تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۳۳۹۵۳
اروندرود در تاریخ معاصر ایران؛

از ارزروم تا الجزایر


عرفان کریمی
اروندرود رودخانه پهناوری است در جنوب غربی ایران و در مرز ایران و عراق که از همریزش رودهای دجله، فرات و سپس کارون پدید آمده است. درازای اروندرود از قرنه تا ریزشگاه آن در خلیج فارس190 کیلومتر است. ریزشگاه اروندرود در محل شهر ایرانی اروندکنار و شهر عراقی فاو است. اروند رود در شاهنامه چند بار بکار رفته. در مهر یشت اوستا در مبحث مهر یا میترا اشاره ای نیز به اروندرود شده است که در آن دوره “ارونگ” یا “ارنگ” گفته می شده است. اروند واژه ای پارسی میانه است به معنی بزرگ وشکوه و در دوره باستان به همه طول رود دجله و اروندرود امروزی گفته می شد. اگر اروند را با تلفظ اوروند بخوانیم آب رونده یا رودخانه معنی می دهد.
شط العرب نام عربی اروند رود است. ظاهرا واژه شط العرب از ادبیات عرب، نخستین بار در قرن یازدهم وارد ادبیات عثمانی شده و مقصودشان از آن دجله بود. این لفظ سپس به منابع ایرانی راه یافت و تداول عمومی پیدا کرد. این واژه در برخی کتب تاریخ از جمله عالم آرای عباسی و جهانگشای نادری نوشته میرزا مهدی خان منشی استرآبادی و دیگر منابع آمده است1.
اروند رود یکی از عریض ترین رودهای قابل کشتیرانی دنیا به شمار می رود که هر چه رو به جنوب می رود پهن تر و عمیق تر می شود. موقعیت استراتژیکی و تجاری اروند موجب شده تا از سده های پیشین این رود مورد منازعه دولت ایران و عثمانی قرار گیرد. کشف نفت در خانقین و بعد در خوزستان اهمیت اروند رود را مضاعف ساخت. اگر پیش از کشف نفت، دو دولت همسایه و ذی نفع ایران و عثمانی به دلیل دسترسی به خلیج فارس از طریق بندر بصره بر سر آن اختلاف داشتند و در قرارداد های بین دو دولت مثل ارز روم مورد توجه واقع گردیده بود. با کشف نفت و تضعیف عثمانی قدرت های بزرگ یعنی انگلیس و روسیه نیز به مداخله در آن همت گماشتند. البته دخالت روسیه، مداخله مستقیم نبوده بلکه به دلیل اشتراک منافع با انگلستان، از آن به عنوان وجه المصالحه بهره می گرفت. این منطقه نیز در قطب بندی های قدرت در دوره جنگ مسلح اروپا، بخشی از سرزمین هایی بود که مورد معامله قرار گرفت. در قرارداد1907 که ایران به سه منطقه، تحت نفوذ روسیه، تحت نفوذ انگلیس و بی طرف تقسیم گردید.
ظاهرا این قسمت ها جز مناطق بی طرف و آزاد بودند، اما به دلیل سلطه انگلیس در خلیج فارس و بندر بصره، بنادر ایرانی در تهدید آنها قرار داشت. پس از قرارداد مزبور دو دولت ایران و عثمانی درصدد برآمدند تا اختلافات خود را بر اساس قرارداد ارزروم بدون دخالت دادن انگلیس و روسیه حل و فصل نمایند. حتی در سال1329 ق /1911 م بین وزارت امور خارجه ایران و سفیر عثمانی در تهران پروتکلی امضا شد و مقرر گردید کمیسیونی مرکب از نمایندگان دو طرف در اسلامبول تشکیل شود. اما مداخلات دولت انگلیس به واسطه قرارداد نفت دارسی مانع از تحقق این تلاش گردید. زیرا حل و فصل اختلافات دو دولت همسایه بدون مشارکت و مداخله انگلیس نوعی استقلال عمل در عملکرد دولت ها را نشان می داد و این مسئله با منافع انگلیس در تضاد قرار داشت. بنابراین برای این که دست ایران را از آبراهه های قابل کشتیرانی کوتاه کنند و بویژه این که به عثمانی در معاملات قدرت بین دول اروپایی احتیاج داشتند، محرمانه وعده واگذاری اروند رود را به عثمانی ها دادند. این عمل دقیقا خلاف نص قرارداد ارزروم بود. البته انگلیس امتیاز دارسی را در سرزمین های ایرانی که به عثمانی واگذار می شد حفظ می کرد.
بر اساس این قرارهای پنهانی، انگلیس تلاش کرد تا بین دو دولت برای رفع اختلافات میانجیگری نماید. برای این منظور کمیسیون تحدید حدود از سال1914 م با شرکت نمایندگان چهار دولت (عثمانی، ایران، روسیه و انگلیس) بر اساس طرح لرد کرزن و تحقیقات سایر فعالان انگلیسی مانند ویگام و رایدر سرحدات ایران تعیین شد. در این کمیسیون، ساحل چ‘ شط العرب به عنوان مرزهای ساحلی ایران از فاو تا محمره (خرمشهر)، تمام آب های شط العرب را به عثمانی واگذار کردند. بدین سان شط العرب قابل کشتیرانی به عثمانی و خور و خلیج های مرداب گونه را به ایران واگذاشتند که امکان کشتیرانی در آن وجود نداشت2.
و برای عملی کردن این خواسته کانالی به نام نهر خین که توسط انگلیس ها کنده شده بود، مرز ایران و عثمانی قرار داده شد. به این ترتیب مرزهای ایران و عثمانی تا سال1912 م بر اساس پیمان ارزروم بود. در قسمتی از ماده دوم قرارداد ارزروم آمده است: “دولت عثمانی رسما متعهد می شود که مالکیت شهر و بندر محمره ]خرمشهر[، جزیره خضر ]آبادان[ لنگرگاه و اراضی واقع در ساحل شرقی شط العرب، یعنی ساحل چ‘ آن که در تصرف عشایری است که متعلق به ایران شناخته شده اند تحت حاکمیت مطلق ایران باشد. به علاوه کشتی های ایران حق خواهند داشت که با آزادی کامل در شط العرب، از محلی که شط به دریا می ریزد [مصب] تا نقطه تلاقی مرزهای دو طرف عبور و مرور نمایند.”3
از این تاریخ به بعد طبق رای حکمیت ظالمانه انگلیس و روس، خلیج خین و شرق مرداب های شلمچه و وسط هورالعظیم و قریه سیدعلی به عنوان سر حد تعیین شد و آبراه شط العرب و سواحل شرقی آن در اختیار عثمانی قرار گرفت. بدون این که از قرارداد ارزروم سخنی به میان آید. وضعیت جدیدی بر ایران تحمیل کردند بدون این که ایران در جنگی مغلوب شده باشد. بخشی از اراضی و مهمتر از همه امتیازات کشتیرانی و ماهیگیری و تجارت را در شط العرب از دست دادند.
در بخشی از ماده یک پروتکل تحدید حدود مرزی ایران و عثمانی1913 آمده است: “شط و کلیه جزایر آن به استثنای شرایط و استثناهای زیر تحت حاکمیت عثمانی قرار می گیرد:
الف: نقاط زیر متعلق به ایران خواهد بود:
1 - جزیره محله و دو جزیره ای که بین محله و ساحل چپ شط العرب (ساحل) متعلق به ایران در جزیره آبادان واقع هستند.2 - چهار جزیره بین شطیط و معاویه و دو جزیره مقابل مینوحی که هر دو از متعلقات جزیره آبادان است.3 - کلیه جزایر کوچکی که فعلا وجود دارند و یا ممکن است تشکیل شوند و به علت پایین رفتن آب به جزیره آبادان و یا اراضی متعلق به ایران در پایین نهر نزیله متصل می شوند.
ب: بندر جدید و لنگرگاه محمره و قسمت بالا و پایین محل التقای رود کارون با شط العرب طبق معاهده ارزروم تحت قلمرو ایران باقی خواهد ماند بدون آن که به حق عثمانی برای استفاده از این قسمت رودخانه خللی وارد بیاید و همچنین قلمرو ایران به آن قسمت هایی از رود که خارج از لنگرگاه است، ادامه نخواهد یافت.
پ: هیچگونه تغییری در حقوق، عرف و عادات موجود درباره ماهیگیری در ساحل شط العرب متعلق به ایران وارد نخواهد شد”4
به این ترتیب، پروتکل1913 که بر حسب ظاهر در چهارچوب معاهده ارزروم بین ایران و عثمانی به امضاء رسید. تمامی اروند رود را به جز قسمت کوچکی در مقابل محمره به دولت عثمانی واگذار نمود. در حالی که عثمانی ها هیچ وقت به مالکیت ایران نسبت به آب های ساحلی اروند رود اعتراض نداشتند و اختلاف همیشه بر سر اراضی سرحدی بود.
با مقایسه مقررات مندرج در عهدنامه ارزروم و پروتکل1913 تعارض و تضاد شدیدی بین آن دو مشاهده می شود و این در حالی است که پروتکل مدعی آن بود که بر اساس معاهده ارزروم تدوین شده است. معاهده ارزروم در خصوص حق حاکمیت آبی چنان که قید گردید، مقرراتی را معین نمی کند. در حالی که پروتکل1913 حق حاکمیت را در کل اروند رود در اختیار عثمانی قرار می دهد5.
پروتکل1913 و صورت مجلس های کمیسیون تحدید حدود (1914) که بر اثر مداخله دولت های استعماری وقت قسمتی از اراضی و آب های ایران را به عثمانی واگذار می کرد هرگز صورت قطعی و قانونی به خود نگرفت و به تصویب مجالس مقننه دو کشور نرسید. دولت ترکیه جدید پروتکل را به عنوان یک سند سیاسی و معتبر به رسمیت نشناخت. به این معنی که پروتکل نه به تصویب و تصدیق مجلس مبعوثان عثمانی رسید و نه به تصویب سلطان که رئیس قوه مجریه شمرده می شد. لذا پروتکل مزبور عملا باطل و ملغی بود. از سویی در ایران نیز چون بر طبق قانون اساسی مشروطیت هر گونه تغییر ارضی و یا تعدیل حدود مملکت می بایست با اطلاع و تصویب مجلس شورای ملی انجام می گرفت و پروتکل1913 این شرط اساسی را فاقد بود. بنابراین هیچ گاه معتبر، قانونی و قطعی تلقی نشده است6.
با فرو پاشی امپراتوری عثمانی و جایگزینی دولت جدید و دست نشانده عراق، مشکلات بین دو دولت ایران و عثمانی به این وارث نو ظهور رسید. عراقی ها چنین مدعی بودند که چون پروتکل مزبور از ضمائم عهدنامه ارزروم بوده و ایران نیز پذیرش و تصویب خود را در مورد عهدنامه فوق در هفدهمین اجلاسیه کمیسیون مختلط اعلام نموده بود، در نتیجه پروتکل فوق نیاز به تصویب مجدد دولت ایران نداشته است. در حالی که ایران پاسخ می داد که پذیرش عمده به انضمام توضیحات چهار گانه با اکراه و اجبار توام بوده است و “اکراه و اجبار، یکی از موارد شش گانه ابطال کننده قرارداد ها بر اساس کنوانسیون وین بود.”7
با وقوع جنگ جهانی اول و اشغال بغداد توسط انگلیسی ها در سال1918 ، دولت عراق به وجود آمد، اما استقلال کامل نیافت و جامعه ملل قیمومیت آن را به عهده انگلستان نهاد. تشکیل دولت عراق یک سلسله مسائل و مشکلاتی برای ایرانیان مقیم این کشور پدید آورد و آن هم مسئله هویت و تابعیت شان بود. بخصوص با وقوع انقلاب1920 و نقش علمای شیعه و ایرانی در این واقعه، بیش از پیش انگلیس و اعراب را نسبت به ایران و ایرانی ناراضی ساخت و بالطبع این نارضایتی ها در رفتار های نا مناسب با ایرانیان مقیم عراق نشان داده می شد.
مسئله دوم، تلاش های رضاخان سردار سپه برای برقراری نظم سیاسی و سرکوب جنبش ها و حرکت های استقلال خواهانه یا گریز از مرکز بود. توضیح اینکه در پی اقدامات رضاخان برای سرکوبی مخالفان، بحران داخلی عراق موجب می شد تا نیروهای مخالف دولت ایران به راحتی به عراق وارد شده و در آنجا اقامت نمایند و از تعقیب در امان بمانند. نهایتا این امر منجر به انعقاد قرارداد موقتی استرداد مجرمین جزایی بین ایران و بین النهرین (عراق) شد. البته این قرارداد شامل مخالفان سیاسی نمی شد8.
در باب مسئله اول نیز تلاش هایی صورت گرفت. در این مسئله بیشتر علما پیگیر قضایا بودند. از سوی دیگر انگلیس نیز خواهان بهبود روابط ایران و عراق می شد تا بدین وسیله در آستانه ارائه گزارش به جامعه ملل به رسمیت شناخته شدن دولت عراق توسط ایران را پشتوانه موفقیت خود در مسئله قیمومیت نماید. هر چند در گزارش مرداد ماه1303 سرکنسولگری ایران در بغداد اشاره ای به بحث شط العرب نشده است اما متذکر شده است: “بدیهی است که تا یک قراردادی بسته نشود اتباع ایران در بین النهرین در فشار و هر وقت اتفاقی رخ می دهد از طرف مامورین ایران اظهار و اندکی اصرار و تاکید می شود، جواب می دهند تا دولت ایران حق مامورین انگلیسی را راجع به حمایت از عراقی ها در ایران نشناسد، حکومت عراق تصمیم گرفته است، حق حمایت مامورین ایرانی را نسبت به ایرانی ها نشناسد.”9
اما در گزارش سیزده صفحه ای کنسول جدید ایران در بصره (نصرت الدوله بدیع) به مسئله شط العرب توجه شده بود. نصرت الدوله بدیع کنسول جدید ایران در بصره حق اشتراک ایران در اروند رود را مهم ارزیابی کرده و گفته بود: “این قضیه باید در نظر گرفته شود حکومت عراق شرکت ایران را در شط العرب معترف نیست و مثل ترک ها می گوید فقط کشتی های ایران اجازه دارند از این شط عبور کنند. این مسئله محتاج به اجازه (عراق) نیست. زیرا شط العرب از رودخانه های آزاد است و کشتی های جمیع دول در آن آمد و شد می کنند و ایران تا قریب (دعیجی) که تقریبا پانزده فرسخ مسافت است در شط العرب ساحل دارد و البته تا منتهی الیه ساحل خود حق استفاده را دارد.”10
کارگزار وزارت امور خارجه در خوزستان در پاسخ به درخواست وزارتخانه متبوعش در مورد پیشنهاد هایی برای درج در عهدنامه مودت و قرارداد تجاری بین ایران و عراق بار دیگر بر مسئله شط العرب تاکید نموده و توقف سیادت عراق به شط العرب را از مسائل مهم در روابط دو کشور مهم ارزیابی کرده بود11.
در این اوضاع و احوال انگلستان بر ایران فشار می آورد تا عراق را به رسمیت بشناسد. ایران نیز اولویت دادن به پذیرش خواسته های خود توسط عراق، قبل از شناسایی رسمی آن را خواهان بود. وارد شدن مسئله اروند رود، معادلات بین دو دولت را پیچیده تر ساخت. اما بزودی تلاش های انگلیس در جامعه ملل به بار نشست و بدون این که رسمیت عراق از نظر ایران مطرح شود. انگلستان موفق شد جامعه ملل را قانع سازد تا قیمومیت عراق را آزاد کند. در مقابل قرارداد تجاری بین عراق و انگلیس امضا شد. به گونه ای که تمام منافع انگلیس را تامین می کرد. اما شرط لغو امتیازات قضائی خارجیان برای استقلال عراق توسط جامعه ملل موجب گردید تا ایران از فرصت استفاده کرده، برای به رسمیت شناخته نشدن عراق بهانه جدیدی به دست آورد.
در حالی که باقر کاظمی فرستاده ویژه ایران برای بررسی وضعیت اتباع ایران در عراق گزارش داد که “اشتراک ایران در شط (العرب) و به هم خوردن خط سرحدی1913 در این قسمت فوق العاده لازم و به هر قیمت است باید این حق تحصیل شود و الا از جهت سیاسی و تجارتی نتایج وخیم خواهد داشت.”12 وی سپس پیشنهاد کرده بود که در مسائل مطرح شده “عقیده فدوی این است که دولت شاهنشاهی در مسئله امتیاز قضائی اتباع خود در بین النهرین که تا به حال در درجه اول قرار داده و شناسایی عراق را موکول به آن فرمود تجدید نظر نموده و آن را از مقام اولیت به مقام دوم یا سوم بگذارد و به جای آن موضوع شرکت و تملک شط العرب و اصلاح سرحدات و اعاده اراضی منتقله در حدود خانقین و قصرشیرین را قرار دهد، زیرا که مسئله سرحدات و شط العرب به قدری مهم، حیاتی و اساسی است که اگر در این موقع قطع و فصل نشود، جز توسل به جنگ برای اصلاح آن چاره نخواهد بود. در صورتی که مسئله امتیاز قضائی صرف نظر از این که واقعا تفاوت بزرگی با وضعیات فعلی نخواهد داشت امری موقتی است و ارزش این همه پافشاری و اصرار دولت شاهنشاهی را ندارد. خاصه این که ممکن است فرمولی در ضمن عهدنامه پیدا کرد که تا حدی نظر دولت را تامین نماید.”13

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات