تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۳۴۲۴۶

مولفه‌ها و شاخصه‌های تفکر بسیجی

دکتر محمد منصورنژاد

این نوشتار تحت عناوین زیر سازمان یافته است: الف- مدخل بحث ب- مولفه‌ها و شاخصه‌ها ج- نتیجه‌گیری.
الف) مدخل بحث:
طرح نکاتی چند به عنوان مقدمه بحث ضروری می‌نماید:
1- تفکر امام خمینی، مبنای تفکر بسیجی: از آنجا که واژه بسیجی جدای از معنای لغوی، اصطلاحاً به تشکیلاتی نظر دارد که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی (ره) به تناسب ضرورت نظام، دستور تاسیس آن را صادر فرمودند: از این‌رو بهترین راه بیان مولفه‌ها و ویژگی‌های تفکر بسیجی، مراجعه به مجموعه مواضع پیرخمین درباره بسیج مستضعفان شفاف‌ترین و در عین حال متمرکزترین دیدگاه ایشان در پیامی که به مناسبت سالگرد تاسیس بسیج در مورخه 2/9/67 بیان داشته‌اند آمده است. از این‌رو در آغاز سخن بخشی از آن پیام مهم عیناً در زیر می‌آید: «حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام ارایه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهد بود؟ بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه‌های آن بوی وصل و طراوت یقین حدیث عشق می‌دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی ایران که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی‌نشانی گرفته‌اند. بسیج لشکر مخلص خدا است که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‌اند.»
«من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهد تا مرا با بسیجیانم محشور گرداند ... ملتی که در خط اسلام ناب محمدی (ص) (1) و مخالف با استکبار و پول‌پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند ... اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید ... فرزندان بسیجی‌ام در این مراکز (حوزه و دانشگاه)، پاسدار اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی باشند.... بسیجیان جهان اسلام در فکر حکومت بزرگ اسلامی باشند ... باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.» (2)
2- مراد از شاخص: از «شاخص» در اصطلاح تعریف اجماعی وجود ندارد و ازجمله تعاریف مهم این واژه عبارت است از این که شاخص کمیتی است به عنوان نماینده کمیت‌های همگن متعدد. اعداد شاخص وسایل اندازه‌گیری، مقایسه و سنجش پدیده‌هایی هستند که دارای ماهیت مشخص و لااقل یک خاصیت مشخص کننده‌اند. (3) ارایه شاخص برای ارزیابی و اندازه‌گیری تفکر بسیجی بر اساس اندیشه امام خمینی کار سهلی نیست و اصولاً امور کیفی، نرم‌افزاری و فرهنگی را...
اگر نگوییم که ممکن نیست (و حتی روا نیست) حداقل بسیار دشوار است که کمیت‌پذیر و قابل اندازه‌گیری نمود. با این حال برای این که از کلی گویی و طرح معیارهای غیردقیق رها شویم، بد نیست تا حد ممکن مولفه‌های تفکر بسیجی را بر مبنای دیدگاه امام خمینی عملیاتی نموده و به ملاک‌های ملموس‌تری برای اندازه‌گیری تفکر بسیجی نزدیک شویم. این کار در ادامه نوشتار و یا مقوله‌بندی اهم مولفه‌های تفکر بسیجی مورد توجه قرار می‌گیرد.
ب) مولفه‌ها و شاخصه‌ها: در مدخل بحث فقره‌ای از مواضع امام پیرامون بسیج مستضعفین، نقل گردید؛ بر اساس آن پیام مجموعه تفکر و روحیات بسیجیان را در چهار مقوله می‌توان دسته‌بندی نموده و رای هر کدام از آن‌ها ارایه شاخص نمود. این چهار مقوله عبارتند از: 1- تفکر اخلاقی بسیجی 2- تفکر فرهنگی بسیجی 3- تفکر سیاسی بسیجی 4- تفکر نظامی بسیجی؛ برای جلوگیری از اطناب در ادامه براساس چهار مقوله فو‌ق‌الذکر، مولفه‌ها و شاخصه‌های تفکر بسیجی بر اساس مواضع امام خمینی در جدول پایین منعکس شده‌اند.
ج) نتیجه‌گیری:
1- از تفکر امام خمینی از آن‌رو شاخص‌هایی می‌توان برای ارزیابی بسیج و صحت و سقم تفکرات و اقدامات او برگزید که اولاً: او مولای بسیج مستضعفین است و ثانیاً: دیدگاه و نگرش او به عنوان کارشناس دینی از سویی حجیت دینی دارد و از سوی دیگر از آن‌رو که مورد اقبال آحاد جامعه واقع شده و به تاسیس نظام سیاسی منجر شده است، می‌تواند در جامعه اسلامی ما مورد اقبال قرار گیرد. عدول از این شاخصه‌ها و انحراف از مسیر اصلی بسیج و یا درگیر مباحث و مسایل روزمره شدن با تفکر بسیجی که به فراتر از ایران و دورتر از این زمان نظر دارد، نمی‌سازد.
2- پرسش مهمی که در بحث مولفه‌ها و شاخصه‌های تفکر بسیجی بر مبنای آرا و امام خمینی جای طرح دارد، آن است که این شاخصه‌ها و مولفه‌ها تا کی و چه زمانی ماندگارند؟ به عبارت دیگر اصل در این ملاک‌ها ثبات است یا تغییر؟ زیرا می‌توان شاخصه‌هایی را برای زمان‌ها محدود تعریف نمود و سپس از پایان یک برنامه‌ دیگر با آن شاخص‌ها کاری نداشت.
واضح است که همه افکار و آرای امام خمینی ثابت و پایدار نیستند. چنانچه خود ایشان نیز اذعان داشتند که «ممکن است من دیروز حرفی زده‌ باشم و امروزه حرف دیگری و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرف زده‌ام، باید روی همان حرف باقی بمانم.» (4) بر این اساس می‌توان مجموعه آرای ایشان را در دو سطح دسته‌بندی نمود: اول، اصول اندیشه امام خمینی؛ دوم، فروع اندیشه امام خمینی. مراد از اصل در اندیشه امام آن بخش از افکار امام است که حداقل دارای دو ویژگی زیر باشند:
2-1) از مقوله نظری، اندیشه‌ای و مفهومی باشند. به عبارت دیگر آن گونه تفکری که به اعمال، کردار و کنش مربوط نیست، بلکه به باورها نظر دارد.
2-2) آن که اصل در آن‌ها ثبات و پایداری باشد و به عبارت دقیق‌تر اگر تحول و تغییری نیز در آن رخ می‌دهد به نحوی باشد که به جوهره و ماهیت آن مدعا آسیبی وارد نسازد. البته اصل یا اصول می‌توانند، «تقلیدی» و یا «تأسیسی» باشند.
اصل در مقاله فرع معنا یافته و این دو دو واژه متضایفند. اگر از ویژگی‌های اصل، مفهومی و پایدار بودن است، از خصیصه‌های فرع، عملی، مصداقی و عینی بودن از سویی و تغییرپذیری و عدم ثبات از سوی دیگر می‌باشد.
حاصل آن که اگر پرسیده شود که آیا مولفه و شاخصه‌های تفکر بسیجی بر اساس نگرش امام خمینی ثابتند، یا متغیر؟ پاسخ آن است که چون این گونه مولفه‌ها و نیز شاخص‌های متخذ از آن جنبه‌ اندیشه‌ای، مفهومی و نظری دارند، از اصول اندیشه امام خمینی محسوب شده و تغییر ناپذیرند گرچه ممکن است تکمله پذیر باشند. البته این بدان معنا نیست که ارزش همه این مولفه‌ها و شاخصه‌ها همان باشند، زیرا برخی از این مولفه‌ها «مرکز» نظریه امام خمینی را شکل داده و برخی دیگر در اصول اندیشه نقش «پیرامونی» دارند. مثلاً تلازم دین و سیاست و تاسیس حکومت اسلامی، از ام‌الاصول اندیشه امام خمینی است و یا تفکر ظلم ستیزانه و عدالت محورانه از مبانی اساسی اندیشه امام خمینی است (5) و از این‌رو از سوی بسیجیان باید مورد توجه عمده قرار گیرد. بر اساس مولفه‌های یاد شده نمی‌تواند کسی مدعای بسیجی بودن داشته باشد، اما تلازم دین و سیاست را قبول نداشته و از گفتمان سکولاریزم دفاع کند. نمی‌تواند فردی در آموزش و پرورش مدعای تفکر بسیجی داشته باشد، اما در سیاستگذاری، تدوین برنامه و ... قسط را مبنای کار قرار ندهد و از نظامی تبعیض آلود دفاع کند.
3- برای آن که تفکر بسیجی در ادارات و نهادها و از جمله در آموزش و پرورش تحقق یابد، صرف اعتماد صمیمی به این که تکفر بسیجی هم می‌توان داشت کافی نیست. بلکه لازم است اولاً: تفکر بسیجی را به صورت دقیق و شفاف تعریف عملیاتی نمود و برای آن ارایه شاخص نمود؛ (کاری که در این مقاله مورد توجه بود) ثانیاً: این مبانی و اصول در «هدفگذاری» و در ارایه «دکترین» آموزشی و نیز پرورشی، دایماً مورد توجه بوده و برنامه‌ها بر اساس این شاخص‌ها تدوین گردیده و ارزشیابی شوند، ثالثاً: در همه ارکان مهم آن اداره و همه بازیگران و موثران آن (مدیران عالی، میانی و پایین، معلمان، کارکنان، متن برنامه‌های سالانه، دانش آموزان، پژوهشگران و ...) در برنامه بر اساس شاخصه‌های تفکر بسیجی، وظایف، تکالیف و غایات و اهداف آن‌ها تعریف، تحدید و تعیین گردند، رابعاً: در حین اجرا و نیز پس از اجرا، بر اساس شاخصه‌های تفکر بسیجی، کارکرد مجموعه اجزا و عناصر اداره مورد «نظارت» و کنترل قرار گیرند. خامساً: بر مبنای همین شاخصه‌ها، متولیان امر موظف به «پاسخگویی» بوده و در صورت سهل‌انگاری و یا قصور و تقصیر، به تناسب جرم مورد مواخذه و تنبیه قرار گیرند و در صورت اعمال و توجه بدین مولفه‌ها،‌ مورد تشویق قرار گیرند.
حاصل آن که تفکر بسیجی، باید به صورت فرهنگ درآمده و درونی شود و از جمله مراکز مهمی که در این راستا می‌تواند ایفای نقش نماید وزارت و آموزش و پرورش است و این فرهنگ تولید نمی‌شود مگر آن که به صورت ساختاری در برنامه‌های این وزارتخانه، تفکر بسیجی مورد توجه و تاکید قرار گرفته و مبنای برنامه نویسی و عمل به برنامه باشد و چنین گامی برداشته نمی‌شود، مگر آن که ابتدا فرهنگ بسیجی را دقیقاً بر اساس مولفه‌ها و شاخصه‌ها تعریف نمود. در ایفای این مسئولیت مهم بسیجیان آن وزارتخانه بیش از همه می‌توانند و باید نقش آفرینی نمایند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات