به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیجفارس کار میکند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه میشود.
از آنجایی که موضع عراق درباره ایران بسیار مبهم است، همسایگان این کشور در خلیج فارس با تردید به این کشور نگاه میکنند.
ایران بازی دقیقی را در برقراری و حفظ ارتباط با تمامی احزاب شیعی و تمامی گروههای نظامی شیعی عراق و حتی گروههای غیر شیعی داشته است.
"نوری المالکی " نخست وزیر عراق تلاش داشته تا حمایت حزب سیاسیاش از خود که حزبالدعوه نام دارد را کم اهمیت جلوه دهد و همیشه تلاش دارد تا این موضوع را نشان دهد که وی با اتکا به حمایت شیعیان و کردها نخست وزیر شده است. المالکی تلاش دارد تا خود را به عنوان قهرمان وحدت عراق و هویت ملی نشان دهد.
اما دولتهای خلیج فارس که تمامی آنها توسط سنیها اداره میشود با دیده شک و تردید به عراق مینگرند.
این کشورها از تضعیف عراق بیمناک بودند چون معتقد بودند که تضعیف عراق استیلای ایران بر منطقه را ممکن میکند اما از سوی دیگر آنها از عراق قدرتمندی که توسط شیعیان اداره شود نیز هراس دارند.
آنها معتقدند که عراق یک مولفه سخت برای هرگونه نظم امنیتی در خلیج فارس است و آنها همچنان به عادی سازی روابطشان با عراق بیرغبت هستند. بنابراین انضمام عراق در یک سیستم امنیتی منطقهای ممکن است به اندازه ملحق کردن ایران به این سیستم مشکل باشد. در واقع ممکن است انضمام عراق به سیستم امنیتی منطقه حتی مشکلتر از ایران باشد چون دستکم موضع ایران شفاف است اما موضع عراقیها شفاف نبوده و به همین دلیل بدگمانی همسایگان را افزایش داده است.
زمان صدام حسین، عراق سنگری در برابر قدرت ایرانیان به شمار میآمد. در آن زمان عراق کشوری بود که توسط سنیها اداره میشد و توازنی برای نفوذ شیعه به شمار میآمد.
کشورهای حوزه خلیج فارس، حتی کویت در زمان جنگ علیه ایران، از عراق طرفداری کردند اما تهاجم عراق به کویت این جرقه را در فکرها زد که عراق بسیار خطرناک است و به همین دلیل کشورهای حوزه خلیج فارس در کنار اکثر اعراب، از مداخله آمریکا برای پایان اشغال کویت توسط عراق حمایت کردند.
در جنگ علیه عراق، کشورهای بحرین، قطر، عمان و عربستان سعودی در نیروهای زمینی مشارکت داشتند و بحرین پایگاه دریایی اولیه برای نیروهای ائتلاف بوده و بسیاری از عملیاتهای هوایی علیه عراق از آنجا صورت پذیرفت.
عربستان سعودی به بزرگترین پایگاه برای نیروهای زمینی تبدیل شد، در جریان عملیات طوفان صحرا، نیم میلیون نظامی در این کشور حضور داشتند.
بعد از اتمام عملیات طوفان صحرا و جنگ، حدود 5 هزار نظامی آمریکایی در عربستان سعودی باقی ماندند و همین موضوع باعث خشم عناصر مذهبی عربستان شد و در تقویت القاعده و به طور کلی انتشار تروریسم موثر بود. نیروهای نظامی آمریکا تا آوریل سال 2003 و تا هنگامی که صدام حسین سقوط کرد، از عربستان سعودی به طور کامل عقبنشینی نکردند.
به دنبال تهاجم عراق به کویت، در سال 1992 قطر توافقنامه همکاری دفاعی با آمریکا امضا کرد که بر اساس آن به آمریکا این اختیار داده میشد تا به تاسیسات نیروی هوایی این کشور دسترسی پیدا کند و تجهیزات نظامی خود را در قطر مستقر کند.
با گذشت زمان، آمریکا در مارس سال 2003 عراق را مورد تهاجم قرار داد و موضع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در قبال عراق بار دیگر تغییر کرد. بعد از آنکه عراق به کشوری ضعیف تبدیل شد که تحت اختلافات داخلی قرار دارد و از سوی دیگر شیعیان به دلیل تعدادشان به عنوان قدرت سیاسی اصلی ظهور پیدا کردند موضع کشورهای عربی خلیج فارس حتی بیشتر تغییر کرد.
برای بسیاری از کشورهای عربی، حتی در خلیج فارس، صدام حسین یک همسایه خطرناک ویژه به شمار نمیآمد.
البته به طور واضح، صدام در زمانی که به کویت حمله کرد نشان داد که میتواند کنترل خود را از دست بدهد. اما وی هیچگاه ادعای مالکیت تاریخی درباره دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس[و: مولف مقاله ادعاهای صدام درباره کویت را فراموش کرده است] نداشته است.
صدام از رژیم سرکوب استفاده میکرده اما این اقدام در آن منطقه به ندرت غیر عادی قلمداد میشده است.
از سوی دیگر اعتماد صدام به حمایت قبایل و همچنین بی اعتنایی به حقوق دیگر گروهها اقدامی غیر معمول در منطقه به شمار نمیآمده است. صدام به حقوق کردها و حتی شیعیان که اکثریت عراق را تشکیل میدادند اهمیتی قائل نمیشده است، بنابراین در زمان هجوم آمریکا به عراق در مارس 2003، دولتهای عربی اشتیاق کمی به این اقدام نشان دادند و حتی احساسات عمومی به شدت ضد این اقدام آمریکا بوده است چون آنها میپنداشتند که عراق بخشی از جهان عرب است.