نویسنده: جان پیلجر / مترجم: محمد جعفری
نشریه آبزرور (Observer) در سال 2001 چندین بار گزارش هایی به چاپ رساند که در آنها بارها ادعا کرده بود که عراق با القاعده در ارتباط است و حتی گفت عراق محلی است که نظامیان برای عملیات تروریستی تربیت می شوند و باکتری سیاه زخم به منظور استفاده در سلاح های کشتار جمعی در این کشور تولید می شود. تمام آن ادعاها غلط بود. داستان هایی که آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا و تبعیدشدگان عراقی سرهم کرده بودند به جرج بوش و تونی بلر کمک کرد تا با جنگی غیرقانونی، براساس مطالعات اخیر، 3/1 میلیون کشته به یادگار بگذارند.
چیزی شبیه این فاجعه درحال رخ دادن برای کشور ایران است: همان تحریف رسانه ای و همان بحران ساختگی. بیست و شش سپتامبر روزنامه گاردین می نویسد: «مرحله نهایی مذاکرات با ایران پس از تجهیزات هسته ای پنهان شکل می گیرد.» موضوع مذاکرات نهایی است. ساعت تیک تیک می کند. خوب در برابر بد. رئیس جمهور نرم خوی آمریکا را نیز به این جمع اضافه کنید که سال های جرج بوش را خراب کرده است. بلافاصله صدای تیتر صفحه اول روزنامه گاردین 22 ماه می سال 2007 به گوش می رسد که می گوید: نقشه محرمانه ایران برای بیرون کردن آمریکا از عراق در تابستان زننده است. به دنبال ادعاهای بی اساس پنتاگون، سایمون تیسدول نویسنده روزنامه گاردین، اعلام کرد که ایران قصد دارد در سپتامبر همان سال با نیروهای آمریکایی جنگ کند و آنها را از عراق خارج سازد...! کذب محض. اصطلاح مخصوصی که در علوم نظامی برای چنین شایعه پراکنی هایی استفاده می شود «عملیات روانی» نام دارد. تشدید معضلی به نام تهدید هسته ای تبدیل به بخش جدایی ناپذیر مبارزه نظامی و دیپلماتیک پنتاگون و کاخ سفید برای تضعیف، انسداد و منزوی کردن ایران شده است. «تهدید هسته ای» واژه ای است که امروزه به صورت لاینقطع توسط باراک اوباما و گوردن براون استفاده می شود و رسانه های رادیو تلویزیونی بی بی سی طوطی وار آن را تکرار کرده و آن را اخباری عینی و واقعی می دانند درحالی که قلابی است.
تهدید یک جانبه است
در شانزدهم سپتامبر نیوزویک فاش کرد که آژانس های اصلی جاسوسی آمریکا در گزارش خود به کاخ سفید گفته اند که جایگاه هسته ای ایران از زمان گزارش تخمین اطلاعات ملی ایالات متحده در نوامبر سال 2007 تاکنون هیچ گونه تغییری نکرده است و این یعنی ایران مطمئنا در سال 2003 برنامه ای را که اصرار داشت گسترش دهد را متوقف کرده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز به کرات ازا ین موضوع دفاع کرد. اوباما اخیرا اعلام کرده است که آمریکا درحال پاکسازی مرز روسیه از موشک هایی است که در آنجا واقع هستند. درواقع این مسئله موید این حقیقت است که پایگاه های موشکی آمریکا در اروپا درحال گسترش هستند و آمریکا موشک های «اضافی» خود را برای جابجایی بار کشتی می کند. این بازی تنها برای این است که روسیه را راضی کند تا در مبارزه با ایران ایجاد مزاحمت و ممانعت نکند و یا در این امر به آمریکا ملحق شود. اوباما می گوید: «جرج بوش راست می گفت که برنامه موشک بالستیک ایران تهدید بزرگی برای اروپا و آمریکا است. احمقانه است که فکر کنیم ایران علیه آمریکا حمله انتحاری انجام خواهد داد. با توجه به قدرت عظیم جهانی که مرزهای ایران را پوشانده است باید گفت که این تهدید همیشه یک طرفه خواهد بود.
جرم ایران استقلال است. ایران با بیرون راندن شاه ستمگر و مستبد محبوب آمریکا، محمدرضاشاه پهلوی، تنها کشور مسلمان ثروتمند را از کنترل آمریکا خارج کرد. با توجه به این مسئله که تنها اسرائیل حق موجودیت در خاورمیانه را دارد، معلوم می شود که هدف آمریکا فلج کردن جمهوری اسلامی است. این کار به اسرائیل اجازه می دهد که به نیابت از واشنگتن خاورمیانه را تقسیم کند و آن را تحت سلطه خود درآورد. اگر در دنیا کشوری باشد که سیاست «بازدارنده هسته ای» برایش الزامی است، آن کشور ایران است. ایران به عنوان یکی از امضاءکنندگان اصلی پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، همواره یکی از مدافعان همیشگی منطقه آزاد هسته ای در خاورمیانه بوده است. در مقابل اسرائیل هیچگاه با بازرسی آژانس انرژی اتمی موافقت نکرده است و تجهیزات سلاح های اتمی آن در دیمونا رازی است که همه از آن خبر دارند. اسرائیل با داشتن 200 کلاهک هسته ای فعال با تصمیم اتحادیه اروپا هنگامی که از او می خواهد تا پیمان NPT را امضاء کند مخالفت می کند، گزارش اتحادیه اروپا مبنی بر محکوم کردن اسرائیل نسبت به جرایمی که در غزه مرتکب شده است را به راحتی تقبیح می کند. اسرائیل سابقه بی نظیری را در قانون شکنی بین المللی دارد اما مشکلی ندارد چون قدرت بزرگ ]آمریکا[ مصونیت آن را ضمانت می کند.
در هر دو سوی اقیانوس اطلس رسانه ها موظف به آماده کردن مردم برای جنگی بی پایان شده اند. به گفته شبکه «ان بی سی» آمریکا، ژنرال استنلی مک کریستال فرمانده ناتو/ آمریکا می گوید ما در طی پنج سال نیازمند 000/500 نیرو در افغانستان خواهیم بود. هدف از تمام این لشکر کشی ها کنترل ارزش استراتژیک گاز و مناطق نفتی دریای خزر، آسیای مرکزی، خلیج و ایران، به عبارت دیگر اروپا و آسیا، می باشد. اما 69 درصد جمعیت بریتانیا، 57 درصد جمعیت آمریکا و تقریبا هر شخص دیگری با جنگ مخالف است. متقاعد کردن ما بر قبول ایران به عنوان شیطانی جدید آسان نخواهد بود. ادعای غلط مک کریستال مبنی بر اینکه ایران براساس یک سری شایعات، برای طالبان نیروی جنگی تربیت می کند، ادعایی است که عمر آن به طول استقامت خطی است که در شن کشیده می شود.
طی سال های ریاست جمهوری بوش، بنابه گفته افشاگر بزرگ دانیل السبرگ یک کودتای نظامی در آمریکا رخ داد و هم اکنون قدرت پنتاگون در هر زمینه ای از سیاست خارجی آمریکا درحال اوج گرفتن است. یک چشمه از قدرت آن را در این موارد می توان مشاهده کرد: تعداد جنگ های پرخشونتی که به صورت همزمان درگرفت. اقتباس دکترین تهاجم اولیه (first- strike) که آستانه سلاح های هسته ای را کاهش داده است و البته در کنار این دو سخت کردن تشخیص سلاح های اتمی از غیراتمی.
تمام این مطالب همانند ریشخندی است به این لفاظی اوباما در رسانه ها «دنیای بدون سلاح های اتمی»، در اصل اوباما مهم ترین دستاورد پنتاگون است. تن در دادن او به درخواست پنتاگون مبنی بر ادامه دادن راه وزیر دفاع و جنگ ساز بوش، رابرت گیتس در تاریخ آمریکا بی نظیر است. او ارزش خود را با گسترش جنگ از جنوب آسیا به شاخ آفریقا ثابت کرده است. آمریکای اوباما نیز همانند آمریکای بوش به دست افراد خطرناکی کنترل می شود. ما حق داریم که هوشیار باشیم.