تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۱۳۳۷۹۷

مقاومت، تنها گزینه فلسطینی‌ها

اشاره: طرح تشکیل دو کشور فلسطینی- اسرائیلی و مسئله کناره گیری «محمود عباس» از شرکت در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین، این روزها موضوع مورد توجه بسیاری از رسانه ها شده است. در ذیل خبرگزاری ایسنا و «الله کرم مشتاقی» دانشجوی کارشناسی رشته علوم سیاسی به طور جداگانه در مورد طرح فوق علل این کناره گیری و اثرات آن بر روند سیاسی جامعه فلسطینی، مطالبی را ارایه کرده اند که یکجا درج می شود. سرویس خارجی

اگر بگوئیم اسرائیل تاکنون بیشترین نفع را از راه حل تشکیل دو کشور اسراییل و فلسطین برده است، سخن گزافی نیست، چرا که زمان مهمترین عامل برای به اجرا درآوردن طرح های اسراییل محسوب می شود و این طرح تا به امروز بیشترین زمان ممکن را به اسراییل داده است. برای اشاره ملموس تر به این موضوع، کافی است که بدانیم اسراییل در فاصله زمانی نه چندان زیاد اولین محصول خود را از این طرح برچید، به طوری که سازمان ملل در چارچوب قطعنامه 181 و به بهانه طرح تشکیل دو کشور مستقل، دولت اسراییل را به رسمیت شناخت و این اولین قدم اسراییل برای به رسمیت شناخته شدن در جامعه بین المللی بود اما این چنین سودی نصیب فلسطینیان نشد، چرا که تبانی های جامعه بین المللی و ضعف کشورهای عربی و همسو بودن آنها با غرب، مانع از تحقق این امر شد و دولت فلسطین همانطوری که اسراییل به رسمیت شناخته شد به رسمیت شناخته نشد.
به رغم آن که «جرج بوش» پسر، خود شخصا عهده دار تشکیل دو کشور بود و ضمانت هایی را برای به اجرا درآوردن آن ارایه کرد، اما این طرح در دوره حکومت بوش پیشرفتی نکرد و امروز نیز در دوره حکومت «باراک اوباما» امید چندانی به عملی شدن این طرح وجود ندارد. در واقع، در عهد حاکمیت بوش پسر به رغم تمامی شعارهایی که داده شد و در رأس آن تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسراییل قبل از پایان حاکمیت بوش بود، این شعارها راهی به جایی نبرد و چیزی جز وقت کشی و فراهم ساختن زمان کافی برای اسراییل جهت تحقق اهدافش نداشت، درحالی که اسراییل به ساختن دیوار حایل ادامه می دهد، شهرک های یهودی نشین را وسعت می بخشد و گویی که این طرح به بهانه ای برای محقق ساختن تمامی اهداف اسراییل بدل شده است.
رژیم صهیونیستی از یک سو برقراری صلح کامل و عادلانه را می خواهد و از سوی دیگر، آن را به عادی سازی روابط خود با کشورهای عربی و خلع سلاح حزب الله لبنان مشروط می کند.
سه سناریو برای آینده فلسطین
آینده این طرح را می توان در سه سناریو دید؛ سناریوی اول، تشکیل کشور مستقل فلسطین با در اختیار داشتن تمامیت ارضی و استقلال کامل است. این سناریو با توجه به شرایط موجود، دور از واقعیت به نظر می رسد.
سناریوی دوم، تشکیل کشور مستقل فلسطین به صورت موقت است.
این مسئله را مردم و گروه های فلسطینی نمی پذیرند. در سناریوی سوم نیز می توان چنین تصور نمود که زمینه های لازم برای توافق میان اسراییلی ها و گروه های فلسطینی، فراهم نشود و لذا، اعلام گردد که کشور فلسطین براساس یک طرح فدرالی تشکیل خواهد شد.
وعده‌های پوچ آمریکا
به رغم آن که بوش پسر در دوران حاکمیت خود، سه بار تاریخ های متفاوتی را برای تشکیل دو کشور اعلام کرده بود و بر عملی ساختن وعده های خود اصرار داشت، در عمل به این وعده ها پشت کرد. او طرح تشکیل دو کشور را به محقق شدن تمامی مفاد نقشه راه و 14 پیش شرط «آریل شارون» نخست وزیر اسبق اسراییل مشروط می کرد. مهمترین پیش شرط های شارون شامل عقب نشینی نکردن به مرزهای 1967، باقی ماندن شهرک های یهودی نشین و کنترل و اداره این شهرک ها توسط اسراییل تشکیل کشور موقت فلسطین با مرزهای محدود و غیردائمی و با حاکمیت محدود و بدون در اختیار داشتن سلاح می شد.
بوش سیاست یک بام و دو هوای خود را در قبال فلسطینی ها ادامه می داد تا این که نوبت به حاکمیت «باراک اوباما» رسید و وی نیز درست همان سیاست های قبلی بوش را در قبال قضیه فلسطین ادامه می دهد.
امروز نیز «بنیامین نتانیاهو» قدم در همان راه گذاشته است و با چهره ای خشن تر و جنگ طلبانه تر، همان پیش شرط ها را برای تشکیل کشور مستقل فلسطین ارایه می دهد. اوباما نیز به رغم اطلاع از غیرقابل اجرا بودن این پیش شرط ها، محقق شدن طرح تشکیل دو کشور را به عملی شدن این پیش شرط ها منوط می کند. نتانیاهو با شفافیت کامل اعلام می کند که با طرح تشکیل دو کشور موافقت کرده است، چرا که می داند و مطمئن است که فلسطینی ها با پیش شرط های وی که در راس آن اعتراف به یهودیت کشور اسراییل و پذیرفتن بیت المقدس به عنوان پایتخت کشور آینده اسراییل و بازگشت نکردن آوارگان فلسطینی است، موافقت نخواهند کرد. در واقع دولت نتانیاهو نه تنها هیچ تلاشی برای عملی شدن طرح دو کشور نمی کند، بلکه تمامی تلاش خود را برای گسترش شهرک های یهودی نشین و اتمام پروژه ساخت دیوار حائل و تملک هر چه بیشتر زمین های فلسطینی انجام می دهد.
چند راهکار برای حل بحران
اولین راهکار، بازگشت اتحاد ملی میان تمامی گروه های فلسطینی و اجماع برسر سند ملی است که این سند به تشکیل کشور مستقل فلسطین در مرزهای 1967 به پایتختی بیت المقدس تاکید دارد. دومین راهکار، تاکید بر تعهد گروه های فلسطینی نسبت به بازگشت آوارگان فلسطینی است و این که تشکیلات خودگردان نباید تحت هیچ شرایطی موضوع تشکیل کشور مستقل فلسطین را در برابر چشم پوشی از حق مسلم آوارگان فلسطینی به سرزمین خود بپذیرد. به خصوص آنکه آمریکا و اسراییل خواستار تشکیل یک کشور مستقل فلسطین با تمامیت ارضی و استقلال کامل نیستند و تنها به اعطای حکومت فدرالی به فلسطینیان می اندیشند. سومین راهکار آن است که تمامی گروه های فلسطینی باید در هوشیاری کامل به سر ببرند و به هیچ وجه به تشکیل کشور مستقل فلسطین موقت تن ندهند، چرا که این امر نه تنها منجر به آن می شود که اسراییل به عادی سازی روابط خود با جهان عرب و اسلام دست یابد، بلکه حق مسلم فلسطینیان در دستیابی به بیت المقدس به عنوان پایتخت فلسطینیان و حق بازگشت آوارگان فلسطینی، با توجه به تشکیل این کشور موقت از بین خواهد رفت. راهکار چهارم، بازگشت به مقاومت اسلامی و انتخاب مقاومت به عنوان یک راه حل استراتژیک مهم است، به طوری که زیربنای این مقاومت محکم تر از قبل پی ریزی شود. چرا که دورنمای هیچ راه حل عادلانه ای برای بحران فلسطین دیده نمی شود.
علل کناره گیری محمود عباس
«محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، که تلاش بسیاری برای پیشرفت روند سازش بین فلسطین و رژیم صهیونیستی انجام داده است، 24 آبان اعلام کرد تمایلی برای شرکت در انتخابات آینده رهبری تشکیلات خودگردان ندارد و دلیل آن را خلف وعده رهبران ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مبنی بر متوقف نکردن روند شهرک سازی در کرانه های باختری رود اردن و شرق بیت المقدس توسط اشغالگران قدس دانسته است.
بسیاری از تحلیلگران این حرکت ابومازان (محمود عباس) را تاکتیکی سیاسی و موقت در جهت تحت فشار گذاشتن آمریکایی ها و سران رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به برنامه شهرک سازی دانسته اند و گروهی دیگر از کارشناسان مسائل خاورمیانه اما اعتقاد دارند کناره گیری ابومازان را نمی توان ژستی سیاسی تلقی کرد لذا اعلام موضع او را سرخوردگی و احساس حقارت رهبر 74 ساله سازمان فتح نسبت به پیشرفت نکردن مذاکرات صلح ارزیابی کرده و این کار او را حرکتی در جهت اعاده حیثیت از دست رفته اش در میان فلسطینیان دانسته اند.
حرکت عباس را از چند زاویه می توان بررسی کرد؛ اول آنکه او با این کار، قصد خلع سلاح منتقدان داخلی خودش را دارد و درصدد ایجاد «بحران جانشینی» و احتمالا «فروپاشی جنبش فتح» است. زیرا او می داند که نه فتح و نه ساف آمادگی معرفی هیچ جانشینی را ندارند. «مروان برغوثی» که از او به عنوان یکی از جانشینان اصلی عباس نام می برند، از سال 2002 در زندان های رژیم صهیونیستی گرفتار است. همچنین، «محمد غنیم»، «احمد قریع» به عنوان نیروهای قدیمی ساف و «سلام فیاض» تازه وارد و مشکوک (نخست وزیر غیرقانونی تشکیلات خودگردان) و «محمد حلان» و یا «جبرئیل رجوب»، مردان جوان و اطلاعاتی- امنیتی تشکیلات، هیچکدام توانایی رهبری دولت خودگردان را ندارند و احتمال فروپاشی و یا حداقل دودستگی گروه فتح پس از او وجود دارد. لذا، عباس با این حرکت می خواهد وزنه سیاسی خود را به مخالفان، رقبا و بعضا مردم فلسطین نشان بدهد.
دوم، عباس با اعلام کناره گیری، می خواهد به سران ایالات متحده و صهیونیست ها بفهماند که به غیر از وی، هیچ «سازشکار» مطرحی وجود ندارد که هم در قرارداد صلح 1993 نقش عمده ای ایفا کرده باشد و هم با قبول موجودیت کشور مستقل اسرائیل، بیشترین نرمش را در مقابل رژیم صهیونیستی انجام داده باشد. لذا تنها راه جلوگیری از خروج او از تشکیلات خودگردان، این است که شهرک سازی پایان یابد.
سوم آن که، عباس در چهارمین سال ریاست خود بر تشکیلات خودگردان فلسطین، واقعا به این نتیجه رسیده که شکست خورده و سازش هیچ نفعی برای فلسطینیان نداشته است و با کناره گیری، ضمن عفو خود در اذهان فلسطینیان، چراغ سبزی را به گروه های جهادی و معتقد به مشی مسلحانه نشان داده باشد.
اعلام کناره گیری عباس در انتخابات آتی فلسطین، چه ژستی سیاسی و یا تاکتیکی از سوی تشکیلات خودگردان فلسطینی تلقی شود و چه امری واقعی و صادقانه باشد و نتیجه آن هر چه باشد (فروپاشی و دودستگی در فتح، بازگشت مجدد عباس و یا تعیین جانشین برای او) این پیام را به همراه دارد که سازش و مصالحه با رژیم صهیونیستی به سبک فتح به بن بست رسیده است و تشکیلات خودگردان برای رهایی از این وضعیت به سلاح «کناره گیری» متوسل شده است.
کناره گیری عباس این سؤال را در اذهان فلسطینیان و ناظران خارجی ایجاد می کند که حاصل مذاکرات دولت خودگردان با رژیم اشغالگر قدس به جز شکست چه بوده است؟ قطعا اگر حاصلی دربرداشت عباس کنار نمی کشید (حال این کناره گیری چه واقعی باشد چه تاکتیکی). همچنین ضمن افزایش اعتماد فلسطینیان به گروه حماس، عزم طرفداران این گروه جهادی (حماس) را در پایداری بر راه خود استوار تر می سازد، و نشان می دهد که ماهیت رژیم صهیونیستی، مبتنی بر تجاوز است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات