تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۳۴۰۳۴

طرح عرصه ملی به جای وحدت ملی

امیدوار رضایی مقدمه: سال گذشته در آذرماه که نامزدهای احتمالی و جناح های سیاسی خود را برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران اماده می کردند، دو طرح ملی ارائه شد یکی دولت وحدت ملی که آقای ناطق نوری آن را ارائه کرد و هر دو جناح با آن مخالفت کردند. دیگری طرح عرصه ملی با این هدف که یک فضای فراجناحی به وجود آید و رقابت ها در درون آن صورت گیرد که البته هر دو جناح با سکوت از کنار آن گذشتند. البته برخی با طرح مکمل آن، یعنی دولت ائتلافی کارآمد و متعهد نیز مخالفت کردند. محسن رضایی در نامه به یکی از مخالفین این طرح، از طرح دولت وحدت ملی و عرصه ملی پرده برداشت. بد نیست به گوشه ای از این اظهار نظر توجه کنیم تا بعدا تحلیل و پیشنهاد خود را پی گیری کنیم:

بسمه تعالی
برادر گرامی جناب آقای عسگراولادی
واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا
با سلام و تحیت:
از قضاوت عجولانه جنابعالی که از پیشکسوتان انقلاب اسلامی هستید در نفی «دولت ائتلافی کارآمد و متعهد» تعجب کردم. البته عده‌ای آن را با طرح دولت وحدت ملی اشتباه گرفتند. این طرح با طرح «دولت وحدت ملی» متفاوت و همان چند ماه پیش هم عرض کردم که کشور ما در شرایطی نیست که طرح دولت وحدت ملی پی گیری شود. (به مصاحبه اینجانب با روزنامه اعتماد درهمان تاریخ مراجعه بفرمایید). اگر چه آن طرح هم از سر دلسوزی و تعهد پیشنهاد شده بود و پس از آنکه اصلاح طلبان با آن مخالفت کردند طراح آن، موضوع را مسکوت گذاشت.
طرح دولت وحدت ملی به توافق بین سران جناح‌ها بر می‌گشت در حالی که دولت ائتلافی، دردرون جناح‌ها بوجود می‌آید. حتی اگر چند نفری هم از نیروهای کارآمد و متعهد، از جناح دیگر به‌کارگیری شوند بدون توافق جناحی و یا چانه زنی و از این دست اقدامات، صورت می‌گیرد.
البته معتقدم که باید «عرصه ملی» را در کشور به وجود آوریم که موضوع اصلی آن منافع ملی و ارزش های حیاتی جامعه است و همه معتقدین به نظام اسلامی، چه در جناح‌ها باشند و چه مستقل، چه در حاکمیت باشند و چه در جامعه، می‌توانند در ایجاد آن مشارکت داشته باشند.
تفاوت عرصه ملی با عرصه جناحی این است که اولی، فراجناحی است و با منافع ملی مرتبط است ولی دومی، جناحی است و به سلیقه های متفاوت در اداره کشور باز می‌گردد. اولی بر پایه همکاری و برادری استوار است ولی دومی بر پایه رقابت.
اگر اولی در یک کشور نباشد:
اولاً: رقابتها در آن صورت، چون مرز ندارند به منازعه و درگیری کشیده می شود.
ثانیاً: از مرزهای ملی و اعتقادی در رابطه با مخالفین و دشمنان، مراقبت نمی‌شود.
ثالثاً: از فرصتهای ملی استفاده مناسب به عمل نمی‌آید و در مقابل تهدیدات با همه توانایی‌ها نمی توانیم ایستادگی کنیم. (در فرصت مناسبی به این موضوع خواهیم پرداخت).
حال هر سه نکته ای که در بالا بدان اشاره شده بود در حوادث اخیر خود را نشان داده است:
1- رقابتها به نزاع سیاسی کشیده شد
2- مرزهای ملی و اعتقادی به هم ریخت
3- بیش از یک سال است که کشور در یک شرایط التهاب بسر می برد و از فرصتها نمی توان استفاده کرد
بنابراین بهتر است یک فضای گفتمانی همراه با نهادهای آن برای حفظ منافع و ارزش های ملی به وجود آید. یکی از کارکردهای این نهادها جلوگیری از افراط گرایی و زدن ترمز در شرایط تندروی ها می باشد. مثلا طی این شش ماه گذشته بارها رهبر انقلاب به هر دو طرف اختلافات، توصیه ها و رهنمودهایی ارائه داده اند ولی بدلیل نبودن چنین فضایی، این رهنمودها اجرایی نشده و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست رفته است که باید از ادامه آن جلوگیری نمود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات