جنبش دانشجویی و شانزده آذر
ایران در چند مقطع به طور جدی در معرض آشنایی آکادمیک با علوم جدید قرار گرفته است. زمان عباس میرزا، هنگام تأسیس دارالفنون توسط امیرکبیر و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران در سال 1314 در هنگام زمام دادی رضان از آن جمله است.
به نظر برخی قدمت جنبش دانشجویی در ایران به زمان اعزام نخستین گروه دانشجویان ایرانی به خارج از کشور باز میگردد. در آن هنگام جمعی از دانشجویان ایرانی مقیم آلمان محفلهای دانشجویی تشکیل دادند و نشریاتی منتشر کردند.
نخستین اعتصاب در دانشگاهها به سال 1314 در دانشگاه تهران باز میگردد. این شاید یکی از نخستین حرکات دانشجویی در ایران بود. در آن زمان اعتصاب کنندگان به خواستههای خود رسیدند، ولی پس از مدتی، عدهای دستگیر شدند که این مسئله به کشف " گروه 53 نفر " انجامید.
پس از شهریور 1320 که فضای جامعه بازتر شد، جنبش دانشجویی نیز نقش خود را در تحولات ایفا کرد . اولین گروه از دانشآموختگان دانشگاه تهران تقریبا همزمان با وقایع شهریور 1320 و سقوط دیکتاتوری رضاخانی وارد جامعهی ایران شدند . بنابراین بیتردید حضور جدی طبقه تحصیلکرده و در حال تحصیل در عرصهی تحولات اجتماعی پیش از همه در نهضت ملی شدن صنعت نفت آشکار گردید . با باز شدن فضای سیاسی در دهه 20 ، در سال 1328 جنبش دانشجویی در دانشگاه تهران به یکی از پایگاههای مهم و نقشآفرین نهضت ملی شدن صنعت نفت تبدیل شد و در سال 1329 به اوج خود رسید .
پس از کودتای 28 مرداد نیز گروههای سیاسی باز خود را بر دوش دانشجویان گذاشتند . در سالهای 32 تا 42 نیز که دوران تثبیت و استقرار رژیم شاه بود ، دانشجویان تنها گروهی بودند که در صحنه حضور داشتند . اما 16 آذر 32 نقطه عطف مبارزهی دانشجویان پس از کودتای 28 مرداد بود مبارزهای که پایههای نظام را به لرزه در آورد و سرآغاز مبارزات دانشجویی و سرآغاز بیداری آنان برای دفاع از ارزشهای اسلامی و ملی شد .
چهار ماه بیشتر از کودتای ننگین 28 مرداد 32 نگذشته بود که شاه به تحکیم مواضع خود میپرداخت و « اعمال خائنانه ی دولت کودتا هر روز بر بغض و کینه مردم میافزود و بر آتش خشم و غضب آنان دامن میزد . از اوایل آذر تظاهراتی که در گوشه و کنار به وقوع میپیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عدهای دستگیر شدند . و تظاهرات بیسابقهای در دانشکدههای پزشکی ، حقوق و علوم داندانپزشکی ، صورت پذیرفت » . در این ایام ریچارد نیکسون – معاون رئیس جمهور آمریکا – قصد داشت از طرف آیزنهاور به ایران بیاید تا نتایج پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شدهات را ببیند و همچنین در روز 16 آذر از دانشکده حقوق دانشگاه تهران ، دکترای افتخاری بگیرد .
دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون با برگزاری تظاهرات اعتراضآمیز ، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداری خود را از دکتر مصدق نشان دهند . لذا رژیم برای جلوگیری از تظاهرات از ارتکاب هر گونه جنایتی ابا نداشت . به طوری که روز 16 آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که « باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد.»
اما صبح روز دوشنبه 16 آذر 32 ، هنگام ورود به دانشگاه ، دانشجویان متوجه تجهیزات فوقالعاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده و وقوع حادثهای را پیشبینی میکردند . اما پس از گذشت مدت کوتاهی از ساعت کار دانشگاه ، جهت جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رئیس دانشگاه تعطیل گردید لکن نیروهای نظامی رژیم که رفت و آمد دانشجویان را کنترل کردند در ابتدا تعدادی از دانشجویان را دستگیر و سپس با هجوم به کلاس درس یکی از اساتید دانشکده فنی ، تعدادی از حاضرین را مجروح و سه دانشجو به نامهای قندچی ، بزرگنیا و شریعت رضوی به شهادت میرسند .
جریان این فاجعه به سرعت منتشر و تمامی دانشجویان دانشگاه تهران ضمن اعتصاب، تظاهرات با شکوهی در خیابانهای تهران برگزار کردند و تعداد زیادی از سازمانهای دانشجویی خارج از کشور نیز به عمل وحشیانه دولت کودتا به شدت اعتراض نمودند . همچنین شاه روز هفده آذر تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه اعزام تا خودش را از این ماجرا تبرئه کند. وی با خانواده شهدا ملاقات و در دانشگاه از اساتید و رؤسای دانشگاه عذرخواهی میکند. لکن در روز 18 آذر ماه در همان دانشگاهی که دانشجویان در آن به شهادت رسیدند؛ نیکسون دکترای افتخاری خود را دریافت میدارد . اما بزرگترین درس 16 آذر به نسلهای آینده دانشگاه ، آرمانخواهی ، اصولگرایی ، تعهد ، خودآگاهی و حساسیت سیاسی است که شهیدان بزرگنیا ، قندچی و شریعت رضوی با نثار خون پاکشان از 16 آذر یک واقعه ارزشآفرین و بیاد ماندنی آفریدند.
جنبش دانشجویی تا پیروزی انقلاب اسلامی
بعد از حادثه 16 آذر 32 جنبش دانشجویی به تدریج به خودآگاهی رسید و حضور خود را در جامعه نهادینه کرد . البته قبل از آن اولین انجمن اسلامی دانشجویان در سال 1321 در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران تشکیل شده بود . دانشجویان تشکل یافته ، همگی از مستمعان درسهای تفسیر قرآن مرحوم آیتالله طالقانی بودند در راه تأسیس و تداوم انجمن از وجود ایشان سود میجستند .
پس از سال 1332 یک دوره سرکوب شروع شد و تا سال 35 ادامه پیدا کرد . پس از آن زمینهای برای فعالیت دانشجویان از طرف رژیم برای دلجویی آنان فراهم شد .
در سال 39 دانشگاه مجدد نقش پیشرو داشت به طوری که در سال 39 دانشجویان یک اعتصاب سراسری داشتند و همه دانشگاههای تهران به مدت 3 روز تعطیل بود .
حرکت بعدی دانشجویان حمایت از امام خمینی و نهضت پانزده خرداد بود . بامداد پانزده خرداد 42 به دنبال انتشار خبر بازداشت حضرت امام ( ره) ، حدود ساعت 30/10 صبح تظاهرات بزرگی در دانشگاه تهران به خصوص دانشکده پزشکی برگزار شد . در این روز خودروهای ارتشی به دانشگاه حملهور شدند و بسیاری از دانشجویان و مردم جنوب شهر به شهادت رسیدند . فردای صبح دانشکدههای فنی ، حقوق و علوم سیاسی ، علوم پزشکی و کشاورزی توسط دانشجویان تعطیل شد و دانشجویان دانشکده پلی تکنیک در دانشکده خود این جمله را نصب کردند « مرگ بر این دیکتاتور خونآشام » ، بعدها در 16 آذر 46 دانشجویان به مناسبت درگذشت مرحوم تختی به مخالفت با رژیم برخاستند و به نوعی درگذشت او را به رژیم نسبت دادند .
در دهه 40 و اوائل دهه پنجاه رقابت بین گروههای چپ و راست از یک طرف و رشد حرکت اسلامی به رهبری حضرت امام (ره) از طرف دیگر ، احساس مسئولیت دانشجویان مسلمان را افزایش داد . در این دوره بحثهای تحلیلی و روشنگرانه شهید مطهری و دکتر شریعتی با استقبال فراوان دانشجویان روبرو شد.
در سال 55 حضرت امام(ره) طی پیامی به یازدهمین نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانش جویان اروپا و آمریکا ، از اقدامات دانش جویان چنین تقدیر کردند «تظاهرات بی سابقه مدارس و دانشگاههای سراسر ایران به حسب اعتراف شاه برای بزرگداشت 15 خرداد که شاه را دچار هیجان و سرگیجه نمود بروز رشد ملت و عکس العمل فشار و اختناق است . نزدیک شدن مدارس قدیم و دانشگاهها و پیوستن جبهه قدیم و جدید و نیز پیوستن اتحادیه انجمن های اسلامی دانش جویان اروپا و آمریکا واکنش اوج بی فرهنگی و بی عدالتی دستگاه است ». بنابراین در اواخر دهه پنجاه ارتباط امام با دانش جویان مستحکم شد و تحرکات دانش جویان در راستای اهداف نهضت اسلامی افزایش یافت تا آنجا که در سال 56 حرت امام (ره) کتباً با چنین جملاتی از آنان تقدیر کردند «درود بر جوانان پرشور دانشگاههای ایران که با قیام های هوشیارانه پیاپی وفاداری خود را به اسلام بزرگ کشور عزیز خود ثابت کردند .
نمونه بارز دیگر از همراهی دانش جویان با حضرت امام(ره) در واقعه 13 آبان 57 بود.در این روز دانش جویان همراه با دانش آموزان در زمین چمن دانشگاه تهران اجتماع کرده بودند و با شعارهای " درود بر خمینی " و " مرگ بر شاه " تظاهرات با شکوهی برگزار کردند لکن مأموران رژیم ابتدا ساعت 11 صبح چند گلوله و گاز اشک آور در میان دانش جویان و دانش آموزان پرتاپ کردند و در سات 2 بعد از ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی باقی مانده دانش جویان و دانش آموزانی که در داخل دانشگاه بودند ، تیراندازی کردند و این درگیری تا پاسی از شب میان مأموران فرمانداری نظامی و دانش جویان و دانش آموزانی که با شعار الله اکبر خمینی رهبر به راهپیمایی پرداخته بودند ، ادامه داشت.
در این واقعه 56 نفر شهید و صدها نفر مجروح شدند . امام خمینی (ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس فرستاد فرمود «عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ، ایران امروز جایگاه آزاداگان است من از این راه چشم امید به شما دوخته ام . من صدای ازادی خواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم ، بدین ترتیب با همراهی دانش جویان ، دانشگاه تهران به صورت یکی از پایگاههای عمده ی انقلاب اسلامی در آمد و دانش جویان نقش مهم و حساسی را در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کردند به طور که هنگام ورود حضرت امام به ایران در بهمن 57 ، دانشگاه مرکز پایگاه انقلابیون و اعتراض کنندگان به نظام پهلوی بود و بالاخره تلاش دانش جویان و مردم به رهبری حضرت امام (ره) به ثمر نشست و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.