تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۳۴۲۰۲

نشست بررسی تحولات یمن (بخش دوم و پایانی)

اشاره: سعدالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه در نشست بررسی تحولات یمن در خبرگزاری فارس به نقش جنبش الحوثی در یمن، ادعای کمک ایران به حوثی‌ها، نقش آمریکا و غرب در تحولات یمن و تشریح خواسته‌های این جنبش پرداخته است که مشروح آن از نظر خوانندگان می‌گذرد.

آمریکا و غرب به دنبال مدیریت بحران در یمن
*فارس: پس از قیام الحوثی‌ها بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی چه واکنشی نشان دادند؟
**زارعی: ما در منطقه خاورمیانه مخصوصاً حوزه عربی شاهد یک کشاکش نزدیک بین انقلاب اسلامی و غرب یا آمریکا هستیم، این رقابت یا کشمکش در منطقه به گونه‌ای بوده که تا به حال منطقه شبه جزیره، تقریباً بر کنار بوده است. از یک طرف جمهوری اسلامی چندان علاقه‌ای نداشته که در این منطقه شاهد تنش باشد و در حال حاضر نیز اینگونه است و از سوی دیگر این شبه جزیره، که 40 درصد نفت دنیا از آن صادر می‌شود و نزدیکی تنگه استراتژیک «باب المندب»، باعث شده که غربی‌ها با حساسیت بالا تحولات آن را دنبال کنند. آمریکا در این منطقه بیش از مناطق دیگر دموکراسی را قربانی ثبات و حفظ وضع موجود کرده است.
هرگاه آمریکا در سایر کشورها همچون عراق یا سوریه با پایداری خاندان اسد و همینطور اقتدار جنبش حزب‌الله در لبنان و یا فلسطین با شکست روبرو شده، تمرکز خود را روی خلیج فارس قرار داده است تا مدیریت منطقه را از دست ندهد. جنبش حوثی، آرام آرام در اوضاع شبه جزیره تحول بزرگی ایجاد کرد و به همین دلیل آمریکا برای مقابله با آن دست به اقداماتی زد. آمریکا در مقابل جنبش حوثی از دو روش بهره برد، اول اینکه با دقت در موضوع حوثی‌ها نگریسته و کشورهای عربی را از تعجیل در تصمیم‌گیری اجتناب داد و از طرف دیگر در جهت مهار جنبش الحوثی و شیعیان یمن تمام ظرفیت‌های خود را به طور غیر علنی پای کار آورده و تلاش کرد تا مدیریت اوضاع را در دست گیرد.
آمریکا و برخی کشورهای غربی در همین راستا پس از بمباران صعده و مناطق اطراف آن به عربستان هشدار داده و ورود آشکار سعودی‌ها در جنگ یمن را زیر سئوال بردند. این موضع نشان می‌دهد که غرب، خود خواستار کنترل و مدیریت بحران است و با دقت مسائل را پیگیری می‌کند، این مسئله در عین حال جایگاه و اهمیت جنبش حوثی‌ها را نشان می‌دهد.
آمریکا تلاش می‌کند تا جنبش حوثی‌‌ها را یک جریان کور، خشن و با اهداف سیاسی افراط گرایانه مذهبی بنامد و درصدد است تا موضوع یمن را در یک مقیاس محدودی تعریف کرده تا آن را مدیریت کند اما واقعیت این است که این جنبش توانست به استراتژی کلان آمریکا در منطقه ضربه جدی وارد کند.
افزایش 500 برابری حوثی‌ها
جنبش الحوثی در یمن به یک طایفه بزرگ متصل است که زیدی‌ها هستند. زیدی‌هایی که از نظر سابقه سیاسی 11 قرن حاکم بوده و کماکان یکی از ماموریت‌های اصلی خود را تشکیل یک حکومت زیدی‌ می‌دانند. زیدی‌ها از نظر فرهنگی خود را در یک موقعیت برتری ارزیابی می‌کنند، بنابراین با غرور نسبت به تصمیم‌گیری‌ دیگران نسبت به خود می‌نگرند و هر چیزی را به راحتی قبول نمی‌کنند. زیدی در یمن و عربستان دارای طرفدارانی هستند و اسماعیلی‌ها و زیدی‌ها به یکدیگر نزدیکی‌هایی داشته و نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند. در شرق عربستان نیز شیعیان اثنی عشری به طور بالقوه حامیان زیدی‌ها می‌باشند. جمعیت حوثی‌ها از فاصله زمانی 1982 تا امروز از 200 نفر به ده‌ها هزار نفر نیروی تربیت یافته رسیده است.
شافعی‌ها برخلاف زیدی‌ها نسبت به تاسیس حکومت شافعی تمایلی نشان نمی‌دهند و در نتیجه زیدی‌ها رقیب جدی برای تشکیل حکومت در یمن ندارند. در خصوص اینکه آیا زیدی‌ها قصد تشکیل حکومت دارند یا نه اطلاعاتی در دست نیست و تا به حال نیز مشخص نبوده، اما باید گفت که جنبش مردمی الحوثی موضوعی نیست که با برخوردهای نظامی هر چند گسترده و با جنگ افزارهای پیشرفته از بین برود و یا حتی ضربه سختی دریافت کند.
*فارس: جنگ ششم یمن چه تفاوتی با جنگ‌های گذشته دارد؟
**زارعی: این جنگ از 20 مرداد آغاز شد، در فاصله جنگ پنجم تا آغاز جنگ ششم دولت علی عبدالله صالح همواره اعلام می‌کرد که در صدد سرکوبی گروه الحوثی است و هیچگاه این جریان را به عنوان یک گروه قانونی تلقی نکرده و حاضر به هیچگونه تعاملی با آنها نشد. با آغاز جنگ، علی عبدالله صالح اعلام کرد که کار را تا ریشه کن کردن الحوثی‌ها ادامه می‌دهد و در این ماجرا نیروی هوایی با تعداد زیادی هواپیما و هلی کوپتر به سمت مناطق صعب العبور عازم شده و بمباران‌های زیادی انجام می‌دادند. در کنار آن هم نیروهای پیاده زیادی را برای پاکسازی در مناطقی که نیروهای حوثی وجود داشتند، گسیل کردند و پی در پی نیز از فتوحات خود سخن ‌گفتند اما به زودی متوجه شدند که امکان موفقیت در جنگ وجود ندارد و گروه حوثی ورزیده‌تر از گذشته و به صورت چریکی به مقابله می‌پردازد.
حمایت همه جانبه علمای زیدی از حوثی‌ها
بمباران‌های هوایی تاکنون ضربات زیادی به مردم یمن زده، اما دولت یمن متوجه شد که کمترین ضربه را به جنبش حوثی وارد شده است. عهد شکنی علی عبدالله صالح و زیر پا گذاشتن توافقات قبلی و بمباران مناطق مختلف در استان صعده و استان‌های همجوار موج جدیدی را در حمایت مردم از حوثی‌ها بسیج کرده به گونه‌ای که ما شاهد بودیم در جریان جنگ ششم صعده از مخالفت علمای زیدی با جنبش مقاومت حوثی خبری نیست در حالیکه در جنگ‌های قبلی علمای زیدی عملاً به دو دسته موافق و مخالف تقسیم می‌شدند که این موضوع کار حوثی‌ها را دشوار می‌کرد و علامه بدرالدین را در موضع ضعف‌ قرار می‌داد.
جنبش حوثی‌ها در جنگ ششم با پتانسیل بیشتر، استفاده از ظرفیت‌ چریکی بالاتر و با استفاده از تجربه جنگ‌های قبلی مقاومت می‌کند. این موضوع باعث شد که علی عبدالله صالح پای کشورهای دیگر را به میان بکشد، از آن جمله ایران را محکوم کرد که به حوثی‌ها کمک کرده و آنها را تحریک به جنگ‌ می‌کند.
علی عبدالله صالح حساسیت غرب به ویژه آمریکا و همینطور کشورهای عربی به خصوص عربستان را روی نقش ایران می‌دانست و این دستاویزی بود تا کمک‌های بین‌المللی و منطقه‌ای را برای دولت یمن کسب کند. از سوی دیگر دولت یمن در این مقطع تلاش کرد تا از طریق یک عملیات روانی نیروهای حوثی را با نیروهای القاعده مرتبط نشان دهد که کشته شدن تعدادی از شهروندان انگلیسی، آلمانی و کره‌ای در صعده و انتساب آن به حوثی‌ها در این راستا صورت ‌گرفت. عبدالله صالح می‌خواست از ظرفیت مبارزه با تروریسم در عرصه بین‌المللی استفاده کرده و به سرکوب حوثی‌ها بپردازد.
نکته دیگری که در این جنگ اتفاق افتاد این بود که دولت‌های عربستان و اردن برای اولین بار به صورت آَشکاری وارد درگیری شدند، بهانه آنها حمله حوثی‌ها به الدخان بود که در عربستان است اما در حقیقت تمایل عربستان برای ایفای یک نقش کلیدی در جنگ عامل ورود به جنگ بود.
امروز پس از گذشت 4 ماه عملیات کلاسیک علیه جنبش حوثی، هر چند از یک اقدام منطقه‌ای برخوردار شده، نمایان شد که اقدام نظامی نمی‌تواند موضوع را حل کند. به همین دلیل طی هفته‌های گذشته یک گرایش دیپلماتیک بوجود آمد و برخی کشورهای منطقه تلاش کردند تا با ایفای نقشی دیپلماتیک به حل مساله کمک کنند. به طور مشخص قطر و کویت در این راستا داوطلب ایفای نقش شدند و در دولت علی عبدالله صالح هم گرایشاتی به سمت گفتگو مشاهد شده، اما هنوز به مرحله ظهور نرسیده و به نظر می‌رسد تا حصول توافق راه زیادی در پیش باشد.
*فارس: زیدیه چه اشتراکاتی با شیعیان اثنی عشری دارد؟
**زارعی: در متون مذهبی، اعم از متون شیعیان اثنی عشری و زیدیه، زیدیان به عنوان شعبه‌ای از شیعیان شناخته شده‌اند بنابراین اطلاق شیعه به زیدی‌ها کاملاً درست و مستند است، کما اینکه اطلاق شیعه به اسماعیلیان نیز درست است اما اگر تعریف ما از شیعه تعریف رایج انثی عشری است با اسماعیلیه و زیدیه تفاوت زیادی دارد. اسماعیلیه از نظر فقهی به شیعیان امامی نزدیکتر است و زیدیه در اصول. زیدیه موضوعی به نام خمس ندارد و نماز آنها به لحاظ استفاده از مهر به اهل سنت نزدیکتر است. اشتراکاتی هم در اصول اعتقادی بین ما و آنها وجود دارد از جمله اینکه در اصل مهدویت اعتقادات یکی بوده و آنها به فردی از نسل سادات معتقدند.
مسئله دیگری که ما و زیدیه را از نظر سیاسی گره می‌زند، نگاه به حکومت و تاسیس یک حکومت دینی است که باید حکومت صالحی را در جامعه بوجود آورد. این اصول، زیدی‌های اصیل را وادار می‌کند که از شخصیت‌هایی چون امام خمینی، مقام معظم رهبری، سید حسن نصرالله و آیت الله سیستانی حمایت کنند. پرچم زیدی‌ها و شعارهایی آنها که روی یک پارچه سفید حک شده، مورد اشتراک ما و آنها است.
اگر به سخنان حسین بدرالدین توجه کنیم، می‌بینیم که او به شدت از انقلاب اسلامی ایران، مبارزه با آمریکا، رژیم صهیونیستی و روز قدس حمایت کرده است. رهبر فعلی این جریان هم همین عقیده را دارد. ممکن است که در ادبیات سیاسی کسانی دچار اشتباه شده و زیدیه را خارج از شیعیان بدانند. برخی نیز عبد الملک و حسین الحوثی را از زیدیه به اثنی عشری متمایل می‌دانند که این درست نیست.
برخی نیز تلاش می‌کنند حوثی‌ها را یک فرقه سیاسی بنامند که نه زیدی و نه شیعه نیستند و تلاش برای تصاحب حکومت را داشته و برای اهداف خاصی به این موضوع متوسل می‌شوند.
رفع تبعیض و اعطای آزادی‌ مذهبی دو خواسته حوثی‌ها
زیدی‌های در درجه اول بخشی از مسلمین هستند و در درجه دوم بخشی از شیعیان، که هر گاه خواسته‌های منطقی داشته باشند باید به آنها کمک کرد البته اگر انحراف اساسی در بین گرو‌هی به وجود آید، فارغ از مذهب آنها باید به مقابله با آنها برخاست. در واقع محور حق بودن خواسته است. حوثی‌ها دو خواسته کلیدی دارند که حکومت در این مورد برخورد سلبی و منفی دارد که یکی از آنها رفع تبعیض از استان صعده است، صعده ثروتمندترین استان یمن و در عین حال محروم‌ترین استان این کشور است.
خواسته دوم آنها اعطای آزادی‌های مذهبی به نیروهای زیدی است که می‌خواهند مساجد و فعالیت‌های خود را داشته باشند که حکومت یمن از مدت‌ها قبل با اعزام روحانیون از مصر فضای تنفسی زیدی‌ها را در مساجدشان تنگ کرده ‌است، این دو خواسته درخواست‌های قابل احترامی هستند که به هیچ وجه بوی تجزیه‌طلبی و براندازی نمی‌دهد. اینکه بقیه کشورها و ملت‌ها در جهت خاموش کردن بحران موجود از این دو خواسته حمایت هم کنند خیلی دور از انتظار و غیرمنطقی نیست.
ادعای کمک ایران به حوثی‌ها برای توجیه برخورد خشن دولت یمن
*فارس: برخی معتقدند که دولت یمن در راستای وارد کردن ایران به بازی خود و عربستان، عمداً فشارهایی را به ایران وارد می‌کند، این موضوع تا چه اندازه درست است؟
**زارعی: سیاستی که دولت یمن در مواجهه با این جریان معارض در صعده دارد، سیاست کاملاً شناخته شده‌ای است. معمولاً دولت‌ها وقتی از حل یک موضوع داخلی عاجز می‌شوند، تلاش می‌کنند تا با انتساب آن جریان به خارج از کشور، از یک طرف راه برخورد با آن را در داخل هموار کنند و از سوی دیگر شکست‌های خود را از آن جریان پوشش داده و تحت الشعاع قرار دهند. این سیاست در عرصه بین‌المللی و مخصوصاً خاورمیانه مشخص و شناخته شده است.
دولت علی عبدالله صالح از زمانی که متوجه شد جریان حوثی‌ها ریشه دارتر از آن است که بتوان آن را از سر راه برداشت، تلاش کرد که این جریان را به ایران و لیبی نسبت دهد، اما جغرافیای یمن به گونه‌ای است که از جغرافیای ایران کاملاً دور بوده و در یک وضعیت غیرقابل دسترسی قرار دارد، یمن از یک طرف در مرزهای زمینی عربستان و عمان محصور است که این دو کشور طبعاً اجازه نفوذ ایرانی‌ها از مرزهای خود به یمن را نمی‌دهند و از سوی دیگر یمن در مرزهای جنوبی و غربی با اقیانوس هند و دریای سرخ مواجه است و با توجه به احاطه سنگین دریایی، قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای بر این آبراه امکان ورود ایران به این منطقه وجود ندارد. در عین حال باید به این نکته اشاره کرد که استان صعده هیچ مرز دریایی و زمینی غیر از عربستان ندارد بنابراین اساساً امکان کمک ایران به صعده وجود ندارد، مگر کمک‌هایی که به طور رسمی و تحت اشراف دولت یمن صورت می‌گیرد که در سال‌های گذشته این کمک از طریق هلال احمر، کمیته امداد و وزارت امور خارجه به یمن ارسال شد، که همه آنها تحت اشراف دولت مرکزی یمن بوده است. این کمک‌ها‌ به هیچ وجه ماهیت سیاسی نداشته و هیچ ارتباطی هم در طول این دوران بین نیروهای کمک رسان ایرانی و نیروهای مبارز صعده صورت نگرفته است بنابراین متهم کردن جمهوری اسلامی ایران بیشتر موجب خنده مخاطب می‌شود تا اینکه او را به اشتباه اندازد اما حکومت یمن برای توجیه اقدامات خشن خود و کشتار زنان و کودکان صعده دخالت خارجی را مبنای اعمال خود معرفی می‌کند. نکته دیگر این است که دولت علی عبدالله صالح که برخوردار از یک ارتش 370 هزار نفری است و امکانات زمینی و هوایی بالایی نیز دارد، نتوانسته این گروه را مهار کند تا جائیکه در جنگ ششم ناچار شده پای قدرت‌های بین‌المللی و برخی کشورهای منطقه‌ای همچون عربستان را با متهم کردن حوثی‌ها به تروریسم به این جنگ باز کند.
یک جنبه از این اتهام که حوثی‌ها از جانب ایران حمایت می‌شوند در واقع کوچک کردن شکست بزرگی است که دولت یمن از حوثی‌ها متحمل شده است. چرا که شکست از یک گروه برای یک دولت بسیار سخت است، ولی وقتی گفته می‌شود دولت یمن با یک کشور به نام جمهوری اسلامی ایران درگیر است، شکست در مقابل آن توجه پذیرتر می‌شود.
در جنگ 33 روزه وقتی ارتش رژیم صهیونیستی از رویارویی با حزب‌الله ناتوان ماند و شکست‌های پی در پی را متحمل می‌شد، حزب‌الله را متهم می‌کرد که از حمایت‌های سوریه و ایران برخوردار است و این موضوع در مورد غزه نیز که یک منطقه بسته است صدق می‌کند. متهم کردن حوثی‌ها به اینکه تحت حمایت ایران با دولت یمن درگیر هستند، برای تخفیف شکست ارتش یمن و عربستان است تا خفت شکست را کاهش دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات