مترجم: اسماعیل اقبال
درخلال بــرگـــزاری مانور«ژوپیترکبرا» ساحل فلسطین اشغالی به یک پادگان نظامی، تبدیل شده بود.
درخلال اجرای این مانور، هزاران افسر و سربازآمریکایی و اسرائیلی وابسته به نیروی هوایی آنها، برعرشة کشتیها و قایقهای جنگی مستقر شدند، همچنین بخشی دیگر از این نیروها درنوارمرزی «نهاریه» تا «عسقلان» استقرار یافتند. هدف ازاین مانورگسترده، آزمایش جدیدترین سامانههای رهگیری موشک درجهان و بررسی و واکاوی عملیات ارتباط این سیستمها بین ارتش آمریکا و اسرائیل و آموزش ارتشهای آن دو براساس روشهای عملیات میدانی مشترک بود.
تمرینها وآموزشهای لازم برای این مانور، چندهفته به طول انجامید. درابتدای ماه اکتبر امسال هواپیماهای غول پیکرآمریکایی «گالاکسی» درپایگاههای نیروی هوایی اسرائیل فرودآمدند تا ادوات وتجهیزات خودرا پیاده کنند. دوهفته پیش از رسیدن هواپیماهای گالاکسی، 17 کشتی وقایق متعلق به ناوگان ششم آمریکا وارد آبهای منطقه ای اسرائیل شدند، لازم به یادآوری است که کشتیها و ناوهای هواپیمابر این ناوگان در آبهای اروپا، آفریقا و خاورمیانه حضور دارند. با توجه به اهمیت این مانور، نظارت وکنترل آن به عهدة فرمانده دریادار «مارک فیتزجرالد»، گذاشته شده بود.
این مانور، نخستین مانور از نوع خود نبود، گرچه درتاریخ همکاری میان ارتش آمریکا و اسرائیل مانور ژوپیتر کبرا از جهت گسترة صحنة عملیات برای تمرینات، تعداد نیروهای شرکت کننده درآن و نوع سلاحهای به کارگرفته شده، گستردهترین وبزرگترین مانور بود.
آمریکا و اسرائیل ازسال 2001 به بعد، هرساله به طور معمول به چنین تمریناتی دست میزنند و هر دو سال به بررسی و ارزیابی آمادگی سیستمهای ضدموشکی خــود میپردازند. امسال تمرینهای نظامی فقط برفراز آسمان فلسطین اشغالی وآبهای سرزمینی آن انجام نشد، بلکه آژانس دفاعی آمریکا وابسته به پنتاگون، سیستمهای ضد موشکی خود در اروپا را نیز فعال کرد. همینطور برای اولین بار یک اسکادران از هواپیماهای جاسوسی آمریکا که در حال مأموریت درترکیه ویونان بود، دراین مانور مشارکت داشت. این مانور مشترک درصدد بود تا یک جنگ حقیقی سه ضلعی و شاید چهارضلعی را شبیه سازی کند که اسرائیل همزمان درآن واردشود. دراین مانور، سامانههای رهگیرموشک ازنوع «آ. گیس»، «تاد»، «پاتریوت پک» و«هیتس 2» و «هاک» اسرائیلی در برابرحملات موشکی چندزمانه وچندبعدی که ازنظر اسرائیل منشأ آنها ایران، سوریه، لبنان و نوارغزه است، به مقابله ایستادند.
نیروهای دفاع موشکی مشترک آمریکا و اسرائیل موظف شدهاند تا با این حملات احتمالی برخورد و تا حدامکان ازعمق استراتژیک اسرائیل درسطوح و ابعاد مختلف، دفاع کنند.
جنگ تابستان 2006، نقاط ضعف جبهة داخلی اسرائیل را آشکار کرد، چون پس ازاین جنگ، رژیم صهیونیستی به یک هدف استراتژیک برای دشمنان تبدیل شد. یکی از فرضیههای مانور، براین بود که ایالات متحده آمریکا به سرعت بخشی از سیستم دفاع ضدموشکی خود را به منظور حمایت ازسیستمهای مشابه اسرائیلی، جابه جا کند تا درصورت وقوع یک جنگ، ازآن استفاده شود.هدف اصلی ازبرگزاری این مانور، آماده کردن اسرائیل برای جنگ احتمالی با ایران بود.
این مسئله سری ومحرمانه نیست که موشکهای دوربرد بالستیک، یکی از امکانات اسرائیل برای پاسخ دادن به حملاتی است که ممکن است علیه تأسیسات سته ای اش صورت گیرد. اسرائیل به خوبی میداند بسیاردشواراست بدون اتکا به کمک آمریکا، تبعات چنین ماجراجویی را تحمل کند.
به رغم شکستی که اسرائیل درجنگ ژوئن 2006 در لبنان متحمل شد و افزایـــش چالشهایی که با آن روبروست، اما این رژیم یک دولت نیرومند به لحاظ نظامی باقی مانده و از توانائیهای نظامی متعارف و غیرمتعارف برخورداراست.
این رژیم آنقدر ضعیف نیست تا به حمایت مستقیم خارجی نیاز داشته باشد، درگذشته نیز پس ازجنگ با لبنان، از ورود به پیمان ناتو خودداری کرد؛ به این علت بود تا خود را به مقررات داخلی این سازمان نظامی محدود نکند ودرشروع جنگها هرگاه که اراده کرد، ازآزادی کامل برخوردار باشد. علاوه براین، رژیم صهیونیستی همواره تمایل داشته تا دیگران اهدافش را به نیابت از او محقق کنند و اگر این امر میسر نبود، دیگران بارسنگین مسئولیت جنگهای این رژیم و تبعات آن را بردوش گیرند.
به باور آگاهان، مانورمشترک آمریکا - اسرائیل دارای ابعاد متعددی بود:
یکی از ابعاد مهم این مانور، پیام آشکار به ایران است که همزمان با مذاکرات هسته ای ژنو از طریق گفتارها و اظهارات تند بیان شد، درواقع این مانور با تصور اعمال فشار بر ایران برای تبعیت مواضع منطقهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برگزار شد.بعد دیگر مانور، تأکید براین مسأله بود که اسرائیل همچنان جواهر استراتژیک غرب وآمریکائیها دراین بخش از خاورمیانه به حساب میآید! یعنی امنیت این رژیم بخشی از سیستم امنیتی آمریکاست و کسانی که میگویند دردوران اوباما یک تغییراساسی درسیاست آمریکا درقبال دولت اسرائیل حاصل شده است، سخت اشتباه میکنند. تمامی شواهد و دلایل اشاره به این دارد که اوباما نه فقط از استراتژی اسلافش پیروی کرده و ذرهای از آن منحرف نشده، بلکه برعکس، آنچه که به عنوان مانور مشترک میان آمریکا و این رژیم برگزار شد، هرگز در دولتهای پیشین آمریکا صورت نگرفت. اوباما در خلال توضیحات خود درخصوص مفاد طرح جایگزین سپرموشکی اعلام کرد: سه کشتی جنگی این کشور با دهها ضد موشک، به منظورمقابله با موشکهای دوربرد ایران بطوردائم در دریای مدیترانه باقی میمانند. نیاز به هوش وذکاوت بالا نیست تا انسان بفهمد منظورآمریکائیها از این حضور دائم چیست !!
درهمین چارچوب، مسئولان امنیتی اسرائیل تأیید کردند بخشی از سیستمهای موشکی که در مانور (ژوپیترکبرا) شرکت داشتند، به منظور تقویت سیستم دفاعی این رژیم، به اواجاره داده خواهدشد و بعید نیست تا برای راه اندازی این سیستمها، بخشی از نیروهای آمریکایی نیز در منطقه باقی بمانند.
درگذشته نیز به منظورتقویت سیستم رهگیر موشکی ایــن رژیم، دولت بوش رادار پیشرفته «ایکس باند» را همراه با کادر آمریکایی آن متشکل از 30 افسر و کارشناس به عنوان هدیه در اختیارارتش اسرائیل قرارداد، این سیستم رهگیر موشک درمانور اخیر نیز مورد آزمایش قرارگرفت.
«بن کـی» کارشناس نظامی اسرائیل میگوید: «رادار پیشرفته اهدایی آمریکا، قادراست هرشیء پرندهای به اندازة یک توپ بیسبال را تا فاصله 4700 کیلومتری مورد شناسایی قرار دهد و از جهت عملیاتی، کارکرد سامانه راداری اسرائیل را تا شش برابر افزایش دهد.»
کارشناس اسرائیلی اضافه میکند: این رادار پیشرفته همچنین برای سامانه موشکی «هیتس» این فرصت را فراهم میکند تا موشکهای پیشرفته را در فاصله اندکی پس از شلیک، نابود کند.
روزنامه «استارزاسترایز» ارگان وزارت دفاع آمریکا، خبری را منتشر کرد مبنی براینکه «این وزارتخانه با هدف ایجاد پایگاههایی در بلغارستان و رومانی، بیش از 100 میلیون دلاراختصاص داده است، این پایگاهها تا سال 2012 تجهیزخواهند شد و بیش از4000 سرباز آمریکایی از آلمان به این دوکشور که درنزدیکی منطقه بحرانی خاورمیانه قراردارند، منتقل خواهند شد.»
چنین به نظر میرسد که واشنگتن خود را ضامن جنگهای اسرائیل ونتایج آن قرارداده است. حال درپایان، این سؤال برای ما مطرح میشود که آیا آمریکا ازمرحله حمایت و پشتیبانی کامل از اسرائیل، به مرحله مشارکت میدانی دردفاع از رژیم صهیونیستی وارد خواهد شد؟