تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۳۳۶۴۰
عماد افروغ در مصاحبه تفصیلی عنوان کرد

امام با امنیتی شدن جامعه موافق نبود


گروه سیاسی: عماد افروغ جامعه امروز را جامعه یی دانست که از سیاست زدگی در رنج است. استاد دانشگاه تربیت مدرس که ضمن نگرش سیاسی مسائل را از دید جامعه شناسی نیز مورد ارزیابی قرار می دهد، سیاست زدگی را محصول فرهنگ عمومی کشور می داند که طی آن قدرت همواره تعیین کننده است. اصولگرای منتقد مجلس هفتم سخنان خود را در دو جمله خلاصه کرد؛ ظاهراً همه چیز سیاسی است جز سیاست.به گزارش ایسنا استاد دانشگاه تربیت مدرس سیاست زدگی را تشریح و تاکید کرد؛ «سیاست زدگی به یک تعبیر به معنای نگاه صفر و یک داشتن، نگاهی مبتنی بر تاکید و تکذیب مطلق یا نگاهی معطوف به «یا با ما یا علیه ما» داشتن است، آن هم از جنس سیاسی اش و با تمام ملزومات و دلالت های ساختاری آن در کشور.»
وی با بیان اینکه «من منکر نگاه مجموعه یی نیستم، ولی منکر نگاه تقلیل گرا هم هستم»، تصریح کرد؛ «به نظر می رسد در این تقلیل گرایی، سیاست حرف اول را می زند و قدرت دولتی نقش تعیین کننده دارد و به گونه یی به علاوه رابطه قدرت - ثروت پیش از انقلاب که با اقتصاد نفتی در کنار تمرکزگرایی تشدید شد، امروز شاهد اضافه شدن رابطه قدرت - منزلت هم هستیم؛ یعنی قدرت هم منشأ و مجرای رسیدن به ثروت و هم بعضاً منشاء دستیابی به منزلت شده است که البته خیلی از این ارتباطات، ارتباطات موجه و معقولی هم نیست و در عرصه منزلت باید بیشتر به عنوان توهم از آنها یاد کرد.»
افروغ اظهار داشت؛ «فقدان نظارت از سوی نهادهای نظارتی غیررسمی دینی موجب لطمات جبران ناپذیری به دین و اخلاق نیز می شود. سیاست زدگی به گونه یی با بی عدالتی و از جا کنده شدن اشیا و موضوعات از جایگاه واقعی خود نیز عجین است. در این شرایط است که ما شاهد عزل و نصب های سیاسی - جناحی و کنار گذاشتن اصل تخصص و ویژگی های متناسب و متناظر با مشاغل فرهنگی و حتی اقتصادی نیز خواهیم بود.» این استاد دانشگاه ادامه داد؛ «خیلی ها فکر می کنند چون به قدرت دست پیدا می کنند، خواه ناخواه واجد یک اعتبار و منزلت خاص هم هستند در حالی که این توهمی است که باید با آن مقابله کرد چرا که می بینیم بعضاً ادعاهای دینی مطرح می شود که هیچ رد و اثبات منطقی و قابل قبولی ندارد. شاهدیم بعضاً افراد پیش از رسیدن به قدرت جایگاه ویژه فرهنگی ندارند ولی به محض اینکه به این قدرت می رسند، ظاهراً امر بر آنها مشتبه می شود که واجد این قدرت هم هستند.»
این نماینده پیشین مجلس درباره دلایل و عوامل رشد سیاست زدگی در جامعه گفت؛ «دلیل رشد سیاست زدگی در کشور به این مساله برمی گردد که ما بیش از اندازه به قدرت سیاسی اهمیت می دهیم و از قدرت غیرسیاسی و قدرت غیررسمی غفلت می کنیم؛ یعنی اگر سعی می کردیم قدرت مدنی را پررنگ تر کنیم و قدرت فرهنگی را به عنوان قدرت اصلی این انقلاب به خوبی درک و تحلیل و همچنین جایگاه ارزش های اخلاقی و فرهنگی را آنچنان که هست عرضه می کردیم، شاید اسیر سیاست زدگی نمی شدیم.»
افروغ تاکید کرد؛ «این سیاست زدگی بیش از آنکه در عرصه عمومی ریشه داشته باشد، در عرصه رسمی و رابطه قدرت - ثروت از یک سو و رابطه قدرت - ثروت به علاوه قدرت - منزلت در سال های اخیر از سوی دیگر ریشه دارد. فقدان نقد و بی توجهی به قدرت نقد در عرصه مدنی نیز موجب تشدید سیاست زدگی شده است و این هم به نوع نگاهی که به انقلاب و جمهوری اسلامی شده و هم به سابقه ساختاری ایران برمی گردد؛ چنان که این دو عامل دست به دست هم داده اند و سیاست زدگی را پررنگ کرده اند.»
وی با اشاره به اینکه سیاست زدگی یک جنبه ساختاری و یک جنبه ایدئولوژیک دارد، افزود؛ «جنبه ساختاری سیاست زدگی به جایگاهی که قدرت دولتی همواره در کشور ما ایفا کرده و ریشه های تاریخی هم دارد، برمی گردد و بعضاً کشورهای خاورمیانه هم اسیر این رابطه هستند. در ایران از دوره رضاخان، اقتصاد نفتی هم به عوامل قبلی اضافه شده و این مساله را تشدید کرده است. بحث دیگر، تفسیری است که بعضاً از گفتمان انقلاب اسلامی به دست داده می شود.»
این پژوهشگر مسائل اجتماعی به برخی راه حل های برون رفت نیز اشاره کرد و گفت؛ «راه چاره این است که هم به قدرت مدنی توجه و عنایت بیشتری کنیم و هم از رابطه قدرت - ثروت به لحاظ ساختاری فاصله بگیریم و از اتکا به درآمدهای نفتی کم کنیم و کشور را به سمت یک آمایش سرزمینی و مدیریت غیرمتمرکز پیش ببریم، همچنین تفسیر صحیح تری از انقلاب به دست بدهیم؛ تفسیری که ارزش های اخلاقی و فرهنگی، ارزش های واقعی ما باشند و تقدم ارزشی خود را به دست بیاورند، به طوری که سیاست یک تقدم رتبی پیدا کند و نقش ابزاری اش را از دست ندهد.»
وی با بیان اینکه شاید یکی از عوامل سیاست زدگی به این مساله برگردد که نوعی مغالطه و خلط هدف و وسیله صورت گرفته است، تصریح کرد؛ «وقتی سیاست و حکومت بیش از حد پررنگ و فی نفسه به یک هدف تبدیل شود، همه چیز رنگ و بوی سیاسی می گیرد؛ به این معنا که همه چیز سیاسی یا به معنایی، ابزاری می شود به ویژه فرهنگ که عرصه شهود آزاد و ساحت قید و بندهای اختیاری و نه اجباری، شکلی و دستورالعملی از بالا است دستخوش این نگاه ابزاری قرار می گیرد. اگر جهت ها عوض و جایگاه ها روشن شود و وزن عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی میزان مطلوب خود را پیدا کند، آنگاه می توانیم از سیاست زدگی ها فاصله بگیریم.
امروز ما شاهد نوعی سیاست زدگی هستیم، یعنی همه چیز سیاسی می شود و مخصوصاً در جمهوری اسلامی این سیاسی شدن بیش از حد جهت خاصی هم دارد و شکل نوعی توطئه گرایی مفرط و فرافکنی ناشی از این توطئه گرایی به خود می گیرد، به طوری که گویی همه مشکلات، ریشه بیرونی دارد.» وی در ادامه افزود؛ «به این ترتیب ما از ریشه داخلی بسیاری از مسائل، یعنی هم ریشه های فرهنگی و اقتصادی آنها غافل می شویم و هم بعضاً فرافکنانه به مشکلات خود می نگریم که این امر موجب می شود نتوانیم مشکلات خود را حل کنیم. ما همواره شاهد این مساله بوده ایم که یا برای حفظ نظام خودمان از رسالت های بیرونی آن غافل شده ایم یا صرفاً به ابعاد بیرونی آن توجه کرده ایم و از ابعاد داخلی آن غافل شده ایم.»
این استاد دانشگاه با بیان اینکه نوع تفسیر ما از انقلاب اسلامی تاثیر بسزایی در سیاست زدگی فضای کشور دارد، اظهار کرد؛ «در مقاطعی بعد از جنگ یا اقتصاد برای ما عمده و مهم بوده است یا سیاست. به استثنای اوایل انقلاب و سال های جنگ، کمتر با مقطعی مواجه بودیم که فرهنگ برای ما تعیین کننده باشد. معنای این سخن این است که ما یا اسیر اقتصاد زدگی یا سیاست زدگی شده ایم در حالی که شناختی که ما از انقلاب اسلامی داریم این است که هم سیاست و هم اقتصاد وسیله هستند. اگر ثابت شود ما سیاست زده و اقتصاد زده هستیم، به این معنی است که مغالطه و خلط بزرگی بین وسیله و هدف صورت گرفته است.»
افروغ در ادامه باز هم بر وجود ریشه های ساختاری سیاست زدگی در جامعه تاکید کرد و افزود؛ «ریشه ساختاری سیاست زدگی به این برمی گردد که قدرت تا چه اندازه در دسترسی به سایر مواهب کمیاب اجتماعی تعیین کننده است. در کشور ما به دلیل وجود اقتصاد نفتی و نظام متمرکز مدیریت و برنامه ریزی، قدرت دولتی حرف اول و آخر را می زند یعنی دسترسی به قدرت، هم محملی برای دسترسی به ثروت، هم محملی برای دستیابی به سرمایه های فرهنگی و هم محملی برای دستیابی به قدرت بیشتر است.»
این نماینده پیشین مجلس تصریح کرد؛ «بی دلیل نیست که بسیاری از افرادی که به قدرت دولتی دست پیدا می کنند، بلافاصله به تشکیل حزب و انجمن های مختلف مبادرت و از بورسیه های تحصیلی استفاده می کنند و حتی موافقت های اصولی می گیرند و شرکت های اقتصادی تاسیس می کنند. این نشان می دهد چون قدرت دولتی تعیین کننده است و البته بپذیریم که تعیین کنندگی قدرت دولتی یکی از مجاری سیاست زدگی است، خواه ناخواه رابطه قدرت - ثروت و قدرت - منزلت می تواند تشدیدکننده این مساله باشد.»
افروغ اظهار داشت: «معمولاً جوامعی که عرصه مدنی پررنگی ندارند و به قدرت نقد و فضیلت آن پی نبرده اند و فرآیند تفکیک را در جامعه پشت سر نگذاشته اند، اسیر نوعی سیاست زدگی هستند و این اصلاً پیام خوبی ندارد. تجربیات برخی کشورهای سوسیالیستی و فاشیستی دو تجربه بشری از سیاست زدگی هستند که همه چیز در آنها سیاسی بوده است، به طوری که دامنه سیاست تا کوچک ترین عرصه مدنی و خصوصی هم سرایت می کرد و فضا در این دو الگو به گونه یی امنیتی می شد که یک فرد حتی به همسر خود هم اعتماد نمی کرد.» این استاد دانشگاه یادآور شد؛ «فراموش نکنیم که امام(ره) از این خصلت به زشتی یاد می کردند و می گفتند در زمان شاه هر کس فکر می کرد طرف مقابل او یک مامور ساواک است. این یعنی امام با امنیتی شدن و سیاسی شدن بیش از حد و خارج از روال مخالف بودند. البته این موضوع به این معنا نیست که سیاست بی اهمیت است، ولی بین اینکه دلالت یک مساله سیاسی یا اینکه خود آن مساله سیاسی باشد، تفاوت وجود دارد. فرهنگ، اخلاق و اقتصاد هم دلالت سیاسی دارند، ولی هر کدام کارویژه خاص خود را دارند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات