تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۳۳۴۷۵

افغانستان؛ یک بستر و چند رؤیا (بخش اول)

اشاره: برای نخستین بار از زمان اشغال افغانستان توسط ارتش آمریکا (سال 2001) کاخ سفید درصدد تدوین یک استراتژی مشخص برای عملکرد خود در این کشور برآمده است. ژنرال استنلی مک کریستال فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان خواستار اعزام 40هزار نیروی تازه نفس شد و اوباما، پس از هشت نشست فشرده با مقام‌های سیاسی و نظامی آمریکا، این درخواست را رد کرد و از دستیارانش خواست راهکاری کم‌خطرتر پی‌افکنند، ضمن پاسخگویی به نیازهای نظامی، نگاهی نیز به راه حل‌های غیرخشونت بار داشته باشد. این طرح هرچه باشد، یک سؤال اساسی هنوز به جاست: آیا حضور آمریکا در افغانستان راه به جایی خواهد برد؟ در این مقاله با دیدگاه وزیرخارجه آمریکا، مشاور امنیت ملی اوباما و «رابرت فیسک» روزنامه نگار صاحب‌نظر انگلیسی در مورد تحولات اخیر افغانستان آشنا خواهیم شد. محور پرسش‌ها از کلینتون و جونز توسط «سی.بی.اس» و «اشپیگل» ، استراتژی جدید آمریکا در افغانستان است و رابرت فیسک با مقاله خود در روزنامه «ایندیپندنت» به این دو پاسخ می‌گوید. کلینتون و تصمیم سرنوشت‌ساز وزیر امور خارجه آمریکا چندی پیش در مصاحبه‌ای با شبکه «سی.بی.اس»،‌ به‎ ‎بیان دیدگاه‌هایش در مورد افغانستان و مسیر پیش روی این کشور پرداخت.‎ متن‎ ‎این مصاحبه را با هم مرور می‌کنیم.

* خانم هیلاری کلینتون بگذارید از شما در مورد‎ ‎تصمیمی که پیش روی رئیس جمهوری آمریکاست سؤال کنم. او قرار است تصمیم سرنوشت سازی در‎ ‎مسیر رو به جلو در افغانستان اتخاذ کند. تا چه حد این تصمیم برای سیاست خارجی‎ ‎آمریکا مهم به شمار می‌رود؟‎ ‎
** فکر می‌کنم یکی از بهترین راه‌ها برای‎ ‎حرکت در این مسیر است. چون رئیس جمهوری در یک روند مشورتی قرار دارد. به بهار‎ ‎بازگردیم، زمانی که ما سیاستی را به دست گرفتیم که آن را (از دولت بوش) به ارث برده‎ ‎بودیم و قصد داشتیم به آن ثبات بدهیم. او فرماندهانش را تغییر داد و با افزایش‎ ‎نیروها موافقت کرد. او گفت که می‌خواهیم انتخابات افغانستان موفق برگزار شود و سپس‎ ‎به امور کلی افغانستان رسیدگی می‌کنیم و فکر می‌کنم این روندی مهم برای او به شمار‎ ‎می‌رود که تصمیم نهایی را اتخاذ کند. در این راستا اوباما باید همه چیز را در نظر‎ ‎بگیرد. او باید شرایط منطقه‌ای و تاریخی را در نظر بگیرد. باید این را در ذهن داشته‎ ‎باشیم که این منطقه از جهان دارای مناطقی است که در امنیت طولانی مدت ما تاثیر گذار‎ ‎است.
* پیامدهای طولانی مدت سیاست خارجی آمریکا‎ ‎چیست؟‎ ‎
** اول از همه القاعده در حال متلاشی شدن است،‎ ‎اما، هنوز هم فعالیت دارد. باید القاعده ریشه کن شود. پاکستان نیز به این موضوع پی برده‏‎ ‎که ثبات و بقایش و حفظ قلمرو‌اش در گرو مبارزه با طالبان است. برخی از اعضای این‎ ‎گروه با القاعده هم پیمان هستند. می‌دانیم که گروه طالبان در حال تجهیز دوباره و‎ ‎سرعت بخشیدن به فعالیت‌هایش در افغانستان است. اهداف نهایی آنها ممکن نیست آشکار‎ ‎شود؛ اما مطمئنا اگر آنها بتوانند کنترل بخش اعظم افغانستان را به دست آورند یا‎ ‎افغانستان را سرنگون کنند، این دلیل وجود خواهد داشت که بار دیگر متصور شویم که ‎طالبان دوباره به پناهگاه‌هایی که القاعده زمانی در اختیار داشت، دست می‌یابد. می‌دانیم که پاکستان تسلیحات هسته‌ای دارد که چالش جدی به حساب می‌آید. می‌دانیم که‎ ‎ایران در مرز افغانستان و پاکستان قرار دارد. بنابراین تلاش می‌کنیم این موضوع‎ ‎را بررسی کنیم که منافع آمریکا در چه جهتی بهتر است. این اولین هدف ماست. این که‎ ‎چگونه از حملات علیه کشورمان جلوگیری کنیم؛ چگونه از حمله به منافع‌مان و‎ ‎هم‌پیمانان‌مان جلوگیری به عمل آید. اینکه از تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امن‎ ‎برای حملات آینده و فعالیت‌های شبه نظامیان جلوگیری کنیم و این که چگونه با پاکستان‎ ‎برای حمایت و ثبات دولتش همکاری کنیم. زمانی که حوادث 11 سپتامبر 2001 روی داد، من‎ ‎یک سناتور بودم. در آن زمان می‌خواستم شاهد دستگیری یا کشته شدن «بن لادن» و «ایمن‎ ‎الظواهری» باشم، اما در این مسیر آمریکا با محدودیت‌هایی روبرو بود. این به آن معنا‎ ‎نبود که ما جوامعی را که نمی‌خواست تغییر کند، تغییر بدهیم. لازم است برای ریاست جمهوری افغانستان این را مشخص کنیم که کمک ما به او و دولتش انتظاراتی به همراه دارد که لازم‎ ‎است اجرا شوند. اوباما خواهان مشاهده نتایج مثبت است. این در مورد پاکستان نیز صدق‎ ‎می‌کند. در این راستا به دنبال یک استراتژی جامع‌تر برای حمایت از دولت پاکستان‎ ‎هستیم، اما این موضوع نیز مهم است که مردم پاکستان این را درک کنند که داشتن یک‎ ‎پاکستان امن و با ثبات به نفع منافع آینده اجتماعی و اقتصادی آنهاست.
* آیا نسبت به بحث‌هایی مبنی بر این که آمریکا‎ ‎نسبت به تعهدش در قبال این منطقه از استواری لازم برخوردار نیست و این که این موضوع‎ ‎پیام منفی به هم‌پیمانان و دشمنان‌تان بدهد، نگران نیستید؟‎ ‎
** امیدوارم که این گونه نباشد، چون این مطمئنا‎ ‎آن چیزی نیست که در حال رخ دادن است. آنچه در حال رخ دادن است، روندی مشورتی است. روند انتخابات افغانستان نیز پایان یافته است و یکسری تصمیم‌ها باید اتخاذ شود.
* فکر می‌کنید اوضاع افغانستان در حال‎ ‎وخیم‌تر شدن است؟‎ ‎
** فکر می‌کنم شرایط متفاوت شده است. به یقین ‎همانگونه که مشاهده می‌کنیم، ژنرال استنلی مک کریستال در ارزیابی خود اعلام کرده که‎ ‎اوضاع در حال وخیم‌تر شدن است. طالبان در حال شدت بخشیدن به اقداماتش است و مجهزتر‎ ‎شده‌ و گسترده‌تر از پیش فعالیت می‌کند. در همین حال فکر می‌کنم تحولات مثبتی رخ‎ ‎داده که ممکن است مورد توجه قرار نگرفته باشد، چون در رأس اخبار قرار نگرفته است. تغییرات زیادی در افغانستان طی هشت سال رخ داده است. خیلی از افراد به ویژه کودکان،‎ ‎زنان و دختران به مدرسه بازگشته‌اند، دانشگاه‌ها بازگشایی شدند و اکثر افغانستان‎ ‎تحت کنترل است. اگر هم بخشی تحت کنترل دولت نباشد تحت کنترل نیروهای محلی است نه‏‎ ‎گروه طالبان. بنا بر این تصویرهای مختلفی را شاهد هستیم.
* به نظر می‌رسد اختلافاتی درون دولت در‎ ‎مورد اوضاع افغانستان وجود دارد. از سویی ژنرال مک کریستال می‌گوید که اوضاع در حال‎ ‎وخیم‌تر شدن است و از سوی دیگر به نظر می‌رسد ژنرال جیمز جونز مشاور امنیت ملی‏‎ ‎آمریکا، این فوریت را کم اهمیت جلوه داده است.
** این گونه فکر نمی‌کنم.
* ژنرال مک کریستال درخواست اعزام 40 هزار‏‎ ‎نیرو را مطرح کرده است. به نظر شما آیا باید وی این نیروها را داشته باشد؟‎ ‎
** ببینید، من توصیه‌ام را به رئیس جمهوری‎ ‎می‌گویم. این تکه‌ای از ارزیابی کلی است. در این ارزیابی به انجام اقدامات نظامی‎ ‎اشاره‌ شده است، اما باید این اقدام در کنار تحولات غیر نظامی انجام شود تا یک‎ ‎استراتژی سیاسی جامع‌تر ایجاد شود.
ما باید همه چیز را بررسی کنیم. آنچه معتقدم این است که آقای اوباما در حال‎ ‎گوش دادن به شرایط و اظهار نظرهاست. با ژنرال مک کریستال نیز دیدار داشته است، اما‎ ‎در نهایت رئیس جمهوری است که به عنوان فرمانده کل قوا باید تصمیم نهایی را بگیرد.
* نظر شما در مورد ایده‌هایی همچون ایده جو بایدن درمورد یک استراتژی نظامی محدود با‎ ‎استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین و حملات ضد تروریستی علیه القاعده چیست؟ یعنی‎ ‎حضور نظامی آ‌مریکا محدود می‌شود. آیا ایده خوبی است؟‎ ‎
** فکر می‌کنم جو بایدن بررسی دقیقی انجام داده‎ ‎و این ایده را مطرح کرده است. اما این مهم است که ما نقش‌مان را‎ ‎ایفا کنیم. این فقط جو بایدن نیست که در مورد افغانستان ایده می‌دهد.
تمامی ما در‎ ‎کنار میز هستیم و می‌گوییم «فکر می‌کنیم این کار باید انجام شود». می‌توان ایده‌های‎ ‎عراق را در افغانستان به اجرا درآورد؛ اما باید پذیرفت که افغانستان، عراق نیست.
عراق دولت مرکزی دارد که بسیار بر اوضاع مسلط است. در کل، سوابقی نیز از ارتش قوی و‎ ‎کارآمد دارد. این چیزی است که افغانستان ندارد. باید این دو موضوع را در افغانستان‎ ‎عملی کرد.
* هدف در افغانستان و پاکستان این بود‎: ‎ریشه‌کنی، نابودی و شکست کامل القاعده و جلوگیری از بازگشت آنها به افغانستان. آیا‎ ‎تحقق این هدف بدون ایجاد ثبات در افغانستان و به شکل امنیت و فرصت اقتصادی برای‎ ‎مردم افغانستان امکان دارد؟‎ ‎
** هیچ موضوعی در رابطه با خروج از افغانستان‎ ‎مطرح نیست. شرایط در افغانستان نسبت به چند سال پیش بهتر شده است و باید یکسری‎ ‎مسائل دیگر نیز بهبود یابد. در کنار ایجاد دولتی کارآمد، به دنبال آموزش نیروی‎ ‎امنیتی موثر هستیم تا از قلمرو افغانستان حفاظت کند. با امنیت است که می‌توان واقعا‎ ‎به مردم افغانستان کمک کرد.
* آمریکا چگونه می‌تواند از رئیس جمهوری در‎ ‎افغانستان حمایت کند که مردمش به او اعتماد ندارند؟‏‎ ‎
** ما باید انتظارات بیشتری از کرزی داشته‎ ‎باشیم. از سال 2003 با او همکاری داشته‌ایم. آنچه را در دولت افغانستان شاهد هستیم‎، فراگیر است.
ما با کشورهای دیگر نیز در ارتباط هستیم که دولتشان توانایی ندارد و‎ ‎متهم به فساد است و نمی‌تواند انتظارات مردمش را برآورده کند. باید راه همکاری بهتر‎ ‎را پیدا کنیم.
برخی به کرزی اعتقاد دارند و برخی ندارند، اما همه باید به دنبال یک‎ ‎دولت قوی باشند.
راهکار غیرنظامی از دیدگاه جیمزجونز
مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در گفت‌وگو با هفته‌نامه آلمانی «اشپیگل» بر این موضوع تاکید کرد مشکلی که آمریکا در افغانستان به آن دچار شده است با افزایش تعداد نظامیان حل شدنی نیست.‏           ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات