مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی گزارشی در گزارشی به اشاره به توهم اعراب در بزرگ نشان دادن خطر شیعیان در این کشورها نوشت که محرومیت شیعیان در کشورهای عربی در حال تبدیل شدن به موضوع سیاسی خطرناکی است.
به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و بر روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیجفارس کار میکند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه میشود.
تردیدی وجود ندارد که ایران در تلاش برای توسعه نفوذ خود در منطقه است اما این کاملا واضح است که این اقدام بر اساس هلال شیعی نخواهد بود.
هر چند که دولتهای عربی حوزه خلیج فارس نگرانی خود از جمعیت شیعیان کشورهای خود را ابراز داشتهاند و اعلام کردهاند که ممکن است شیعیان در این کشورها از ایران الهام بگیرند اما شواهد حقایق دیگری را نشان میدهد.
نارضایتی شیعیان در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ریشه در موضوعات داخلی دارد. شیعیان در این کشورها از حقوق یکسانی که اکثریت سنی دارند، برخوردار نیستند.
به طور مثال عربستان سعودی کنترل مساجد شیعیان در این کشور را در دست دارد و ساختار وهابیت در عربستان سعودی به شیعیان به عنوان "مرتد " نگاه میکنند.
بحرین جمعیت شیعیان در آن قابل توجه است اما حاکمان سنی این کشور را اداره میکنند و شیعیان از شغلهای دولتی و بسیاری از امکانات دیگر محروم هستند از سویی دیگر دولت بحرین در تلاش است با دادن تابعیت به سنیها از دیگر کشورها تعادل جمعیتی در این کشور را تغییر داده و تعداد سنیها در بحرین را افزایش دهد.
آمارهای جمعیتی نشان میدهد که طی سالهای اخیر تعداد شهروندان سنی در این کشور افزایش ناگهانی داشته است حال آنکه میزان واقعی زاد و ولد در این کشور کاهش داشته است.
موضوع تحریک شدن شیعیان در کشورهای عربی در حال تبدیل شدن به یکی از موضوعات سیاسی خطرناک بوده که در حال توسعه است و در حال تاثیر گذاری بر سیاست دولتها است این موضوع حتی در کشورهایی که جمعیت شیعیان در آن ناچیز است در حال دیده شدن است.
به طور مثال، در مصر که شیعیان ممکن است فقط یک درصد از جمعیت این کشور را تشکیل دهند برای چندین سال است که در نوک پیکان تبلیغات دولت مصر قر ار گرفته و این دولت با تبلیغات وسیع میکوشد اعلام کند که شیعیان در حال تبلیغ مذهب خود و اهداف ایران هستند حتی طی ماههای اخیر صدها شیعه در این کشور دستگیر شدهاند.
با وجود نگرانی مشترک، کشورهای حوزه خلیج فارس نه به مقابله با ایران میپردازند و نه در واکنشهای خود به ایران متحد هستند.
همچنین این کشورها به اندازه کافی قدرتمند نیستند که بتوانند به طور جداگانه ایران را به چالش بکشند از سوی دیگر این کشورها متفرقتر از آن هستند که بتوانند به طور متحد ایران را به چالش بکشند و هر کشوری راهکار خود در قبال ایران را پیگیری میکند.
در نتیجه کشورهای خلیج فارس نه موضع مشترکی در قبال ایران ندارند و نه سیاست مشترک.
در واقع ایالات متحده آمریکا نیز قصد دارد عدم متحد بودن کشورهای عربی در این زمینه را نیز کم اهمیت جلوه دهد.
رویکرد کشوهای منطقه نسبت به ایران با توجه به ملاحضات "ژئواستراتژیکی " اتخاذ نمیشود بلکه بر اساس موضوعات دوجانبه در روابط بین کشورها از جمله ایران اتخاذ میشود.
در پیشبرد سیاستها در قبال ایران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس رهبر ندارند. اگر چه عربستان سعودی چه به لحاظ وسعت، ثروت و همچنین پیشینه تاریخی به عنوان یک کشور مستقل، قابلیت رهبری این کشورها را دارد اما سعودیها به طور گستردهای در زمینههای اجتماعی، فرهنگی و حتی تمامی جنبههای سیاسی محافظهکار هستند.
عربستان سعودی همواره تلاش میکند تا به بهترین وجه هیچگونه تقابلی با هیچ کشوری نداشته باشد.
این رویکردها که به طور گستردهای ریشه در رویکردهای محتاطانه این کشورها دارد توسط "ملک عبدالله " پادشاه اردن که به رویکردهای صلح طلبانه و مصالحهجویانه شناخته شده به طور کامل مشخص شده است.
وی از ایران ابراز نگرانی کرده است اما هرگز این کشور را به چالش نکشیده است، به علاوه عربستان سعودی با تمامی همسایگان خود دارای منازعات مرزی است و این شگفتآور نیست که این کشور نتواند در شبه جزیره به حکمفرمانی بپردازد.
عربستان سعودی دلایل زیادی برای نگرانی از ایران دارد نخست آنکه جمهوری اسلامی چالشی برای رهبری عربستان در خلیج فارس به شمار میآید البته عربستان حضوری خنثی در منطقه دارد و از سویی این موضوع هم احتمال کمی دارد که اعضای شورای همکاری خلیج فارس به ایران به عنوان رهبر منطقه بنگرند.
عربستان نیز رهبری کشورهای دیگر این شورا را که از این کشور کوچکتر هستند قبول ندارد و نه میتواند از آنها محافظت کند.