این بار نیز رژیم صهیونیستی در اعمال فشارها علیه غرب جهت شکست طرح پیشنهادی که به سود مردم فلسطین بود موفق شد و مسلما دلیل اصلی این موفقیت نبود موضعگیری جدی و فعال کشورهای عربی است و این مساله همیشه موجب میشود هر طرحی که به سود ملت فلسطین و تشکیل کشور مستقلشان مطرح میشود، ناکام بماند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه القدس العربی - چاپ لندن - در تحلیلی به قلم عبدالباری عطوان مدیر مسوول این روزنامه، به ارزیابی شکست وزیران امور خارجهی اتحادیه اروپا در تصویب سند پیشنهادی سوئد مبنی بر اعلام کشور مستقل فلسطین به پایتختی بیتالمقدس شرقی پرداخته است.
در این تحلیل آمده است: اعمال فشارهای اسراییل تحت حمایتهای کشورهایی هم چون فرانسه، هلند و آلمان جهت شکست طرح پیشنهادی سوئد به وزیران امور خارجه کشورهای اروپایی و تغییر پیش نویس این سند مبنی بر این که بیتالمقدس پایتخت دو کشور فلسطین و اسراییل باشد، موثر واقع شد و دلیل این موفقیت نبود موضعگیری فعال اعراب در محافل اتحادیه اروپا نه فقط جهت حمایت از سند سوئد بلکه جهت ترغیب اتحادیه اروپا برای اتخاذ مواضع جدیتر در مقابل اقدامات اسراییل از جمله یهودی سازی بیتالمقدس، ویرانی منازل فلسطینیان و لغو محاصرهی یک و نیم میلیون فلسطینی در نوار غزه است.
عطوان مینویسد: اسراییل بر اروپاییها و آمریکاییها فشار میآورد و دولتهای عربی بر فلسطینیان فشار وارد میکنند تا از مقاومت دست برداشته و توصیههای آمریکا را مبنی بر بازگشت به مذاکرات بدون شرط تعلیق شهرک سازیها بپذیرند. در گذشته دولتهای عربی تاوان جانبداری از اصول فلسطین و عدم به رسمیت شناختن اسراییل را با تحریمهای اقتصادی و سیاسی آمریکا و چه بسا حملات و جنگندهها پرداخت میکردند، اما امروز دولتهای عربی از مساله فلسطین برای تحقق منافع داخلی و حل و فصل مشکلات با آمریکا و غرب از طریق چشم پوشی از مواضع و ارایهی طرحهای صلح برای خروج از چالش بوجود آمده پس از حملات 11 سپتامبر استفاده میکنند. در این میان موضعگیری فلسطینیها نیز بهتر از دولتهای عربی نیست و حتی اگر مبالغه نباشد موضعگیریهای آنها به مراتب بدتر است. برخی از آنها میخواهند مبارزهی مردم فلسطین را با رفتن به سازمان ملل متحد و شورای امنیت جهت صدور قطعنامهای مبنی بر به رسمیت شناختن کشور فلسطین در مرزهای 1967 محدود کنند؛ آن هم در شرایطی که 65 قطعنامه در این خصوص صادر شده که هیچ کدام نتیجهای در بر نداشته است.
این تحلیلگر عرب میافزاید: محمود عباس روز سهشنبه در جمع اصحاب رسانه در لبنان اعلام کرد که در تصمیمش مبنی بر عدم نامزدی در انتخابات ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین جدی است، اما هیچ اشارهای به این موضوع نکرد که این انتخابات چه زمانی و تحت چه شرایطی برگزار میشود. آیا برای برگزاری آن باید یک، دو و یا 10 سال صبر کرد و آیا دولت موقت فلسطین تا ابد به کار خود ادامه میدهد و یا این که چه گزینههای دیگری برای آینده وجود دارد. علاوه بر آن مجله تایم آمریکا به نقل از محمود عباس خطاب به آمریکاییها و اروپاییها آورده است که اکنون زمان آن رسیده که دنبال یک "خر" دیگر بگردید. تایم اشارهای نکرده که محمود عباس این عبارت را به چه مناسبت بیان کرده اما بعید نیست کسی که در چنین ناامیدی بیسابقه بسر میبرد و تمامی گزینههای سازشش به بن بست رسیده و آمریکاییها، اسراییلیها و اعراب منکر او میشوند، چنین عبارتی را به کار ببرد.
عطوان در ادامه این تحلیل آورده است: یکی از نزدیکان به محمود عباس سه دلیل برای تصمیم او مبنی بر عدم نامزدی در انتخابات بیان کرده است که عبارتند از: 1- برخورد وقیحانهی هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا با محمود عباس در ابوظبی که ماه گذشته انجام شد و از او خواست تا بدون شرط تعلیق شهرک سازیها به مذاکرات با دولت اسراییل روی آورد و اقدام وقیحانهتر، آن که پس از اعلام عدم تمایل برای مشارکت در انتخابات از سوی محمود عباس به او گفت که حاضر است با وی در هر سمت دیگری همکاری کند!
2- اظهارات احمد ابوالغیط وزیر امور خارجه مصر مبنی بر استقبال از بازگشت به مذاکرات صلح بر اساس مراجع بینالمللی که این موضعگیری مصر نیز ضربهی دیگری به محمود عباس وارد کرده و با توجه به پافشاری او بر شرط تعلیق شهرک سازیها، احساسات رییس تشکیلات خودگردان فلسطین را جریحهدار کرده است.
3- نوهی محمود عباس نیز با گریه و کدورت از خانوادهاش خواسته تا رامالله را ترک کرده و به سرزمین دیگری بروند و وقتی که پدر بزرگش دلیل این امر را از او پرسیده، به او پاسخ داده است که هم کلاسیهایش در مدرسه پدربزرگش را فردی خائن به فلسطین توصیف میکنند و این عبارتها نیز بار دیگر احساسات محمود عباس را جریحهدار کرده و عزم او را برای عدم نامزدی در انتخابات و کنارهگیری از روند سیاسی جزم کرده است.
در ادامه این تحلیل آمده است: این موضعگیری رسمی فلسطینی و عربی با وجود دولتی افراطی در اسراییل که با اقداماتش حتی جهان غرب را به سختی انداخته و منافعش را در جهان عرب و اسلام تهدید کرده است، موجب تحکیم موضعگیری اسراییل و جامعه جهانی شده است. چنانچه تغییری در پیش نویس سند سوئد انجام میشود، اروپا چیزی را از دست نمیدهد و هیچ یک از کشورهای عربی نیز خشمگین نمیشوند، اما چنانچه عکس این مساله اتفاق میافتاد و تدابیری علیه اسراییل اتخاذ میشد، قدرتهای یهودی و اسراییلی علیه دولتهایشان قیام کرده و آنها را وادار به واکنش و موضعگیری میکردند.
عبدالباری عطوان مینویسد: منافع اروپا در کشورهای عربی جمع شده و برای اثبات این موضوع کافی است به بحران مالی در دبی اشاره کنیم که موجب وقوع زلزله در بازار بورس اروپا شده است و خدا میداند اگر چنین اتفاقی در سرمایهگذاریهای اروپایی در دیگر کشورهای حوزهی خلیج فارس بیفتد، چه روی خواهد داد. اروپا از ما بازار، سرمایهگذاری و شغل میخواهد، کما این که 150 هزار انگلیسی در دبی کار میکنند و دیگر هیچ یکی از منافع ما برای آنها حایز اهمیت نیست. علاوه بر آن یک بازی فوتبال جنجال برانگیز بین الجزایر مصر و سودان با واکنش و توجههای بیسابقه روبرو میشود؛ اما هیچ گونه موضعی رسمی و مردمی در قبال تجاوزگریهای اسراییل علیه مسجد الاقصی که مورد توجه یک میلیارد و نیم مسلمان سراسر جهان است، صورت نمیگیرد.
در پایان این تحلیل آمده است: اروپاییها از این که بخواهند تسلیم اعمال فشارهای اسراییل و پاسخگویی به درخواست نتانیاهو مبنی بر تغییر سند سوئد و ممانعت از ساخت منارههای مساجد در سوئیس نشوند، معذور هستند؛ اما برای حقیر شمردن اعراب و مسلمانان محدودیتی ندارند و ما با موضعگیریهایمان ثابت کردیم که شایسته تحقیرهای بیشتر هستیم.