تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۳  ، 
کد خبر : ۱۳۳۴۵۸
انتخابات و پس از انتخابات در گفت‌وگوی تهران امروز با سعید ابوطالب:

اکثریت اصولگرایان به احمدی‌نژاد رأی ندادند

مطهره شفیعی اشاره: مستندساز اصولگرای سال‌های گذشته ، اینک به منتقدی صریح در عرصه سیاست تبدیل شده است. ‌سعید ابوطالب پس از پایان چهار سال حضور در مجلس هفتم، اینک ترجیح می‌دهد در دفتر مستندسازی خود در خیابان یوسف آباد بماند و به جنجال‌های سیاسی وارد نشود. ابوطالب در زمان انتخابات مجری برنامه پربیننده جریان بود اما عمر حضور این نماینده سابق مجلس در جریان بسیار کوتاه بود چرا که طبق شنیده‌ها ، فشارهای وارد بر ابوطالب او را از حضور بیشتر، منصرف کرد .ابوطالب تاکید می‌کند که اصولگرا بودنش مایه افتخار اوست اما دولتی ها را اصولگرا نمی داند. روایت خاص خود را از حوادث پس از انتخابات دارد. بحث توطئه را در می‌کند و می‌گوید: باید به صورت جدی معترضان را در نظر گرفت ولی در عین حال ادعای آنها مبنی بر تقلب را رد می‌کند و آن را ناشی از ناتوانی در تحلیل می‌داند، می‌گوید آنها حق اعتراض، داشتن حزب و رسانه دارند. می‌گوید دولت حداقل 14میلیون منتقد دارد و صدای آنها باید شنیده شود به دولت انتقاد می‌کند و آنها را مقصر بسیاری از اتفاقات می‌داند و می‌گوید در پی این حوادث از حامیان 24میلیونی احمدی‌نژاد کاسته شده، عملکرد صداوسیما را نقد می‌کند و جالب‌تر از همه آنکه می‌گوید اطلاع دارد اکثریت اصولگرایان به احمدی‌نژاد رأی ندادند.

* شما یک مستندساز هستید و تاکنون مستندهای سیاسی هم ساخته‌اید. سوال این است که حوادث قبل، حین و پس از انتخابات را چگونه تحلیل و ارزیابی می‌کنید؟
**باید بپذیریم که در کشوری زندگی می‌کنیم و تجربه طولانی مدت در دموکراسی و مردم‌سالاری واقعی را نداریم. صدها سال حکومت‌های اقتدارگرا بر ما حاکم بوده‌اند که حق حرف زدن و اندیشیدن را به ما ندادند. لذا توده مردم ما به گمانه‌زنی‌ها و در گوشی حرف زدن‌ها عادت کرده بودند البته این معضل پس از انقلاب اسلامی به تدریج در حال کاهش است اما زمان زیادی لازم است تا سابقه صدها سال گذشته از بین برود. متاسفانه به همین دلیل است که هنوز عادت کرده‌ایم گمانه‌زنی ‌کنیم و دچار توهم توطئه هستیم. فکر می‌کنیم که پشت هر اتفاقی،سناریویی از پیش نوشته شده وجود دارد که همین مساله قدرت نقد و تحلیل صحیح را از ما می‌گیرد. حتی برخی اوقات در محافل دانشگاهی هم دچار توهم توطئه هستیم. یعنی به جای اینکه از شاخص‌های رفتار دشمن در عرصه بین‌المللی و سیاسی به نتایج علمی برسیم و برخورد خود را با آن تنظیم کنیم، دچار توهم توطئه می‌شویم و فکر می‌کنیم پشت هر مساله‌ای دست انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها وجود دارد و نمی‌توانیم تحلیل درست از ماجرا داشته باشیم. من در رشته علوم سیاسی دارای اساتیدی بودم که رسما اعلام می‌کردند انگلیس در پشت هر اتفاقی است که در ایران و حتی خاورمیانه رخ می‌دهد. آنها نمی‌توانستند برای این ادعای خود دلیلی بیاورند. ما و شما هم به عنوان اصحاب‌رسانه نباید اجازه دهیم که دچار بیماری توهم توطئه شویم؛ بیماری‌ای که برخی دولتمردان و سیاسیون ما به آن مبتلا هستند. هیات تحریریه برخی رسانه‌های ما که قبل از انقلاب هم سابقه انتشار داشتند دچار توهم توطئه هستند. یعنی وقتی حرفی زده می‌شود یا اشتباهی رخ می‌دهد، می‌گویند دست بیگانگان در میان است و از خارج کشور هدایت می‌شود. من معتقدم حوادث پس از انتخابات می‌تواند چند دلیل داشته باشد که یکی فقدان قدرت تحلیل شرایط فرهنگی و اجتماعی در قبل از انتخابات در نخبگان بود که هنوز هم این قدرت را ندارند. نشانه آن را می‌توان در انتخابات 76 هم یافت یعنی در آن سال برخلاف انتظار همه نخبگان، اصحاب سیاست و رسانه‌ها، آقای خاتمی رای آورد و همه شوکه شدند که این شوکه شدن مساله خوبی نبود و نشان داد که قشر نخبه ، اصحاب رسانه و قدرت، توده مردم را نشناخته‌اند لذا شوکه شدند. در انتخابات مجلس و شورای شهر هم که اصولگرایان رای آوردند، طرف مقابل عصبانی شد و عنوان کرد که تقلب شده است. وقتی داد می‌زنیم که تقلب شده یعنی کف خیابان‌ها را نمی‌شناسیم و نمی‌توانیم سلیقه مردم را بسنجیم و زمانی که مردم خلاف نظر ما رای می‌دهند، دچار هذیان گویی می‌شویم. در مورد انتخابات اخیر هم معتقدم که باید مولفه‌های اصلی را کشف کرد تا بفهمیم چرا نتایج انتخابات همانی نبود که فکر می‌کردیم و بعد چه می‌شود که هر دو طرف (آنهایی که رای آوردند و آنها که باختند) دچار توهم هستند. اینکه از قبل بگوییم توطئه‌ای در کار بوده است را قبول ندارم زیرا قدرت تحلیل از جریان‌های سیاسی و واکنش‌های اجتماعی نداریم که به ضعف ما در حوزه علوم انسانی به‌ویژه جامعه شناسی سیاسی باز می‌گردد.
* به علوم انسانی اشاره کردید. چرا در ماه‌های اخیر به این میزان به علوم انسانی ایراد وارد می‌شود؟
** ما در علوم انسانی ضعف داریم و در این حوزه بی‌سواد هستیم. آنچه در دانشگاه تدریس می‌شود تاریخ علوم انسانی یا تاریخ علوم سیاسی است چنان که داریم تاریخ فقه سیاسی را می‌خوانیم. ما چیزی به نام فقه سیاسی نداریم و تنها این موضوعات را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم اینها رشته‌هایی هستند که دائم در حال تغییرند و ارزش این علوم به یافتن قدرت تحلیل است که در این مورد ضعیف بودیم. کسی پیدا نمی‌شود که در قبل از پدیده‌های مهم اجتماعی و سیاسی مانند انتخابات و پدیده 25 خرداد آنها را پیش‌بینی کند و همین موضوع نشان می‌دهد که در این حوزه صاحب اندیشه و تئوری نیستیم و بسیار بی‌سواد هستیم. به دلیل همین بی‌سوادی است که دچار توهم توطئه می‌شویم.
* پس به طور کل نافی بحث توطئه در حوادث پس از انتخابات می‌شود؟
** از آن جا که نتیجه انتخابات را کسی نمی‌دانست، لذا کسی هم نمی‌توانست برای بعد از آن برنامه‌ریزی کند. دو طرفی که به انتخابات وارد شدند، می‌اندیشیدند که پیروز هستند که دلیل آن هم ضعف اطلاعاتی و عدم تحلیل‌ صحیح آنها بود. احزابی که در نظام‌های دموکراتیک دنیا رقابت می‌کنند، قبل از انتخابات می‌فهمند که وضعیت آنها چگونه است اما برای داشتن حضور سیاسی از خالی کردن عرصه رقابت خودداری می‌کنند. درست است که در کشور ما آقای رئیس‌جمهور، پیروزی یک سیاهپوست را در انتخابات محال می‌دانست اما اوباما پیروز شد.
در کشور ما هم، این که دو گروه فکر می‌کردند پیروز انتخابات هستند لذا اگر برنامه‌ای داشتند برای بعد از پیروزی بود و بر همین اساس، نمی‌توان گفت که اتفاقات رخ داده با برنامه‌ریزی قبلی بوده است. اظهارنظرهای پس از انتخابات دو طرف هم این موضوع را نشان می‌داد. برخی سایت‌های نزدیک به دولت قبل از پایان انتخابات اعلام کردند که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور است و حتی درصد این پیروزی را اعلام کردند و از آن طرف هم قبل از پایان شمارش آرا آقای موسوی اعلام کرد که پیروز انتخابات است. این نشان می‌دهد دوطرف تحلیل درستی از وضعیت اجتماعی ندارند.
* براین اساس، شما ادعای تقلب را ناشی از ناتوانی در تحلیل اتفاقات می‌دانید؟
** ما نمی‌توانیم در اصل انتخابات تردید کنیم اگر کسی بگوید چون من باختم پس تقلب شده است حرف غلطی است البته نمی‌توان منکر تخلف در انتخابات شد. معتقدم جریانی که دولت مستقر را داشته، دچار تخلفات عدیده‌ای ‌ در قبل از انتخابات شده است که به معنای تقلب در انتخابات نیست. واقعیت سیاسی جامعه ما این گونه است و لوازم دموکراسی در حال تکامل هم همین موضوع است یعنی ممکن است برخی از ارکان قدرت اعمال غیرقانونی انجام دهند.
* دلیل آن چیست؟
** نداشتن تجربه مردم‌سالاری و آزادی تا قبل از انقلاب یکی از دلایل است. از سویی، دارای نهادهای مردمی قوی هم نیستیم و در کنار آنها دارای اقتصاد نفتی هستیم. زمانی که اقتصاد، نفتی باشد دولت رانتینر می‌شود. یعنی دولتی که صاحب همه منابع نفتی و منابع مالی است و بر ثروت و رسانه‌ها تسلط دارد لذا شما نمی‌توانید نهادهای مردمی قوی در حوزه‌های سیاسی فرهنگی و... داشته باشید.
* این تخلفاتی که گفتید از چه جنسی بودند؟
** بله . رفتار بسیاری از دولتمردان و رسانه‌های ما سرشار از تخلف است و اگر این تخلفات انجام نمی‌شد، در نتیجه انتخابات تاثیر می‌گذاشت اما به این معنا نیست که من ادعا کنم در انتخابات تقلب شده است. تقلب در انتخابات ما غیرممکن است زیرا انتخابات‌های ایران به صورت دستی انجام می‌شود و متکی بر نیروی مردمی است و ناظران زیادی از هر دو طرف پای صندوق‌های رای حضور داشتند لذا نمی‌توانید بگویید که تقلب شده است. باز هم می‌گویم تخلفاتی قبل از انتخابات صورت گرفته که مربوط به ذات جامعه سیاسی ایران است و هیچ‌کاری هم نمی‌توان کرد البته در نتیجه انتخابات موثر بوده است.
* آیا گروهی که بازنده انتخابات بوده، حق بر هم زدن بازی را داشت؟
** نه. اگر نتیجه را قبول نکنند یعنی با واقعیات سیاسی جامعه ایران آشنایی ندارند و تصورشان زندگی در سوئیس و فرانسه است. طرف بازنده باید واقعیات را بپذیرد و قبول کند که انتخابات را با همه اتفاقات درست و غلطش به رقیب واگذار کرده است. اگر فرد بازنده به نتیجه تن ندهد جامعه به سمت آنارشیسم می‌رود که دیگر کسی در این شرایط مصونیت نخواهد داشت و ما از نظر توسعه سیاسی به
70 ، 80 سال قبل باز می‌گردیم. این اشتباه را هر کس انجام دهد مقصر است؛ چه دولت مستقر باشد و چه بازندگان در انتخابات. اگر اجازه ندهیم نوزاد جامعه سیاسی ما رشد کند، بالغ شود و بازی را به هم بزنیم، این نوزاد، نهال تازه به دوران رسیده آزادی و مردم‌سالاری هیچ‌گاه رشد نمی‌کند. علاوه بر این فضای ناآرام مجوز برخورد با معترضان را به وجود می‌آورد. به نفع طرف بازنده است که باخت را بپذیرد و به فعالیتی طولانی مدت بپردازد.
ادامه از صفحه 3
* کروبی در سال 84 ادعا کرد نفر دوم بوده است و از ادعای خود منصرف نشد، حزب و روزنامه تشکیل داد و در این انتخابات هم صلاحیتش تایید شد. اکنون آینده فعالیت‌ سیاسی مدعیان تقلب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** این افراد حق دارند به نتیجه انتخابات معترض باشند و حق دارند به عملکرد دولت اعتراض کنند، حق دارند دستگاه‌های مرتبط و ناظر بر انتخابات را نقد کنند اما حق ندارند کشور را به آشوب بکشانند. آنها حق دارند در انتخابات بعدی شرکت کنند و صاحب رسانه باشند. حق دارند دارای حزب باشند که اکنون ندارند، حق دارند وقتی برای راهپیمایی و تجمع درخواست مجوزمی‌کنند طبق قانون اساسی به آنها مجوز داده شود که اکنون از این حقوق محروم هستند و باید دانست که اثرات خوبی در درازمدت نخواهد داشت.
* دولت باید چه رویکردی در قبال این مخالفان و معترضان داشته باشد؟
** دولتی که تشکیل شد، حداقل 14 میلیون مخالف دارد، ضمن اینکه می‌پذیریم 24 میلیون موافق داشته است اما حرف این است که این 14 میلیون باید دیده شوند. اگر حتی این مخالفان چهار میلیون هم باشند، باید حقوق آنها محترم شمرده می‌شد. حقوق اقلیت به نسبت عددی نیست. مثال می‌زنم مگر چند آشوری و یهودی و ارامنه و زرتشتی در کشور داشتیم؟ اما به توصیه حضرت امام(ره) در قانون اساسی می‌آید که این‌ها حق داشتن نماینده در مجلس را دارند. در یکی از مستندهایم از نماینده ارامنه و سوال کردم که با چند رای به مجلس آمدید؟ پاسخ داد با دو، سه هزار رای آمدم و حق و سهم من اندازه نفر اول تهران با یک میلیون رای است. لذا حقوق اقلیت باید محترم شمرده شود و این حق به نسبت عددی نیست و بیش از این باید حقوق‌شان محترم شمرده شود. این 14 میلیون حتی اگر 4 میلیون نفر بودند حق اظهارنظر داشتند؛ باید رسانه می‌داشتند و می‌توانستند با مردم حرف بزنند.
محترم شمردن حقوق اقلیت، وظیفه شرعی و قانونی است. ولی اگر این اتفاق نیفتد به منافع ملی ضربه وارد می‌شود یعنی اگر اجازه ندهیم اقلیت اظهار وجود کند و حقوقشان نادیده گرفته شود، ممکن است بخشی از این اقلیت تبدیل به معارض شوند و ممکن است که به مبارزات غیرمدنی علیه نظام بپردازند. معتقدم آن چند میلیونی که 25 خرداد به خیابان آمدند، دچار یک ابهام هستند و احساس می‌کنند که رای آنها دیده نشده است، باید مشکل آنها حل شود و قانع شوند. برخورد با آنها باید اقناعی باشد. اشتباه است که اگر ادعا کنیم از تعداد این 14 میلیون کم شده است و بخشی از آنها نتیجه انتخابات را پذیرفتند و تنها چند هزار نفر باقی‌ مانده‌اند، زیرا ادعای کودکانه و غیرقابل قبولی است. یک ادعای نادرست دیگر این است که بگوییم این 14 میلیون، معارض و ضد انقلاب هستند که هیچ کس این ادعاها را نمی‌پذیرد. یعنی کسی نمی‌پذیرد ظرف چند ماه این 14 میلیون به 10 هزار نفر رسیده باشد و اگر بیشتر از دو، سه هزار نفر هستند، با بیگانه ارتباط دارند. هیچ کس اینها را نمی‌پذیرد. ما باید اجازه دهیم این معترضان حرف بزنند و حرف‌های آنها را گوش کنیم. آنها حرف‌های درستی هم می‌زنند. این سلوک انقلاب بوده است یعنی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شخصیت‌هایی مانند شهید بهشتی به کسانی که معترض انتخابات و رهبری بودند اجازه می‌داد در تلویزیون حاضر شوند و حرف بزنند. مگر توده‌ای ها چند نفر بودند و چقدر سهم در انقلاب داشتند که شهید بهشتی اجازه داد کیانوری در تلویزیونی صحبت کند. بر فرض که می‌خواستند خیلی‌ها را تیرباران کنند اما باید آنها حرف خود را می‌زدند. اگر پایه‌های انقلاب مستحکم شد و اقلیتها به انقلاب پیوستند به این دلیل بود که انقلاب آغوش خود را باز کرد و از حرف خود به صورت شفاف دفاع کرد.
* اما به نظر می‌رسد که اکنون ظرفیت این کارها در کشور وجود ندارد؟
** این اتفاق اکنون هم می‌تواند بیفتد یعنی افراد آگاه و با سواد و قابل اتکا از هر جریان سیاسی اجازه یابند که با مردم ارتباط برقرار کنند و در رسانه‌ها حاضر شوند. باید اجازه داد که مردم قضاوت کنند. اگر می‌گوییم مردم حق انتخاب دارند، باید اجازه دهیم مردم حرف منتقدان دولت را هم بشنوند. درست نیست بگوییم کسی حق نقد دولت را به جز خود ما ندارد. این حرف بدی است. حضرت امام(ره) می‌فرمود: نه تنها نقد برای ما نعمت است بلکه تخطئه دشمن هم نعمت است. رهبر انقلاب هم مسیر نقد را باز گذاشته‌اند. خیلی اوقات ایشان در سخنرانی‌هایشان پاسخ نقدها را می‌دهند.
* گفته می‌شود که از میزان 14 میلیون معترض کاسته شده و به 24 میلیون حامی دولت افزوده شده است. این ادعا چقدر به واقعیت نزدیک است؟
** من به آنهایی که می‌گویند از 14 میلیون منتقد کاسته شده و به 24 میلیون دیگر پیوسته‌اند، می‌گویم شواهد نشان می‌دهد بسیاری از آن 24 میلیون، به دلیل تندروی‌های افرادی در این جریان معتقدند اشتباه رای داده‌اند و باید یک نفر دیگر را انتخاب می‌کردند. آنها می‌گویند اگر می‌دانستیم این طوری می‌شود به کاندیدای دیگری رای می‌دادیم.
* گفته می‌شود هر چه از انتخابات و برخورد با معترضان می‌گذرد، شعارها رنگ و بوی رادیکال‌تری به خود می‌گیرد.
** اگر اجازه مخالفت مدنی در چارچوب قانون اساسی را ندهیم ، امکان دارد بخشی از معترضان به مبارزات غیرمدنی روی بیاورند. چنان که بعد از اتفاق 25 خرداد که به رسمیت شناخته نشد، به تدریج شعارها رادیکال‌تر شد. ممکن است بخش بسیار کوچکی از آن توده بزرگ جدا ‌شوند و به سمت برخوردهای قهری بروند و متاسفانه ممکن است دشمن در آنها نفوذ کند. من معتقدم دستگاه انتظامی و امنیتی حق دارد با حوادثی که نام آنها را آشوب و اغتشاش می‌گذاریم، برخورد کند البته آشوب و اغتشاش تعریف علمی دارد و کسی حق ندارد هر تجمعی را آشوب و اغتشاش بنامد.متاسفانه این اتفاق بارها افتاد. تلویزیون پس از انتخابات بارها این اشتباه را مرتکب شد و می‌گفت اغتشاشگران حامی یک کاندیدا. اگر از واژه اغتشاشگر و آشوبگر به درستی استفاده می‌شد معلوم می‌شود که این اغتشاشگران طرفدار هیچ کاندیدایی نیستند بلکه علیه نظام و قانون اساسی هستند که باید قاطعانه سرکوب می‌شدند.
* بحث تلاش برای انجام انقلاب مخملی از سوی موسوی و کروبی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** نمی‌توانید بگویید پدیده 25 خرداد یا اتفاقات مشابه آن کودتای مخملی است. کسی که این ادعا را می‌کند، اطلاعات‌ درستی از انقلاب مخملی ندارد. هیچ‌گاه در جمهوری اسلامی که نظام مردم‌سالار مبتنی بر توده مردم است، با پدیده انقلاب مخملی روبه‌رو نیستیم. انقلاب مخملی حرکت جنبش علیه حکومت اقتدارگرایی است که حکومت و آشوبگران وابستگی خارجی دارند اما در نظامی که از مولفه‌های دموکراسی برخوردار است، انقلاب مخملی معنی ندارد و شوخی است .
* با تعریفی که از اغتشاش کردید، اغتشاشگران از دید شما به صورت مصداقی چه کسانی هستند؟ کسانی که شیشه ماشین‌ها را خرد می‌کردند و سطل آشغال آتش می‌زدند یا کسانی که متهمان حادثه کهریزک بودند را هم اغتشاشگر می‌دانید؟
** این موارد بی‌قانونی است. مجموعه بی‌قانونی‌ها از دو طرف بود. اما نکته مهم این است که چرا برندگان انتخابات عصبانیت خود را نشان می‌دهند. در تمام دنیا هواداران کاندیدایی که می‌بازد، مانند یک مسابقه فوتبال ناراحت می‌شوند و اعتراض می‌کنند که واقعیتی اجتماعی است. برای برخورد با این عصبانیت باید برنامه داشت اما چرا عصبانیت و اعمال خشونت را از طرف کسانی می‌بینیم که برنده انتخابات هستند؟
* به نظر شما مقصراین اتفاقات یا آغازگر این اتفاقات ناگوار چه گروهی بود؟
** اگر قرار است کسی را مقصر بدانیم باید از طرف برنده گلایه کنیم و بپرسیم تو که برنده هستی برای چه روز یک‌شنبه مخالفان خود را خس‌وخاشاک خطاب کردی و آنها را عصبانی کردی؟ خدا نکند از قصد این حرف را زده باشی. من هنوز معتقدم اشتباه و بی‌تجربگی بوده است. شما به‌عنوان فرد برنده و قدرت مستقر اظهارنظرهایی کردی که طرف مقابل را عصبانی شد. طرف مقابل طبیعتا عصبانی است و به نتیجه انتخابات معترض است، البته ادله او برای ادعاهایش به حدی نیست که بتواند نتیجه انتخابات را تغییر دهد. ما باید با فردی عصبانی مدارا کنیم و اجازه دهیم حرفش را بزند. دامن زدن به عصبانیت کار عاقلانه‌ای نیست.
* تحلیل شما از دلایل اعتراضات چیست؟
** این اعتراض محصول اتفاقاتی است که تمام آن به انتخابات مربوط نمی‌شود و باید آن را تحلیل کنیم. اتفاقاتی از قبل رخ داده که عده زیادی را دلخور کرده است. عده زیادی که دلخوری خود را در انتخابات با رای دادن به نفر دیگری به‌نام میرحسین موسوی ابراز کردند. حالا که میرحسین موسوی رای نیاورد، آیا دلخوری آنها فروکش کرد؟ معلوم است که فروکش نکرد. 14 میلیونی که به احمدی‌نژاد رای ندادند به سیاست‌های کلی دولت مستقر معترض بودند. بنابراین به فرد دیگری رای دادند ولی باز هم دلخور می‌مانند، مگر اینکه دولت از آنها دلجویی کند و سیاست‌های داخلی و خارجی را درست کند که من هیچ نشانه‌ای نمی‌بینم زیرا دولت پیام مخالفان را درک نکرده است. با دولتی مواجه هستیم که مخالفان را به رسمیت نمی‌شناسد و آنها را خس‌وخاشاک می‌خواند. در جلسه‌ای که سران ستادهای کاندیداها خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودند، ایشان چندبار تاکید کردند دولتی که رای آورده 14 میلیون مخالف دارد و باید حرف مخالف را شنید. طرف پیروز انتخابات هیچ‌گاه به نظر رهبری توجه نکرد و معتقدم غافلانه یا عامدانه علیه رهبری کار می‌کنند.
