تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۳۳۲۵۳

مفهوم مردم‏سالارى دینى چیست؟

نویسنده: علیرضا محمدى اشاره: مردم‏سالارى دینى، ناظر به مدلى از حکومت است که بر مشروعیت الهى و مقبولیت مردم و در چارچوب مقررات الهى استوار است و در راستاى حق مدارى، خدمت محورى و ایجاد بسترى براى رشد و تعالى مادى و معنوى، ایفاى نقش مى‏کند. واژه «مردم‏سالارى دینى»، اصطلاح تازه‏اى در گفتمان سیاسى دنیاست که - بر خلاف واژه‏هایى چون جمهورى اسلامى، پارلمان اسلامى و ... که همگى ترکیب‏هایى از یک مفهوم غربى به علاوه یک قید اسلامى هستند - در بستر مبانى سیاسى اسلام و متأثر از آموزه‏هاى نبوى و علوى روییده و بر آن است تا ضمن پاسداشت حقوق مردم در حوزه سیاست و اداره امور جامعه و پرهیز از الگوهاى حکومتى استبدادى، رعایت اصول و مبانى ارزشى را بنماید و بدین ترتیب، نظام اسلامى را از الگوهاى سکولار غربى تمییز دهد. براى این منظور، در حکومت اسلامى، روش نوینى مورد توجه قرار گرفته که نه استبدادى و نه لیبرالى است. مقام معظم رهبرى از این روش حکومتى، به «مردم‏سالارى دینى» تعبیر نموده‏اند،1 و در توضیح آن مى‏فرماید:

«این مردم‏سالارى (دینى) به ریشه‏هاى دمکراسى غربى مطلقاً ارتباط ندارد؛ این یک چیز دیگر است. اولاً مردم‏سالارى دینى دو چیز نیست؛ این طور نیست که ما دمکراسى را از غرب بگیریم و به دین سنجاق کنیم تا بتوانیم یک مجموعه کاملى داشته باشیم؛ نه، خود این مردم‏سالارى هم متعلق به دین است. مردم‏سالارى هم دو سر دارد... یک سر آن عبارت است از این که تشکیل نظام به وسیله اراده و رأى مردم صورت بگیرد؛ یعنى مردم نظام را انتخاب مى‏کنند؛ دولت را انتخاب مى‏کنند... این همان چیزى است که غرب ادعاى آن را مى‏کند و البته در غرب این ادعا واقعیت هم ندارد.... این حرف، متکى به نظرات و حرف‏ها و دقت‏ها و مثال آوردن‏هاى خود برجستگان ادبیات غربى است .... انتخاب مردم یکى از دو بخش مردم‏سالارى دینى است. مردم بایستى انتخاب کنند، بخواهند، بشناسند و تصمیم بگیرند تا تکلیف شرعى درباره آنها منجز بشود. بدون شناختن و دانستن و خواستن، تکلیفى نخواهند داشت.
سر دیگر قضیه مردم‏سالارى (دینى) این است که حالا بعد از آن که من و شما را انتخاب کردند، ما در قبال آنها وظایف جدى و حقیقى‏داریم...».2
وى در جاى دیگر مى‏فرماید: «مردم‏سالارى دینى ... یک حقیقت واحد در جوهره نظام اسلامى است؛ چرا که اگر نظامى بخواهد بر مبناى دین عمل کند، بدون مردم نمى‏شود؛ ضمن آن که تحقق حکومت مردم‏سالارى واقعى هم بدون دین امکان پذیر نیست...».3
به طور خلاصه در تبیین مفهوم مردم‏سالارى دینى، مى‏توان چنین بیان نمود:
مردم‏سالارى دینى، ناظر به مدلى از حکومت است که بر مشروعیت الهى و مقبولیت مردم و در چارچوب مقررات الهى استوار است و در راستاى حق مدارى، خدمت محورى و ایجاد بسترى براى رشد و تعالى مادى و معنوى، ایفاى نقش مى‏کند.4 این مدل، بر دو پایه استوار است:
1. از سویى ریشه در آموزه‏هاى وحیانى دارد.
2. این آموزه‏ها را از رهگذر خواست و اراده مردم دنبال مى‏کند.
از این رو در نظام مردم‏سالارى دینى، نظام سیاسى بر دو رکن الهى و انسانى استوار است و این نظام با در نظر داشتن اصول اعتقادى اسلام، رابطه مردم و حکومت را تبیین مى‏کند.
اصول مردم‏سالارى دینى عبارتند از:
1. فضیلت محورى. 2. هدایت محورى. 3. حاکمیت الهى. 4. ایمان دینى. 5. انتخاب مردمى. 6. آرمان گرایى. 7. تکلیف محورى. 8. شایسته سالارى. 9. قانون محورى. 10. رضایت‏مندى.5
وجوه اشتراک و افتراق مردم‏سالارى دینى با مردم‏سالارى غیردینى عبارتند از:
الف) وجوه اشتراک:
1. ذى حق دانستن مردم و حرمت نهادن به ملت.
2. زمینه سازى براى مشارکت مردمى در تمام مراحل تصمیم‏گیرى سیاسى و اجتماعى.
3. تعیین انتخابات، به عنوان طریق قانونى اعمال مردم‏سالارى.
4. الزام به رأى اکثریت در امور اجرایى.
5. احترام به آزادى‏هاى فردى و جمعى.
6. توسعه همه جانبه و رشد و شکوفایى خلاقیت‏ها در پرتو تضارب آرا و تعامل افکار.
ب) وجوه افتراق:
1. در مردم‏سالارى سکولار، حاکمیت ملى به طور مطلق پذیرفته مى‏شود؛ ولى در مردم‏سالارى دینى با پذیرش حاکمیت مطلق خداوند، حاکمیت ملى نسبى خواهد بود.
2. مردم‏سالارى سکولار، رأى اکثریت را به صورت مطلق ملاک عمل قرار مى‏دهد؛ اما در مردم‏سالارى دینى در بعد قانون‏گذارى، رأى اکثریت در چارچوب شریعت پذیرفته مى‏شود.
3. در مردم‏سالارى سکولار، حاکمیت اولاً و بالذات از آن مردم است، ولى در مردم‏سالارى دینى، حاکمیت اولا و بالذات از آن خداست و حاکمیت مردم در طول حاکمیت خداوند است و نه در عرض آن.
4. در مردم‏سالارى سکولار، دین صرفاً امرى شخصى و مربوط به حوزه فردى است؛ اما در مردم‏سالارى دینى، دین، حوزه فردى و اجتماعى مردم را در بر مى‏گیرد.
5. مردم‏سالارى سکولار با مردم‏سالارى دینى در ارائه تعریف از بشر و حقوق آن در پاره‏اى از موارد دیگر با هم اختلاف دارند.6
نکته آخر این که سه بحران در طرح نظریه مردم‏سالارى دینى موءثر بوده‏اند:
1. بن بست تئوریک اندیشه سیاسى غربى. 2. بن بست دمکراسى در مقام عمل. 3. بحران معنویت و دین.7
در هر صورت، «امروزه مردم‏سالارى دینى در نظام جمهورى اسلامى، حرف نو و جدیدى است که توجه بسیارى از ملت‏ها، شخصیت‏ها و روشنفکران عالم را به سوى خود جلب کرده است».8 این مردم‏سالارى، برخاسته از دین است و ریشه‏هاى عمیق مذهبى دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات