خودی ها و غیر خودی ها، هر دو اعضای یک جامعه اند، در آن جامعه با هم زندگی می کنند و از شهروندان به شمار می آیند و از نظر قانونی، از حقوق شهروندی یکسان برخوردارند،اما به لحاظ پذیرش نظام اجتماعی حاکم و مورد پسند جامعه و نیز به لحاظ حرکت در مسیر منافع و مصالح جامعه خویش و همچنین از نظررفتار فردی و مواضع اجتماعی (مواضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) متفاوت و مختلفند، از این رو، به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم می گردند. بر این اساس، خودی ها کسانی هستند که نظام اجتماعی مورد پسند جامعه و مبانی و اصول آن و نیز ایدئولوژی و آرمان های آن را پذیرفته و باور دارند و تمامی رفتارهای فردی و مواضع اجتماعیشان را در جهت منافع و مصالح جامعه قرار داده و با آن هماهنگ می سازند و هنگام خطر هجمه دشمنان و بیگانگان، دفاع کرده و از منافع و مصالح شخصی خود دست شسته و همه را قربانی منافع و مصالح جامعه خویش می کنند.
اما غیر خودی ها در جهت عکس خودی ها قرار دارند؛ یعنی نه به نظام اجتماعی پذیرفته شده جامعه باور دارند و نه رفتار و مواضع فردی و اجتماعی آنان هماهنگ با آن نظام است بلکه با شیوه های گوناگون در مسیر خلاف منافع و مصالح جامعه گام بر می دارند و آنها را در جهت منافع و مصالح مادی و شخصی خود، قربانی می کنند و به وقت خطر و هجوم دشمنان و بیگانگان، سستی نشان داده و تسلیم و سازش دارند، گاهی هم علیه نظام اجتماعی مورد پسند جامعه (فروپاشی یا سستی نظام) اقدام می کنند.
جوامع بشری و مسئله خودیها و غیرخودیها
مسئله خودی ها و غیر خودی ها، تنها به جامعه اسلامی - قرآنی - اختصاص ندارد بلکه موضوعی است همگانی و مرتبط با تمامی جوامع بشری- بویژه در جوامعی که در آنها انقلاب اجتماعی رخ داده است - و تجربه شده در سطح جهانی، در طول تاریخ.
مراتب غیرخودیها
مراتب غیر خودی ها، متفاوت و گوناگون است و همه در یک رتبه قرار نداشته و یکسان نیستند بلکه برخی از آنان چنان با جامعه و ایدئولوژی و آرمان ها و نیز با اصول و مبانی آن ناسازگاری دارند که با دشمنان و بیگانگان نظام و جامعه اسلامی و قرآنی، چندان تفاوتی ندارند، هر چند در مرحله حرف و شعار مانند خودی ها هستند ولی در عرصه عمل، رفتار و مواضع اجتماعی، به گونه ای دیگرند؛ این گروه در فرهنگ قرآن «منافقین» (دو رویان) نام گرفتند و در سوره ای به همین نام (سوره منافقون) از آنان یاد شده است. اینان در واقع ایمان نیاورده اند بلکه به خاطر استفاده مادی از جامعه اسلامی و قرآنی، اظهار ایمان و اسلام می کنند و خود را در صف مومنان و خودی ها قرار می دهند، در حالی که سر دسته غیر خودی ها و جهت دهنده آنانند.
خداوند حکیم درباره معرفی منافقان به مومنان، آیات بسیاری نازل فرموده که در سوره های گوناگون از آنان نام برده است. با این حساب، گروه «منافقین»، شدیدترین گروه ناسازگار و خطرناکترین گروه مخالف نظام حاکم و مورد پسند جامعه اند. همچنین در قرآن از آنان به عنوان دشمنانی که باید از آنان بر حذر بود، یاد شده است:
(.... هم العدو فاحذرهم...)(1)
«اینان دشمنند، پس از آنان بر حذر باش.»
گفتنی است که خودی ها هم مراتبی دارند و همه یکسان و در یک رتبه قرار ندارند.
ضمن اینکه باید دانست ازبرخی گروه ها و گرایش ها و یا افراد جامعه قرآنی، گا به گاه تحت شرایط خاص اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نیز در مقایسه با پاره ای از مسائل و امور، رفتار غیر خودی ها مشاهده می شود ولی دائمی و در همه امور نمی باشد بلکه در برخی امور دیگر و زمانی دیگر، رفتار خودی ها از آنان سر می زند.
این دسته و افراد یاد شده، وضعیت و حسابشان جداست و نباید خودی ها بر اثر افراط و یا نادانی، آنان را با شتاب و بی دقت، افراد غیر خودی کامل قلمداد کنند و با آنان مانند غیر خودی ها و مخالف نظام قرآنی، رفتار و برخورد نمایند؛ زیرا تهمت غیر خودی زدن به خودی ها و یا کسانی که می توان با اندک کار تبلیغی و فرهنگی، آنان را به صف خودی ها آورد، بسیار ناصواب و مخالف شیوه تبلیغی انبیا، پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت(ع) است و همچنین با روش تبلیغی خود قرآن، ناسازگار است؛ ضمن اینکه چنین رفتاری با شیوه تبلیغی و انقلابی حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف) - که روشی موفق و پیروزمندانه در عصر حاضر برای برپایی نظامی مبتنی بر تعالیم قرآن می باشد- کاملا ناسازگار است.
انواع مواضع و شگردهای غیرخودیها در جامعه قرآنی
انواع مواضع و شگردهای غیر خودی ها در جامعه قرآنی را می توان به چند دسته اصلی و کلان، تقسیم کرد:
1- سیاسی
2- اقتصادی
3- فرهنگی
4- نظامی (مسلحانه و زورمندانه)
مصادیق و نمونه های آنها را در عصر حاضر و با توجه به تجربیات انقلاب اسلامی ایران، می توان بدین شرح اشاره کرد:
1- دروغ پردازی و قلب واقعیت ها.
2- شایعه سازی.
3- تهمت و افترا به مسئولان نظام و به خودی ها.
4- ایجاد ناامنی، دلسردی و بدبینی میان مردم و نظام و آینده جامعه قرآنی.
5- رواج تفکر استعماری جدایی دین از سیاست و معیشت و مسائل اجتماعی مانند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و محدود بودن قلمرو دین به اخلاق و عقاید.
6- خدشه و ایجاد تردید در ارکان نظام قرآنی و مشروعیت آن.
7- تضعیف نظام مبتنی بر تعالیم قرآن زیر پوشش نقدپذیر بودن آن نظام.
8- بزرگنمایی ضعف ها و اشتباه های خودی ها و نظام و نیز بزرگ نشان دادن قدرت دشمنان و کوچک نشان دادن توانایی خودی ها و نظام.
9- سیاه نمایی امور.
10- مبالغه در عیوب خودی ها و جهات مثبت غیر خودی ها و دشمنان و بیگانگان.
11- اقتباس و تقلید چشم بسته از غرب یا شرق و شعارهای لیبرالیستی یا سوسیالیستی و... با رنگ اسلامی و قرآنی و توجیه آن شعارها.
12- شعارهای فریبنده و زیبا و احیانا بحق و قرآنی مانند: آزادی، عدالت، اصلاحات، مردمسالاری، خدمت به مردم و...
13- حذف ادبیات انقلابی، اسلامی و قرآنی از ادبیات جامعه انقلابی و قرآنی و... از تمامی نوشته ها، گفته ها، شعارها، سخنرانی ها، بیانیه ها، مصاحبه ها، کتاب ها و..
14- ترویج و تبلیغ مخالف تعالیم قرآنی و ایدئولوژی جامعه قرآنی (بویژه لیبرالیسم غرب).
15- ایجاد گروه های سازمان یافته فاسد و مخالف نظام، تحت پوشش سازمان های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حمایت همه جانبه از آنان...
16- خودنمایی و ریاکاری با انجام برخی از کارهای خودی ها و برنامه های نظام قرآنی در جامعه. از این رو، شناخت چنین افرادی برای عموم مردم مشکل است و هوشیاری بسیاری می طلبد.
انگیزهها و علل پیدایش غیرخودیها در جامعه قرآنی
انواع انگیزه ها و علل پیدایش غیر خودی ها در جامعه قرآنی را می توان به دو بخش کلان فردی (امور نفسانی) و اجتماعی (اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) تقسیم کرد و بدین شرح اشاره نمود:
1- تمایل به زخارف دنیایی و امیال نفسانی.
2- تعصبات کور حزبی، قومی، نژادی و...
3- افراط و تفریط در اندیشه ها و رفتارها.
4- عقده های نفسانی مانند: حسادت، کینه، غرور، خودپسندی و...
5- ریاست طلبی، خودخواهی، شهرت طلبی، نامخواهی، انحصار طلبی، افزونخواهی و...
6- سطحی نگری در امور سیاسی و اجتماعی.
7- تنگ نظری، قشری گری، ساده اندیشی و فقدان دید عمیق در امور دینی و شناخت تعالیم اسلامی و قرآنی.
8- وابستگی فکری، فرهنگی و ایدئولوژیکی به اندیشه ها و ایدئولوژی های خارج بویژه به لیبرالیسم بلوک غرب در عصر حاضر.
9- خودباختگی در برابر نظام های اجتماعی غرب و شرق و فقدان خودباوری.
10- ضعف ایمان نیرومند نسبت به تعالیم دینی و قرآنی.
11- سستی در موفقیت و کارآیی نظام و جامعه قرآنی.
12- نداشتن شناخت عمیق نسبت به دوست و دشمن و خودی ها و غیر خودی های جامعه قرآنی.
13- خسته شدن از ادامه انقلاب و قرآنی و اسلامی زیستن و نیز سستی در تحمل پیامدهای سخت برپایی جامعه قرآنی و فشارها و کارشنکنی های دشمنان آن.
14- طمع های سیاسی، اقتصادی و دیگر امور مادی.
15- ترس، سازشکاری، ذلت پذیری، راحت طلبی، سست عنصری، ضعف نفسانی و مرعوب شدن در برابر تهدیدهای دشمنان و بیگانگان.
16- وابستگی به نظام غیر قرآنی پیشین و بهره مندی مادی از آن نظام.
17- از دست دادن منافع و سودهای نا بحق و ظالمانه گذشته با برپایی نظام اجتماعی عدالت محور قرآنی و نیز از کف دادن قدرت و جاه و مقام گذشته به وقت برپایی جامعه قرآنی.
خودیها و غیرخودیها در کلام وحی
پیشتر بحث شد که مرز بندی جامعه به خودی ها و غیر خودی ها در تمامی جوامع بشری وجود دارد و اختصاص به جامعه قرآنی ندارد، هر چند اعتراف صریح به این مسئله نشود ولی عملا مسئله همان است که گفته شد.
قرآن، آن مرز بندی ها را نه تنها درباره جامعه اسلامی و قرآنی پذیرفته بلکه درباره تمامی جوامعی که پیامبران الهی آن را بر پا داشته اند، جاری داشته و به صراحت از آن یاد کرده است. در این باره آیات بسیاری نازل شده است، از جمله آنها آیاتی است که با تعبیرات ذیل از آنها یاد شده است:
1- تعبیرات به کار رفته درباره خودی ها عبارت است از: (منکم)(2)، (من المومنین)(3) و...
2- تعبیرات به کار رفته درباره غیر خودی ها از این قبیل است: (من غیرکم)(4)، (من دونکم)(5)، (دون المومنین)(6) و (غیر سبیل المومنین)(7)
شایان ذکر است که موضوع «تولا» و «تبرا» در فرهنگ اسلامی و قرآنی، در همین راستا قابل فهم، تفسیر و توجیه است.
غیرخودیها و تکلیف جامعه قرآنی
تکلیف جامعه قرآنی در برابر غیر خودی ها و نیز واکنش خودی ها در برابر آنان، به نوع رفتار و مواضع اجتماعی غیر خودی ها بستگی دارد؛ مثلا در برابر تلاش توطئه آمیز فرهنگی و سیاسی آنان، تکلیف جامعه و خودی ها، تلاش فرهنگی و سیاسی است، نه نظامی و مانند آن.
از سوی دیگر، در برابر هجوم نظامی و تلاش مسلحانه آنان، حمله نظامی و دفاع مسلحانه لازم است، نه صرف کوشش فرهنگی و... در هر صورت، قرآن حکیم یک سلسله راهنمایی ها و واکنش هایی کلی و همگانی را ارائه و توصیه فرموده که در تمامی شرایط و در عرصه های گوناگون مخالفت ها و توطئه ها، لازم الاجرا و تکلیف همگانی دانسته است؛ از جمله آنها عرصه ارتباطات و پیوندهای دوستانه اجتماعی است که در این صورت تکلیف جامعه قرآنی، قطع آنها و نداشتن پیوند دوستی با آنان و نیز همراز و همدل نبودن با آنان است.
در سوره آل عمران چنین می خوانیم.
( یا ایها الذین ءامنوا لا تتخذوا بطانه من دونکم لایالونکم خبالا و دوا ماعنتم قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر قد بینا لکم الایت ان کنتم تعقلون* هانتم اولاء تحبونهم و لا یحبونکم و تومنون بالکتب کله و اذا لقوکم قالوا ءامنا و اذا خلوا عضو علیکم الانامل من الغیظ قل موتوا بغیظکم ان الله علیم بذات الصدور* ان تمسسکم حسنه تسوهم و ان تصبکم سیئه یفرحوا بها و ان تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهم شیا ان الله بما یعملون محیط)(8)
«ای کسانی که ایمان آورده اید ! از غیر خودتان دوست همدل و همراز مگیرید که در کار شما از هیچ تباهی فروگذار نکنند. دوست دارند که شما در رنج باشید. همانا دشمنی از دهانشان- گفتارشان- پیداست و آنچه دل هاشان پنهان می دارد، بزرگتر- بدتر و زشت تر- است. به راستی که این آیات را برای شما روشن بیان کردیم، اگر خرد را کار بندید. این شمایید که آنان را دوست می دارید؛ اما آنان شما را دوست نمی دارند و حال آنکه شما به همه کتاب ها (ی آسمانی) ایمان دارید و چون شما را دیدار کنند، گویند: ما نیز گرویده ایم و چون تنها شوند، سرانگشتان خویش از خشم به دندان گزند. بگو: به خشم خویش بمیرید که خداوند بدانچه در سینه هاست - نیت های شما- داناست. اگر نیکی به شما رسد، آنان را ناخوش آید و اندوهگین سازد و اگر بدی (و شکستی) به شما رسد، بدان شاد شوند و اگر شکیبایی و پرهیزگاری کنید، ترفند و نیرنگشان هیچ زیانی به شما نرساند که خدا بدانچه می کنند دانایی فراگیرنده است.»
ضمنا آیه شانزدهم از سوره توبه نیز بسیار جالب و گویای حقیقت یاد شده با بیان بسیار روشن است:
(ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله الذین جهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لاالمومنین ولیجه و الله خبیر بما تعملون)(9)
«آیا پنداشته اید که شما را واگذارند (و کارزار با کافران نفرمایند) و حال آنکه خداوند هنوز کسانی از شما را که جهاد کردند و به جز خداوند و پیامبرش و مومنان یار همرازی نگرفتند، معلوم نکرده است؟ و خداوند بدانچه می کنید، آگاه است.»
در پایان، این نکته شایان ذکر است که این مرزبندی ها و توصیه ها، منافاتی با داشتن روابط انسانی و منصفانه و خوش با آنان در همه حال و شرایط ندارد.
اصولا موضوع مسائل انسانی در جامعه از دیدگاه قرآن تا آنجا مهم دانسته شده که آن را حتی درباره دشمنان عنود و مسلح هم لازم الاجرا می داند.