شیعه در عربستان
بی شک حضور شیعیان در عربستان به صدر اسلام برمیگردد؛ جایی که گروههای مخالف حکومت سه خلیفه اول گرد هم آمده و از ولایت خاندان پیغمبر(ص) دفاع میکردند. جمعیت شیعیان در عربستان را بین 10 تا 15 درصد جمعیت کل کشور، یعنی رقمی حدود دو میلیون نفر تخمین میزنند. حال آنکه برخی از منابع دیگر این تعداد را تا زیر یک میلیون تقلیل دادهاند. اکثریت شیعیان در منطقه شرقیه ساکن هستند که این نقطه به لحاظ برخورداری از بزرگترین مناطق نفتی و گسترده ترین تاسیسات پالایش نفت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اکثر شیعیان در دو واهه قطیف و الاحسا ساکن هستند و بخش کوچکی نیز در واهه دمام سکنی گزیدهاند. البته باید گفت که شیعیان در مدینه، ریاض و جده نیز حضور دارند. شیعیان تا قبل از سرکار آمدن آل سعود آزادانه مراسم مذهبی خود را برگزار میکردند و بعد از آمدن این خاندان بود که تمامی امور دینی شیعیان به تعطیلی کشیده شد.
خاصه آنکه با تاسیس پادشاهی سعودی در سال 1932 میلادی، سرکوب و به حاشیه راندن شیعیان، رنگی دولتی به خود گرفت و به سیاست رسمی رژیم تبدیل گردید به همین منظور اقداماتی چون مهاجرت هزاران مهاجر سنی و تاجر از نجد و قصیم به منطقه شرقیه، ساخت شهرها و مراکز تجاری جدید سنینشین، به زوال کشاندن شبکههای کشاورزی و تجاری قدیمی وابسته به شیعیان، عدم معامله با تجار شیعه و تمایل به همکاری هرچه بیشتر با مرکز و غرب عربستان، مصادره باغهای نخلداران شیعه و منابع و محصولات آنها توسط رژیم در دستور کار رژیم سعودی قرار گرفت. ممانعت از برگزاری مراسم مذهبی، ساخت و ساز مسجد، انتشار متون دینی و چاپ دعا و ممانعت از زیارت قبور ائمه از دیگر اقدامات حکومت سعودی علیه شیعیان بود. تبعیضات صورت گرفته در مورد شیعیان را میتوان در مولفههای مذهبی، فرهنگی، قانونی، اقتصادی و سیاسی مورد مشاهده قرار داد.
فولر در کتاب خود که بررسی شیعیان به عنوان مسلمانان فراموش شده پرداخته، شیعیان عربستان را به معنای واقعی «فراموش شده» میخواند چرا که به عقیده وی آنها تنها شیعیان جهان اسلامند که بهطور رسمی، مسلمان بودنشان انکار میشود. شیعیان عربستان سعودی به لحاظ مذهبی، در معرض تبعیض دینی نظاممند، رسمی و قانونی قرار دارند. به این موارد فتواهای گاه و بیگاه مفتیهای رده بالا را نیز باید افزود که در آن ریختن خون شیعیان امری مباح تلقی میگردد. این امر تا دهههای اخیر نیز تداوم یافته که میتوان به فتوای «بن جبرین» در سال 1991 مبنی بر کافر بودن شیعیان اشاره کرد. در زمینه تبعیض فرهنگی میتوان به ممنوعیت چاپ کتابها، سرودها و نوارهای مذهبی شیعی اشاره کردکه حتی در اختیار داشتن آنها مجازات به همراه دارد. غیرقانونی بودن برخی اسامی شیعی، انتشار کتابهایی درباره تاریخ یا فرهنگ شیعه و تحمیل نظام آموزشی وهابیت در مدارس که در آن شعائر شیعیان به شدت رد و کفر خوانده میشود، از جمله این موارد است.
تبعیضات قانونی اعمال شده را میتوان در محرومیت از مشاغل مهم حکومتی، ورود به دانشگاهها (50 دانشگاه)، عدم استناد به شهادت شیعیان در دادگاه و نبود قاضی شیعه مورد مشاهده قرار داد.
تبعیض اقتصادی اعمال شده را میتوان بهطور مشخص در عدم انتفاع از نفت موجود در استان شیعه نشین شرقیه دید. اخراج از کار، عدم اجازه به زنان برای تدریس و وضعیت نا مناسب مناطق نفت خیز از جمله این موارد است. تبعیضات سیاسی اعمال شده علیه شیعیان نیز حکایتی جدا دارد. شیعیان هیچ نفوذی در حکومت سعودی ندارند. ورود به دستگاه قضایی، واحد افسری ارتش، قوای امنیتی و گارد ملّی برای آنها مجاز نیست. در مجلس شورای انتصابی دو شیعه وجود داشت که در سال 1997 که تعداد این مجلس از 60 به 90 نفر افزایش یافت، تنها دو نفر شیعه دیگر وارد این شورا شدند که به گفته برخی منابع فقط نام آنها شیعی بوده است.
تمامی موارد فوق سیاسی شدن شیعیان در عربستان برای احقاق حقوق پایمال شده را میطلبد که این مهم سالهاست که به جریان افتاده است. پیروز انقلاب اسلامی در 1979 ایران نیز به این حرکات کمک کرده و خوراک فکر مناسبی را برای این جنبشها فراهم کرد. دستیابی به حقوق ابتدایی را میتوان فصل مشترک تمام گروههای شیعی سیاسی شده در عربستان دانست که در ادامه بحث به آنها پرداخته میشود.
گروههای سیاسی شیعه در عربستان
هر چند شیعیان از اوضاع جامعه در عربستان ناراضی بودهاند و همواره این نارضایتی را اعلام کردهاند اما سال 1948 را میتوان اولین سال اعتراضات شیعی در عربستان دانست. این اعتراض که در منطقه القطیف به رهبری محمد بن حسین الحرج صورت گرفت و خواهان استقلال و جدایی از عربستان بودند که به شدت سرکوب شدند. سال 1949 نیز یک گروه دیگر در همان منطقه کشف شد که رهبرش در زندان درگذشت. علاوه براین میتوان به ناآرامیهای صورت گرفته بر سر مشکلات کاری در سالهای 1956 و 1967 اشاره داشت.اما حسین صفار را میتوان یکی از اصلی ترین رهبران مخالف حکومت سعودی دانست که فعالیت خود را از سال 1973 آغاز کرد. وی در سال 1974 به کویت رفته و به کمک آیتالله شیرازی حوزه علمیه را در کویت ایجاد کرد.
جنبش وی تحت عنوان «اصلاح» در دهه 70 کمکم شکل گرفت و توانست بسیاری از طلاب را با گرایشات فکری خود تعلیم دهد. درون مایه حرکت وی در دو بعد مقابله با وهابیت و همچنین غرب زدگی پایهریزی شده بود. صفار در سال 1979 بزرگترین حرکت اعتراضی خود در عربستان را به منصه ظهور رساند که به شدت توسط حکومت سرکوب شد. وی در همین سال نام شاخه سعودی حرکت مشترک خود و آیتالله شیرازی را که «سازمان انقلابیون پیشگام» (تاسیس1960) بود را «سازمان انقلاب اسلامی جزیرهالعرب» نامید.
در یک نگاه کلان فعالیت صفار از سالهای 1975 تا 1985 را میتوان سالهای «منازعهجویی» نامید چرا که صفار پس از این یک تغییر تاکتیکی در رویه خود اعمال کرد و آن عبارت بود از کنار آمدن با واقعیات و عدمتوانایی ایجاد انقلاب در عربستان. این جنبش به تدریج تغییر مسیر داده و رویکردی دو وجهی را برگزید که براساس آن تظلمات و مطالبات خود را عنوان میکردند و هم به دنبال بهبود روابط با رژیمی بودند که بر مشروعیت آن صحه گذاشته بودند. این سیاست موجب مصالحه طرفین شد به گونهای که در سال 1993 ملک فهد، چهار رهبر شیعه و حامیان الصفار (جعفر الشایب، صادقالجبران، عیسیالمزیل و توفیق الصیف) را برای بررسی مطالباتشان به جده دعوت کرد. پس از این جلسه، شیعیان در ازای پایان دادن به مخالفت فعال از خارج، توانستند تا زندانیان سیاسی خود را که از دهه 80 در حبس بودند، آزاد کنند و صدها تبعیدی نیز اجازه یافتند به کشور بازگردند. فعالیتهای این گروه اینک در چارچوب اقدامات آموزشی، امور خیریه، برنامههای وعظ و نگهداری و مراقبت از مساجد و حسینیهها و همچنین شرکت در انتخابات شورای شهر مناطق شیعهنشین خلاصه میشود.
ارگان این جنبش روزنامه «الجزیره العربیه» است. از دیگر گروههای فعال در عربستان میتوان به «حزبالله عربستان سعودی» اشاره کرد که متاثر از حرکت دانشجویان خط امام در ایران بودند. این گروه در سال 1987 میلادی توسط تنی چند از روحانیون برجسته از جمله شیخ هاشم الشکوس، شیخ عبدالرحمن الجیل و عبدالجلیل الما تاسیس شد. از نظر سازمانی، حزبالله عربستان تحت رهبری یک روحانی قرار دارد که از این رو حزبالله سازمانی سیاسی- مذهبی است که از اصل ولایت فقیه حمایت و پیروی میکنند.حزبالله عربستان با این روند اتخاذ شده توسط الصفار مخالف بوده و به خاندان سعودی و حکومت بیاعتماد است.
حزبالله پس از آشتی سازمان انقلاب اسلامی با حکومت، اهمیت بیشتری یافت و از سوی شیعیان عربستان با اقبال بیشتری مواجه شد. مقر اصلی این حزب در لبنان قرار دارد و ارگان رسمی آن مجله «رساله الحرمین» است که در بیروت منتشر میشود.در میان شیعیان فعال در عرصه سیاسی عربستان میتوان به «شیعیان لیبرال» اشاره کرد که البته فاقد تشکیلات منسجم هستند. همچنین «سنتگرایان معترض» که خط مشی آیتالله شیرازی را دنبال میکنند را میتوان از دیگر گروههای شیعه عربستانی دانست. علاوه بر این میتوان به «جامعه علمای حجاز» که در سوریه فعالیت میکند، اشاره کرد.
نتیجهگیری:
با توجه به تاریخچه فعالیت گروههای شیعه و همچنین نوع برخورد با آنها در عربستان میتوان سه راه را برای شیعیان عربستان متصور بود. روی آوردن به مبارزه مصالحه با حکومت و نهایتا تاکید بر روندهای آموزشی و آگاهسازی و فعالیت بلندمدت از جمله این موارد است که گروههای مختلف در سالهای اخیر آن را اتخاذ کردهاند. این سه راهکار ارتباط نزدیک با شیوه عملکرد دستگاه آل سعود دارد و نحوه تعامل آل سعود با شیعیان هر کدام از این راهها را پررنگتر یا کمرنگتر میسازد.