* برخی نمایندگان که شکوائیه مجلس از میرحسین موسوی را امضا کرده بودند، معتقدند عزمی برای رسیدگی به این پرونده در قوه قضائیه وجود ندارد و انتقاداتی به این مساله داشتند، شما از روند بررسی این پرونده اطلاعی دارید؟
** روند بررسی در قوه قضائیه را نمیدانم اما ما از قوه قضائیه انتظار داریم که خواست نمایندگان که در واقع خواست موکلان آنها در سرتاسر ایران است را جدی بگیرند و به آن اهمیت داده و درخواست شکایت نمایندگان را پیگیری قضایی کنند. آقای موسوی رفتار و اعمال مجرمانهای را بعد از انتخابات ریاستجمهوری از خود نشان داده و قوه قضائیه همانطور که همیشه به اعمال و رفتارهای مجرمانه رسیدگی میکند، این بار نیز باید هر چه سریعتر به این رفتار و اعمال نادرست پاسخ دهد و در برابر شکوائیه نمایندگان شعبه خاصی را برای بررسی شکایت نمایندگان اختصاص دهد. نمایندگان مجلس از قوه قضائیه انتظار دارند به وظیفه خود در پیگیری شکایت 140 نماینده عمل کرده و نگذارد کار به سوال و تذکر نمایندگان در صحن علنی مجلس برسد.
* آقای عسگر اولادی قبل از این عنوان کرده بودند که موسوی و کروبی جزو ذخایر این نظام هستند و نباید برخورد قهری با این افراد داشت اما در تازهترین اظهارنظر خود خواستار رسیدگی قوه قضائیه به شکایت نمایندگان از میرحسین موسوی شدند، به نظر شما تغییر سخنان افرادی که تا به امروز میخواستند برخورد قضایی با موسوی و کروبی صورت نگیرد به چه دلیل صورت گرفته است؟
** امتیاز قائل شدن برای افراد کار درستی نیست. همه در برابر قانون یکسان هستند و جایگاه، سوابق، دارایی و ثروت آنها نباید معیار تصمیمات قضایی قرار بگیرد. اینها نکاتی است که نظام اسلامی در برخورد با تمام مردم باید در نظر بگیرد. تجربه افرادی مانند آقای عسگراولادی نشان داده است هر قدر با افرادی نظیر آقای کروبی و موسوی با رأفت و احترام برخورد شود و از آنها خواسته شود به راه قانون بازگردند، فایدهای ندارد و بیشتر لج و لجبازی با نظام و انقلاب از خود نشان میدهند. آقای عسگراولادی در آن زمان تلاش کرد با ارائه طرحهایی مانند طرح وحدت ملی که به آقای هاشمی ارائه کرد، این افراد را به خویشتنداری دعوت کند و به وسیله طرح وحدت ملی به راه نظام بازگرداند اما ما از همان اول هم میدانستیم که این طرحها فایدهای ندارد و در نهایت دیدید که این طرح نیز باعث شد که این افراد، حرفهای بیربط بیشتری راجع به انتخابات و حوادث بعد از آن بزنند و این طرح در عمل توفیقی پیدا نکرد. موسوی و کروبی هم اکنون با طرح شدن مساله وحدت ملی گستاختر شدهاند و طوری رفتار میکنند که انگار از نظام هم طلبکارند!
* پس به نظر شما راهی که از همان ابتدا باید در مقابل ادعاهای این افراد پی گرفته میشد، چه بود؟
** موسوی و کروبی از ابتدا ادعاهایی را مطرح کردند که نتوانستند حقانیت آنها را ثابت کنند و بعد در برابر این ادعاهای بدون سند، فضاسازی و جوسازی کردند و بعد که دیدند تعداد حامیانشان روز به روز در حال کم شدن است و احتمال میرود به دلیل مطرح شدن این ادعاها محاکمه شوند، از طرح وحدت ملی استقبال کردند اما عقیده دارم که ما از همان ابتدا باید راه حق را میرفتیم و حق معیار تصمیمگیریها باید باشد و باید به این ادعاها رسیدگی قضایی میشد و به موازات آن در تصمیمات قضایی، جایگاه افراد، دارایی، ثروت و انقلابی و غیرانقلابی بودن آنها نباید مدنظر باشد و قوه قضائیه باید برای احقاق حق مردم هم که شده به سرعت به پرونده شکایت از این افراد رسیدگی کند.
* آقای عسگراولادی عضو تیمی بود که مشغول تهیه طرح وحدت ملی بودند و گفته میشد این طرح برای جلوگیری از محاکمه 2 نامزد شکست خورده انتخابات طراحی شده است، هماکنون که این اظهارنظرها از طرف وی منعکس شده باید بگوییم طرح وحدت ملی آقای هاشمی به کلی از بین رفته است.
** اعتقاد دارم سکوت پرمعنای آقای هاشمی و حمایتهای قبل و بعد از انتخاباتش از این جریان، وجود داشته و دارد و یقینا آقای هاشمی به دنبال این بود که در ادامه حمایتش از این افراد، هر تلاشی صورت بگیرد که برخورد قضایی با این افراد (موسوی و کروبی) نشود و راهی برای فرار آنها از محاکمه تدارک دیده شود اما هماکنون این اظهارنظرها درباره وحدت ملی دیگر جایی در فضای سیاسی کشور ندارد و مردم به دنبال پیگیری شکایاتشان از متخلفان انتخابات اخیر هستند که باید هر چه سریعتر انجام شود.