده از تاول، یک بار دیگر گاز «خردل» چون تازیانهای به گردش در آمد، تازیانهای که بعد از جنگ جهانی اول ـ به دلیل بیرحمی بیش از حد ـ ممنوع اعلام شد. اما اکنون، قربانیان، غیرنظامیان هستند که شامل زنان، کودکان و پیرمردها هستند. کشتار شیمیایی کابوسی هولناک چون جنگ اتمی است.
دکتر «ژرنیال مورل» رئیس پزشکان بدون مرز بلژیک که از ایران بازگشته است، میگوید:
انسان خیال میکند که در شهر بمبی است، شهر ارواح رها شده و مملو از جسد؛
دکتر مورل که هنوز وحشتزده است قتلعام کردها با گاز، توسط عراقیها را شرح میدهد؛
...«این شرکتها (شرکتهای بلژیکی، انگلیسی و آلمانی فروشنده ترکیبات و ماشینآلات ساخت جنگافزارهای شیمیایی به عراق)، پروتکل 1925 ژنو را در مورد ممنوعیت استفاده از گاز در جنگ ما که تاکنون 108 دولت و از جمله عراق، آن را امضا کردهاند، نقض میکنند.... امروز کردها قربانیان جنگ شیمیایی هستند، فردا نوبت کیست؟»
مقصر اصلی کیست؟
براستی جرم این مردم و بخصوص کودکان معصوم آنان چه بود آیا مذهب، زبان و یا نژاد سبب شد که اینان در مظلومانهترین حالت شهید و یا مجروح شوند؟ کردها همواره در مقابل حکومتهای زورگو سر کرنش فرو نیاورده است به این دلیل هم مورد خشم و غضب قرار گرفتند. به راستی چرا هیچکس داغ درد جانکاه و الیم کودکان یتیم حلبچه و سردشت و مجروحان ضایعه دردناک را نشنید؟
مگر مقررات و اصول پذیرفته شده بینالمللی به صراحت اعلام نکرده بودند که غیر از نظامیان در حالت جنگ میان دو کشور از هرگونه حمله و هجومی درامان خواهند بود؟ آیا کودکان معصوم حلبچهای علیه رژیم صدام جنگ میکردند یا در رؤیاهای کودکانه خود در آرزوی دیدن روزگاری آزاد و بهرهمندی از حقوق انسانی بودند؟
آیا آنانی که سلاحهای مخرب شیمیایی را در اختیار رژیم بعثی صدام گذاشتند، امروزه نبایستی جوابگوی نسلکشی مردم کرد حلبچه باشند؟ مگر سازمانهای بینالمللی نسلکشی را منع و تحریم نکرده بودند؟
پس کجایند دولتها و سازمانهایی که به دروغ دم از حقوق بشر میزنند؟ آری که این دولتهای مدعی خود بزرگترین ناقصان حقوق بشر هستند و دیگر این امر برای تمامی ملتهای آزادیخواه جهان کاملاً روشن و هویداست.