گروه بینالملل: سیدحسن نصرالله که دو هفته پیش برای ششمین بار به عنوان دبیرکل حزبالله انتخاب شد و وعده داد که سند سیاسی جدید حزبالله را اعلام میکند دیروز در ویدئوکنفرانس خود این وعده را نقد کرد. نصرالله در کنفرانس مطبوعاتی دیروز بعدازظهر خود در تشریح سند سیاسی این جنبش گفت: هدف از سند حزبالله ترسیم دیدگاه سیاسی این حزب حاوی برداشتها، مواضع، امیدها و دغدغههای ماست. به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی المنار، دبیرکل حزبالله اعلام کرد: نگاه به تحولات لبنان بدون در نظر گرفتن مسیر مقاومت حزبالله ممکن نیست. وی در ادامه افزود: نگاه به تحولات لبنان در چارچوب دو مسیر تحقق پیدا خواهد کرد.
مرحله نخست مسیر مقاومت است که مبتنی بر پیروزیهای نظامی و سیاسی و گسترش مقاومت در سطح مردمی تا رسیدن آن به مرحله برهم زدن موازنه قوا و مرحله دوم مسیر سلطهطلبی استکبار آمریکایی – اسرائیلی است که شاهد شکستهای نظامی آمریکا – اسرائیل در مقابله با نیروهای مقاومت حزبالله بودیم. همچنین وی با اشاره به مقاومت در لبنان گفت: مقاومت در لبنان ادامه دارد و مقاومت حزبالله در مسیر جهانی خود گام برخواهد داشت و به حقانیت مساله خود و توانمندی خود در کسب پیروزی از طریق توکل به خداوند متعال و پایبندی به منافع ملی و اعتلای ارزشهای انسانی ایمان دارد. از سوی دیگر سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان با اشاره به اینکه آمریکا به عنوان یک قدرت سلطهجو افول میکند، گفت: تکقطبی مسلط بر جهان تغییر میکند و جنبشهای مقاومت در قلب این تحولات قرار میگیرند.
سیدحسن نصرالله تصریح کرد: حزبالله به حجم چالشها و خطرات اهمیت میدهد و آن را کماهمیت نمیشمارد و در مبارزه با این چالشها و خطرات اعتماد زیادی به ملت خود دارد.
با وقوع انقلاب اسلامی از یکسو و سرریز بحرانهای ناشی از منازعات اعراب و اسرائیل به لبنان به تدریج نطفههای شکلگیری جریان حزبالله بسته شد.
حزبالله در اوایل سالهای ۱۹۸۰ و با ایدئولوژی منبعث از انقلاب اسلامی و اندیشههای امام خمینی(ره) ظهور کرد. هسته اولیه حزبالله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلامگرایان، نیروهای حزبالدعوه به رهبری علامه سید محمدحسین فضلالله، شاخه دانشجویی حزب الدعوه، مسئولان جنبش امل، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) و تمام گروهها و جریانهایی که از انقلاب اسلامی ایران تاثیر گرفته بودند شکل گرفت. سیدعباس موسوی که در حمله هلیکوپترهای اسرائیلی به خودرو حامل وی و همسر و فرزند خردسالش در سال ۱۹۹۲ کشته شد، شیخ صبحی طفیلی، شیخ راغب حرب، شیخ عبدالکریم عبید، سیدحسین موسوی، سیدحسن نصرالله، سیدابراهیم امینالسید، شیخ حسین الکورانی، شیخ نعیم قاسم، شیخ محمد یزبک، حسین خلیل، محمد رعد و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزبالدعوه و جنبش امل وارد حزبالله شدند.
اهداف اولیه گروهی که بعدها نام حزبالله بهخود گرفت از این قرار بود:
1) اسلام به عنوان شیوه کامل، فراگیر و شایسته برای زندگی بهتر و پایه فکری، عقیدتی، ایمانی و عملی که تشکیلات مورد نظر بر اساس آن ایجاد شود.
2) مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل، بهعنوان خطر جاری و آینده که به دلیل آثاری که بر لبنان و منطقه میگذارد، باید در اولویتهای رویارویی قرار گیرد و نیازمند ایجاد ساختار جهادی مبارزاتی و بهکارگیری همه امکانات لازم برای انجام ماموریت و وظایف آن است.
3) رهبری شرعی ولی فقیه، به عنوان جانشین پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) که خطوط کلی فعالیتها را برای امت ترسیم میکند و امر و نهی او نافذ و حاکم است.
برای تحقق چنین اهدافی، نمایندگان گروههای اصلی اسلامی، مطالعه دیدگاههای مختلفی را در زمینه ارزیابی و نگرش خود نسبت به نحوه فعالیتهای اسلامی در لبنان پیگیری کردند و پس از تدوین طرح نهایی، 9 نفر را نمایندگان خود برگزیدند.
تجمع علمای بقاع، کمیتههای اسلامی و جنبش امل اسلامی هر یک سه نماینده در این جمع داشتند. این گروه طرح نهایی خود را که به «سند9» معروف شد و متضمن اهداف یاد شده بود، به امام خمینی (رحمتالله علیه) تقدیم کردند که مورد موافقت ایشان قرار گرفت و در نتیجه با نظر موافق ولی فقیه، مشروعیت یافت.
پس از آن، گروههای اسلامی موافق سند یاد شده، تصمیم به انحلال ساختارهای تشکیلاتی موجود خود گرفتند و تشکل واحد و جدید را ایجاد کردند که بعدها حزبالله نام گرفت. پس از انجام مشورتهایی، کادر رهبری موسس حزب، انتخاب و گامهای نخستین برای استفاده از توانهای شخصی ـ و نه تشکیلاتی ـ افراد مختلف آغاز شد. نظامنامه و مقررات داخلی مربوط به عضویت تدوین شد و تلاش فعالانهای از طریق علمای دینی، برای بسیج مردم و فراخوان آنان بهسوی آموزش نظامی و مقاومت در برابر اشغالگری رژیم اسرائیل، در چارچوب یک برنامه اسلامی مرتبط با رهبری ولی فقیه صورت گرفت. این رویداد با همبستگی ایران اسلامی با لبنان و سوریه همزمان شد. امام خمینی (رحمتالله علیه) به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستور داد که در رویارویی با اسرائیل غاصب، از راه آموزش نظامی و فراهم آوردن زمینههای لازم به حمایت حزبالله بشتابد. در حالی که حزبالله در حال چالشهای فکری و سیاسی اولیه بود ارتش اسرائیل در ژوئن 1982، تهاجم گستردهای را به بهانه ترور سفیر اسرائیل در انگلستان به لبنان آغاز کرده و نیمی از خاک این کشور را به اشغال خود در آورد.
هدف اصلی اسرائیل نه حزبالله تازه تاسیس که نابودی سازمان آزادیبخش فلسطین بود. شکست گروههای فلسطینی و احزاب چپ لبنان در مقابله با این تهاجم، شکست نظریههای ملیگرایی عربی و ایدئولوژیهای چپ (کمونیسم، بعث، ناصریسم و...) را در پی داشت و زمینه ظهور حزبالله لبنان به عنوان تنها گزینه را برای مقابله با این تجاوزات فراهم کرد. پس از اتمام درگیریها، بشیر جمیل تحت حمایت اسرائیلیها در آگوست 1982 رئیسجمهور لبنان شد اما پس از به قتل رسیدن وی در ساختمان حزب کتائب در ماه سپتامبر اسرائیلیها وارد بیروت شدند و فاجعه صبرا و شتیلا را آفریدند و بدینسان جرقه جنگ داخلی لبنان، انشعاب کامل حزبالله از امل و قضایای بعدی زده شد. در ماه آوریل 1988 یعنی در اوج جنگ داخلی لبنان جنبش امل با این باور که حزبالله از حدود خود تجاوز کرده است تصمیم به خلع سلاح حزبالله گرفت. پس از خلع سلاح اولیه حزبالله و کشیده شدن درگیریها به حومه بیروت رهبری حزبالله تصمیم به نبرد با امل گرفت که این تصمیم منجر به تسلط حزبالله بر پایگاههای امل شد.
ساختار و تشکیلات حزبالله
الگوی رهبری جمعی به جای رهبری فردی، برای حزب انتخاب شد. کادر رهبری شورا شکل گرفت و تعداد اعضای آن که انتخاب آنها پس از مشورت با فعالان اصلی حزب صورت میگیرد، در دورههای مختلف متفاوت بود. با پیشرفت فعالیتها، نیاز به اصلاح ساختار تشکیلاتی شورا و روش انتخاب اعضای آن احساس شد، از این رو در آییننامه داخلی که بعدها تصویب شد، تعداد اعضای شورا 9 نفر تعیین شد که برای یکسال، از سوی کادرهای اصلی که در جایگاه مسئول بخش یا بالاتر از آن هستند، انتخاب میشوند. شورا نیز دبیرکل را از میان اعضای خود انتخاب میکند و سایر وظایف در بقیه اعضا، بر اساس اختیارات ذکر شده در آییننامه داخلی تقسیم میشود.
نخستین شورای منتخب که به لحاظ ترتیب زمانی، چهارمین شورای حزب بود، شیخ صبحی طفیلی را در پنجم نوامبر 1989 به عنوان دبیر کل برگزید و در پایان دوره، به دلیل عدم امکان تشکیل کنگره انتخاباتی که ناشی از محاصره اقلیمالتفاح، در جریان حوادث درگیریهای امل و حزبالله بود، به مدت شش ماه دیگر تمدید شد. پس از آن، اجرای پارهای اصلاحات تشکیلاتی تصویب شد. تعداد اعضای شورا به هفت نفر تقلیل یافت تا با توزیع وظایف مشخص شده، هماهنگ باشد و مدت ماموریت شورا به دو سال افزایش یافت و سمت جانشین دبیرکل نیز ایجاد شد. در می 1991، شورا شهید سیدعباس موسوی را دبیر کل معرفی کرد که او نیز در 16 فوریه 1992 به فیض شهادت نایل آمد و پس از آن سیدحسن نصرالله در نیمه می 1991 به سمت دبیر کلی حزبالله لبنان انتخاب شد و در دورههای پیاپی پس از آن تا دوره انتخابی هفتم (دوره جاری)دبیرکلی او تجدید شد. در این مدت، دو اصلاح در نظام شورا صورت گرفت. ماموریت شورا به سه سال افزایش یافت و انحصار انتخاب دبیر کل به دو دوره متوالی برداشته شد و به دبیر کل حق نامزدی و انتخاب شدن برای دورههای متوالی داده شد.
بصیرت سیاسی: گذار به عملگرایی
مواضع سیاسی حزبالله در دهه 80 میلادی، به علت خشونت بیش از حد اسرائیل و حمایت صریح قدرتهای خارجی از آن، ابعاد بسیج مردمی و نظامی و روشهای قهرآمیز را شامل میشد به طوری که هرگونه شکلی از اشکال رفتار سیاسی مستقل از جنگ با اسرائیل را مردود میدانست. به همین دلیل بهرغم تغییرات متعددی که این جنگ به خود دید و منجر به منحصر شدن اشغال لبنان (در سال 1985) به منطقه کوچکی در مناطق مرزی جنوب این کشور شد، حزبالله همچنان روشهای مبارزهجویانه خود را دنبال میکرد. با توجه به استراتژی غاصبانه اسرائیل، حزبالله تنها هدفی را که دنبال میکرد، به اوج رساندن حالت بسیج مردمی و باقی ماندن در موضع استقامت و مقابله با متجاوز بود تا بدینوسیله، تمامی بازیگران سیاسی در قبال طرحهای سیاسی داخلی یا در خصوص جنوب لبنان، احساس آسودگی خاطر یا بیتفاوتی نکنند. با توجه به غلبه مفاهیم و روحیات بیان شده بر مواضع حزبالله لبنان در دهه 80، اتخاذ مواضع رادیکال نسبت به مسائل داخلی، منطقهای و بین المللی، پیامد طبیعی آن بهشمار میآمد اما در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 میلادی، تحولات بینالمللی و منطقهای مهمی در جهان رخ داد؛ تحولاتی که با تحولات مهم داخلی در کشور لبنان همزمان بود. مهمترین این تحولات عبارت است از:
1 - پایان جنگ ایران و عراق در تیرماه 1367
2 - رحلت امام خمینی (ره) در خرداد1368
3 - امضای پیمان طائف (منشور آشتی ملی لبنان) در آبان 1368
4 - تجاور نظامی عراق به کویت در مرداد 1369
5 - احیای مذاکرات اعراب و اسرائیل در کنفرانس مادرید در آبان 1370
6 - فروپاشی شوروی در سال 1370
مجموعه تحولات مذکور، چهره خاورمیانه را که لبنان نیز بخشی از آن است دستخوش تغییرات بسیار گستردهای کرد. جنبش حزبالله لبنان، به عنوان یکی از مهمترین گروههای شبهنظامی این کشور تحت تاثیر این تحولات قرار گرفت. بدین ترتیب در عملکردها و مواضع این حزب، در دهه 90 میلادی، تغییرات گستردهای حادث شد بهگونهای که حزبالله لبنان در پایان دهه 90 میلادی و شروع هزاره جدید، چهرهای متفاوت از دهه 80 یافت. حزبالله لبنان که از ابتدای تاسیس خود نظام سیاسی لبنان را نظامی غیرمشروع و غیراسلامی میدانست و خواستار براندازی آن بود، در تابستان 1371 تصمیم مهم و تاریخی خود را در خصوص مشارکت در نظام سیاسی، از طریق شرکت در انتخابات پارلمانی، به اطلاع عموم رساند به گونهای که این تصمیم از سوی پژوهشگران سیاسی لبنان، اوج موقعیتشناسی سیاسی حزبالله، در ارزیابی از واقعیتهای اوضاع لبنان، سوریه و منطقه معرفی شد و آن را نشانه دستیابی حزبالله به نوعی عملگرایی سیاسی و واقعبینی ارزیابی میکردند.
در پی این تصمیم، حزبالله لبنان که تا پیش از پیمان طائف، رابطه خصمانهای با سایر گروهها و احزاب لبنانی داشت، در جریان مبارزات انتخاباتی سال 1992، با توجه به شرایط جدید و نیازهای حیاتی لبنان، با برخی از این گروهها ائتلاف کرد؛ به طوری که نامزدهای انتخاباتی حزبالله، با نامزدهای جنبش امل، حزب کمونیست، حزب قومی سوری و حزب بعث در یک فهرست ائتلافی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. نتیجه تصمیم حضور فعالانه حزبالله لبنان در انتخابات پارلمانی 1992، پیروزی چشمگیر این حزب در انتخابات مذکور و حضور هشت نماینده شیعه و چهار نماینده از سایر طوایف مذهبی لبنان بود که همپیمان حزبالله بودند. حزبالله همچنین موفقیتهای خود را در انتخابات 1996 نیز تکرار کرد و پس از عقبنشینی اسرائیل از خاک لبنان در خرداد سال 1379، به صورت قدرت اول شیعه، در مبارزات انتخاباتی سال 2000 شرکت کرد. ورود حزبالله به نظام سیاسی لبنان و موضوع رعایت قواعد سیاسی، تاثیرات متقابلی بر حزبالله و دولت وقت، به نخستوزیری رفیق حریری داشت.
مشارکت حزبالله در مبارزات پارلمانی به پیدایش پدیده جدیدی در درون بازی سیاسی منجر شد. حزبالله که برای اولین بار وارد پارلمان شده بود مشروعیت بازی سیاسی لبنان را بپذیرفت. حزبالله خود به این موضوع این گونه اعتراف میکند که «صحنه مبارزه در حال تغییر از یک صحنه نظامی به صحنههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است.»
جنگ 33 روزه و ادامه مقاومت
با وقوع حادثه 11 سپتامبر و حضور آمریکا در منطقه و به هم خوردن برخی معادلات سنتی در منطقه، لبنان نیز درگیر حوادثی چند شد. ترور رفیق حریری در سال 2005 و شکلگیری ائتلافهای 8 مارس و 14 مارس حزبالله را در کنار برخی از گروههای ضدعرب در دوقطبی غربگرا (14 مارس) ضدغرب (8 مارس) لبنان قرار داد. خروج سوریه از لبنان پس از بیش از 20 سال و پیروزی 14 مارس در انتخابات پارلمانی حزبالله را در مقابل واقعیتهای جدیدی قرار داد. حمله اسرائیل در آگوست 2003 به لبنان که منجر به جنگ معروف 33 روزه لبنان شد نقطه عطفی در تحولات 26 ساله حزبالله محسوب میشد. این جنگ با پیروزی حزبالله به پایان رسید و سیدحسن نصرالله را به یکی از محبوبترین رهبران خاورمیانه بدل کرد و ظهور تئوریهایی همچون هلال شیعی را که برخاسته از ترس رهبران سنی منطقه از فراگیری جنبش شیعی بود باعث شد.در ماه می 2008 دولت غربگرای سنیوره دو آییننامه تصویب کرد که به تعبیر بسیاری کودتا علیه جریان مقاومت بود.
سنیوره قصد داشت تا نیروی خود را جایگزین فرمانده امنیتی فرودگاه بیروت که نزدیک به جریان 14 مارس بود، کند. در پی این حوادث حزبالله طرفداران مسلح دولت را از مراکزشان در غرب بیروت بیرون کرد و این حوادث شبح جنگ داخلی جدیدی را در لبنان احیا کرد که با میانجیگری قطر، لبنان تا خرداد سال جاری یعنی تا زمان انتخابات پارلمانی روی آرامش دید. اما با انتخابات سال جاری که در آن گروه 8 مارس و طرفداران حزبالله نتوانستند پیروز شوند بحران تشکیل دولت جدید به رهبری سعد حریری بار دیگر لبنان را دستخوش تنش کرد. سرانجام اما با شکلگیری دولت، حسن نصرالله دبیرکل حزبالله که حدود دو هفته پیش مجددا به دبیرکلی انتخاب شد، خبر از تغییراتی چند در منشور سیاسی و ساختار حزبالله داد. نصرالله این وعده را نیز نقد کرد. به تعبیر بسیاری نصرالله مرد عمل است.