ما نمی‌گوییم این 14 میلیون جزو نخبگان کشور هستند. هرچند آنالیز آرا نشان می‌دهد که این‌گونه است و مشخص شده که 14میلیون جزو توده‌های شهرنشینی بوده‌اند که سطح تحصیلات بیشتری دارند و توقعات آنها نظام‌مند است. توقعاتشان در حد آب و گاز و جاده نیست.
اشتباهی که بعد از انتخابات کردیم و هر روز بر آن دامن می‌زنیم اینجاست که نمی‌خواهیم این 14 میلیون را به رسمیت بشناسیم و حرف آنها را بشنویم. حتی رسانه ملی نمی‌خواهد این توده عظیم را به رسمیت بشناسد.
* به صداوسیما اشاره کردید، در مورد نقش صداوسیما در این اتفاقات نظرات مختلف و متعارضی وجود دارد، نگاه شما به عنوان یک فرد رسانه‌ای در مورد عملکرد رسانه ملی چیست؟
** در رهنمودهای رهبری به آقای ضرغامی به این نکته اشاره شده است و نشان می‌دهد رهبری انقلاب از صداوسیما راضی نیستند. ایشان صداوسیما را در ایجاد شکاف اجتماعی مقصر می‌دانند. فقط رسانه ملی در این حوزه وظیفه ندارد؛ مجلس هم وظیفه دارد چرا که تجلی مردم‌سالاری است که در فقدان نهادهای مردمی و احزاب سیاسی باید بار همه را به‌دوش بکشد البته مجلس بیشتر از رسانه ملی وظیفه دارد. در درجه بعدی روحانیت، دانشگاهیان و روشنفکران و اصحاب رسانه هستند که وظیفه دارند جلوی عمیق شدن شکاف‌های اجتماعی را بگیرند. باید اصل شکاف اجتماعی پذیرفته شود. شکاف اجتماعی که بر شکاف طبقاتی تکیه دارد. معتقدم عملکرد دولت سبب شد شکاف اجتماعی مضاعف بر شکاف طبقاتی و شکاف بین نسلی شود که نمونه شکاف بین نسلی را اکنون می‌بینید. اتفاق آقای کلهر با دخترش یک شکاف بین نسلی بود. شکاف بین نسلی به شکاف طبقاتی افزوده شده است؛ یعنی دولت به‌جای اینکه اصل نظر مخالفان را بپذیرد، به عمد یا جاهلانه آن را بر شکاف طبقاتی منطبق می‌کند که برای نظام خطر دارد. یعنی اگر این اختلاف اجتماعی به‌راحتی قابل ترمیم است، منطبق بر شکاف طبقاتی شود، قابل ترمیم نیست. دولت جاهلانه یا عامدانه این دو شکاف را روی هم می‌اندازد و از این جریان سود می‌برد یعنی رای طبقه محروم را با وعده وعیدها و شعارهای پوپولیستی با خود یکسان می‌کند و از این شکاف‌های طبقاتی سوءاستفاده می‌کند.
* ارزیابی شما در مورد میزان تداوم این اعتراض‌ها چیست؟
** نفس اعتراض خوب است و نشان‌دهنده زنده بودن جامعه است. اگر جامعه‌ای رای دهد و به نتیجه رای خود اهمیت ندهد با جامعه‌ای مرده مواجهیم. باید قدر این پدیده را بدانیم. اگر مردم برای رای خود اهمیت قائل نباشند یا اصلا به‌پای صندوق‌های رای نیایند، یک حکومت الیگارشی شکل می‌گیرد. یعنی الیگارشی احزاب رسانه و قدرت. یعنی حکومت اقلیتی که رسانه و ثروت را در اختیار دارد. باید قدر این پدیده را بدانیم که 85درصد مردم رای می‌دهند و نتیجه انتخابات برایشان مهم است. این پدیده حاصل روشنگری امام است. اگر این اعتراض‌ها شنیده نشود، به صورت بطنی در می‌آید.
* پس از انتخابات کمیته‌هایی به نام کمیته‌های وحدت شکل گرفت.‌فکر می‌کنید که این کمیته‌ها به سرانجامی برسند؟
** اصل ایجاد یک شکاف اجتماعی را اگر بپذیریم باید به دنبال راه حل باشیم. آن جریان پیروز انتخابات به هیچ وجه رضایت نمی‌دهد که سهمی به مخالفانش بدهد.
* سهم در چه؟
** سهم در اداره کشور یا حداقل اظهارنظر در اداره کشور.افرادی منتسب به برندگان انتخابات در حوزه‌های انتظامی و مجلس و رسانه‌ها حضور دارند که از قدرت و پیروزی مست هستند و به واقعیات اجتماعی تن نمی‌دهند و تصورشان این است که این برنده بودن ادامه دارد و فکر می‌کنند همیشگی است. آنها مخالفان خود را عصبانی‌تر می‌کنند و به وحدت ملی تن نمی‌دهند. آن چه تحت عنوان وحدت ملی مطرح شده از سوی شخصیت‌هایی بوده که دارای سوابق درخشانی در قبل و بعد از انقلاب هستند که از آن نمونه می‌توان به آقایان هاشمی، رضایی، ناطق‌نوری و مهدوی‌کنی اشاره کرد. نمی‌توان گفت که این شخصیت‌ها غرض سیاسی دارند یا منتقد دولت هستند اما جریان برنده انتخابات فکر می‌کند که می‌تواند یکه‌تازی کند و تن به وحدت ملی نمی‌دهد.
* آیا شما در زمان انتخابات عضو جریان حامیان میرحسین موسوی بودید؟
** من برای آقای موسوی تلاشی نکردم.
* یعنی در جبهه اصولگرایان حامی موسوی هم نبودید؟
** نه.
* جریان اصولگرایان حامی موسوی بعد از انتخابات چه شد؟
** آن عده که به‌نام اصولگرایان حامی موسوی دور هم جمع شدند، مانند آقای اکرمی، حاضر شدند خود را در افکار عمومی آشکار کنند. آنها جزو افراد شجاعی بودند که موضوع را رسانه‌ای کردند اما به دلایل فرهنگی و سیاسی جامعه ایران، بسیاری از اصولگرایان به آقای احمدی‌نژاد رای ندادند و حاضر نیستند این مساله را عنوان کنند. با قاطعیت می‌گویم اکثریت قریب به اتفاق اصولگرایان در این انتخابات به آقای احمدی‌نژاد رای ندادند. اما خیلی صلاح نمی‌دانستند که این را علنی کنند. باز هم قاطعانه می‌گویم خیلی از رهبران اصولگرا به آقای احمدی‌نژاد رای ندادند. اگر اجازه داشتم اسم بیاورم از کسانی نام می‌بردم که باورکردنی نیست. اکثر آنها به رضایی یا موسوی رای دادند.
* و اکنون چه نظری دارند؟
** خیلی از اینها به رفتارهای موسوی در پس از انتخابات معترض هستند که طبیعی است اما در مجموع نه‌تنها از تعداد آنها در نقد احمدی‌نژاد کم نشده است بلکه به تعداد آنها اضافه شده است. آقای احمدی‌نژاد پس از انتخابات دچار اشتباهات مکرری شد و حالا می‌توان قاطعانه گفت که احمدی‌نژاد اصولگرا نیست بلکه کاندیدای مستقل است که در برخی اندیشه‌ها شبیه اصولگرایان است و در برخی مخالف اصولگرایان است. نسبت ایشان با روحانیت و مراجع، نسبتی است که از یک اصولگرا توقع نداریم. یعنی رفتار ایشان و نزدیکانشان با مراجع قابل توجیه و رفتار صحیحی نبوده و هنوز هم نیست.
به‌خاطر اشتباهات آقای احمدی‌نژاد مانند تعلل در اجرای حکم رهبر انقلاب مبنی‌بر عزل مشایی، خیلی‌ها از حمایت او برگشتند زیرا ایشان جایگاه بلندتری نسبت به مشایی دادند و اکنون مشایی است که دولت را اداره می‌کند و وزرای پیشنهادی را تعیین می‌کند. این جامعه متدین و انقلابی ما و بیوت علما از رفتار آقای مشایی نگران است. همین نظرات او در مورد خدا که اخیرا ابراز شده، نشان می‌دهد که این تفکر بسیار التقاطی و خطرناک است. اصرار مشایی بر اموری که با فضای مذهبی ما هماهنگی ندارد و مانند مراسم ارکستر و حضور در مسابقات ورزشی مختلط و... باعث شده بسیاری از اصولگرایانی که با احمدی‌نژاد بودند از او روی‌گردان شوند.
* راه‌حل اختلاف را از چه کسانی باید پرسید؟
** دو روش در ذهن من است که یکی قانونی و دیگری فراقانونی است. روش قانونی تن دادن به نتیجه انتخابات است و روش قانونی دوم، اصلاح قانون انتخابات است. اصلاح قانون انتخابات اکنون کار مجمع تشخیص مصلحت نظام است. زیرا این قانون یکبار در مجلس تصویب شده و به شورای نگهبان رفته و در آنجا ایراد گرفته و به مجلس بازگشته است و سپس به مجمع تشخیص ارجاع شده است. باید منتظر باشیم مجمع این قانون را به‌نحوی اصلاح کند که تقلب‌های احتمالی شکل نگیرد و همه افراد بتوانند ناظر بر انتخابات باشند. من هم این کار را بلوغ و قدمی به‌سمت دموکراسی می‌دانم. اگر قانون انتخابات اصلاح شود، من آینده‌ای روشن برای انتخابات بعدی می‌بینم که مردم بدون نگرانی و دغدغه خدشه‌دار نشدن انتخاباتشان به مشارکت می‌پردازند. همه باید به ریش‌سپیدی افرادی که از بزرگان نظام و مورد تایید امام و رهبری هستند مانند آقای هاشمی، مهدوی‌کنی و ناطق‌نوری تن دهند که در دو طرف ماجرا نباشند. افرادی که من نام بردم در دو طرف ماجرا نیستند هرچند احمدی‌نژاد اصرار داشت که آقای هاشمی و ناطق نوری را به طرف مقابل خود هل دهد. اینها باید ریش‌سپیدی کنند و اگر کسی مانع ریش‌سپیدی باشد یعنی مشکلی در کار خودش وجود دارد. همین افرادی که در شکل‌گیری مجالس قدیم و انقلاب اسلامی نقش داشتند مانند آقای هاشمی رفسنجانی که همیشه با امام(ره) بوده است و بیش از هر کس دلش برای نظام می‌سوزد ، می‌توانند ریش‌سفیدی کنند. همه ما به ریش‌سفیدی فردی مانند آقای هاشمی که نزدیک‌ترین فرد به رهبری است،یا آقایان ناطق نوری، مهدوی کنی، ‌ عسگر اولادی تن می‌دهیم زیرا آنها می‌توانند راهکارهای برون رفت سریعتری را در پیش روی همه بگذارند اما من زیاد امیدوار نیستم.
* منظورتان چیست؟ به نتیجه بخش بودن ریش سفیدی امیدوار نیستید؟
** من معتقدم جریانی که پیروز انتخابات است، به اصول اخلاق سیاسی پایبند نیست.
* با این حساب، شما معتقدید گام نخست را باید برنده انتخابات بر دارد؟
** بله؛ زیرا آنها اکنون قدرت را در اختیار دارند. من می‌گویم راهی نداریم غیر از اینکه واقع‌بین باشیم و نتیجه انتخابات را بپذیریم. سپس به دنبال راه‌حل‌های جدید باشیم. بپذیریم که اصرار بر ابطال انتخابات اصرار منطقی‌ای نیست. زمانی که رهبر انقلاب ، انتخابات را تایید کردند، این انتخابات تایید شده است البته بخشی ممکن است معترض باشند که اعتراض حق همه است اما طبق قانون اساسی زمانی که رهبر انقلاب انتخابات را تایید فرمودند، دیگر نباید آن انتخابات را غیرقانونی نامید.
* شما به عنوان مستندساز آیا در زمان اتفاقات پس از انتخابات به فکر ساخت مستندی در این باره افتادید؟
** نه. در فضای کنونی نمی‌شود این کار را کرد.
* پس چرا رسانه‌های بیگانه مانند بی‌بی‌سی توانستند؟
** باید واقع بین باشیم. برای چه باید می‌ساختم؟زمانی که به مستند اقلیت و اکثریت که در زمان نمایندگی خودم در مجلس ساختم و یک واقعیت سیاسی بود، حتی در جشنواره سینما حقیقت اجازه پخش پیدا نکرد، چرا باز هم باید فیلم بسازم؟من اهل فیلم ساختن برای کشورهای خارجی نیستم و دوست دارم فیلمی که می‌سازم در کشور خودم نمایش داده شود.
* پس اتفاقات را چگونه باید ثبت کرد؟
** اینها ثبت می‌شود. شما نگران نباشید.
* شاید منظورتان رسانه یوتیوب است.
** این هم جزو واقعیات اجتماعی است. البته من برخورد هنجاری نمی‌کنم . نمی‌گویم خوب است یا بد. من می‌گویم وقتی اتفاقاتی رخ می‌دهد نمی‌توانیم ادعا کنیم که نبوده است. روز 25 خرداد را مثال می‌زنم. آیا افرادی که در آن روز به خیابان آمده بودند، را می‌شود گفت نبودند؟ آنهایی که در آن روز در خیابان بودند که خودشان می‌دانند بودند البته شاید به دلیل احترامی که برای نظام و خون شهدا قائل هستند، چیزی نگویند. اگر آنها و 14 میلیون منتقد دولت چیزی نمی‌گویند دلیل بر نبودن آنها نیست. به خدا هستند. آنها منتقد و فهیم هستند و مهم‌تر اینکه، خس و خاشاک نیستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات