* نظرتان در رابطه با وحدت ملی که برخی از سیاسیون کشور مطرح کردهاند چیست؟
** طرح آشتیملی به معنای اینکه ما در جامعه وحدت، انسجام و یکپارچگی بین نیروهایی که نظام و انقلاب را قبول دارند و رهبر و نظام به معنای دولت اسلامی را هم قبول دارند است و مقام معظم رهبری هم فرمودند هر کس این چهار ویژگی را قبول داشته باشد خودی است و ما انسجام، وحدت و یکپارچگی را در این چارچوب عملی میدانیم. معتقدیم که اگر غیر این باشد راه به جایی نمیبرد. این همان حرکت اولیه انقلاب است. اگر ما این را نداشتیم نمیتوانستیم به پیروزی برسیم. اما اینکه ما امروز مستثنیاتی داریم که قطعاً مورد توجه است. همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند کسانی که امنیت کشور را به خطر انداختند و با امنیت کشور معارض و مبارز باشند یا مبانی نظام را قبول نداشته باشند و یا با دروغپردازی و شایعهپراکنی آسایش و افکار مردم را پریشان کنند، کسانی که دارای این سه ویژگی هستند و یا هر یک از این سه ویژگی را داشته باشند خودی نیستند و ما با اینها نه بهدنبال وحدت ملی هستیم و به دنبال انسجام اسلامی و معتقدیم که اینها با نظام نیستند. لذا جریاناتی که بعد از انتخابات موجب شدند امنیت جامعه ما مخدوش بشود و مبانی نظام زیر سؤال برود با دروغ و شایعهپراکنی افکار عمومی جامعه را مشوش کردند. این افراد معارض نظام هستند و مقابل نظام ایستادهاند و کسانی که در مقابل نظام بایستند وحدت ملی با اینها مفهوم ندارد. ما بر چه اساسی باید با این افراد وحدت کنیم؟ اینها نظام را قبول ندارند، اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی را قبول ندارند، رهبری را قبول ندارند که اگر قبول داشتند بعد از بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه دیگر حرفی یا عملی صورت نمیدادند و اینها بایستی عذرخواهی میکردند و به آغوش نظام برمیگشتند، اگر این کار را میکردند که شایسته یک فرد انقلابی و متدین بود ملت هم عذر آنها را میپذیرفت. وحدت ملی اصلاً معنا ندارد، فرق نمیکند که طرحکننده آن چه کسی بود اما آنچه در جامعه روحانیت مطرح شد این نبود، چون بنده عضو کمیته چند نفره هستم، ما در همان نشست اول هم گفتیم در چارچوب فرمایشات آقا حرکت کنیم و اگر در چارچوب وحدت آقا بود (غیر از این وحدت است که میخواهیم با جریانات مختلف که در مقابل نظام قرار گرفتند همپیمان بشوید) ما حاضر بودیم قدم برداریم. مقام معظم رهبری هم حساب اینگونه افراد را جدا کرد با این جمله که «کسانی که با امنیت کشور بازی کردند و دست به شایعهپردازی زدند.»
با این جملات آقا دلیلی ندارد ما به سراغ این افراد برویم و اگر قرار باشد روزی کسی سراغشان برود آن قانون است نه ما. جامعه روحانیت مبارز به هیچعنوان حاضر نبود از چارچوب فرمایشات آقا عدول کنیم و لذا الان هم این برنامه متوقف شده است.
* همانطور که خودتان اشاره فرمودید جامعه روحانیت مبارز در رابطه با طرح وحدت ملی جلساتی برگزار کرد، چرا پس از مدتی این موضوع از سوی جامعه عقیم ماند؟
** دلیلش این است که معنایی ندارد. خود مقاممعظم رهبری دعوت به وحدت کرده است و ما هم باید همین کار را انجام بدهیم. دلیلی ندارد ما گروهی تشکیل بدهیم و فرمایشات آقا را تکرار کنیم. ما دنبال چه کسانی میخواهیم برویم، چه کسانی را میخواهیم دعوت به وحدت کنیم. بنده بهعنوان مسؤول مساجد با ائمه جماعات جلساتی گذاشتم و گفتم در چارچوب فرمایشات آقا دعوت به وحدت کنند و به آنها گفتیم روشنگری کنید و الان هم طرح بصیرت برای جماعات داریم که آنها هم این کار را در مساجد انجام میدهند و در جهت فرمایشات مقام معظم رهبری در جهت شفافسازی و روشنگری قدم برداشتهاند.
* طرح جامعه روحانیت با طرح شش نفر از اصولگرایان متفاوت است؟
** ما از طرح آنها هیچ اطلاعی نداشتیم و آنچه در جامعه روحانیت اتفاق افتاد عملی است در چارچوب فرمایشات آقا، یعنی بصیرت بخشی، روشنگری و وحدت در چارچوب فرمودههای ایشان. ما خارج از چارچوب فرمایشات ایشان طرحی را نه بنا بود مطرح کنیم نه رویش کار کنیم. برای اینکه این کار کاملاً حساب شده باشد یکی از اعضا را خدمت آقا فرستادیم تا نظر آقا را هم در این رابطه جویا بشویم.
* نظر مقام معظم رهبری در این رابطه چه بود؟
** نظر مقام معظم رهبری منفی بود که کسی برود دنبال افرادی که خودشان تخطی کردند و در مقابل نظام ایستادند. لذا ما یک جلسه برگزار کردیم و در همان جلسه قید کردیم که در چارچوب بیانات رهبر انقلاب قدم برداریم و طرحی بهعنوان وحدت ملی بیان نشود.
* نظرتان در رابطه با طرح شش نفر از اصولگرایان که در مرحله پایانی بهدست مقام معظم رهبری هم رسید چیست؟
** من اولاً این طرح را نخواندهام و حتی استماع هم نکردم، نخواستهام که از مفاد آن سر در بیاورم و نمیتوانم در این باره نظر بدهم. ما معتقدیم هر آنچه بخواهد صورت بگیرد باید به اذن مقام ولایی باشد؛ بدون اذن ایشان هیچ طرح و یا موضوعی مشروعیت ندارد.
* دم زدن از وحدت ملی یا آشتی سیاسی، حرف دل امثال موسوی، کروبی و خاتمی نمیتواند باشد؟
** باید در وادی امر ببینیم نیت مطرح کنندگان این گونه طرحها چیست. آیا میخواهند چهره این افراد را تطهیر و شستو شو کنند و از یک معرکه که الان در افکار عمومی گرفتارش شدهاند نجات بدهند؛ چنین چیزی از طرف مقام معظم رهبری معذور نیست و هر کس این کار را بکند خلاف است. اما گاهی است عدهای میخواهند این وحدت را در چارچوب افرادی قرار بدهند که مقام ولایت را قبول دارند. میخواهند آسیبهایی که به پیکره نظام وارد آمده را مرتفع کنند. این کار مطلوب است. لذا اخیراً نامهای که بیش از 100 نفر از نمایندگان آن را امضا کردند و البته از سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه هم صورت گرفت، به این دلیل بود که ما رسیدیم به جایی که حرکتی تازه در مقابل نظام صورت میگرفت و دلیل دیگرش هم مراجعه بازداشت شدگان اخیر بود. بهعقیده بنده دلیل ندارد فریب خورده زندان باشد، فریب دهنده آزاد باشد و اگر بناست قانون اجرا شود قانون و عدالت اقتضا میکند اول عامل اصلی را دستگیر کنند و مجازات کنند نه فرد بدبخت فلکزدهای که جاهلاً توی سیلاب و گرداب افتاده و ناخودآگاه گرفتار آمده است. ما معتقدیم بایستی به تعبیر مقام معظم رهبری سران فتنه و فرماندهان پس از این برهه در مقابل قانون قرار بگیرند و جواب بدهند که جامعه آرام ما چرا به آن وضعیت کشیده شد. ما یک انتخابات برگزار نکردیم ما حدود 30 انتخابات برگزار کردیم و هیچ باری کار به اینجا کشیده نشد و ما معتقدیم این یک برنامهریزی از قبل تعیین شده بود. آقایان موسوی، خاتمی و کروبی میدانستند که ساز و کار انتخاباتی ما اجازه تقلب را به هیچ کسی نمیدهد و در حقیقت مردم انتخابات را برگزار میکنند و دولت آن را ساماندهی میکند والا بنده بهعنوان مسؤول مساجد میدانم در هر یک از مساجد 14 نفر بالای صندوق میایستند، از این 14 نفر چند نفر فقط دولتی هستند. گفته آقای ابطحی کاملاً درست بود و رمز آشوب تقلب بود و کسانی که رمز آشوب را تقلب گذاشتند خود متقلب هستند و این متقلبها را باید دستگیر کنند که هم مردم آرام بشوند هم آنهایی که فریب خوردند متوجه بشوند فریب دهندگان هم مجازات شدهاند.
* برخورد با افرادی که مقابل نظام ایستادند و به آبرو و اعتبار نظام ضربه زدند باید چگونه باشد؟
** به هیچ عنوان نباید با سران فتنه طرح آشتی بریزیم. «ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستمکاری بود بر گوسفندان» و حقیقت امر هم همین است. ما برای یک مرتبه هم که شده تجربه کنیم افرادی که مقابل نظام ایستادهاند را گوشمالی بدهیم تا دیگران جرأت این کار را به خودشان ندهند.
* برخی از اعضای هیأت رئیسه مجلس به ظاهر با شvکوائیه نامه نمایندگان علیه میرحسین مخالف بودهاند و حتی یکی از آنها گفته است که در نوشتن و ارسال نامه به دادستانی با هیأترئیسه مجلس مشورت نشده است؛ آیا الزام و ضرورتی وجود دارد که برای شکایت از موسوی با هیأت رئیسه مشورت صورت بگیرد؟
** نه در آئیننامه داخلی مجلس نه در قوانین برای نماینده حدودی تعیین نشده است. ما در اداره مجلس آئیننامه داریم و باید رعایت کنیم که مجلس در چارچوب آئیننامه اداره بشود، اما اظهار نظر نمایندگان هیچ محدودیتی ندارد و در این زمینه آزاد است.
* شکوائیه بیش از 100 نفر از نمایندگان قرار است به فراموشی سپرده بشود یا برعکس پیگیر آن شکوائیه خواهید بود؟
** آقای اژهای پیگیر این قضیه هستند و ما هم خواستار آن هستیم و مطمئن باشید کار را رها نمیکنیم مگر به فرمان مقام معظم رهبری.
* از رئیس قوه قضائیه و دادستانی کشور چه انتظاری در رابطه با سران آشوب و فتنه دارید؟
** ما تقاضای ملاقات از آقای لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه کردهایم و ریاست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه و اعضای آن هم به همچنین؛ برای آنکه این موضوع را پیگیری کنند، ما معتقدیم سران خاطی و فرماندهان آشوب باید توسط قوه قضائیه مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند و طبق قانون با آنها برخورد کنند و الان هم منتظر وقت از ریاست قوه قضائیه هستیم تا خواسته و مطالبات خود در این زمینه را مطرح کنیم.
* ریاست چند ماهه آیتالله لاریجانی را مخصوصاً در حساسترین برهه زمانی چگونه میبینید؟
** برخورد و سخنان آیتالله لاریجانی در جلسه تودیع و معارفه زیبا و ارزشمند بود؛ یکی دو بار دیگر هم ایشان مسائلی را مطرح کردند که امیدوار کننده بود. ما امیدوار هستیم که آقای لاریجانی ملاحظه هیچکسی را نکند و طبق قانون با افراد خاطی برخورد کند. ما معتقدیم این کار یک سیر دادگاهی و دادسرایی است. ما در این رابطه بسیار امیدوار و خوشبین هستیم.
* همانطور که شاهد بودیم حامیان موسوی در روز 13 آبان باز هم با تعداد قلیل دست به تحرکاتی البته با وسعت بسیار محدود زدند و شاهد ریزش چشمگیر حامیان موسوی بودیم. آیا اصلاحطلبان با تحرکات خود در این گونه ایام مناسبتی میتوانند به اهدافشان دست بیابند؟
** بنده معتقدم که این افراد با توجه به شرایط در انزوا قرار گرفتهاند و اینکه نظام و مردم از آنها فاصله گرفته است. افراد آشوبگر هم بخشی متدین و بخشی فریب خورده بودند که برگشتند و حساب خودشان را از اینها جدا کردند و منزوی شدگان برای بقا مجبور هستند دست به کارهایی بزنند که بگویند ما هستیم. برای آنکه ابراز وجود کنند و از غرق شدن خود جلوگیری کنند دست به چنین کارهایی میزنند. در ایام مختلف رسانههای خارجی با تاکتیکهای مختلف سعی در حضور گسترده و پرشور حامیان موسوی و جریان فتنه داشتند اما در روز 13 آبان آنقدر جمعیت قلیل و انگشت شمار بود که آنها هم مجبور شدند از تصاویر آرشیوی استفاده کنند. کسی که در حال جان کندن است، دست و پا زدن هم برایش غنیمت است و بنده معتقدم اگر آنها دست به این کارها میزنند برای این است که وانمود کنند هنوز هستیم و نمردهایم و از جان کندن خود جلوگیری کنند و اگر این کارها را نکنند چه بکنند. روز 13 آبان هم مثل روز قدس در مقابل سیل جمعیت مردم نتوانستند کاری بکنند و با آب خوردن و آدامس جویدن در ماه رمضان، حرمتشکنی نسبت به دین و عدم پایبندی به ارزشهای مذهبی را نشان دادند. آنها سعی میکنند از حضور مردم در مناسبهای مختلف سوء استفاده کنند و گرنه اگر روزی بهجز مناسبتهای خاص بخواهند در خیابان تجمع یا راهپیمایی کنند تعداد آنها آنقدر قلیل و اندک خواهد بود که دیگر نمیتوانند در مورد آن حرفی به زبان بیاورند.
* جامعه روحانیت مبارز بهعنوان مهمترین تشکل روحانیت هیچگونه درخواست یا دادخواستی مبنی بر خلع لباس آقایان کروبی، خاتمی و موسوی خوئینیها به دادگاه ویژه روحانیت نداشته است؟
** باید در این زمینه صحبتی با اعضای جامعه صورت بگیرد. چون جامعه هم یکدست و یکصدا چه قبل و چه بعد از انقلاب نبوده است فقط در آستانه انقلاب درباره تبعیت از حضرت امام (ره) یکصدا و هماهنگ بوده است و سلایق مختلفی هم در جامعه وجود دارد که نمیشود آنها را نادیده گرفت.
* خاتمی در هفته گذشته گفته بود که« ما همچنان در مقام نقد قدرت باقی میمانیم»؛ هدف وی از اینگونه اظهارات دوپهلو چه میتواند باشد؟
** مقام معظم رهبری نقد را آزاد گذاشتهاند و حتی دگراندیشان را. ما حتی در مجلس هم دگراندیشان زیادی داریم و اقلیتهای دینی هم دگراندیشند و مسلمان نیستند. اما هیچ مشکلی با هم نداریم و نقد هیچ مانعی ندارد، حالا چه نقد ظریف و نرم و چه نقد تند و صریح. نظام جمهوری اسلامی آنچنان استحکام دارد که با این لطمهها و نقدها دچار سستی و پریشانی نمیشود. اما اینکه در مقابل نظام کسی بگوید که من مقتدرانه چنین و چنان میکنم این هم از همان اشتباهات و غلطهایی است که چند بار تکرار شده است و نفعی هم نخواهد داشت. نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بعد از صدر اسلام بزرگترین، زیباترین، با ارزشترین و معتبرترین دوره اسلام بوده است. هر کس با عزت اسلامی ایران مبارزه کند خدا او را ذلیل و خوار میکند. ما معتقدیم خدا به نظام، مردم و کشور عزت داده است و این نظام نظام الهی است. ما قطعاً معتقدیم که این نظام و انقلاب لطف خدا بوده و گرنه با امکانات محدود و کم، امکان چنین پیروزی وجود نداشت.
این نظام را خدا به ما داده است و موهبت الهی است و هر کس در مقابل این نظام الهی قرار بگیرد نابود خواهد شد، دیر یا زود، ذلیل خواهد شد. کما اینکه تا به حال هر کس در مقابل نظام قرار گرفت دندههای تیز نظام با چرخش قدرتمندانه استخوانهایش را خرد و از صحنه خارج کرد. بنده معتقدم حرفهای امثال خاتمی خریداری ندارد و بیشتر کاربرد تبلیغاتی دارد و نظام با قدرت و با ثبات آمریکا و اسراییل را ذلیل و زمینگیر کرده و به زانو درآورده، شرق و غرب درماندهاند که با این نظام چه کار بکنند و در مقابل خواستههای نظام تسلیم شدهاند. این آقایان مثل اینکه درخواب به سر میبرند و متوجه نیستند که نظام کجاست، ما معتقدیم مقام معظم رهبری وقتی فرمودند آغاز دهه پیشرفت و عدالت یعنی آنکه انقلاب ما با قدرت شکل گرفت و گروه و نظامی را بیرون کرد آنهم با دست خالی، دو: دولت اسلامی بهوجود آمد، سه: نظام اسلامی تشکیل شد، چهار: کشور اسلامی براساس دیانت شکل گرفت و پنج: فرمودند الان در آغاز احیای تمدن اسلامی براساس تمدن نبوی هستیم. حالا که به اینجا رسیدیم می فرمایند آغاز دهه پیشرفت و عدالت. تمام زیرساختها محکم ساخته شد و بعد این موضوع را عنوان فرمودند. بحمدالله ارتش و سپاه ما قوی است. جوانان ما در دانش، بینش و فناوری در اوج عزت و عظمت هستند و جامعهای که به اینجا رسیده است بازگشت ندارد و نظام و کشور ما در حقیقت در اتوبان افتاده و اتوبان هم خروجی ندارد و تا آخر خط هم انشاءالله با قدرت، عظمت، افتخار و عزت جلو میرویم و امثال آقایان نمیتوانند چوب لای چرخ آن بگذارند و اینها اشتباه میکنند؛ چرا که کسی نمیتواند در مقابل رهبر معظم انقلاب و نظام بایستد و اقتداری که امروز کشور ما دارد را هیچ گاه به خود ندیده است. خود اینها هم میدانستند چه موقع به صحنه بیایند و چون پی برده بودند که اگر نظام از این مطلع بگذرد نمیتوانند هیچ کاری بکنند، اما کور خواندهاند و انقلاب و نظام عبور کردند از این چالش و فتنه و چهار روز دیگر از اینها نامی جز به بدی باقی نمیماند و لکه ننگی میشود در تاریخ انقلاب و نظام. آقایان میتوانند باز هم به خودشان بیایند و هر جور شده از این بیشتر آبرویشان نرود و کاری بکنند که به رسوایی بیشتر کشیده نشوند.
* دلیل تغییر تاکتیکهای اصلاحطلبان در ماههای اخیر که به وضوح در مطبوعات آنها دیده می شود، چه میتواند باشد؟
** آنها در حال احتضار هستند و امثال طرح وحدت ملی و... را که میشنوند دریچه نجاتی میبینند که خود را از گرداب برهانند و به محض آنکه راه گریزی میبینند فکر میکنند کشتی نجات آمد و در صدد تغییر تاکتیک در این رابطه هستند. همه اینها دلیل بر این است که آنها به آخر خط رسیدهاند و چون به آخر خط رسیدهاند تا یک نور کوچک از جایی میبینند فکر میکنند خورشید سعادت طلوع کرده اما چون نزدیک میشوند میبینند که تاریکی است. به هر حال اینها هم از درماندگی است و الا اگر درمانده نبودند باید در روز 13 آبان و روز قدس سیل جمعیت حامیانشان به وسط خیابانها میآمدند در صورتی که حامیان آنها تعداد اندک و انگشتشماری است.
* به عقیده شما سران اصلی فتنه و آشوب در کنار کسانی که از زندان آزاد شدهاند بعد از این چه رویکرد و راهی را پیش میگیرند؟
** به نظر من تعدادی از زندانیان در گفتههای خود صادقند و متوجه شدهاند که اشتباه کردهاند و به خطایشان پی بردهاند و دیگر به اردوگاه سران اصلی برنمیگردند. اینها یا عمل صالح انجام میدهند که گذشته خود را جبران کنند یا حداقل گوشهای می نشینند و با افراد اصلی فاصله میگیرند. آنها از عقبه خیری ندیدند و هر چه دروغ، فریب و ظلم بوده از آنها دیدند. ما در انقلاب کارشکنی و ضربهزدن بسیاری از افراد و جریانات مختلف را دیدیم که راه به جایی نبردند و این افراد هم از آنها مستثنی نیستند و مثل یخ آب میشوند و به زمین فرو میروند. معنایش این نیست که اصلاحطلبی از بین میرود، برعکس جریان اصلاحطلبی میماند و باید هم ادامه پیدا کند منتها اصلاحطلب معتقد به نظام، ولایت، دیانت و آرمانهای امام (ره). بخشی از اینها به طور طبیعی همانطور که در طول تاریخ هم داشتهایم حذف خواهند شد. آقایان خاتمی، کروبی و موسوی اگر به خود بیایند و استغفار و توبه کنند، گرچه خدا به پیامبر فرموده اگر 70 بار استغفار کنند خدا آنها را نمیبخشد اما بنده باز هم معتقدم در مقابل مردم اعتراف کنند به غلطها و اشتباهات خود و از مردم عذرخواهی کنند، مثل مردم عادی میتوانند در جامعه بمانند و زندگی کنند اما زندگی سیاسی آنها به پایان رسیده است .
* به نظر شما در دورههای بعدی انتخابات گرایش و استقبال مردم از اصلاحطلبان چگونه خواهد بود؟
** آنها دیگر نمیتوانند از مردم رأی جمع کنند، چون مردمی که دنبال اینها آمدند ناراحت و پشیمان شدند از روش و موضعگیریهای این افراد. بسیاری از کسانی که به موسوی رأی دادند بهعنوان نخست وزیر امام (ره) به او رأی دادند. کروبی را به عنوان نماینده حضرت امام (ره) دنبالش آمدند. وقتی مردم دیدند این افراد به مقام ولایت که خلف امام (ره) است (و جز منویات امام (ره) چیزی را بیان نفرمودند و فنای در امام (ره) بودند)، حمله کردند پشیمان و نادم شدند و مقام معظم رهبری که به قول مرحوم حاج احمد خمینی زمانی که در سفر خارجی به سر میبردند امام (ره) در مورد ایشان فرموده بود که ایشان لیاقت رهبری دارد یعنی امام (ره) به اطرافیانشان اینگونه القا میکردند که ایشان رهبر انقلاب است، یک چنین فردی که مورد عنایت حضرت امام (ره) بود را همین افراد در مقابلش قرار گرفتند و ایستادند. همان طور که مقام معظم رهبری هم فرمودند این افراد در امتحان مردود شدند و کسی که مردود شد تجدیدی ندارد که دوباره امتحان بدهد و قبول بشود بلکه سقوط کرده است و دیگر راه بازگشتی ندارد. ایشان فرمودند عدهای سقوط کردند و به راستی امثال موسوی و کروبی به ته دره رفتهاند و بیرون آمدنی نیستند البته پیکره اصلاحطلبی تجدید قوا خواهد کرد، در صحنه خواهد ماند، تلاش و کار خواهد کرد، در انتخابات آینده هم شرکت خواهند کرد و مانعی هم برای حضور آنها وجود ندارد، میتوانند کاندیدا هم داشته باشند و کسی میدان را برای آنها نمیبندد الا عملکرد آنها که در نظر مردم مورد نفرت قرار گرفته است.
* عملکرد و مواضع مجمع روحانیون مبارز را که به گفته بسیاری از صاحبنظران تأسف بار بوده است را بهعنوان اعضای یکی از تشکل های مهم روحانیت چگونه میبینید؟
** مجمع روحانیون اشتباهات زیادی را مرتکب شد و یکی از آن اشتباهات دعوت به راهپیمایی بعد از انتخابات بوده و زمان پسگیری آن دعوت موقعی بود که هیچ کس مطلع نمیشد. بعد از آنهم از سران اغتشاش و آشوب کاملاً حمایت کردند و در تمام صحنهها با این افراد بودند و هیچگاه فاصله نگرفتند و حتی یک بار هم نشده است که موضعی گرفته باشند که جریان فتنه را قبول ندارند. ممکن است بعضی از اعضای آن سکوت کرده باشند اما هیچگاه محکوم نکردهاند حرکت جریان افراطی را که بعد از انتخابات به وجود آمد. ما معتقدیم مجمع روحانیون بهتر میتوانست عمل کند و عملکردشان مورد پذیرش نیست.
* اصلاح طلبان سعی میکنند چهره برخی از سران خود را همانند موسوی خوئینیها به مانند ابتدای فعالیتهایشان در اوایل انقلاب نشان دهند و به این وسیله عملکرد منفی کنونیآنها را بپوشانند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟
** سوابق افراد نمیتواند برای همیشه ملاک قرار بگیرد همانگونه که بسیاری از یاران پیامبر(ص) در صدر اسلام سوابق خوبی داشتند و بعد از مدتی به انحراف کشیده شدند. امام (ره) هم فرمودند میزان وضع فعلی افراد است. روایات ما هم مؤید همین نکته است که: کسی که ابتدا گناه و معصیت انجام داد و بعد توبه کرد و بازگشت خداوند گناهان آن فرد را میبخشد و اگر کسی اعمال خوب انجام داد و در آخر خراب کرد خداوند او را عذاب میکند و خوبی گذشته او هم نادیده گرفته میشود. آقای موسوی خوئینیها دادستان زمان امام (ره) بود و از امام (ره) حکم گرفت و این ارزش مهمی است و خودشان آتش روشن کردند و همه این سوابق را از بین بردند. خط امام (ره) مثل خط رسول گرامی اسلام است. چه کسی در خط پیامبر ماند؟ آنکسی که در خط وصی پیامبر ماند. چه کسی در خط امام (ره) ماند؟ آنکسی که طبق روش ترسیم کرده امام (ره) پیش رفت. مجلس خبرگان که در قانون اساسی گنجانده شده به تأیید امام (ره) صورت گرفت و هر کسی را که خبرگان انتخاب کند جانشین امام (ره) است. با ساز و کاری که امام (ره) فراهم کرده مجلس خبرگان مقام معظم رهبری را انتخاب کرد و اقتضا میکند کسانی که پیرو امام (ره) هستند به امام (ره) احترام بگذارند و مقام معظم رهبری را مورد احترام قرار بدهند و وقتی این کار را نمیکنند نشان دهنده آن است که اینها دوستدار و رهرو راه امام (ره) نیستند.